<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشگاه علوم پزشكي اراك </title>
<link>http://jams.arakmu.ac.ir</link>
<description>مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک - مقالات نشریه - سال 1388 جلد12 شماره1</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1388/2/11</pubDate>

					<item>
						<title>هلیکوباکترپیلوری و استفراغ شدید حاملگی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=121&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: استفراغ شدید حاملگی یا هاپیرامزیس گراویداروم، استفراغ وخیم حاملگی است که سبب ایجاد عوارض زیادی در طی حاملگی می شود. با توجه به ناشناخته بودن علت اصلی آن، این پژوهش به منظور بررسی رابطه استفراغ شدید حاملگی و هیکوباکترپیلوری انجام شد. روش کار: در این مطالعه مورد شاهدی خانم های حامله با سن حاملگی 7-16 هفته که در 3 ماهه اول سال 1387 به درمانگاه زنان و زایمان زایشگاه شبیه خوانی کاشان مراجعه کردند مورد بررسی قرار گرفتند. گروه مورد 40 نفر از خانم های مبتلا به استفراغ شدید حاملگی و گروه شاهد به همان تعداد افراد فاقد استفراغ شدید حاملگی بودند. ملاک تشخیص بیماری، استفراغ بیش از 3 بار در روز و کتون اوری یک مثبت بود. تیتر سرمی ایمونوگولوبولین G ضد هلیکوباکترپیلوری در هر دو گروه به روش الایزا با کیت استاندارد اندازه گیری شد و سپس دو گروه مورد مقایسه قرار گرفتند. نتایج با استفاده از آزمون 2 بررسی شده و 05/0p&lt; معنی دار تلقی گردید. نتایج: میانگین سنی در گروه مورد 5/4 ±4/25 و در گروه شاهد 6/4±4/22 سال بود. دو گروه از لحاظ سن، سن حاملگی، سابقه سقط قبلی، تعداد حاملگی و تعداد زایمان اختلاف معنی داری نداشتند. فراوانی عفونت هلیکوباکترپیلوری در گروه مورد 75 درصد و در گروه شاهد 35 درصد نشان داده شد که این تفاوت از لحاظ آماری معنی دار بود (001/0p=). نتیجه گیری: رابطه آماری معنی دار بین استفراغ شدید حاملگی و هلیکوباکترپیلوری مشاهده شد. با توجه به این که هلیکوباکترپیلوری عامل زخم معده است و استفراغ شدید حاملگی بعضی از علائم آن را تقلید می کند برای اثبات این رابطه، مطالعات بیشتری لازم است. </description>
						<author> طاهره مازوچی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>سبکهای مقابله‌ای در بیماران مبتلا به دیابت</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=133&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: بیماری دیابت و ضروت انجام مراقبت های خاص از خویش در بیماران مبتلا، چالش های فراوانی را موجب می شود که استفاده از رفتارهای مقابله ای را به منظور سازگاری لازم می سازد. هدف این مطالعه تعیین سبک های مقابله ای در بیماران ایرانی مبتلا به دیابت بود. روش کار: در یک مطالعه مورد- شاهد یکصد نفر بیمار مبتلا به دیابت مراجعه کننده به مراکز پزشکی امین و صدیقه طاهره اصفهان انتخاب گردیدند و با یکصد نفر فرد سالم از جمعیت عیادت کنندگان بیماران بستری که به صورت تصادفی انتخاب شدند، از لحاظ سبک های مقابله ای با یکدیگر مقایسه شدند. داده های پژوهش از طریق پرسش نامه جمعیت شناختی و مقیاس سبک های مقابله ای جلیوس جمع آوری گردید و سپس با استفاده از روش تحلیل کواریانس چند متغیری و تحلیل