<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشگاه علوم پزشكي اراك </title>
<link>http://jams.arakmu.ac.ir</link>
<description>مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک - مقالات نشریه - سال 1390 جلد14 شماره5</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1390/8/10</pubDate>

					<item>
						<title>راه اندازی و به کارگیری یک روش Multiplex Real-time RT-PCR حساس برای تشخیص همزمان ویروس‌ نقص ایمنی انسانی نوع 1 و ویروس هپاتیت C در نمونه‌های پلاسما</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=920&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: ویروس  نقص ایمنی انسانی نوع 1 و ویروس هپاتیت C از جمله مهم‎ترین عوامل عفونی منتقل شونده از طریق خون محسوب می شوند و از این رو تشخیص صحیح، دقیق و حساس این ویروس ها در افراد آلوده و خون های اهدایی از اهمیت بسیاری برخوردار است. به علت وجود برخی از محدودیت های روش های سرولوژیک در تشخیص این عوامل عفونی، هدف این مطالعه استفاده از روش های مولکولی سریع و حساس همچون Real-time PCR می‎باشد.
مواد و روش ها: در این مطالعه آزمایشگاهی، یک روش Real-time PCR Multiplex خانگی بر مبنای استفاده از رنگ SYBR GreenI راه اندازی شد که در آن با استفاده از آنالیز منحنی ذوب می توان عفونت منفرد و یا هم زمان ویروس  نقص ایمنی انسانی نوع 1 و ویروس هپاتیت C را در نمونه های پلاسمای بیماران شناسایی نمود. آنالیز آماری با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 16 انجام شد
یافته ها: نتایج به دست آمده از انجام واکنش های مختلف بر روی چندین نمونۀ بالینی نشان داد که حساسیت تجزیه‎ای (آنالیتیکی) روش راه اندازی شده برای ویروس نقص سیستم ایمنی نوع 1 معادل 200 کپی در هر میلی لیتر 200 و برای ویروس هپاتیت C برابر 100 کپی در هر میلی لیتر است. به علاوه نشان داده شد که پرایمرهای طراحی شده برای هر ویروس هیچ گونه واکنش متقاطعی با یکدیگر و سایر عوامل مداخله گر ندارند.
نتیجه گیری: با توجه به سطح حساسیت و ویژگی مناسب، کاربرد آسان، هزینه نسبتاً کم و آنالیز سریع نمونه ها، این روش می تواند یک روش سریع و مناسب برای تشخیص موثر و آسان ویروس نقص ایمنی انسانی نوع 1 و ویروس هپاتیت C در نمونه های پلاسما باشد.


</description>
						<author>مهدی پریان </author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیر ان استیل سیستئین بر کاهش میزان کم شنوایی دایمی ناشی از سر و صدا در کارگران کارخانه هپکو اراک</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=773&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: کم شنوایی ناشی از صدا یک موضوع بالینی قابل توجه می‎باشد. هدف این مطالعه بررسی اثر ان-استیل سیستئین بر کاهش میزان کم شنوایی دایمی ناشی از سر و صدا در کارگران کارخانه هپکو اراک می‎باشد. 
مواد و روش ها: در این مطالعه کارآزمایی بالینی، تعداد 118 نفر از شاغلین در کارگاه های شرکت هپکو، از مهر 1387 تا آبان 1388 و در محدوده سنی 52-20 سال با حداقل 5 سال سابقه کار در محیط کاری پر سر و صدا (بالای 85 دسی بل) در دو گروه مداخله و کنترل وارد مطالعه شدند. داروی فلویموسیل با ماده موثر ان-استیل سیستئن در گروه مداخله (قرص 600 میلی گرمی) و ویتامین B1 (300 میلی گرم) در گروه کنترل مورد استفاده قرار گرفت. پس از طی دوره مورد نظر، مجددا ادیومتری تون خالص صورت گرفت. 
نتایج: در گروه کنترل افت شنوایی مشهود بود که با افزایش سن و سابقه کار شدیدتر افت شنوایی افزایش پیدا می کرد. استفاده از دارونما )ویتامین  ب) در جلوگیری از افت شنوایی بی اثر بود. در گروه مداخله افت شنوایی معناداری در فرکانس های بالا دیده نشد و در فرکانس 6000 حتی بهبودی نسبی نیز ملاحظه شد ولی با افزایش سن و سابقه کار افت شنوایی نمایان گردید،که این افت در مقایسه با گروه کنترل اندک بود.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد که استفاده از ان-استیل سیستئن در درمان کم شنوایی ناشی از صدا در فرکانس های بالا تاثیرگذار می‎باشد. این مطالعه می تواند به عنوان مبنایی برای مطالعات بعدی در جهت کاهش آسیب های ناشی از صدا قرار گیرد.

