<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشگاه علوم پزشكي اراك </title>
<link>http://jams.arakmu.ac.ir</link>
<description>مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک - مقالات نشریه - سال 1386 جلد10 شماره2</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1386/3/11</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی نتایج درمان جراحی بیماران مبتلا به پاچنبری مادرزادی بادسترسی خلفی- داخلی و خارجی در بیمارستان الزهرا اصفهان </title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=4&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: پاچنبری مادرزادی (کلاب فوت) یکی از شایع ترین دفورمیتی های پای اطفال می باشد. این بیماری در موقع تولد با روش های غیر جراحی تحت درمان قرار می گیرد. چنانچه این بیماری با این روش ها درمان نشود از روش های مختلف جراحی استفاده می شود که به نوبه خود دارای عوارض مختلفی می باشند. روش انتخابی کتب مرجع، مک کی تغییر یافته با برش جراحی سین سیناتی می باشد که دارای عوارض شدید از جمله مشکلات رسیدن پوست جهت بسته شدن در انتهای عمل و نکروز پوستی و نیاز به فلاپ گسترده -7 در بعضی از موارد می باشد. هدف از این مقاله بررسی نتایج درمان جراحی بیماران مبتلا به پاچنبری مادرزادی با روش برش پوستی خلفی-داخلی و خارجی و میزان فراوانی عوارض ناشی از این روش جراحی می باشد. روش کار:  در این پژوهش توصیفی 50 کودک (81 پا) مبتلا به بیماری پاچنبری مادرزادی که به درمان غیرجراحی پاسخ نداده بودند از تاریخ مهر 1378 لغایت خرداد 1381 در بیمارستان الزهرا (س)  اصفهان تحت عمل جراحی آزاد سازی بافت نرم به روش پوسترومدیال و لترال قرار گرفتند و به مدت حداقل 2 سال پی گیری شدند. در این مدت بیماران به فواصل هر 6 ماه یک بار ویزیت شده و از نظر عوارض اولیه و عود بالینی و رادیولوژیک بررسی گردیدند. اطلاعات به دست آمده از طریق آمار توصیفی ارائه گردید. نتایج :  74 درصد (37 نفر) از بیماران پسر بودند. میانگین سنی بیماران 69/0±4/3 سال بود. در 14 درصد بیماران سابقه فامیلی مثبت بود. تعداد موارد عود بالینی 6 نفر (9 پا ) (5 پسر و 1 دختر) بود که در همگی درگیری پا به صورت دو طرفه بود. بیشترین نوع عود بالینی نوع متاتارس ادوکتوس بود. در هیچ کدام از بیماران نکروز پوستی دیده نشد و عفونت سطحی در دو مورد وجود داشت که با درمان های دارویی بهبود یافتند. نتیجه گیری:  با توجه به نتایج عالی این روش جراحی و میزان اصلاح به عمل آمده با این روش و به حداقل رسیدن عوارض پوستی نسبت به روش انتخابی کتب مرجع، استفاده از این روش به جای برش پوستی سین سیناتی توصیه می گردد. </description>
						<author>حمید نصراصفهانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی فراوانی انواع ولوواژینیت کاندیدایی درزنان 50-15 سال غیر حامله مراجعه کننده به درمانگاه طالقانی و مطب خصوصی در بهار 84 درشهر اراک</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=5&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: در بین عفونت های ولوواژینال دومین عفونت شایع ولوواژینیت کاندیدایی است. در این مطالعه ما به بررسی فراوانی گونه های کاندیدا در ولوواژینیت کاندیدایی پرداختیم. روش کار: این بررسی یک مطالعه مقطعی- تحلیلی است که بر روی220 زن با علائم مشخصه یا مشکوک به واژینیت کاندیدایی انجام شد. از این گروه بیمار، اسمیر و کشت ترشحات واژن تهیه شد و نمونه های مثبت مخمر از نظر تولید لوله زایا، تغییرات در محیط کورن میل وتوئین 80 و تخمیر و جذب کربوهیدرات ها مورد بررسی قرار گرفتند. در ارائه اطلاعات از آمار