کواریانس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج: آزمون های آماری تفاوت معنی داری بین دو گروه بیمار و سالم نشان داد(005/0= p). تفاوت معنی داری بین دو گروه مبتلایان به دیابت و افراد سالم در سبک مقابله ای حمایت جوینده (001/0p=) مشاهده نشد. در حالی که این نتایج تفاوت معنی داری بین دو گروه بیمار و سالم در سایر سبک های مقابله ای نشان ندادند. نتیجه گیری: احتمالاً بیماران ایرانی مبتلا به دیابت در رویارویی با استرس های زندگی و چالش های حاصل از بیماری فقط در میزان استفاده از سبک مقابله ای حمایت جوینده با افراد سالم متفاوت می باشند و در سایر سبک های مقابله ای شبیه افراد سالم هستند. به علاوه هر دو گروه بیمار و سالم در مواجه با استرس ها و چالش های زندگی بیشتر از سبک های مسئله-مدار مدد می جویند. تامل در یافته ها نقش بازنمائیهای شناختی در تعیین پاسخ های مقابله ای را محتمل می سازد. </description>
						<author>رضا باقریان سرارودی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر فسفوریلاسیون و دفسفوریلاسیون اسید امینه سرین جایگاه 362 بر روند آندوسیتوز کانال پتاسیمی نوع2 قسمت خارجی مدولا کلیه </title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=153&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: در این مطالعه اثر فسفوریله و دفسفوریله کننده اسید امینه سرین جایگاه 362 برروند آندوسیتوزکانال پتاسیمی نوع 2 قسمت خارجی مدولا کلیه پس از بیان درغشاء اووسیت بررسی گردیده است. روش کار: در این مطالعه تجربی اووسیت های زاینوپوس لویس با استفاده از کلاژناز به روش استاندارد جدا گردیدند. روش تغییر سریع جهت ایجاد موتاسیون در انتهای کربوکسیل کانال پتاسیمی نوع 2 قسمت خارجی مدولا کلیه استفاده گردید. cRNA مربوط این کانال وموتاسیون های S362Aو S362D ایجاد شده به اووسیت ها تزریق گردید. پس از سه روز (زمان صفر) به محیط کشت برفلدین A، مهار کننده انتقال پروتئین های ساخته شده به غشاء به مقدار 25 میکرومولار یا اتانول به عنوان حلال برفلدین A اضافه گردید. از تکنیک ثابت نگه داشتن ولتاژ دو الکترود برای اندازه گیری جریان های یونی وهمچنین پتانسیل غشاء استفاده شد. نتایج: اووسیت های که کانال های پتاسیمی نوع 2 قسمت خارجی مدولا کلیه و یا موتاسیون فسفوریله کننده S362D را بیان می کردند در طی دوره انکوبه شدن در محلول برفلدین A کاهش معنی داری در میزان جریان یون پتاسیم وپتانسیل غشاء را نشان دادند. میزان کسر جریان برای کانال های پتاسیمی نوع 2 قسمت خارجی مدولا کلیه و موتاسیون فسفوریله کننده پس از 48 ساعت انکوبه شدن در برفلدینA برابر با 05/0±11/0 بود که به طور معنی داری باکسر جریان مربوط به موتاسیون دفسفوریله کننده 05/0±96/0 تفاوت داشت. نتیجه گیری: اسید آمینه سرین جایگاه 362 در قسمت داخلی ناحیه PDZ با ایجاد حالت فسفوریله در آندوسیتوز و تعیین تعداد کانال های پتاسیمی نوع 2 قسمت خارجی مدولا کلیه دخالت دارد. </description>