</description>
						<author>ابوالفضل جعفری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر عصاره الکلی گیاه کاکنج(Physalis Alkekengi) بر روی برخی از عوامل بیوشیمیایی پلاسما در رت</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=931&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: کاکنج گیاهی علفی، پایا با ساقه ریزومی خزنده و متعلق به خانواده سولانامه می باشد. این مطالعه تأثیر عصاره گیاه کاکنج Physalis Alkekengi  بر روی غلضت برخی از فاکتورهای بیوشیمیایی پلاسما را بررسی می کند.
مواد و روش  ها: در این مطالعه تجربی، 50 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با میانگین وزنی 5±190گرم به 5 گروه 10 تایی شامل: گروه کنترل، گروه شاهد تزریقی با دریافت روزانه 2 میلی لیتر حلال دارو، گروه های تجربی دریافت کننده دارو با دوز حداکثر (4/0)، متوسط (2/0) و حداقل (1/0) گرم به ازای هرکیلو گرم تقسیم شدند. تجویز دارو به صورت داخل صفاقی و به مدت 14روز به طول انجامید و بعد از پایان این دوره به منظور انجام تست های آزمایشگاهی، خون گیری انجام و نتایج به دست آمده از آزمایشات با استفاده از روش های آماری آنووا و توکی تست مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: بر اساس نتایج به دست آمده، غلظت پلاسمایی پروتئین و آلبومین افزایش معنی داری را نشان دادند(05/0&gt; P) در حالی که در غلظت پلاسمایی کراتینین، بیلی روبین،  نیتروژن اوره خون تغییرات معنی داری مشاهده نشد.
نتیجه گیری: از آنجایی که گیاهان این خانواده حاوی مقادیر قابل توجهی گلوکوکورتیکوئیدها می باشند، احتمال می رود که وجود این ترکیبات بتواند سطح پروتئین های کبد و پلاسما را افزایش دهد. به علاوه وجود ترکیباتی مانند فیزالین و ویتامین ث همراه با افزایش آلبومین احتمالأ باعث افزایش فشار خون و در نهایت افزایش فیلتراسیون گلومرولی و خواص مدری شده و لذا عدم افزایش معنی دار غلظت پلاسمایی مواد حاصل از متابولیسم در پلاسما منطقی به نظر می رسد.

</description>
						<author>مهرداد شریعتی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی نقش رسپتورهای اپیوئیدی در تغییرات گلوکز خون موش‌های بالب سی تیمار شده با مورفین</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=838&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
زمینه و هدف: مورفین یکی از مشتقات آلکالوئیدهای موجود در تریاک می باشد. گزارش های متناقضی دال بر اثرات مورفین بر روی گلوکز خون وجود دارد. هدف از این پژوهش، بررسی نقش گیرنده های اپیوئیدی دخیل در تغییرات گلوکز خون موش های بالب سی تیمار شده با مورفین می‎باشد.
مواد و روش ها: این تحقیق تجربی بر روی 8 گروه موش نر نژاد بالب سی (6=n) انجام گرفت که به گروه اول مورفین، گروه دوم نالوکسان به همراه مورفین، گروه سوم نالتریندول به همراه مورفین، گروه چهارم نوربینالتورفیمین به همراه مورفین، گروه پنجم CTOP (D-phe-cys- Tyr- D- Trp- orn- Thr- pen- Thr- NH2) به همراه مورفین، گروه ششم سالین، گروه هفتم سالین به همراه سالین و گروه هشتم سالین به همراه مورفین تزریق شد. نمونه های خونی از سینوس چشمی در زمان های صفر، 1، 2 و 3 ساعت پس از تزریق گرفته شد. میزان گلوکز خون به روش آنزیمی سنجیده شد و آنالیز آماری با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گرفت.
نتایج: تزریق مورفین سبب کاهش معنی دار گلوکز خون نسبت به گروه کنترل پس از تزریق شد و این کاهش گلوکز خون توسط نالوکسان به طور معنی دار در مقایسه با گروه مورفین جبران گردید. کاربرد نالتریندول توانست کاهش گلوکز خون ایجاد شده توسط مورفین را نسبت به گروه کنترل به طور معنی دار مهار نماید در حالی که CTOP و نوربینالتورفیمین قادر به انجام این امر نبودند.
نتیجه گیری: با توجه به اینکه نالتریندول توانست کاهش گلوکز خون ایجاد شده توسط مورفین را جبران نماید، این احتمال وجود دارد که کاهش گلوکز خون ناشی از مورفین از طریق گیرنده های اپیوئیدی دلتا انجام شده باشد.