توصیفی و در تحلیل داده ها از آزمون های کای دو، من ویتنی و کولموگروف استفاده شد. نتایج:40 درصد افراد مورد مطالعه واژینیت کاندیدایی داشتند که از این میان گونه آلبیکنس 03/42 درصد موارد را به خود اختصاص داده است. 52/29 درصد از گونه ها دابلینینسیس، 75/14 درصد گلابراتا، 81/6 درصد گیلرموندی بودند و گونه های تروپیکالیس، نروژنسیس و کفایر هر یک به تفکیک 27/2 درصد را تشکیل می دادند. ارتباط معنی داری میان مصرف آنتی بیوتیک و قرص ضد بارداری با نوع کاندیدای شناسایی شده دیده نشد. نتیجه گیری: فراوانی گونه های غیرآلبیکنس رو به افزایش است. به دلیل مقاومت واژینیت غیرآلبیکنس به آزول ها، پیشنهاد می کنیم درمان براساس کشت و اسمیر صورت گیرد. </description>
						<author>مهری جمیلیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین آگاهی و نگرش دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اراک در مورد اکستازی براساس مدل اعتقاد بهداشتی در سال 85</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: امروزه سوء مصرف مواد به یکی از مشکلات مهم در جهان تبدیل شده است. آمار موجود نشان می دهد که مصرف مواد محرک خصوصاً ترکیبات شبه آمفتامین در کشور افزایش یافته است و به نظر می رسد بررسی آگاهی گروه های در خطر خصوصاً جوانان در این زمینه ضروری باشد. هدف از انجام این مطالعه بررسی آگاهی و نگرش دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اراک بر اساس مدل اعتقاد بهداشتی در سال 85 بود. روش کار: این مطالعه تحقیقی به روش مقطعی-تحلیلی است که بر روی 100 دانشجوی دانشکده های پزشکی، پرستاری - مامایی و پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی اراک در نیمه اول سال 85 انجام شد. این بررسی از طریق پر کردن پرسش نامه خود ایفا مشتمل بر 53 سوال بر اساس مدل اعتقاد بهداشتی صورت گرفت. اطلاعات به دست آمده از طریق آمار توصیفی و آزمون های آماری تی و من ویتنی تجزیه و تحلیل شد. نتایج: میانگین سنی افراد شرکت کننده در این مطالعه 3/22 ( 18/3±) سال بود که 67 نفر زن بودند. با توجه به نتایج به دست آمده بیشترین امتیاز را حساسیت درک شده کسب نموده و با عملکرد رابطه داشت (005/0p=). میانگین بقیه نمرات کسب شده در سطوح مختلف عملکرد اختلاف معنی داری نداشت. در مورد راهنمای عمل در این مطالعه بر اساس نظر افراد شرکت کننده در مطالعه، تلویزیون مهم ترین وسیله مورد استفاده برای آموزش در مورد اکستازی بوده است. نتیجه گیری: بر اساس این مطالعه و با توجه به رابطه معنی دار حساسیت درک شده ( خطر ابتلا به مصرف اکستازی ) با عملکرد، بایستی برنامه های آموزشی در جهت بارور نمودن ذهن جوانان نسبت به حساسیت درک شده ایجاد شود. </description>
						<author>شراره خسروی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>فراوانی و شدت استرس‌های روحی در استان‌های اصفهان و مرکزی در سال 1381</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=7&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: استرس عبارت است از شرایطی که موجب تنش، دگرگونی بدنی و روانی، ناخشنودی و ناراحتی فرد می شود. بین استرس ها به صورت رویدادهای بزرگ و استرس های کوچک زندگی روزمره تفاوت وجود دارد. با توجه به گستردگی استرس ها و متفاوت بودن آنها در نواحی مختلف کشور، برآن شدیم که فراوانی و شدت استرس های روحی را در نواحی مرکزی ایران بررسی کنیم. روش کار: این مطالعه یک مطالعه مقطعی-تحلیلی می باشد که در تابستان 1381 بر روی 6000 نفر از افراد بالای 19 سال منتخب مناطق شهری و روستایی اصفهان، اراک و نجف آباد به عنوان بخشی از برنامه ارزشیابی سالانه قلب