<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشگاه علوم پزشكي اراك </title>
<link>http://jams.arakmu.ac.ir</link>
<description>مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک - مقالات نشریه - سال 1387 جلد11 شماره4</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1387/9/11</pubDate>

					<item>
						<title>تأثیر عصاره آبی چای ـ هل بر استرس اکسیداتیو </title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=350&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: عدم تعادل بین تولید رادیکال آزاد واجزا سیستم دفاع آنتی اکسیدانی بدن منجربه استرس اکسیداتیو می شود. هل، میوه ی گیاه التاریا کارداموموم ماتون می باشد که احتمالاخواص آنتی اکسیدانی دارد. هدف از این مطالعه تعیین تأثیر عصاره آبی چای ـ هل بر استرس اکسیداتیو می باشد. روش کار: این پژوهش یک کارآزمایی بالینی است که در آن تعداد 54 نفر مورد مطالعه قرار گرفتند. ابتدا 5 میلی لیترخون وریدی از آنها گرفته و پارامترهای استرس اکسیداتیو در سرم خون سنجیده شد. سپس به مدت 2 هفته هر روز مقدار 3 گرم هل و 1 گرم چای به صورت 100 میلی لیترعصاره آبی چای ـ هل به افراد داده شد و بعد از 2 هفته، مجدداً 5 میلی لیترخون وریدی ازهمان افراد گرفته شد ودوباره پارامترهای استرس اکسیداتیو در سرم خون اندازه گیری شد و مورد مقایسه و تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. نتایج: ظرفیت آنتی اکسیدانی تام سرم افراد قبل از مصرف چای ـ هل 64/0±96/1 و بعد از مصرف 46/0±23/2 میکرو مول در میلی لیتر (009/0p=) و میانگین پراکسیداسیون لیپیدی سرم قبل از مصرف چای ـ هل 58/3±97/14 و بعد از مصرف چای ـ هل 91/5±07/12 نانو مول در میلی لیتر بود (002/0p=). هم چنین میانگین گروه های تیول سرم قبل از مصرف چای ـ هل 200/0±224/0 و بعد از مصرف آن 166/0±266/0میلی مول بود(141/0p=). نتیجه گیری: به نظر می رسد که عصاره چای ـ هل میزان استرس اکسیداتیو خون را کاهش  دهد و در صورت استفاده معمول در رژیم غذایی افراد ممکن است اثرات مفیدی داشته باشد. </description>
						<author>ندا باغی نیا</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیر تابش اشعه یونیزان کبالت 60 بر حساسیت پرتوی سلول های سرطانی آغشته به مولد بیماری سرخک</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=281&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>چکیده مقدمه: پرتودرمانی یکی از راه های درمان سرطان است. دوز تجویز شده برای هر جلسه رادیوتراپی بر اساس حساسیت رادیوبیولوژیکی بافت سرطانی و بافت های سالم در نظر گرفته می شود. از جمله عوامل تاثیر گذار بر حساسیت بافت ها، عوامل ویروسی هستند. این پژوهش با هدف تعیین تاثیر تابش اشعه یونیزان کبالت 60 بر حساسیت پرتوی سلول های سرطانی آغشته به مولد بیماری سرخک انجام گردید. روش کار: در این تحقیق به صورت کیفی و تجربی، حساسیت پرتوی سلول های هلا مورد بررسی قرار گرفت. جهت انجام تحقیق سلول ها را در دو گروه شاهد و آزمایش در چاهک های شش تایی کشت داده و بازده کشت آنها محاسبه گردید. سپس مقدار 100 میکرولیتر ویروس سرخک را به روش ترقیق سازی موازی به نسبت های مختلف در محیط کشت گروه آزمایش تلقیح نموده و پس از رشد و پاساژ سلولی، محیط های کشت شاهد و آزمایش در معرض تابش 2 گری اشعه گامای کبالت 60 قرار داده شدند. نتایج: مرگ سلولی پس از دریافت اشعه در غلظت های کم آغشتگی به ویروس سرخک، 5 تا 7 درصد، در غلظت های متوسط 15 تا 20 درصد و در غلظت های بالا 50 تا 65 درصد افزایش نشان داد. نتیجه گیری: وجود بیماری ویروسی در بافت های درگیر با سرطان، حساسیت پرتوی سلول های سرطانی را افزایش می دهد. این یافته نشان می دهد که در تجویز دوز اشعه در جلسات رادیوتراپی باید به محیط دریافت کننده اشعه از لحاظ درگیر بودن با بیماری های غیر سرطانی نیز توجه شود. </description>