</description>
						<author>سید مهدی شریعت زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر برنامۀ بازتوانی قلب بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به انفارکتوس میوکارد</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=789&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: بازتوانی قلب یکی از اجزاء اساسی مراقبت از بیماران قلبی در بیمارستان و جامعه می‎باشد، لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر اجرای برنامه بازتوانی قلب بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به انفارکتوس میوکارد انجام پذیرفت.
مواد و روش‎ها: این مطالعه کارآزمایی بالینی با دو گروه مداخله و کنترل صورت گرفت. برای هر گروه 30 بیمار مبتلا به انفارکتوس میوکارد بستری در بیمارستان مرکز قلب ساری به صورت تصادفی انتخاب شد. گروه آزمون تحت برنامه بازتوانی منزل به صورت سه بازدید در منزل، در هفته‎های 4، 8 و 12 قرار گرفت.  گروه کنترل هیچ مداخله‎ای را دریافت نکردند. داده ها از طریق پرسش‎نامه‎های مشخصات فردی، ابزار کیفیت زندگی و کنترل رفتارهای بهداشتی بیمار در منزل جمع‎آوری گردید، سپس از طریق نرم افزار SPSS نسخه 16 و با استفاده از آزمون‎های کای دو، آنالیز واریانس و من ویتنی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: دو گروه از نظر مشخصات فردی همگن بودند. کیفیت زندگی بیماران گروه آزمون، قبل و بعد از مداخله، در ابعاد جسمی و روحی روانی و در کل افزایش داشت (001/0p&lt;)، هم‎چنین مقایسه کیفیت زندگی دو گروه آزمون و کنترل، از نظر آماری تفاوت معنی‎داری را نشان داد (001/0p&lt;). 
نتیجه گیری: اجرای برنامه بازتوانی قلب در منزل می‎تواند سبب بهبودی در نتایج کیفیت زندگی این بیماران شود  لذا می‎توان استفاده از روش یاد شده را در این بیماران توصیه کرد.

</description>
						<author>ویدا شفیع پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیر رزمارینیک اسید بر مهار گسترش مزانژال در رت‌های دیابتی: نفرکتومی یک طرفه </title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=873&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: نفروپاتی دیابتی یکی از شایع‎ترین علل رسیدن به مرحله نهایی بیماری کلیوی است. هدف این پژوهش بررسی نقش آنتی اکسیدانی، آنتی دیابتی و ضد التهابی رزمارینیک اسید در مهار نفروپاتی دیابتی می‎باشد.
مواد و روش‎ها: در این مطالعه تجربی ،40 راس رت نر مورد جراحی نفرکتومی چپ قرار گرفتند.رت‎ها به طور تصادفی به چهار گروه (هر گروه 10 رت)  تقسیم شدند. گروه یک کنترل، گروه دوم دیابتی بدون درمان، گروه های سوم و چهارم گروه‎های درمانی با رزمارینیک اسید به ترتیب با دوز درمانی 100 و 200  میلی گرم بر کیلوگرم انتخاب شدند. در گروه‎های دوم، سوم و چهارم با تزریق زیر جلدی آلوکسان دیابت القاء گردید. بعد از 8 هفته درمان، مالون دی آلدهید سرمی اندازه‎گیری شد. برش‎های پارافینی از کلیه تهیه و به روش پاس رنگ آمیزی گردید. حجم گلومرول، حجم مزانژال داخل گلومرولی و حجم مویرگ گلومرولی با روش‎های استریولوژیک برآورد گردید. اطلاعات به کمک نرم افزار SPSS نسخه 13 و تست ناپارمتری من ویتنی تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: سطح سرمی مالون دی آلدهید در گروه های تحت درمان با رزمارینیک اسید به طور معنی‎داری در سطح گروه کنترل حفظ شده بود. هیپرتروفی گلومرولی، گسترش مزانژال و کاهش مویرگ های گلومرولی در گروه های درمانی با رزمارینیک اسید به طور معنی‎داری در مقایسه با گروه دیابتی بدون درمان بهبود یافته بود، ولی با سطح این متغیرها در گروه کنترل تفاوت معنی‎داری داشت. 
 نتیجه گیری: رزمارینیک اسید می تواند هیپرتروفی گلومرولی، گسترش مزانژال و کاهش حجم مویرگ گلومرولی را در رت های دیابتی بهبود بخشد.