سالم انجام گرفته است. نمونه گیری به شیوه خوشه ای تصادفی بوده و اطلاعات براساس GHQ12 و پرسش نامه تعیین فراوانی و شدت موارد استرس زا جمع آوری شد. شدت و میزان اثرگذاری بر اساس ارزیابی تاثیر استرس بر سلامت خود فرد مورد پرسش گری قرار گرفت و آنالیز نتایج بر اساس تست کای دو انجام گرفت. نتایج: از 6000 نفر مورد مطالعه، 6/50 درصد مرد و 4/49 درصد زن، با میانگین سنی 67/15±47/40 و 15/15±25/40 سال بودند. درصد زنان با نمره GHQ بالا در کل از مردان بیشتر بود که این افزایش در شهرستان اراک بالاتر بود. ضمنا درصد افراد غیر متأهل و شهری با استرس بالا در مقایسه با متاهلین و ساکنین روستا با استرس بالا بیشتر بود(05/0p). بیشترین موارد استرس زا؛ مشکلات اقتصادی، اجتماعی و شغلی بود و مؤثرترین موارد؛ مرگ، رویدادهای خانوادگی و اقتصادی بوده است. نتیجه گیری : بررسی وضعیت استرس در نواحی مرکزی ایران، به عنوان یکی از شاخص های شیوه زندگی نشان دهنده بالا بودن سطح استرس در جامعه می باشد که اجرای طرح های مداخلاتی جامعه نگر برای بهبود شیوه زندگی و کاهش استرس ها ضروری به نظر می رسد. </description>
						<author>حمیدرضا روح افزا</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثر مصرف بخش هوائی گیاه ماریتیغال بر میزان گلوکز و لیپیدهای خون در موش صحرایی دیابتی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=8&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: کاهش دادن سطح گلوکز و لیپیدهای نامطلوب سرم در بیماران دیابتی با استفاده از گیاهان دارویی از اهمیت بالینی زیادی برخوردار می باشد. در این راستا گیاه ماریتیغال دارای خاصیت کاهش دهندگی پراکسیداسیون لیپیدی و سطح لیپیدهای سرم در مدل تجربی هیپرلیپیدمی می باشد. لذا در بررسی حاضر اثر مصرف خوراکی و مزمن این گیاه بر میزان گلوکز، تری گلیسیرید، کلسترول توتال، کلسترول LDL و HDL موش صحرایی دیابتی مورد بررسی قرار گرفت. روش کار: در این مطالعه تجربی موش های صحرایی ماده (36=n) به طور تصادفی به چهار گروه کنترل، کنترل تحت تیمار با ماریتیغال، دیابتی، و دیابتی تحت درمان با ماریتیغال تقسیم بندی شدند. دو گروه تحت تیمار با ماریتیغال، پودر گیاه مخلوط شده با غذای استاندارد موش (25/6 درصد) را به مدت 4 هفته دریافت نمودند. میزان گلوکز، تری گلیسیرید، کلسترول تام، کلسترول LDL و HDL سرم قبل از مداخله و در هفته های دوم و چهارم پس از مداخله تعیین گردید. اطلاعات توسط آزمون های آماری آنالیز واریانس با اندازه گیری مکرر، تی دانش آموزی و زوج، آنالیز واریانس یک طرفه و توکی تجزیه و تحلیل شد. نتایج: میزان گلوکز سرم در گروه دیابتی افزایش معنی داری را در هفته چهارم در مقایسه با هفته قبل از مداخله نشان داد (001/0p&lt;) و در گروه دیابتی تحت درمان با ماریتیغال کاهش مختصر و غیر معنی دار در مقایسه با گروه دیابتی مشاهده شد. به علاوه سطح تری گلیسیرید در گروه دیابتی افزایش معنی داری را در هفته چهارم نسبت به هفته قبل از بررسی (05/0p&lt;) نشان داد و سطح تری گلیسیرید در هفته چهارم در گروه دیابتی تحت درمان با ماریتیغال در مقایسه با گروه دیابتی به طور معنی داری پائین تر بود (05/0p&lt;). هم چنین یک کاهش معنی دار در سطح کلسترول سرم در گروه دیابتی تحت درمان با ماریتیغال در هفته چهارم در مقایسه با گروه دیابتی مشاهده شد (05/0p&lt;). از طرف دیگر، میزان کلسترول HDL و LDL در گروه دیابتی تحت تیمار در همین هفته در حد معنی دار و به ترتیب بیشتر و کمتر از گروه دیابتی بود (05/0p&lt;). نتیجه گیری: مصرف خوراکی و درازمدت بخش هوائی گیاه ماریتیغال در مدل تجربی دیابت قندی اثر هیپوگلیسمیک نداشته و موجب تغییرات مطلوب و سودمند در سطح لیپیدهای خون می گردد. </description>