						<author> فاطمه  سیف</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر پماد کاپسیکوم بر روی نقاط K-K9 و K-KD2 جهت کاهش تهوع و استفراغ بعد از عمل جراحی کاتاراکت </title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=282&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: تهوع و استفراغ پس از عمل یکی از عوارض بسیار شایع و ناراحت کننده می باشد که می تواند منجر به عوارض جدی گرددد. یکی از جراحی های حساس در برابر تهوع و استفراغ جراحی کاتاراکت می باشد که ناشی از افزایش فشار داخل چشم متعاقب آن است. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر طب فشاری با کمک پماد کاپسیکوم در کاهش تهوع و استفراغ و میزان نیاز به داروهای ضد استفراغ طراحی شد. روش کار: در طی یک کارآزمایی بالینی دوسوکور بر روی بیماران مراجعه کننده به بیمارستان امیرکبیر اراک که جهت انجام جراحی کاتاراکت بستری شده بودند، دو گروه 100 نفری دریافت کننده پماد کاپسیکوم و دارو نما انتخاب گردیدند. روش نمونه گیری به صورت تصادفی ساده بود. پس از تجویزهمزمان پماد ها قبل از بیهوشی در نقاط K-K9و K-KD2، دو گروه از نظر شدت و دفعات تهوع، دفعات استفراغ و نیاز به داروهای ضد استفراغ در طی 12 ساعت بعد از عمل به روش مصاحبه بررسی شدند. نتایج: شدت تهوع در 6 و 12 ساعت اول بعد از عمل در گروه پلاسبو بیشتراز گروه کاپسیکوم بود (001/0=p). میانگین دفعات تهوع نیز در 6 و 12 ساعت بعد از عمل در گروه پلاسبو بیشتر از گروه کاپسیکوم بود(0005/0=p). نیاز به آمپول متوکلوپرامید در گروه دارو نما در مقایسه با گروه کاپسیکوم بیشتر بود(001/0=p). از نظر دفعات استفراغ طی 12 ساعت پس از عمل بین دو گروه تفاوت معنی داری نبود. نتیجه گیری:به نظر می رسد که تحریک همزمان نقاط K-D2 و K-K9 در هر دو دست یک روش آسان، غیر تهاجمی و مؤثر در کاهش تهوع و استفراغ پس از عمل  باشد. </description>
						<author> شیرین پازوکی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر تزریق پروژسترون به موش های صحرایی تازه متولد شده بر یادگیری فضایی آنها پس از بلوغ</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=283&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: اگر چه نقش هورمون های استروئیدی در فعال شدن و حفظ اعمال تولید مثلی به خوبی ثابت شده است، شواهد روز افزون حکایت از تاثیر این هورمون ها بر روی حافظه و یادگیری دارند. این اثرات پیچیده بوده و بستگی به نوع یادگیری، جنس، سن و نیز محلی که در معرض هورمون های استروئیدی قرار می گیرد دارند. این مطالعه جهت تعیین نقش تجویز پروژسترون به موش های تازه متولد شده بر روی توانایی یادگیری آنها در ماز آبی موریس پس از بلوغ طراحی شده است. روش کار: این تحقیق تجربی بر روی 36 موش صحرایی نر و ماده تازه متولد شده نژاد ویستار انجام گرفت. موش ها به شکل تصادفی به شش گروه تقسیم شدند که عبارت بودند از: موش های ماده با تزریق پروژسترون، موش های نر با تزریق پروژسترون، موش های ماده با تزریق روغن کنجد، موش های نر با تزریق روغن کنجد و موش های نر و ماده کنترل. سپس گروه های پروژسترونی، هورمون را با غلظت 100 میلی گرم به ازاء هر کیلوگرم وزن حیوان و گروه های روغن کنجدی هم حجم پروژسترون، روغن کنجد را در روزهای 1 و یا 2 بعد از تولد دریافت کردند. 60 روز پس از تزریق حافظه فضایی آنها در ماز آبی موریس مورد ارزیابی و تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. نتایج: تجویز روغن کنجد به موش های ماده تازه متولد شده (ولی نه موش های نر) سبب افزایش میزان حافظه فضایی در آنها نسبت به گروه کنترل و پروژسترون گردید(05/0p&lt;). اضافه کردن پروژسترون به روغن کنجد سبب شد یادگیری آنها تا سطح گروه کنترل کاهش یابد. نتیجه گیری: نتایج تحقیق این فرضیه را که پروژسترون سبب اختلال در حافظه فضایی مرجع در موش های ماده می گردد تایید می نماید. </description>