						<author>سعید حاجی هاشمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>سرطان پستان:یک مطالعه پدیدارشناسی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=100&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: سرطان پستان، شایع ترین سرطان در خانم ها و دومین علت مرگ در زنان 55-35 ساله است. اداره موفق این بیمـاران و مراقبت کنندگان خانوادگی آنان نیـازمند درک جامـع از تجـارب آنـان می باشد. هدف از این مطالعه توصیف و تبیین ساختار و ماهیت تجارب مبتلایان به سرطان پستان می باشد. روش کار: در طی یک مطالعه کیفی (پدیدار شناسی) پس از اخذ مجوز های لازم به بیمارستان ولی عصر اراک مراجعه و نمونه گیری به روش مبتنی بر هدف انجام شد و تا اشباع اطلاعات تعداد نمونه به 22 نفر (بیمار، خانواده و تیم درمان) رسید. جهت گردآوری داده ها از مصاحبه عمیق استفاده شد. کلیه مصـاحبه ها ضبط و پس از پیاده نمودن به روش پارسی تفسیر گردید. در این تحقیق تلاش شد تـا بـراساس معیارهای موثق بودن داده های کیفی و تجـزیه وتحلیل آنها عمل گردد. نتایج: تجارب بیماران مبتلا به سرطان پستان و افراد درگیر در این بیماری در چهار مفهوم محوری تاخیر در تشخیص و درمان، عدم پذیرش درمان، غوطه وری در رنج (واکنش های عاطفی به بیماری، مواجهه با پی آمدهای درمان، مواجهه با سیستم درمان و مراقبت ناکارآمد و اختلال در زندگی روزانه خانواده) و حرکت به سوی زندگی طبیعی منعکس گردیده است. نتیجه گیری: آگاهی درمانگران از تجارب شرکت کنندگان به آنان شناختی می دهد تا نقش خود را در مواجهه با بیماران مبتلا به سرطان پستان به نحو مناسب تری ایفا نمایند. این یافته ها هم چنین بر ضرورت تغییر جهت از درمان انتهایی به تشخیص زودرس و اختصاص منابع جهت حمایت از این بیماران تاکید می نمایند. </description>
						<author>محبوبه سجادی هزاوه</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پلی مورفیسم ژن پپتیدیل آرژینین دایمیناز 4 در بیماران مبتلا به آرتریت روماتویید مراجعه کننده به بیمارستان امام رضا(ع) مشهد</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=353&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: افراد مبتلا به آرتریت روماتویید دارای اتو آنتی بادی هایی بر علیه پپتیدهای سیترولین داری که توسط آنزیم های پپتیدیل آرژینین دایمیناز (رمز شده توسط آلل های مختلف ژن های پپتیدین آرژنین دایمیناز) تغییر ماهیت یافته اند، می باشند. محققین پلی مورفیسم های تک نوکلئوتیدی ژن های پپتیدیل آرژینین دایمیناز 1، 2، 3 و 4 را بررسی کردند و ارتباطی را میان بیماری آرتریت روماتویید و آلل پپتیدیل آرژینین دایمیناز 4 گزارش نمودند. هدف این مطالعه بررسی ارتباط بین آلل های مختلف ژن پپتیدیل آرژینین دایمیناز 4 و حساسیت ابتلابه آرتریت روماتویید در نژاد خراسانی می باشد. روش کار: در این مطالعه مقطعی از نمونه خون 50 بیمار مبتلا به آرتریت روماتویید (براساس معیارهای انجمن روماتولو‍ژی آمریکا) مراجعه کننده به بیمارستان امام رضا (ع) مشهد و 50 فرد سالم که از نژاد خراسانی بودند، DNA ژنومی به روش غیر آنزیمی رسوب نمکی استخراج و با استفاده از تکنیک واکنش زنجیره پلی مراز- توالی پرایمرهای اختصاصی، تعیین ژنوتیپ گردید. داده ها با استفاده از آزمون های 2 و تست دقیق فیشر تجزیه و تحلیل شد. نتایج: 58 درصد از بیماران دارای ژنوتیپ 2،1ص 38 درصد دارای ژنوتیپ 4،1؛ 2 درصد دارای ژنوتیپ 2،b1 و 2 درصد دارای ژنوتیپ 4،2 می باشند. در حالی که در گروه کنترل 72 درصد دارای ژنوتیپ 2،1؛ 22 درصد دارای ژنوتیپ 4،1؛ 6 درصد دارای ژنوتیپ 2،b1 بودند. هیچ کدام ژنوتیپ 4،2 را نداشتند. نتیجه گیری: ارتباط آماری معنی داری میان وجود ژنوتایپ های مختلف پپتیدیل آرژینین دایمیناز 4 و بیماری آرتریت روماتویید در نژاد خراسانی وجود ندارد. </description>