						<author>مهرداد روغنی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین عوامل خطرایجاد زخم بستر در بیماران ضربه مغزی- نخاعی بستری در بخش مراقبت‌های ویژه</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=9&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: زخم بستر، یک آسیب بافتی است که به واسطه فشار ایجاد می شود و می تواند پوست، عضله، بافت نرم، غضروف و استخوان را درگیر کند. هدف از این مطالعه تعیین عوامل خطر ایجاد زخم بستر در بیماران آسیب مغزی- نخاعی بستری در بخش های مراقبت های ویژه می باشد. روش کار: این مطالعه مقطعی- تحلیلی با نمونه گیری سرشماری بر روی بیماران آسیب نخاعی و مغزی انجام شد. بیماران با استفاده از معیارهای بریدن (درک حسی، رطوبت، حرکت، فعالیت، تغذیه، اصطکاک و سائیدگی) ارزیابی می شدند، به طوری که در بدو پذیرش از نظر وجود زخم بستر معاینه شده و سپس هر 48 ساعت از نظر ایجاد، پیشرفت زخم و عوامل موثر؛ مورد بررسی مجدد قرار می گرفتند. رابطه بین زخم بستر و معیارهای بریدن (به عنوان عامل خطر ایجاد کننده زخم بستر)، نوع تشک مورد استفاده، سن، محل آسیب اولیه (مغز یا ستون فقرات ) و سطح هوشیاری بیمار (براساس معیار کمای گلاسگو ) از طریق آزمون های تی، کای دو و هم چنین رگرسیون لوجیستیک مورد تحلیل آماری قرار گرفت. نتایج: از 198 بیمار مورد مطالعه 7/86 درصد مرد بودند و متوسط سن بیماران 3/19±4/31 بود. میانگین سن مردان و زنان تفاوت معنی داری نداشت . 8/83 درصد بیماران به علت آسیب مغزی و 2/16 درصد بیماران به علت ضایعه ستون مهره ای و نخاعی بستری شده بودند. چهل و پنج (7/22 درصد) بیمار، دچار 67 زخم بستر در 13 موضع متفاوت شدند. شایع ترین محل زخم شکاف اینترگلوتئال (3/33 درصد) و سپس ساکروم (9/28 درصد) بود. بررسی معیارهای بریدن به عنوان عوامل ایجاد کننده خطر در دو متغیر کاهش درک حس (3/3 = RR و 3/3=OR) و اختلال حرکت (13/10 = OR و 46/7= RR) تفاوت معنی داری داشت (005/0 p&lt;) لذا به عنوان عامل خطر شناخته شد اما متغیرهای سن، رطوبت، فعالیت، تغذیه و نوع تشک در دو گروه بیماران تفاوت معنی دار نداشت. مدت زمان بستری در بیمارانی که دچار زخم شده بودند از کسانی که زخم نداشتند به طور معنی داری بیشتر بود (00001/0 p&lt;). بیماران ضربه مغزی که در کما به سر می بردند ( GCS هشت یا کمتر) خطر اهمیت دار بیشتری برای زخم بستر داشتند (00001/0=p ، 4/4 = RR و 1/6 = OR) بنابر این به عنوان عامل خطر شناخته شد. نتیجه گیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان می دهد که عوامل خطر بروز زخم بستر در بیماران جراحی مغز و اعصاب و ستون فقرات بستری در بخش های مراقبت های ویژه شامل کاهش درک حس، اختلال حرکتی، کاهش سطح هوشیاری و مدت زمان بستری می باشند. </description>
						<author>حامد ریحانی کرمانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی خاصیت ضد هرپسی عصاره ریشه گیاه جعفری مکزیکی علیه ویروس‌های هرپس سیمپلکس تیپ یک و دو انسانی درکشت سلول</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=10&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: عوارض ناشی از داروهای شیمیایی منجر به گرایش به سمت داروهای طبیعی شده است که عوارض جانبی کمتری دارند. در این مطالعه اثر ضد ویروسی عصاره به دست آمده از ریشه جعفری مکزیکی بر علیه ویروس هرپس سیمپلکس تیپ یک و دو انسانی بررسی شد. روش کار: این پژوهش یک مطالعه تجربی است. برای انجام آن عصاره الکلی از ریشه های این گیاه به روش مسراسیون تهیه و در شرایط خلاء