</description>
						<author>مجید طوافی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر یک جلسه تمرین مقاومتی بر سطح آدیپونکتین سرم و شاخص مقاومت به انسولین در مردان غیر فعال</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=921&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: اثر تمرین کوتاه مدت و بلند مدت بر شاخص مقاومت به انسولین ممکن است با یک یا چند عامل از جمله تغییرات ریخت شناسی و هورمونی مرتبط باشد. هدف این مطالعه تعیین اثر یک جلسه فعالیت مقاومتی بر سطوح آدیپونکتین و شاخص مقاومت به انسولین تا 24 ساعت پس از فعالیت است.
مواد و روش ها: این پژوهش تجربی قبل و بعد بر روی 10 مرد (4/1±23 سال) سالم داوطلب (بدون سابقه فعالیت ورزشی منظم، تغییر در وزن بدن بیشتر از 2 کیلوگرم، بیماری خاص و مصرف سیگار برای حداقل 6 ماه گذشته) و توده بدنی نرمال انجام شد، که در یک جلسه فعالیت مقاومتی (با شدت 70 درصد یک تکرار بیشینه با 10 تکرار در هر حرکت برای سه ست) شرکت کردند. سطوح آدیپونکتین، گلوکز، انسولین و شاخص مقاومت به انسولین قبل و 24 ساعت پس از فعالیت اندازه گیری شد. 
یافته‎ها: تفاوت معنی‎داری در غلظت‎های آدیپونکتین قبل (9/1± 98/6) و بعد (4/1± 07/8 میکرو گرم بر میلی لیتر) و گلوکز قبل (6/7±3/81) و بعد 4/6±7/80 میلی گرم بر میلی لیتر بعد) مشاهده نشد، اما شاخص مقاومت به انسولین قبل (27/0±34/1) در برابر بعد (11/0±06/1) و غلظت انسولین قبل (88/0±64/6) در برابر بعد (43/0± 37/5 میکرو یونیت بر میلی لیتر بعد) به طور معنی‎داری، 24 ساعت پس از پایان فعالیت کاهش یافت(05/0p&lt;).
نتیجه گیری: بر اساس نتایج این مطالعه پیشنهاد می‎شود حتی یک جلسه فعالیت مقاومتی بدون تغییر معنی‎دار در سطح آدیپونکتین می‎تواند اثر مثبتی بر شاخص‎های غلظت گلوکز خون در مردان غیر فعال داشته باشد.

</description>
						<author>محمد علی آذربایجانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی پایایی و روایی پرسشنامه رضایت شغلی نجمیه</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=881&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: این پژوهش با هدف بررسی روایی و پایابی رضایت شغلی نجمیه در راستای ایجاد ابزار مناسب برای اندازه گیری رضایت شغلی انجام شده است.
مواد و روش ها: در این مطالعه مقطعی، 212 نفر از کارکنان بیمارستان فوق تخصصی نجمیه، طی نمونه گیری طبقه ای انتخاب شده و به سوالات پرسش نامه رضایت شغلی نجمیه پاسخ دادند. در این مطالعه پس از بررسی روایی محتوا جهت بررسی روایی سازه از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی، و جهت بررسی پایایی از آلفای کرونباخ و جهت تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 16 استفاده گردید. 
یافته ها: نمونه حاصله، متشکل از 212 نفر، 181 نفر(6/86 درصد) زن و 28 نفر(4/13 درصد) مرد بود. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان دهنده چهار عامل با تبین 54 درصد واریانس و شاخص کیسن مایر الکین82/0بود. این عوامل نیز به وسیله تحلیل عاملی تأئیدی مورد تصدیق قرار گرفت (368/0p=). پایایی پرسشنامه نیز توسط روش الفای کرونباخ برابر 88/0 گزارش گردید.
نتیجه گیری: با توجه به این که شاخص های روایی و پایایی پرسش نامه همگی در حد مطلوبی گزارش گردیدند، می توان از پرسش نامه رضایت شغلی نجمیه به عنوان پرسش نامه ای روا و پایا در اندازه گیری رضایت شغلی استفاده نمود.