						<author>مریم دلفان بیرانوند</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه نتایج آزمایشات بیوشیمیایی خون گرفته شده از سالین لاک و خون‌گیری وریدی به دنبال تزریق متناوب دارو و مایعات وریدی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=127&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: تحقیقات نسبتاً محدودی در مورد استفاده هم زمان از سالین لاک، به منظور تزریق متناوب دارو یا مایعات وریدی و تهیه نمونه خون انجام گرفته است. این مطالعه به منظور مقایسه مقادیر بیوشیمیایی سرم، در نمونه خون گرفته شده از سالین لاک به دنبال تزریق دارو یا مایعات وریدی، با نمونه ای که به روش معمول (خون گیری وریدی) از ورید دست مقابل تهیه شده است انجام گرفت. روش کار: یک طرح نیمه تجربی به صورت آینده نگر بر روی 63 بیمار بستری در بخش قلب بیمارستان آموزشی امیر کبیر اراک که با نمونه گیری آسان در مطالعه شرکت کردند انجام گرفت. در گروه مورد یک تورنیکت در بالای سالین لاک بسته می شد و پس از دور ریختن نیم میلی لیتر از خون موجود در فضای مرده سالین لاک، مقدار 5 میلی لیتر خون جهت آزمایشات بیوشیمیایی گرفته می شد. به طور هم زمان از ورید دست مقابل به همان مقدار، خون به روش معمول به عنوان کنترل گرفته می شد. نمونه ها از نظر قند ناشتا، کلسترول، تری گلیسرید، سدیم، پتاسیم، اوره، کراتینین، لیپوپروتئین با چگالی بالا، لیپوپروتئین با چگالی پائین، کراتین فسفو کیناز و لاکتیک دهیدروژناز بررسی شدند. نتایج: 9/53 درصد شرکت کنندگان مذکر بوده میانگین سن آنها 63/12±52/63 سال بود. تفاوت آماری معنی داری بین مقادیر بیوشیمیایی خون گرفته شده از سالین و خون گیری وریدی وجود ندارد(06/0p&gt;). نتیجه گیری: پرستاران می توانند از سالین لاک پس از تزریق متناوب دارو یا مایعات وریدی، به منظور تهیه نمونه خون برای اندازه گیری مقادیر بیوشیمیایی سرم استفاده نمایند. با کاربرد این روش، درد و ناراحتی بیمار به دلیل خون گیری وریدی مکرر کاهش می یابد. </description>
						<author>کورش رضایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر استرس حاد و مزمن محدود کننده بر آستانه درک درد و غلظت هورمون های جنسی در رات </title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=354&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: تاکنون نقش دقیق هورمون های جنسی در درک درد و همین طور اثر استرس بر سیستم تولید مثلی مشخص نشده است. هدف مطالعه حاضر بررسی اثر ضد دردی استرس محدود کننده و اثر آن بر غلظت هورمون های جنسی در رات های نر و ماده می باشد. روش کار: در این تحقیق تجربی از 47 رات نر و ماده در محدوده وزنی 230- 170 گرم استفاده گردید. برای القا استرس حاد محدود کننده و استرس مزمن، حیوان به ترتیب یک ساعت و دو هفته ( روزی یک ساعت ) در دستگاه مقیدکننده قرار داده می شد. سپس آزمون تیل فلیک انجام می گردید. از روش رادیوایمنواسی برای تعیین غلظت هورمون های جنسی استفاده شد. برای آنالیز داده ها تست های کروسکال والیس و من - ویتنی بکار برده شد. نتایج: در رات های