						<author>محمدرضا پالیزوان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیر مکیدن پستان توسط شیر خواران در حین واکسیناسیون بر درد ناشی از آن</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=284&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: مدیریت درد یکی از چالش های مهم اعضای تیم درمانی است. طبق شواهد موجود، نوزادان نسبت به دیگران واکنش بیشتری به درد نشان می دهند. پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر مکیدن پستان توسط شیرخواران در حین واکسیناسیون بر درد ناشی از آن انجام گردید. روش کار: در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی کنترل شده، 76 نوزاد ترم سالم 4-2 ماهه  به صورت تصادفی قبل از انجام مداخله به دو گروه تقسیم شدند که از نظر سن و جنس همگون بودند. هنگام تزریق عضلانی واکسن سه گانه در نوزادان گروه مداخله، دو دقیقه قبل، حین و حداقل 15 ثانیه بعد از واکسیناسیون در آغوش مادر از شیر مادر تغذیه شدند و در گروه کنترل، شیرخواران در طی واکسیناسیون طبق روال معمول مراکز فوق بر روی تخت قرار داده شدند. نوزادان براساس چک لیست اصلاح شده واکنش های رفتاری درد از 5 ثانیه قبل از شروع تزریق واکسن تا 15 ثانیه بعد از آن مورد مشاهده قرار گرفتند. نتایج: میانگین سن شیرخواران در گروه مکیدن پستان46/41 53/81 روز و در گروه کنترل59/40 61/81 روز، وزن شیرخواران به ترتیب در دو گروه مذکور 17/1 65/6 و 14/1 70/6کیلوگرم و قد آنها به ترتیب 06/5 38/63 و 50/527/64 سانتی متر بود. بین واکنش های رفتاری درد شامل تغییرات چهره، حالت گریه و حرکات بدن در دو گروه مداخله و کنترل اختلاف معنی دار وجود داشت(0001/0p&lt;). در بررسی تاثیر جنس، سن و زمان تغذیه تفاوت معنی داری مشاهده نشد. نتیجه گیری: با توجه به تاثیر مداخله بی خطر مکیدن پستان توسط شیرخوار بر تسکین درد حین واکسیناسیون پیشنهاد می شود روش فوق در مراکز مربوطه مورد استفاده قرار گیرد. </description>
						<author>سیمین تعاونی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیر بکارگیری سیستم مدیریت نگهداری تجهیزات پزشکی بر هزینه ها در بیمارستان ولیعصر (عج) اراک درسال1385</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=285&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: تجهیزات پزشکی هر ساله سهم عمده ای از هزینه بیمارستان  ها را به خود اختصاص می  دهند، به طوری که مدیریت نگهداری صحیح و بهینه آن می تواند تاثیر به سزایی در اقتصاد سلامت کشور داشته باشد. لذا این پژوهش با هدف تعیین تاثیر سیستم مدیریت نگهداری تجهیزات پزشکی بر هزینه  های بیمارستان ولیعصر(عج) شهر اراک انجام شد. روش کار:در این پژوهش مداخله  ای ابتدا الگوی سیستم مدیریت نگهداری تجهیزات پزشکی موجود در بیمارستان تامین اجتماعی امام خمینی(ره)، دقیقاً مطالعه شد و نرم افزار متناسب با بیمارستان ولیعصر طراحی گردید. برنامه نگهداری پیشگیرانه دراین الگو برای کلیه دستگاه  های پزشکی موجود در بیمارستان ولیعصر با طول عمر مفید بیشتر از5 سال (240 دستگاه پزشکی) به مدت یک سال اجرا گردید، سپس جمع هزینه های ثبت شده در سال 1385 با جمع هزینه سال قبل از اجرای طرح در سال 1384، مقایسه شد. نتایج: در هنگام نصب و راه اندازی برای7/21درصد از دستگاه  های پزشکی هیچ  گونه آموزشی صورت