<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشگاه علوم پزشكي اراك </title>
<link>http://jams.arakmu.ac.ir</link>
<description>مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک - مقالات نشریه - سال 1402 جلد26 شماره2</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1402/4/10</pubDate>

					<item>
						<title>اثر یک دوره تمرین مقاومتی و مصرف مکمل ملاتونین بر سطوح هورمون های جنسی، شدت درد و کیفیت خواب دختران با دیسمنوره اولیه</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=7461&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; دیسمنوره اولیه سبب اختلالات در سبک زندگی افراد شدهو موجب افت در عملکرد و استرس های روانی روزانه دختران می گردد. هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر یک دوره تمرین مقاومتی و مصرف ملاتونین بر سطوح هورمون های جنسی، شدت درد و کیفیت خواب دختران با دیسمنوره اولیه بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; بدین منظور 60 نفر از دختران با اختلال دیسمنوره اولیه متوسط (نمره 4-7) به طور تصادفی در 4 گروه تمرینات مقاومتی+ملاتونین، تمرینات مقاومتی+دارونما، گروه مکمل ملاتونین و گروه کنترل قرار داده شدند. شدت درد توسط پرسشنامه مک گیل و کیفیت خواب توسط پرسشنامه پیتزبورگ ارزیابی شد. روزانه 10 میلی گرم ملاتونین در دو کپسول 5 میلی گرمی مصرف گردید و گروه دارونما همین میزان کربوهیدرات در کپسول مشابه دریافت کردند. تمرینات با وزنه سه روز در هفته و به مدت هشت هفته بود. این تمرین به صورت دایره ای در 9 ایستگاه و با شدت 30-65 درصد یک تکرار بیشینه در هر ایستگاه بود. نمونه خون صبح ناشتا و 5 سی سی از ورید بازویی از دست چپ و در وضعیت نشسته گرفته شد. داده ها با استفاده از آزمون آنالیز واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح 05/0
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; افزایش معنادار سطح استروژن (001/0&lt;p)،&gt; &lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; به نظر می رسد هم افزایی تمرین و ملاتونین بر سطح هورمون های جنسی تاثیرگذار بوده است. همچنین ملاتونین احتمالا از طریق تعدیل هورمون های جنسی متعاقب دیسمنوره به بهبود کیفیت خواب و شدت درد آزمودنی ها کمک نموده است. همچنین تمرین احتمالا با ترشح بتا-اندروفین ها و تاثیرات تمرین به چرخه قاعدگی بر شدت درد و کیفیت خواب موثر بوده است گرچه یافته ها مبهم است.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p)،&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>آمنه برجسته یزدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثربخشی هیپنوتراپی در ارتقاء بهزیستی ذهنی و کیفیت خواب افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=7515&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; اختلال اضطراب فراگیر را می توان اختلال تضعیف کننده ای دانست که با ارزیابی منفی توسط دیگران، شرم درونی، خودپنداره منفی و همچنین سطح بالای اضطراب و اجتناب در موقعیتهای اجتماعی و عملکردی مشخص می شود. هدف این مطالعه، بررسی تأثیر هیپنوتراپی در ارتقاء بهزیستی ذهنی و کیفیت خواب افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی و به صورت پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود که روی 40 فرد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر شهر رشت در سال 1402 اجرا شد و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گروه کنترل جای گرفتند (20 نفر در هر گروه). هیپنوتراپی طی 6 جلسه اجرا شد، در حالی که گروه کنترل هیچ درمانی را دریافت ننمود. داده ها با استفاده از پرسشنامه بهزیستی ذهنی و کیفیت خواب جمع آوری گردید. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. این مطالعه با کد IR.PNU.REC.1402.070 به تصویب کمیته اخلاق دانشگاه پیام نور رسیده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج نشان داد که هپینوتراپی بر بهزیستی ذهنی (001/0, P=38/33F=) و کیفیت خواب (03/0, P=10/5F=) در افراد مبتلا به اضطراب فراگیر مؤثر بوده است و باعث افزایش بهزیستی ذهنی و کیفیت خواب در بیماران شده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; بر مبنای نتایج مطالعه حاضر، هیپنوتراپی بر ارتقاء بهزیستی ذهنی و کیفیت خواب در افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر مؤثر هستند. پیشنهاد می شود از این روش به منظور تقویت بهزیستی ذهنی و کیفیت خواب افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر به تنهایی یا در کنار سایر مداخلات روانشناختی و دارویی، به عنوان یک مداخله بالینی استفاده گردد.&lt;/div&gt;</description>