نر و ماده استرس حاد محدود کننده موجب افزایش معنی دار زمان تاخیر در آزمون تیل فلیک گردید. استرس مزمن در رات های نر تاثیر معنی داری بر زمان تاخیر در این آزمون نداشت ولی در رات های ماده موجب افزایش این زمان گردید. استرس حاد و مزمن محدود کننده در رات های نر موجب کاهش غلظت تستوسترون پلاسما شد. در رات های ماده فقط استرس حاد محدود کننده منجربه کاهش معنی دار غلظت استرادیول پلاسما گردید. استرس محدود کننده اثر معنی داری بر غلظت تستوسترون در رات های ماده و غلظت استرادیول در رات های نر نداشت. نتیجه گیری: استرس محدود کننده به صورت حاد موجب کاهش درد و کاهش غلظت هورمون های جنسی در رات های نر و ماده می گردد ولی استفاده از آن به صورت مزمن موجب یک جواب وابسته به جنس می شود. </description>
						<author>پروین زارعیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر ویتامین C بر بهبود علائم پیلونفریت</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=356&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: پیلونفریت از عفونت های دستگاه ادراری است. لزوم استفاده از داروی کمکی در کاهش زمان درمان بیماری و مدت بستری، منطقی است. در این مطالعه تأثیر ویتامین C در بهبود علائم پیلونفریت بررسی شد. روش کار: در این مطالعه کارآزمایی دوسویه کور، 64 نفر از بیمار بستری مبتلا به پیلونفریت حاد غیر عارضه دار شده به روش تصادفی به 2 گروه درمان با ویتامین C و گروه پلاسبو تقسیم شدند. در هر دو گروه درمان پایه که شامل سفتریاکسون در زمان بستری و سیپروفلوکساسین در زمان ترخیص به مدت 14 روز بود تجویز شد. زمان قطع علائم بیماری و نتایج حاصله توسط آزمون 2آنالیزشد. نتایج: میانگین مدت زمان قطع تب در گروه ویتامین ‍C (34/013/1 روز) و در گروه پلاسبو (62/056/1روز) کاهش معنی داری نشان داد(001/0 = p). متوسط زمان قطع سوزش ادرار در گروه ویتـامینC 06/119/2 روز و در گــروه شــاهد 06/197/2 روز بود که اختلاف معنی داری بود(007/0=p) . در زمان قطع درد پهلو یا شکم، تهوع واستفراغ و نیز سایر موارداختلاف معنی داری مشاهد نشد(05/0p&gt;). نتیجه گیری: به نظر می رسد ویتامین C به عنوان یک داروی کمکی در بهبود برخی علائم پیلونفریت از جمله تب و سوزش ادرار و در نتیجه کاهش مدت زمان بستری مؤثر باشد. </description>
						<author>نادر زرین فر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر راپامایسین بر رگ زایی در پرده کوریوآلانتوئیک جوجه</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=137&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: آنژیوژنز فرایندی پیچیده است که در وضعیت های فیزیولوژیک و پاتولوژیک نظیر پیشرفت و متاستاز تومور مشاهده می شود لذا هدف درمانی بسیاری از داروهای ضد تومور می باشد. راپامایسین از داروهای مهار کننده سیستم ایمنی است که در سال های اخیر در کنترل رشد تومورهای سرطانی کاربرد بالینی یافته است. در این پژوهش اثر راپامایسین بر آنژیوژنز در پرده کوریو آلانتوئیک جوجه بررسی شد. روش کار: در طی یک مطالعه تجربی تعداد 42 عدد تخم مرغ نطفه دار نژاد راس به طور تصادفی در 3 گروه شاهد، شاهد آزمایشگاهی و تیمار تقسیم شدند. در روز دوم انکوباسیون روی تخم مرغ ها پنجره ایجاد گردید. روز هشتم پرده کوریوآلانتوئیک