تغلیظ شد. سلول Vero در محیط کشت DMEM حاوی 5 درصد سرم جنین گوساله کشت داده شد. بعد از تهیه بذر ویروس و تعیین عیار آن، رقت های مختلف عصاره(160/1، 80/1، 40/1، 20/1، 10/1) با ویروس با عیار مشخص مجاور و به محیط کشت سلول اضافه گردید و اثرات ضد ویروسی آن با مقایسه با کنترل های مختلف ارزیابی شد. در تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون مقایسه چندگانه دانکن استفاده شد. نتایج: یافته ها نشان داد که عصاره به دست آمده از ریشه جعفری مکزیکی به طور معنی داری باعث جلوگیری از تکثیر ویروس هرپس سیمپلکس تیپ 1 و 2 انسانی شد. این عصاره، ویروس هرپس سیمپلکس تیپ 2 را نسبت به تیپ 1 بهتر کنترل می کند. بررسی  بر روی رقت های مختلف عصاره نشان داد که فعالیت ضد ویروسی در رقت های مختلف متفاوت است و بیشترین فعالیت ضد ویروسی بر علیه هر دو ویروس در رقت10/1 حاصل گردید. نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان داد که عصاره به دست آمده از ریشه گیاه جعفری مکزیکی دارای پتانسیل ضد ویروسی خوبی بر علیه ویروس هرپس سیمپلکس تیپ یک و دو انسانی می باشد که می توان از آن به عنوان یک منبع دارویی برای کنترل این بیماری های ویروسی استفاده نمود. </description>
						<author>حوریه سلیمانجاهی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه اثر بیهوشی عمومی و بی‌حسی نخاعی بر روی آپگار نوزادان در عمل جراحی سزارین انتخابی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=11&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: انتخاب نوع بیهوشی از نظر سلامت مادر و نوزاد بسیار مهم است. در مورد تأثیر بیهوشی عمومی و بی حسی نخاعی بر آپگار نوزادان در مطالعات مختلف اختلاف نظر وجود دارد. این پژوهش به منظور تعیین اثر بیهوشی عمومی و بی حسی نخاعی بر آپگار نوزادان متولد شده به روش سزارین انتخابی صورت گرفته است. روش کار: این تحقیق به صورت کارآزمایی بالینی انجام گرفت و 168 خانم حامله ترم کاندید عمل سزارین انتخابی به صورت تخصیصی در دو گروه بی حسی نخاعی و بیهوشی عمومی قرار گرفتند و نمره آپگار دقیقه اول، پنجم و بیستم نوزادان ثبت گردید. هم چنین سن مادر، علت سزارین، جنس نوزاد و مدت زمان سزارین یادداشت شد. اطلاعات توسط آزمون های آماری تی و کای دو تجزیه و تحلیل گردید. نتایج: متــوسط آپگــار دقیقه اول و پنجم و بیستم در بیهوشی عمومی 68/0±66/8 و 41/0±8/9 و 15/0±97/9 و در بی حسی نخاعی 38/0±9 و 32/0±88/9 و 10 گزارش شد که از لحاظ آماری تفاوت معنی داری بین آپگار دقیقه اول در دو گروه وجود داشت (001/0 p&lt;) و در زمان های دیگر تفاوت معنی داری بین آپگار دو گروه وجود نداشت. نتیجه گیری: آپگار دقیقه اول نوزادان به دنیا آمده از مادرانی که تحت بی حسی نخاعی قرار گرفتند بیشتر از نوزادانی بوده است که مادران آنها بیهوشی عمومی دریافت کرده بودند اما آپگار دقیقه پنجم در دو گروه تفاوت معنی داری نداشت. </description>
						<author>افسانه نوروزی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه آستیگماتیسم حاصل از جراحی کاتاراکت با روش‌های فیکو و اکستراکسپولار در بیمارستان امیرکبیر اراک</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=12&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: کاتاراکت یکی از بیماری های مهم و عمده در انسان است. میزان شیوع کاتاراکت در سنین 74-65 سالگی به 50 درصد و در بالای 75 سالگی به حدود 70 درصد می رسد. درمان قطعی کاتاراکت جراحی است که به روش های مختلف اینتراکپسولار، اکستراکپسولار و فیکو انجام می شود. جراحی کاتاراکت عوارض مختلفی از جمله خونریزی، گلوکوم، تیرگی