</description>
						<author>محمد غلامی فشارکی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>عوامل موثر بر مصرف خود سرانه داروها در سالمندان تحت پوشش مراکز شهری زرندیه با استفاده از مدل اعتقاد بهداشتی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=993&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: خود درمانی از جمله مشکلات موجود در چرخه درمان بیماران می باشد و با ورود به مرحله سالمندی، مصرف دارو و میزان بروز عوارض جانبی آنها افزایش می یابد، پژوهش حاضر با هدف تعیین عوامل موثر بر مصرف خود سرانه داروها در سالمندان تحت پوشش مراکز شهری زرندیه با استفاده از مدل اعتقاد بهداشتی انجام شده است. 
مواد و روش ها: پژوهش حاضر یک مطالعه مقطعی توصیفی می باشد که بر روی 180 نفر (95 نفر زن و 85 نفر مرد) از افراد بالای 60 سال زرندیه انجام شده است. ابزار گردآوری اطلاعات پرسش نامه طراحی شده بر اساس مدل اعتقاد بهداشتی شامل سازه های حساسیت، شدت، منافع، موانع درک شده و چک لیست عملکرد در خصوص مصرف خود سرانه دارو بود. اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و آزمون های کای دو، تی مستقل و ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: میزان شیوع خود درمانی در سالمندان 31درصد بود( زنان 33 درصد و  مردان 29 درصد  بود و از مهم‎ترین دلایل آن تجربه قبلی از بیماری و شناخت آن (61 درصد)، در دسترس بودن داروها (5/60 درصد)، نتیجه خوب خود درمانی های قبلی (7/56 درصد)بود. هم‎چنین اختلاف معنی‎داری در میزان آگاهی، حساسیت ، شدت، منافع و موانع درک شده افراد با سابقه یا بدون سابقه خود درمانی وجود داشت (001 /0&gt;p).
نتیجه گیری: با توجه به عوارض نامطلوب مصرف خودسرانه داروها و شیوع بالای خوددرمانی در میان سالمندان، طراحی یک برنامه آموزشی برای تغییر آگاهی و اعتقادات سالمندان در رابطه با خود درمانی توصیه می‎شود. 

</description>
						<author>محمود کریمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر ویتامین D بر روی مقاومت به انسولین در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=999&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: مطالعات متعددی نشان داده اند که ویتامین D ممکن است بر ترشح و حساسیت انسولین نقش داشته باشد. این مطالعه اثر ویتامین D بر روی مقاومت به انسولین را بررسی می کند.
مواد و روش ها: در این مطالعه، 100 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو در سنین 30 تا 70 سال به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده و تحت انجام آزمایش های مختلف قرار گرفتند. سپس به مدت چهار هفته با 50000 واحد ویتامین D خوراکی روزانه درمان شدند و مقاومت به انسولین در ابتدا و انتهای درمان مورد بررسی قرار گرفت. تحلیل  یافته ها با استفاده از نرم افزار  SPSS نسخه 17 و آزمون های تی زوجی و  ویل کاکسون صورت پذیرفت.
یافته ها: بیماران شامل 70 زن و 30 مرد بودند. میانگین ویتامینD ، 28 /19±03/43 نانوگرم بر میلی لیتر بود. 24 درصد بیماران (بر اساس 25 هیدروکسی ویتامینD  کمتر از 20 نانوگرم بر میلی لیتر) کمبود ویتامین D داشتند. مقادیر میانگین متغیرها در ابتدا و انتهای مطالعه به ترتیب برای قند ناشتا 74/36±48/138و 39±02/131 میلی‎گرم بر دسی لیتر (05/0=p)، برای انسولین 46/9 ±76/10و 25/8±6/8 میکرو واحد بر میلی لیتر (028/0=p) و هم‎چنین برای HOMA-IR نیز به ترتیب 18/3±57/3 و 28/3±89/2 (008/0=p ) بود. 
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که ویتامین D موجب بهبودی مشخص در میزان  قند خون ناشتا، انسولین و مقاومت به انسولین که با استفاده از HOMA-IR ارزیابی می شود، می گردد و افزودن مکمل ویتامین D اثر مثبت بر تحمل قند در دیابت نوع دو دارد.