در گروه شاهد آزمایشگاهی با دایمیتل سولفوکساید و در گروه تیماربا محلول راپامایسین آغشته گردید. روز دوازدهم از تمام نمونه ها به کمک فوتواسترئومیکروسکوپ تحقیقاتی عکس تهیه شد و تعداد و طول انشعابات عروقی روی پرده کوریوآلانتوئیک اندازه گیری گردید . داده های کمی حاصل به کمک آزمون t تحلیل شد(05/0p&lt;). نتایج: میانگین تعداد(26/7±42) و طول (05/5 ±25/ 57 سانتی متر) انشعابات عروقی در نمونه های شاهد با تعداد (37/8±93/42) و طول ( 44/10±66/55 سانتی متر) انشعابات عروقی در شاهد آزمایشگاهی هیچ گونه اختلاف معنی داری نشان نداد. مقایسه میانگین تعداد( 28/5 ± 36/29) و طول (22/10± 55/44 سانتی متر) انشعابات در تیمار با شاهد، کاهش معنی دار نشان داد(05/0p&lt;). نتیجه گیری: راپامایسین دارای اثر مهاری برآنژیوژنز پرده کوریوآلانتوئیک جوجه می باشد و تعداد و طول انشعابات عروقی را در اطراف محل تیمار کاهش می دهد. </description>
						<author>سعیده ظفربالانژاد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه سطح سرمی تستوسترون آزاد در زنان مبتلا به پره اکلامپسی و زنان باردار با فشار خون نرمال در شهر اراک</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=194&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: اختلالات پرفشاری خون شایع ترین عارضه طبی حاملگی به شمار می روند و پره اکلامپسی از علل مهم مرگ و میر در طول حاملگی می باشد. با وجود این که پاتوژنز این بیماری تاکنون به طور دقیق شناخته نشده ولی شواهدی در مورد نقش هورمون های جنسی به خصوص تستوسترون در روند این بیماری موجود است. پژوهش حاضر نیز با هدف مقایسه تستوسترون سرم خانم های مبتلا به پره اکلامپسی با خانم های حامله با فشار خون طبیعی انجام شد. روش کار: در این مطالعه موردی – شاهدی 27 خانم حامله تک قلوی مبتلا به پره اکلامپسی که شامل 11 مورد پره اکلامپسی شدید و 16 مورد پره اکلامپسی خفیف بوده با 62 زن باردار سالم مشابه که از نظر سن مادر، سن بارداری و نمایه توده بدنی با هم شبیه بودند انتخاب شدند و تستوسترون سرم آنها به روش الایزا اندازه گیری شد. جهت بررسی تفاوت ها در دو گروه از t-test استفاده شد و 05/0p&lt; معنی دار تلقی گردید. نتایج : میانگین تستوسترون در بیماران مبتلا به پره اکلامپسی 66/1 و در گروه کنترل 26/1 نانوگرم در میلی لیتر بود. ولی اختلاف دو گروه از نظر آماری معنی دار نبود. هم چنین میانگین تستوسترون در گروه پره اکلامپسی شدید 083/2 و در پره اکلامپسی خفیف 37/1 نانوگرم در میلی لیتر بوده که این اختلاف نیز معنی دار نبود. نتیجه گیری : نتایج این مطالعه نشان داد که به نظر نمی رسد تستوسترون در پاتوفیزیولوژی بیماری پره اکلامپسی نقش عمده ای را دارا باشد. </description>
						<author>قاسم مسیبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه‌ اثر میدازولام وپروپوفول در کاهش اضطراب قبل از عمل جراحی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=148&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: اضطراب قبل از عمل رخداد شایعی است. برای رفع آن از روش های گوناگون، نظیر ویزیت قبل از عمل، اطمینان بخشی توسط روانشناس و یا پیش داروی آرامبخش استفاده می گردد.