کپسول خلفی و آستیگماتیسم بعد از عمل را به دنبال دارد. این مطالعه جهت مقایسه آستیگماتیسم حاصل از دو روش جراحی فیکو و اکستراکپسولار طراحی شده است. روش کار: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی تصادفی دو سویه کور است. 112 بیمار با تشخیص کاتاراکت به صورت تصادفی در دو گروه A و B تحت عمل جراحی قرار گرفتند. در گروه A جراحی به روش فیکو انجام شد که برش کوچک در حدود 2/3 میلی متر روی قرنیه داده شده و نیاز به بخیه ندارد اما در روش اکستراکسپولار برش10-9 میلی متر داده شده و احتیاج به بخیه زدن دارد. سپس این بیماران در سه نوبت قبل از عمل ، یک هفته و دو ماه بعد از عمل جراحی، کراتومتری شده و میزان آستیگماتیسم آنها تعیین  شد. تجزیه و تحلیل داده ها توسط آزمون تی مستقل و تی زوج صورت گرفت و 05/0p&lt; معنی دار تلقی شد. نتایج: از 112 بیمار مورد بررسی 56 بیمار تحت عمل جراحی به روش فیکو (گروه A) و 56 بیمار تحت عمل جراحی به روش اکستراکپسولار (گروه B) قرار گرفتند. میانگین آستیگماتیسم قبل از عمل جراحی به روش فیکو D 71/0±79/0 و در گروه اکستراکسپولارD 55/0±9/0 بود(05/0p&gt;). میانگین آستیگماتیسم یک هفته بعد از عمل جراحی در گروه فیکو D 72/0±11/1 (05/0p&lt;) و در گروه اکستراکسپولارD 46/1±99/3 بود (05/0p&lt;) و میانگین آستیگماتیسم دو ماه بعد از عمل جراحی در گروه فیکو D 71/0±0/1 و در گروه اکستراکسپولارD 29/1± 28/3 به دست آمد(05/0 p&lt;). نتیجه گیری: میزان آستیگماتیسم ایجاد شده دو ماه بعد از عمل در گروه فیکو D21/0 و در گروه اکستراکپسولار D38/2 بود که دارای اختلاف معنی دار می باشد. سایر متغیرها از جمله سن، شماره لنز ، جنسیت و چشم تحت عمل جراحی (راست یا چپ) در ایجاد آستیگماتیسم تأثیر ندارد. </description>
						<author>محمد یاوری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین ارزش تشخیص معاینه بالینی در آسیب تاندون‌های فلکسور در زخم‌های نفوذی دیستال ساعد</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=13&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: توان تشخیص بالینی مهم ترین وسیله ارزیابی در علم پزشکی است و علی رغم پیشرفت های تکنولوژی, هنوز اولین و موثرترین روش تشخیص است. جهت تبیین اهمیت این راهکار در این مقاله برآنیم تا هم خوانی یافته های حین عمل با ارزیابی های بالینی قبل از عمل در ضایعات نفوذی انتهای دیستال ساعد را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دهیم. روش کار: این مطالعه به روش مقطعی-تحلیلی برروی 41 بیمار با ضایعات شارپ و نافذ دیستال ساعد که به اورژانس بیمارستان مراجعه نموده بودند، انجام شده است. به این صورت که بر اساس یافته های معاینه فیزیکی, تشخیص کلینیکی در چک لیستی که بدین منظور تهیه شده بود ثبت و یافته های حین عمل نیز ثبت گردید و به عنوان تشخیص قطعی و استاندارد طلایی در نظر گرفته شد. نتایج: بر اساس اطلاعات حاصله، شاخص های ارزش تشخیص معاینه فیزیکی برای تاندون فلکسور عمقی انگشت (FDP) و تاندون فلکسور سطحی انگشت (FDS) محاسبه گردید. در مورد تاندون FDS ارزش معاینات بالینی دارای حساسیت 88 درصد, ویژگی40 درصد, ارزش اخباری مثبت 94 درصد, ارزش اخباری منفی 22 درصد، نسبت درست نمایی مثبت (PLR) 46/1 و نسبت درست نمایی منفی (NLR) 3/0 بوده است. در مورد تاندون FDP ارزش معاینات بالینی دارای حساسیت 97 درصد, ویژگی 25 درصد, ارزش اخباری مثبت 93 درصد, ارزش اخباری منفی 50 درصد, نسبت درست نمایی مثبت 29/1 و نسبت درست نمایی منفی 12/0 بوده است. نتیجه گیری: معاینات فیزیکی از نظر اثبات کردن ضایعات تاندون های فلکسور در اثر ترومای شارپ و نفوذی با ارزش تر از رد کردن آنهاست. </description>