</description>
						<author>مهناز محمدی کلیشادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه میزان رضایتمندی مراجعین به اورژانس های بیمارستان های اراک در سال های87-86 با سال 89</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=186&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: از دیدگاه مدیریتی، رضایتمندی بیمار از مراقبت های تشخیصی، درمانی و بازتوانی به دلایل متعددی مهم می باشد. این مطالعه با هدف بررسی میزان رضایتمندی مراجعین به اورژانس های بیمارستان های اراک طراحی شده است.
مواد و روش ها: این مطالعه یک مطالعه مقطعی (توصیفی- تحلیلی) است. ابزار مطالعه، پرسشنامه  است. نمونه گیری به روش تصادفی به تفکیک بیمارستان ها صورت گرفت. جهت آنالیز اطلاعات از نرم افزار آماری SPSS و آزمون های مرتبط استفاده گردید.
یافته ها: در نگرش کلی در مرحله اول 9/72 درصد از بیماران رضایت داشتند که این رضایت در مرحله دوم به 3/73 درصد رسید. رضایت از محیط فیزیکی از 2/86 در مرحله اول به 4/87 درصد در مرحله دوم، وضعیت بهداشت اورژانس از 9/85  به 1/84 درصد، سرعت و دقت کادر درمانی در اورژانس از 6/69 به 7/69 درصد، نحوه برخورد نگهبان و کادر درمانی از 2/60 به 7/61 درصد، نحوه اطلاع رسانی در اورژانس از 1/23  به 6/25 درصد، امکانات رفاهی از 1/60 به 9/70 درصد، وضعیت دسترسی به دارو از 4/66 به 9/67 درصد، وضعیت ترخیص و هزینه‎های اورژانس از 6/51 به 9/50 درصد و رعایت مسائل شرعی در اورژانس از 6/86 به 1/88 درصد رسیده است.
 نتیجه گیری: رضایت بیماران از نحوه خدمت رسانی در اورژانس در مجموع در سطح نسبتأ مطلوبی قرار داشته و اکثر نارضایتی ها به موارد زیر مربوط می شود: هزینه های پرداخت شده، وضعیت دارو، مشکلات فرآیندی، نحوه برخورد با بیمار و همراه، امکانات رفاهی، زمان های انتظار و عدم اطلاع رسانی.

</description>
						<author>اسماعیل مشیری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثرات مهار رشدی و آپوپتوزی کاربنوکسولون در رده ی سلولی NB4 لوسمی انسانی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=888&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: تاکنون داروهای متفاوتی برای درمان لوسمی پرومیلوسیتیک حاد ارائه شده است، اما هیچ یک باعث درمان کامل بیماری نشده است، لذا تلاش های بسیاری برای یافتن داروهای جدید با پتانسیل بالا که قادر به القاء آپوپتوز باشند، در جریان است. اخیراً اثرات ضد سرطانی ترکیبی به نام کاربنوکسولون، در چند رده سلولی گزارش شده است. در مطالعه حاضر اثرات ضد سرطانی کاربنوکسولون در رده سلولی  NB4 به عنوان مدل آزمایشگاهی لوسمی پرومیلوسیتیک حاد مورد بررسی قرار گرفته است.
مواد و روش ها: در این مطالعه آزمایشگاهی، رده سلولی NB4 پس از کشت تحت تأثیر کاربنوکسولون در غلظت‎ها و فواصل زمانی مختلف قرار گرفت. از آزمون دفع رنگ تریپان بلو به منظور بررسی رشد و زیستائی در سلول هایNB4  استفاده شد. برای بررسی نوع مرگ سلولی از میکروسکوپ فلورسنت و تکنیک الکتروفورز  DNA به کمک ژل آگارز استفاده گردید. 
یافته ها: کاربنوکسولون سبب مهار رشد سلول های NB4 می شود، به طوری که میزان مهار رشد نسبت به کنترل در 48 ساعت و در غلظت‎های 50 ،100، 150 ،200 و250 میکرومولار به ترتیب  65/32، 52/47، 73/60، 91/68 و 33/74 درصد بود. هم‎چنین نتایج حاصل از آزمون قطعه قطعه شدن DNA و میکروسکوپ فلوروسنس نشان دهنده وقوع مرگ سلولی از نوع آپوپتوز پس از تیمار سلول های NB4 با غلظت های بالا بود.  
نتیجه گیری: با توجه به اثرات مهار رشدی و آپوپتوزی کاربنوکسولون بر سلول هایNB4  لوسمی پرومیلوسیتیک انسانی، این دارو می تواند به عنوان کاندیدای بالقوه برای مطالعات بیشتر در درمان لوسمی پرومیلوسیتیک مورد بررسی قرار گیرد.