						<author>مجید برادران</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اختلالات تعادلی در کودکان؛ عوامل و ارزیابی‌های مؤثر</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=7593&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; نقایص دهلیزی، سرگیجه و گیجی ممکن است منجر به تأخیر در کنترل وضعیتی، عدم هماهنگی، ایجاد حملات سرگیجه و در نهایت عدم تعادل در کودکان شود. در این مطالعه مروری نظام مند، عوامل تاثیرگذار بر اختلال تعادل کودکان و آزمون های مؤثر در ارزیابی این کودکان مورد بررسی قرار گرفت.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; مقالات معتبر در بازه زمانی سال 2000 تا 2023 در پایگاههای اطلاعاتی Pubmed، Google Scholar، Elsevier با استفاده از کلیدواژه های Balance، Vertigo، Dizziness، Vestibular، Children جستجو شدند. در مطالعه حاضر، مقالات پژوهشی، مروری روایی، مرورهای سیستماتیک، متاآنالیز مرتبط با هدف مطالعه مورد ارزیابی و وارد مطالعه شدند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; در مطالعه حاضر به طور کلی تعداد 95 مقاله یافت شد. با تکرار گیری، تعداد 13 مقاله حذف و 82 مقاله در مطالعه باقی ماند. با بررسی عناوین این مقالات، 7 مقاله به دلیل مرتبط نبودن عنوان با هدف این مطالعه و تعداد 9 مقاله به دلیل مرتبط نبودن متن کامل مقاله حذف شدند و 66 مقاله مرتبط باقی ماندند. تعداد 8 مطالعه به دلیل معیارهای خروج از مطالعه حاضرخارج شدند. بنابراین در مجموع 58 مقاله وارد این مطالعه مروری نظام مند شد و عوامل مؤثر در بروز اختلال تعادل و ارزیابی مؤثر در شناسایی این اختلالات یافت گردید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; تشخیص صحیح اختلالات تعادلی در کودکان با استفاده از آزمون های مناسب، نه تنها از بررسی های غیر ضروری جلوگیری می کند و نگرانی های والدین را کاهش می دهد، بلکه پیش نیاز درمان موفقیت آمیز است.&lt;/div&gt;</description>
						<author>مهدی پناهیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>فراوانی هلیکوباکترپیلوری و تغییرات هیستوپاتولوژیک ناشی از آن در نمونه‌های بیوپسی اندوسکوپیک معده کودکان در بیمارستان شهید مطهری ارومیه از سال 1398 تا 1400</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=7530&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه: &lt;/strong&gt;هلیکوباکتر پیلوری شایع ترین عفونت باکتریایی در جهان است. آلودگی به این باکتری در طی 5 سال اول زندگی ایجاد می شود. مطالعه حاضر با هدف بررسی فراوانی عفونت هلیکوباکتر پیلوری در کودکان و انواع تغییرات هیستوپاتولوژیک مرتبط با آن در نمونه های بیوپسی اندوسکوپیک معده کودکان انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; در این مطالعه مقطعی-توصیفی، فراوانی هلیکوباکترپیلوری و یافته های هیستوپاتولوژیک 169 کودک مبتلا به آن در نمونه های بیوپسی اندوسکوپیک معده که در فاصله سال های 1398 تا 1400 به بخش پاتولوژی بیمارستان شهید مطهری ارومیه ارسال شده بود، بررسی شد. این مطالعه با کد اخلاق IR.UMSU.REC.1400.227 درکمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی ارومیه مورد تأیید قرار گرفت.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; از 571 بیمار مورد بررسی، 169 کودک (5/29%) مبتلا به عفونت هلیکوباکتر پیلوری بودند، بیشترین ضایعه ی هیستوپاتولوژیک chronic gastritis بود. 3/40% بیماران التهاب مزمن فعال در نتیجه بیوپسی معده داشتند. رابطه معناداری بین هلیکوباکترپیلوری و جنسیت کودکان یافت نشد (29/0P=)، ولی رابطه معناداری بین نتایج هلیکوباکترپیلوری و سن کودکان مشاهده شد (04/0P=). بین عفونت هلیکوباکتر پیلوری و شدت گاستریت مزمن نیز رابطه معناداری مشاهده گردید (0001/0P=).&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; با توجه به اینکه تغییرات هیستوپاتولوژیک التهابی معده در تمام کودکان مبتلا به عفونت هلیکوباکتر پیلوری دیده می شود و در بیش از 40 درصد موارد این التهاب از نوع فعال می باشد، لازم است تشخیص و درمان زودرس این عفونت در کودکان مورد توجه ویژه قرار گیرد.&lt;/div&gt;</description>