						<author>مسعود یاوری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین اثر روش بیهوشی با هالوتان و بدون هالوتان بر میزان خونریزی حین عمل و زمان ریکاوری در جراحی لوزه</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=14&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: در اعمال جراحی لوزه به دلیل مجاورت با راه های هوایی, کنترل بهتر خونریزی و به دست آوردن ریکاوری سریع تر از اهداف مورد توجه بوده است. به دلیل استفاده گسترده هالوتان و عوارض گزارش شده آن, بر آن شدیم تا مقایسه ای بین روش متداول بیهوشی با استفاده از هالوتان, و دیگری بدون هالوتان از نظر میزان خونریزی حین عمل و زمان ریکاوری, صورت دهیم. روش کار: در یک کار آزمایی یک سو کور، 140 کودک 12-4 ساله کاندید عمل جراحی لوزه به طور تصادفی ساده در دو گروه 70 نفری تقسیم شدند. نحوه القا بیهوشی در دو گروه یکسان بود و نگهداری بیهوشی در یک گروه با هالوتان ، N2O 50 درصد (گروه شاهد) و در دیگری بدون هالوتان به همراه هیپرونتیلاسیون (روش لیورپول) (گروه مورد) بود. میزان خونریزی از روی اختلاف هماتوکریت قبل و 6 ساعت بعد از عمل محاسبه شد. زمان ریکاوری نیز در هر گروه بر حسب دقیقه اندازه گیری شد. اطلاعات با استفاده از آزمون آماری من ویتنی یو، تی، لون و کی اس تجزیه و تحلیل گردید. نتایج: دو گروه از نظر جنس, سن, وزن و مدت زمان عمل جراحی اختلاف معنی داری نداشتند. متوسط مدت زمان ریکاوری در گروه مورد 87/7 دقیقه و در گروه شاهد 59/15 دقیقه بود که اختلاف معنی داری داشت (00001/0 =p). متوسط خونریزی در گروه مورد 22/44 میلی لیتر و در گروه شاهد 52/58 میلی لیتر بود که اختلاف معنی دار بود(005/0=p). نتیجه گیری: با توجه به مطالعه انجام شده به نظر می رسد تجویز هالوتان در مقایسه با روش لیورپول موجب خونریزی بیشتر و ریکاوری طولانی تر می شود. </description>
						<author>بیژن یزدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تأثیر هیدروکلروتیازید بر دردهای شکمی راجعه و مزمن در کودکان دختر مبتلا به هیپرکلسیوری ایدیوپاتیک</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=15&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: دردهای شکمی مزمن و راجعه یکی از شایع ترین علل مراجعه کودکان به درمانگاه های تخصصی اطفال می باشد که سبب اضطراب والدین و کودک می شود. عامل این دردها در 20 درصد موارد هیپرکلسیوری ایدیوپاتیک می باشد. با توجه به این که هیدروکلروتیازید داروی مؤثری در درمان هیپرکلسیوری است لذا بر آن شدیم اثر دارو برکاهش دردهای شکمی مزمن را در کودکان دختر مبتلا به هیپرکلسیوری ایدیوپاتیک بررسی کنیم. روش کار: در این مطالعه کارآزمایی بالینی یک سو کور 100 نفر کودک دختر 12- 5 ساله مبتلا به دردهای مزمن و راجعه شکمی که دچار هیپرکلسیوری ایدیوپاتیک بودند به روش تصادفی به دو گروه کنترل و مورد مداخله تقسیم شدند. در هر دو گروه آموزش های لازم جهت مصرف مایعات فراوان و کاهش نمک غذایی به والدین و اطفال داده شد. در گروه مورد مداخله علاوه بر این آموزش ها هیدروکلروتیازید نیز با دوز واحد روزانه 1 میلی گرم بر کیلوگرم تجویز شد. گروه کنترل به مدت 3 ماه پس از شروع رژیم غذایی و گروه مورد مداخله تا 3 ماه پس از رفع هیپرکلسیوری از لحاظ تعداد حمله های درد شکمی و علائم همراه به طور ماهانه بررسی شدند. سپس نتایج با استفاده از آزمون تی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج: نتایج مقایسه آماری نشان داد که بین میانگین تعداد دفعات درد در ماه اول 38/0، ماه دوم 4/0 و ماه سوم 26/0 در گروه مورد مداخله نسبت به میانگین درد در ماه اول 60/1 ، در ماه دوم 94/1 و ماه سوم 84/1 در گروه کنترل کاهش معنی داری وجود داشت(001/0p&lt;). نتیجه گیری: به نظر می رسد که مصرف هیدروکلروتیازید به عنوان یک داروی کم خطر و ارزان با دوز واحد روزانه می تواند در کاهش دردهای شکمی مزمن و راجعه کودکان مبتلا به هیپرکلسیوری ایدیوپاتیک مؤثر باشد. </description>