نگرفته بود و برای کار با 8/83 درصد از دستگاه  ها از نیروی انسانی ثابت استفاده نمی شد. با به کارگیری سیستم مدیریت نگهداری تجهیزات پزشکی، تعداد دفعات تعمیر در سال از78 مورد در سال1384 به58 مورد در سال1385 تقلیل یافت. هزینه نگهداری و تعمیر تجهیزات پزشکی بیمارستان ولیعصر در سال1384مبلغ801765375 ریال بود که در سال1385با ثبت دقیق هزینه توسط مهندس تجهیزات پزشکی وکنترل حساب ها در بیمارستان به513212912 ریال کاهش یافت که نمایان گرصرفه جویی به میزان 36 درصد می باشد. نتیجه گیری: به نظر می رسد بکارگیری سیستم مدیریت نگهداری کامپیوتری تجهیزات پزشکی واستفاده هرچه بیشتر از توانمندی های مهندسین پزشکی در بیمارستان ها ضروری است. </description>
						<author>رحمت اله جدیدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>موانع کنترل بستری مجدد بیماران مبتلا به نارسایی احتقانی قلب: یک مطالعه کیفی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=286&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: بستری مجدد یک مشکل جهانی و رو به افزایش است. نارسایی احتقانی قلب یکی از شایع ترین عوامل منجر به بستری مجدد محسوب می شود. دربارۀ موانع کنترل بستری مجدد شناخت کمی وجود دارد. هدف از این مطالعه تعیین موانع کنترل بستری مجدد در بیماران مبتلا به نارسایی احتقانی قلب می باشد. روش کار: این مطالعه به روش کیفی و رویکرد تئوری زمینه ای انجام شد. جهت جمع آوری اطلاعات از مصاحبه استفاده شد. مطالعه با نمونه گیری هدفمند شروع و در طی تکامل طبقات با نمونه گیری نظری ادامه یافت که به مدت 6 ماه به طول انجامید و در طی آن تعداد 42 نفر به مدت 6 ماه در دو بیمارستان آموزش تهران، مورد مصاحبه قرار گرفتند. اعتبار و صحت داده ها با روش های آماری تائید گردید. نتایج : حساس نبودن نسبت به عوامل بستری مجدد، باورهای نادرست بهداشتی و انتظارات بیماران، آموزش ناقص، تمکین ناکافی رژیم دارویی، غذایی و سبک زندگی نادرست، نبود سیستم درمانی پی گیر، بی اعتمادی به پزشک و عدم ایجاد ارتباط با بیمار، مشکلات روحی بیمار و چالش های خانواده- بیمار به عنوان موانع کنترل بستری مجدد در این بیماران بوده اند. نتیجه گیری: موانع کنترل بستری مجدد با رویکردکیفی و استفاده از روش تلفیق منابع، بهتر از روش بیومدیک تک منبعی مورد شناسایی قرار گرفته اند. از طرفی حساس نبودن مشارکت کنندگان نسبت به بستری مجدد یک یافته جدید است. بنابراین به منظور کنترل میزان بستری مجدد علاوه بر شناخت موانع، حساس سازی افراد درگیر هم پیشنهاد می گردد. </description>
						<author>داود حکمت پو</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیراتانول برمیزان رشد و تکوین جنین‌های دو سلولی متوقف شده موش</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=287&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: توقف در مرحله دو سلولی از جمله علل وجود ناباروری در گروهی از زوج ها است. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر اتانول بر میزان رشد و تکوین جنین های دو سلولی متوقف شده موش است. روش کار: در این مطالعه تجربی موش های ماده پس از تحریک تخمک  گذاری با موش نر هم قفس شدند. موش های پلاک مثبت 48 ساعت پس از تزریق گونادوتروپین جفتی انسانی کشته و جنین های دوسلولی آنها در محیط M16 جمع آوری و به سه گروه شاهد 1، شاهد 2 و آزمایش تقسیم شدند. گروه های شاهد 2 و آزمایش به منظور القاء توقف به مدت 24 ساعت در معرض دمای c°4 قرار گرفتند. گروه شاهد 2 بعد از خروج از دمای فوق به انکوباتور منتقل شد، گروه آزمایش به مدت 5 دقیقه در معرض اتانول1/0 درصد قرار گرفت و گروه شاهد 1 بدون قرار گرفتن در معرض دمای c°4 انکوبه شدند. نتایج: قرار گرفتن جنین ها در معرض دمای C°4 درجه سانتی گراد به  طور معنی داری باعث کاهش میزان تکوین و ایجاد تأخیر و توقف آن شد(001/0p=). میانگین  تسهیم بین گروه ها دارای اختلاف آماری   معنی داری نبوده ولی اختلاف میانگین درصد جنین های دژنره شده بین گروه ها با یکدیگر متفاوت بود(045/0p=). میانگین درصد مورولا بین گروه ها اختلاف آماری معنی دار نشان داد(005/0p=). هم چنین آنالیز نتایج بعد از ارزیابی 120 ساعته بیانگر این بود که میانگین درصد بلاستوسیست  و بلاستوسیست شکوفا شده بین گروه ها دارای اختلاف آماری معنی داری است. به ترتیب(014/0p=) و (001/0p=). نتیجه گیری: با تأثیر الکل اتیلیک 1/0 درصد بر جنین های متوقف شده در مرحله دو سلولی احتمالا می توان میانگین درصد مورولا و میزان تکوین تا مرحله بلاستوسیست و بلاستوسیت شکوفا شده را نسبت به گروه شاهد در حد معنی داری افزایش داد در حالی که میزان تسهیم نسبت به گروه شاهد اختلاف معنی داری نشان نداد. </description>
						<author>محمدرضا دارابی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>فاصله زمانی بین شروع علائم تا بستری شدن بیماران مبتلا به سکته قلبی و عوامل مرتبط با آن در بیمارستان فاطمه زهرا بندر بوشهر در سال 1384</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=288&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: تاخیر در مراجعه و شروع درمان سکته قلبی حاد تاثیر مهمی در توسعه آسیب میوکارد و پیش آگهی بیماران خواهد داشت. این مطالعه با هدف تعیین فاصله زمانی بین شروع علائم تا بستری شدن بیماران مبتلا به سکته قلبی و عوامل مرتبط با آن در بیمارستان فاطمه زهرا بندر بوشهر انجام شده است. روش کار: این مطالعه یک بررسی تحلیلی مقطعی می باشد که بر روی 120 بیمار با تشخیص قطعی سکته قلبی در بیمارستان فاطمه زهراء بندر بوشهر در یک دوره 9 ماهه انجام شد. نمونه گیری به صورت در دسترس بود و جهت جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه ای مشتمل بر مشخصات فردی، فاصله زمانی بین شروع علائم تا بستری شدن و علل تأخیر در مراجعه بیماران به بیمارستان، استفاده گردید که با استفاده از روش مصاحبه تکمیل شد. نتایج: فاصله زمانی بین شروع علائم تا بستری شدن در بخش اورژانس 259± 3/273 دقیقه بود. بین سابقه فامیلی مثبت، سابقه قبلی بیماری عروق کرونر، تحت پوشش بیمه بودن ، شکایت اصلی، مراجعه به مطب پزشک قبل از بستری شدن و سن با فاصله زمانی بین شروع علائم تا بستری شدن در بخش اورژانس رابطه معنی داری وجود داشت(05/0p&lt;). شایع ترین علت تاخیر در مراجعه، عدم آگاهی از علائم و بی توجهی نسبت به اهمیت آنها بود. نتیجه گیری: فاصله زمانی حدود 5/4 ساعت بین شروع علائم تا بستری شدن بیماران مبتلا به سکته قلبی حاد رضایت بخش نیست و نیاز به انجام برنامه های آموزشی برای آگاهی بهتر مردم در رابطه با علائم اولیه سکته قلبی و اهمیت آن احساس می گردد. </description>
						<author>حمیدرضا کوهستانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیر محرومیت از نور بر عملکرد فضایی موش صحرایی </title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=289&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: پیام های حسی و فعالیت ذاتی مدارهای نورونی در ابتدای زندگی تکامل سیستم های حسی را به طور عمیقی تحت تاثیر قرار می دهند. یکی از راه های بررسی نقش سیگنال های حسی محیطی در تکامل عصبی، محرومیت از نور از طریق پرورش حیوانات در تاریکی کامل است. روش کار:  در این مطالعه تجربی 18 موش صحرایی نر نژاد ویستار در سن 75 روزگی در دو گروه تحت آزمایش قرار گرفتند. یک گروه در دوره طبیعی نور- تاریکی نگهداری شدند (گروه شاهد) و گروه دیگر از زمان