</description>
						<author>سید محمد امین  موسوی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ضخامت آندومتر در بیماران آمنوره مبتلا به سرطان پستان تحت درمان با تاموکسیفن</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=540&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: سرطان پستان یکی از سرطان های شایع زنان است که از درمان‎های رایج آن مصرف تاموکسیفن است. یکی از عوارض ذکر شده تاموکسیفن افزایش ضخامت آندومتر و خطر ابتلاء به سرطان اندومتر است. هدف این مطالعه بررسی اثر تاموکسیفن بر ضخامت اندومتر در بیماران مبتلا به سرطان پستان مصرف کننده تاموکسیفن که دچار آمنوره شده‎اند می‎باشد. 
مواد وروش ها: این مطالعه مقطعی- تحلیلی به مدت 7 سال در بخش‎های پرتو درمانی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، انجام شد. 162بیمار مبتلا به سرطان پستان تحت درمان با تاموکسیفن که قاعدگی آنها قطع شده بودند، انتخاب شدند و ارتباط بین مصرف تاموکسیفن و ضخامت آندومتر بررسی شد. هم‎چنین ارتباط بین مدت مصرف تاموکسیفن و شیوع ضخامت غیر طبیعی اندومتر بررسی شد. ارتباط متقابل بین خونریزی غیر طبیعی واژینال و یافته‎های سونوگرافی هم مورد ارزیابی قرار گرفت. سپس بررسی آماری با استفاده از آزمون‎های کای اسکوئر و آزمون تی انجام شد. 
 یافته ها : بین مصرف تاموکسیفن و ضخامت آندومتر ارتباط وجود داشت و بیشترین ارتباط در سال اول درمان بود. ارتباط بین خونریزی غیر طبیعی واژینال و سونوگرافی غیر طبیعی آندومتر نیز معنی‎دار بود (001/0=p). شیوع سرطان آندومتر در مصرف کنندگان تاموکسیفن بیشتر از جمعیت عمومی بود (66/0 درصد در مقابل 1/0 درصد).
نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده، در مصرف کنندگان تاموکسیفن در صورت علایم بالینی دال بر خونریزی غیر طبیعی واژینال و یا وجود سونوگرافی غیر طبیعی باید کورتاژ آندومتر و بررسی آسیب شناسی اندومتر انجام شود.

</description>
						<author>زهره یوسفی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>گزارش یک مورد سرطان سلول سنگفرشی پیشابراه به دنبال جراحی تومور مثانه</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1059&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: سلول ترانزیشنال شایع ترین تومور مثانه می باشد که با درمان‎های جراحی و ایمنوتراپی BCG و شیمی درمانی و رادیوتراپی قابل درمان است. در این مطالعه به بروز سرطان سلول سنگفرشی در پیشابراه یک بیمار با سابقه سرطان سلول ترانزیشنال درمان شده با TUR-T و BCG می پردازیم.
مورد: بیمار یک مرد 68 ساله با خون واضح در ادرار، وجود kissing در لوب های جانبی مجرای پروستاتیک و یک توده 3×2 میلی متر پدانکوله در اطراف مجرای ورودی حالب راست به مثانه در سیستوسکوپی بود که تحت درمان TUR-T و BCG قرار گرفته و با تشخیص پاتولوژیک سرطان سلول ترانزیشنال هر سه ماه یک بار بوسیله سیستوسکوپی پیگیری شد. در پیگیری ها 9 ماه بعد توده های متعدد پدانکوله در قسمت penile urethra  مشاهده شد که در بررسی پاتولوژیک SCC گزارش شد. 
نتیجه گیری: با توجه به این که شایع‎ترین محل گرفتاری مجرا ممبرانویورترا می‎باشد و سرطان سلول ترانزیشنال شایع ترین تومور این ناحیه است، بروز تومور سرطان سلول سنگفرشی در penile urethra غیر قابل انتظار بوده و می تواند ناشی از تحریک مزمن این ناحیه در طی درمان و پیگیری باشد.
</description>
						<author>محمود رضا باغی نیا</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