						<author>فرزانه جوانمرد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه اثربخشی زوج درمانی هیجان مدار و زوج درمانی گاتمن بر فرسودگی زناشویی و افسردگی زوجین نابارور</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=7570&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; ناباروری از رویدادهای تلخ زندگی زناشویی است که پیامدهای روان شناختی گوناگونی دارد. از طرفی درمان های متفاوتی جهت کاهش اثرات روان شناختی آن وجود دارد. هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی زوج درمانی هیجان مدار و زوج درمانی گاتمن بر فرسودگی زناشویی و افسردگی زوجین نابارور بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل زوج های نابارور شهر اراک در سال 1400 بودند که از این تعداد 54 زوج با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد و به صورت تصادفی در سه گروه (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) 18 زوج گمارده شدند. گروه های آزمایش مداخله زوج درمانی هیجان مدار (10 جلسه 90 دقیقه ای) و زوج درمانی گاتمن (10 جلسه 90 دقیقه ای) دریافت کردند و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. بعد از گذشت دو ماه نیز مرحله پیگیری انجام شد. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه افسردگی بک (1967) و فرسودگی زناشویی پاینز (1966) استفاده شد و داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و نرم افزار SPSS نسخه 26 تحلیل شدند. این پژوهش دارای تأییدیه کمیته اخلاق با کد IR.IAU.B.REC.1400.026 است. همچنین، اصول محرمانگی، اخذ رضایت آگاهانه کتبی و از بین بردن اطلاعات شرکت کنندگان رعایت شده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج نشان داد که زوج درمانی گاتمن و زوج درمانی هیجان مدار بر کاهش افسردگی زوجین (265/0= 2 ، 001/0= P، 94/18 = F) و فرسودگی زناشویی (348/0= 2 ، 001/0= P، 99/27 = F) اثربخش بوده است. به علاوه، زوج درمانی هیجان مدار بر کاهش افسردگی زوجین (033/0=P) و فرسودگی زناشویی (001/0=P) نسبت به زوج درمانی گاتمن اثربخشی بیشتر داشته است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; با توجه به نتایج پژوهش، می توان گفت زوج درمانی هیجان مدار نسبت به زوج درمانی گاتمن بر کاهش افسردگی زوجین و فرسودگی زناشویی اثربخشی بیشتری دارد. بنابراین، به زوج درمانگران توصیه می شود از زوج درمانی هیجان مدار جهت بهبود افسردگی و فرسودگی زناشویی زوجین نابارور استفاده نمایند.&lt;/div&gt;</description>
						<author>احمد علی پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر یک دوره تمرین فزآینده بر پروتئین MMP-2 و MEF2C بافت عضله قلبی موش‌های ویستار دیابتی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=7583&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; بیماری دیابت یک اختلال متابولیک مزمن و پیشرونده است که موجب آسیب بافت قلب و تغییر در میزان پروتیئن آن می شود. هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی تأثیر یک دوره تمرین فزآینده بر پروتئین MMP-2 و MEF2C در بافت عضله قلبی موش های ویستار دیابتی بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; در این مطالعه تجربی، 40 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار (سن 10 هفته و میانگین وزن 5/9&amp;plusmn;245 گرم) به صورت تصادفی در 4 گروه 10 تایی دیابت-کنترل (DC)، دیابت-ورزش (DT)، سالم-ورزش (HT) و سالم-کنترل (HC)) تقسیم شدند. برای ایجاد دیابت، از روش تزریق درون صفاقی استرپتوزوتوسین (mg/kg 45) استفاده شد. پروتکل تمرینی به مدت 6 هفته اجرا شد. 24 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین، بافت قلب استخراج شد. برای ارزیابی بیان پروتئین MMP-2 و MEF2C از روش وسترن بلات استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یک راهه صورت گرفت.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج نشان داد که دیابت موجب افزایش معنی دار سطوح بیان پروتئین MMP-2 و کاهش معنی دار MEF2C گروه DC در مقایسه با گروه HC می شود (05/0&gt;P). اما دیگر یک دوره تمرین فزآینده منجر به کاهش معناداری سطوح بیان پروتئین MMP-2 و افزایش معنی دار MEF2C گروه DT در مقایسه با گروه DC می شود (05/0&gt;P).&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; یافته های این پژوهش نشان می دهد که تمرین هوازی فزآینده تاثیرات ایجاد شده در اثر دیابت در بیان این دو پروتئین را به طور مطلوب تعدیل می کند که به نظر می رسد یک اثر محافظتی در برابر تغییرات کاردیومایوپاتی ناشی از دیابت است.&lt;/div&gt;</description>