تولد تا هنگام انجام آزمایشات و نیز در طول این دوره در تاریکی کامل پرورش یافتند (گروه مورد). حافظه فضایی حیوانات پس از رها شدن در ماز آبی موریس بررسی شد. مدت زمان لازم برای یافتن سکوی نجات و نیز مسافت پیموده شده طی آن محاسبه گردید و عملکرد موش های صحرایی در دو گروه مورد مقایسه قرار گرفت. در هر روز 4 جلسه آزمایش انجام می شد و مطالعه 6 روز ادامه یافت. سپس آزمایشات پروب و پس از پروب برای نشان دادن میزان پایداری یادگیری انجام شدند. نتایج:  در زمان رسیدن به سکوی نجات، حیوانات گروه شاهد برتری قابل توجهی نسبت به همتایان خود در گروه مورد نشان دادند(009/0p&lt;). هم چنین موش های پرورش یافته در شرایط استاندارد نور – تاریکی مسافت کمتری را برای یافتن سکو طی می کنند(034/0p&lt;). عملکرد بهتر گروه شاهد نسبت به گروه مورد در نیمه اول آزمایشات مشاهده شد اما این دو گروه بتدریج رفتار مشابهی را در ماز بروز می دادند. نتیجه گیری:  محرومیت از نور می تواند جستجوی فضایی در ماز آبی را تحت تاثیر قرار دهد بگونه ای که حیوانات توانایی کمتری در یافتن سکوی نجات ماز براساس علائم فضایی اطراف نشان می دهند. </description>
						<author>محمود سلامی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیر عصاره اتیل استاتی موم زنبور عسل بر کلونیزاسیون استرپتوکوکوس موتانس</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=290&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: بیوفیلم استرپتوکوک های دهانی به خصوص استرپتوکوکوس موتانس از عوامل اصلی ایجاد پلاک دندانی و پوسیدگی دندان است. مواد طبیعی مهار کننده کلونیزاسیون این باکتری ها پر اهمیت هستند. در این پژوهش برای اولین بار اثر عصارۀ موم زنبور عسل بر تولید گلوکوزیل ترانسفراز که یک آنزیم کلیدی کلونیزاسیون استرپتوکوکوس موتانس می باشد مورد بررسی قرار گرفت. روش کار: در این مطالعه تجربی عصاره گیری توسط حلال های اتیل استاتی و متانولی با دستگاه عصاره گیر کلونجر انجام شد. ابتدا مواد محلول در اتیل استات جدا شدند و پس از تبخیر حلال اول متانول 70 درصد به عنوان حلال خنثی به محلول اضافه شد و جزء باقیمانده نیز توسط آب دو بار تقطیر جدا گردید. حداقل غلظت بازدارندگی این عصاره از رشد استرپتوکوکوس موتانس با روش انتشار در محیط مایع تعیین گردید. از روش تهیۀ رقت های متوالی در محیط نوترینت براث غنی شده با 1 درصد سوکروز که درون ارلن های حاوی لام های شیشه ای استریل تهیه شده بود جهت ارزیابی بیوفیلم استفاده گردید. تولید آنزیم گلوکوزیل ترانسفراز نیز با استفاده از الکتروفورز روی ژل 15 درصد پلی اکریلامید مشخص گردید. نتایج: غلظت 1 میلی گرم در میلی لیتر از عصارۀ اتیل استاتی موم باعث توقف کامل تشکیل بیوفیلم گردید و تولید آنزیم گلوکوزیل ترانسفراز را متوقف نمود. غلظت 6 میلی گرم در میلی لیتر این عصاره توقف رشد باکتری ها را به دنبال داشت و غلظت 30 میلی گرم در میلی لیتر آن برای استرپتوکوکوس موتانس باکتریساید بود(01/0&gt; p). نتیجه گیری: عصارۀ موم زنبور عسل در غلظت های کمتر از حد کشندگی قادر به توقف تولید گلوکوزیل ترانسفراز که آنزیم اصلی تشکیل بیوفیلم در استرپتوکوکوس موتانس می باشد، بود. </description>