این مطالعه با هدف تعیین اثر دو داروی پروپوفول و میدازولام به عنوان پیش داروی بیهوشی بر اضطراب بیمارقبل از بیهوشی انجام گردیده است. روش کار: این مطالعه کارآزمایی بالینی دوسوکوربوده که درآن 60 بیمار با کلاس 1 معیار انجمن متخصصین بیهوشی امریکا کاندید عمل جراحی انتخابی شکم انتخاب و به روش تصادفی در سه گروه 20 نفره پروپوفول (4/0 میلی گرم در هر کیلو گرم وریدی)، میدازولام ( 04/0 میلی گرم در هر کیلو گرم وریدی) و پلاسبو (5 سی سی نرمال سالین وریدی) تقسیم شدند. برای سنجش درجه اضطراب از دو معیار سنجش بصری و روش نمره دهی بالینی عینی استفاده گردید. ضربان قلب، فشار نبض، تعداد تنفس و میزان اشباع اکسیژن شریانی، قبل از تجویزدارو و پس از آن در سه نوبت به فواصل5/2 دقیقه اندازه گیری شدند. یافته ها با آزمون های آنووا، توکی و 2 آنالیز گردیدند. نتایج: گروه ها از نظر متغیرهای زمینه ای اختلافی نداشتند. هردو داروی پروپوفول و میدازولام در کمک به کاهش اضطراب بیماران نسبت به پلاسبو مؤثرتر بودند. از این نظر دو دارو اثر یکسانی داشته و بین آنها تفاوت معنی داری وجود نداشت. در اثر برروی علایم حیاتی (فشار خون نبض وتعداد تنفس و میزان اشباع اکسیژن شریانی) بین دو دارو تفاوت معنی داری وجود نداشت(05/0p&gt;). نتیجه گیری:هر دو دارو در کاهش اضطراب از پلاسبو مؤثرتر بودند و از این نظر برتری خاصی بر یکدیگر نداشتند. ملاحظات اقتصادی می تواند باعث ترجیح میدازولام گردد. </description>
						<author>اسماعیل مشیری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>طراحی الگوی ارزیابی عملکرد بیمارستان‌های دولتی ایران با استفاده از روش ارزیابی متوازن</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=358&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: بیمارستان هابرای توسعه ورقابت نوعی سیستم ارزیابی عملکرد نیاز دارند تا کارایی و اثربخشی برنامه ها، فرآیندها و نیروی انسانی خودرا بسنجند. هدف این پژوهش، طراحی الگوی ارزیابی عملکرد برای بیمارستان ها با استفاده از روش ارزیابی متوازن بود. روش کار: کشورهای مورد مطالعه در این پژوهش توصیفی تطبیقی،کشورهای استرالیا،آمریکا،کانادا ونیوزلند بودند و در ایران نیز 34 بیمارستان دولتی با سابقه اجرای برنامه استراتژیک انتخاب گردیدند. وضعیت ارزیابی عملکرد در بیمارستان های کشورهای مذکور وایران با شش رویکرد رسالت، دورنما، استراتژی، منظر، هدف و سنجه بررسی شد و الگویی برای ارزیابی عملکرد بیمارستان های دولتی وزارت بهداشت طراحی و اعتبار آن با نظرسنجی از خبرگان به روش دلفی محرز گردید. نتایج: در کلیه کشورهای مورد مطالعه،رویکردهای رسالت ودورنما بخش مهمی ازالگوی ارزیابی عملکرد و ارتقای اثر بخش سلامتی مهم ترین استراتژی در بیمارستان ها بود. دیگراستراتژی ها ارائه خدمات باکیفیت، توسعه ظرفیت ها، انجام نوآوری و اطمینان از تداوم خدمات بودند. منظرهای الگوی ارزیابی متوازن شامل چهارمنظر: مشتری،فرآیندهای داخلی، رشد و یادگیری کارکنان ومالی می شد و تمام کشورهای مورد مطالعه اهداف وسنجه هایی برای هریک از این منظرهادر بیمارستان داشتند. در بیمارستان های ایران،رسالت،دورنما،استراتژی ها واهداف تعریف شده بود ولی منظری وجود نداشت و سنجه ها نیز متناسب با استراتژی ها و اهداف نبود.در الگوی پژوهش، چهار منظر برای تشریح استراتژی های بیمارستان هاوایجاد مزیت رقابتی تعیین وسنجه های مربوطه تدوین گردید. نتیجه گیری:استفاده از سنجه های 4 منظر بیماران و جامعه،فرآیندهای داخلی وبهره وری، رشد و نوآوری، مالی برای ارزیابی عملکرد بیمارستان های دولتی ایران منجر به مقایسه دقیق عملکرد آنها خواهد شد و این امر افزایش بهره وری منابع بیمارستانی  و افزایش رضایت بیماران و جامعه را به دنبال خواهد داشت. </description>