						<author>محمد فتحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثربخشی آموزش راهبردهای مقابله با استرس بر تحمل پریشانی و توانمندسازی روان شناختی پرستاران بخش کرونا</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=7097&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; تاثیرات مخرب تمامی اپیدمی ها از جمله کوویید 19 در سلامت جسمی و روانی کادر درمان غیر قابل انکار می باشد. کادر پرستاری به لحاظ ارتباط مستمر با بیماران تحت درمان در معرض اثرات جسمی و روانشناختی بیشتری قرار می گیرد. پژوهش حاضر، با هدف بررسی اثربخشی آموزش راهبردهای مقابله با استرس بر تحمل پریشانی و توانمند سازی روان شناختی پرستاران بخش کرونا در بیمارستانهای شهر خوی انجام شده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بوده و از جامعه آماری که شامل کلیه پرستاران بخش کرونای بیمارستان های شهر خوی در سال 1400- 1399 بود، 30 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده و بصورت 15 نفر در دو گروه آزمایشی و کنترل جایگزین شدند. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه تحمل پریشانی، پرسشنامه توانمند سازی روان شناختی استفاده شد. آزمودنی های گروه آزمایش در 8 جلسه 90 دقیقه ای آموزش راهبردهای مقابله با استرس شرکت کردند. جهت آزمون فرضیه ها از تحلیل کوواریانس چندمتغیری استفاده گردید. این مطالعه با کد اخلاق IR.IAU.TABRIZ.REC.1400.135 در کمیته اخلاق پژوهش دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز به ثبت رسید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;نتایج تحلیل کوواریانس آماری با تأیید فرض اصلی تحقیق نشان داد که آموزش راهبردهای مقابله با استرس باعث افزایش تحمل پریشانی و توانمندسازی روان شناختی در مرحله پس آزمون شده است (01/0&gt;P).&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; با توجه به یافته های پژوهش حاضر، می توان اینگونه نتیجه گیری کرد که آموزش راهبردهای مقابله با استرس می تواند به عنوان روش مؤثری در بهبود تحمل پریشانی و توانمندسازی روان شناختی پرستاران بخش کرونا به کار رود.&lt;/div&gt;</description>
						<author>رقیه کیانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر الگوی خودمراقبتی اورم بر اضطراب مادران کودکان مبتلا به تشنج ناشی از تب</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=7597&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; تشنج ناشی از تب شایعترین اختلال نورولوژیک در کودکان 6 تا 60 ماه است که اضطراب زیادی را در والدین خصوصاً مادر ایجاد می کند. کنترل اضطراب از عوامل مهم در مدیریت تشنج کودک است. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر الگوی خود مراقبتی اورم بر اضطراب مادران دارای فرزند مبتلا به تشنج ناشی از تب انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; در این کارآزمایی بالینی 70 مادر دارای کودک مبتلا به تشنج ناشی از تب در دو گروه آزمون و کنترل قرار گرفتند. مادران گروه آزمون، مداخله ای بر مبنای الگوی اورم و مادران گروه کنترل، مراقبت های معمول را دریافت کردند. اضطراب مادران در فاصله یک روز پس از بستری کودک و سه هفته بعد با پرسشنامه اشپیل برگر تعیین و مقایسه شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استناطی (کای اسکوئر و آزمون فیشر و آنالیز کواریانس) در نرم افزار SPSS نسخه 25 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج نشان داد که یک روز پس از بستری نمره کلی اضطراب مادران در گروه آزمون 68/101 و در گروه کنترل 25/106 بود سه هفته بعد نمره کل اضطراب گروه آزمون 97/68 و گروه کنترل 34/96 بود و این کاهش در گروه آزمون نسبت به گروه کنترل معنی دار بوده است (000/0=P).&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; انجام خودمراقبتی منجر به کاهش اضطراب مادران می شود؛ بنابراین پیشنهاد می شود از این روش در مراقبت کودکان بستری استفاده گردد.&lt;/div&gt;</description>
						<author>الهام محمدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