						<author>پارسا یوسفی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی وضعیت لیپیدهای سرم افراد بالای 30 سال بر اساس برنامه قلب سالم شهرستان اراک</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=16&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: هایپرلیپیدمی یکی از عوامل خطر اصلی ایجاد بیماری های قلبی عروقی محسوب می شود. این مطالعه با هدف بررسی لیپیدها بر حسب جنس و محل سکونت در مناطق شهری و روستایی شهرستان اراک انجام شد تا بتوان با شناخت وضعیت موجود در کنترل بیماری های قلبی عروقی تلاش کرد. روش کار: این تحقیق یک مطالعه مقطعی- تحلیلی از فاز اول برنامه قلب سالم می باشد که در شهرستان اراک انجام شد. روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی بود. ابزار مطالعه پرسش نامه ای بود که علاوه براطلاعات دموگرافیک حاوی نتایج پاراکلنیکی (کلسترول تام ، LDL-c ، HDL-c ، تری گلیسرید) بود. در تحلیل اطلاعات از آزمون آماری تی دانش آموزی کولموگروف اسمیرنوف، من ویتنی و کای دو استفاده شد. نتایج: از 4303 نفر افراد بالای 30سال ، 6/51 درصد زن بودند. اختلال کلسترول تام، LDL-c و HDL-c در زنان بیشتر از مردان بود (05/0 p&lt;) و اختلال تری گلیسرید در مردان و زنان تفاوت معنی داری نداشت. افزایش لیپیدها بین شهر و روستا تفاوت معنی داری داشت به طوری که اختلال کلسترول تام و LDL-c در افراد ساکن روستا و اختلال تری گلیسرید در افراد ساکن شهر بیشتر بود(0001/0p&lt;). نتیجه گیری: شیوع بالای اختلال لیپیدها در جامعه مورد بررسی می تواند به شیوه نادرست زندگی، تغذیه نامناسب و کمبود فعالیت فیزیکی در این مناطق مربوط باشد، بنابراین با تغییر شیوه زندگی می توان شیوع این اختلال و به دنبال آن بیماری های قلبی عروقی را کاهش داد. </description>
						<author>مهسا یوسفی نیا</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>گزارش یک مورد حاملگی شکمی پیشرفته</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=17&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: حاملگی شکمی یک مورد در هر 10000 تولد زنده است و حاملگی شکمی پیشرفته به ندرت دیده می شود. حاملگی شکمی با مرگ و میر بالایی همراه است و در این نوع حاملگی احتمال مرگ 7 تا 8 برابر بیشتر از حاملگی لوله ای و 90 برابر بیشتر از حاملگی داخل رحمی است. مورد : بیمار خانمی 35 ساله افغانی تبار (G4P3) بود که به علت عدم زایمان بعد از گذشت 2 سال مراجعه نموده بود. بعد از انجام اقدامات تشخیصی بیمار لاپاراتومی شد. هنگام لاپاراتومی چسبندگی شدید جنین به امنتوم و روده آزاد شد. جنین 9 کیلوگرم کلسیفیه خارج گردید. سپس جفت به طور کامل همراه با آدنکس چپ برداشته شد. نتیجه گیری: با توجه به مورتالیتی بسیار بالای حاملگی شکمی، باید در هر حاملگی به خصوص در حضور ریسک فاکتورهای آن (همانند عفونت های لگنی، سابقه حاملگی نا به جای قبلی، سابقه نازایی و مصرف داروهای ایجاد تخمک گذاری، IVF، جراحی قبلی لوله های رحمی و ...) و هم چنین در حضور علایم مشکوک به این تشخیص توجه نموده و در صورت نیاز اقدامات لازم را به موقع به عمل آورد. </description>
						<author>عصمت مشهدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