						<author>امیر اشکان نصیری پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>گزارش یک مورد دمودیکوزیس</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=101&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>چکیده مقدمه:جنس دمودکس از راسته پروستیگماتا ، خانواده دمودیسیده است که گونه های متعددی ازهیره های غیر شایع دارد و بعضی از آنها باعث بروز گال شدیدی در حیوانات می شوند . دوگونه ازآن در انسان بیماریزا می باشد: دمودکس فولیکولاروم Demodex folliculorum)) که به هیره فولیکول مومعروف بوده ودمودکس بریویس (Demodex brevis) این بیماری در خانم ها بیشتر از آقایان دیده می شود. مورد: بیمار خانمی است بیست ساله ساکن یکی از روستاهای شهر اراک که به دنبال خارش شدید وهیپرکراتوزیس (شوره فراوان) ناحیه گونه ها به پزشک متخصص پوست ومو مراجعه نموده وضمن معرفی به آزمایشگاه وتهیه لام از نمونه برداشت شده از گونه های بیمار ، به تعداد فراوان ، دمودکس در آزمون میکروسکوپی نمونه مشاهده شد. نتیجه گیری : نتیجه این آزمایش حاکی از آن است که در بیماران مراجعه کننده به کلینیک های پوست با پوسته ریزی و خارش خصوصا در ناحیه سر وصورت ، عارضه ممکن است به علت عفونت دمودکسی باشد .لذا پیشنهاد می گردد در این گونه بیماران، دمودیکوزیس نیز در تشخیص افتراقی مد نظر باشد. </description>
						<author>محمود رضا خزاعی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>گزارش یک مورد پارگی داخل صفاقی کیست هیداتیک کبدی به دنبال تصادف </title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=357&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: کیست هیداتیک یک بیماری انگلی است که به طور شایع تر از بقیه احشاء کبد را درگیر می کند. جدی ترین عارضه بیماری،  پارگی کیست می باشد که ممکن است به داخل مجاری صفراوی، اندام های توخالی یا مستقیم به داخل شکم باز شود. درمان انتخابی این عارضه جراحی فوری است. مورد: بیمار خانمی است 28 ساله و ساکن روستا که به دنبال تصادف اتومبیل با شکایت درد شکم،  تهوع و استفراغ مراجعه کرده است. یافته های غیر طبیعی در معاینات بالینی شامل اتساع شکم، کاهش صداهای روده همراه با حساسیت لمسی و مقاومت لمسی منتشر شکمی،  ضایعات کهیری در قدام قفسه سینه، ناحیه فوقانی شکم و ناحیه قدامی ساعد هر دو دست می گردید. در سونوگرافی به عمل آمده از بیمار مایع آزاد فراوان در حفره شکم و لگن و 3 ناحیه با اکوهای متفاوت در خلف لوب راست کبد گزارش شد. بیمار تحت جراحی باز شکم قرار گرفت و روز چهارم پس از عمل با دستور دارویی آلبندازول مرخص گردید. نتیجه گیری: جدی ترین عارضه بیماری هیداتیک کبد،  پارگی کیست است که اغلب به دنبال ضربه اتفاق می افتد و جراحی فوری درمان این عارضه است. </description>
						<author>شعبانعلی علیزاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