						<author> امیر قائمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتباط ساختار-فعالیت در پپتید آنتی باکتریایی آیورین 2/1 و آنالوگهایش</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=293&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: آیورین 2/1 یک پپتید 13 آمینه ای است که طیف وسیعی از فعالیت های آنتی باکتریایی و ضد سرطانی را نشان می دهد. ساختار آن توسط طیف سنجی رزنانس مغناطیسی تعیین شده که مارپیچ آلفا است ولی هنوز مکانیسم عمل آن شناخته نشده است. این مطالعه با هدف تعیین عوامل موثر بر فعالیت پپتیدها و مطالعه ارتباط توالی-فعالیت در پپتید آنتی باکتریایی آیورین 2/1 و آنالوگهایش طراحی و انجام گردید. روش کار: در این مطالعه تجربی دو آنالوگ F3W,G1F3/RW و آنالوگ معکوس طراحی گردید و با روش سنتز شیمیایی فاز جامد ساخته شد و بعد از تخلیص با کروماتوگرافی با فشار بالا، توسط آمینو اسید آنالایزر و طیف سنجی جرمی تائید شد و سپس آزمایش های ضد باکتریایی انجام شد. نتایج: نتایج آزمایش تعیین حداقل غلظت مهاری نشان داد که آنالوگ G1F3/RW فعالتر از F3W است و نتایج نمودار آزمایش تعیین حداقل غلظت مهاری برای آنالوگ F3W سه مرحله ای است. آنالوگ معکوس هیچ فعالیتی نشان نداد. نتیجه گیری: فعال تر بودن آنالوگ G1F3/RW به علت وجود اسید آمینه آرژنین و ایجاد میانکنش قویتر با بار منفی غشاء است. عدم فعالیت آنالوگ معکوس نشان گر اهمیت جایگاه اسید آمینه در توالی برای فعالیت است وتوصیه می شود در طراحی پپتیدها به عنوان دارو به موقعیت قرار گرفتن اسید آمینه ها توجه شود، چرا که اندازه و نوع آمینو اسیدها در تجمع پپتیدها و در نتیجه در نحوه فعالیت ضد باکتریایی موثر است. </description>
						<author>حسین نادری منش</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتباط میزان پروتئینC واکنشی و گلبول سفیدخون پلاسما و شدت سکته مغزی ایسکمیک و حجم انفارکت</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=294&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: سکته مغزی ایسکمیک یکی از علل مهم مرگ و ناتوانی می باشد اما پارامترهای پیش بینی کننده از جمله پروتئین C واکنشی و گلبول های سفید خون در این بیماری هنوز به صورت واضح مشخص نشده اند. هدف از این مطالعه تعیین ارتباط بین میزان این دو فاکتور پلاسما به عنوان نشانگرهای التهابی در فاز حاد سکته مغزی ایسکمیک با شدت سکته مغزی و حجم انفارکت است. روش کار: این مطالعه به صورت مقطعی و در زمستان 85 و بهار 86 بر روی 49 بیمار با سکته مغزی ایسکمیک بستری در سرویس نورولوژی بیمارستان ولیعصر اراک انجام شد. برای تمامی بیماران در بدو ورود معاینه بالینی براساس مقیاس نورولوژیک کانادایی سکته مغزی و سی تی اسکن مغز بدون کنتراست طی حداکثر 72 ساعت اول بعد از شروع علائم انجام شد و با استفاده از آنها به ترتیب شدت علائم بالینی نورولو‍ژیک و نیز حجم انفارکت محاسبه گردید. هم چنین مقدار پروتئین C واکنشی و گلبول سفید خون نیز در مدت زمان مذکور اندازه گیری شد. نتایج: بین حجم انفارکت از یک طرف با مقدار پروتئین C واکنشی (39/0=p، 14/0-=r) و نیز گلبول سفید خون (17/0- =r، 92/0=p) همبستگی معنی داری وجود نداشت.هم چنین بین امتیاز مقیاس نورولوژیک کانادایی سکته مغزی از یک طرف با سطح پروتئین C واکنشی (81/0=p، 04/0- =r) و نیز میزان گلبول سفید خون (124/0- =r، 40/0=p) همبستگی معنی دار مشاهده نشد. لیکن بین دو متغیر حجم انفارکت و امتیاز مقیاس نورولوژیک کانادایی سکته مغزی همبستگی معنی دار گزارش شد(006/0=p، 43/0- =r). نتیجه گیری: بین مقدار عوامل التهابی، حجم و شدت انفارکت رابطه معنی دار مشخص نگردید. </description>
						<author>فردین فرجی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>گزارش یک مورد پیودرما گانگرنوزوم در همراهی با آنمی همولیتیک اتوایمون </title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=295&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: پیودرماگانگرنوزوم، درماتوز نوتروفیلیک  غیرعفونی  اولسراتیو ونادری است که به طور تیپیک با پوسچول شروع شده و به سرعت به سمت زخم دردناک با حاشیه بنفش رنگ پیش می رود. تشخیص بر پایه تابلوی بالینی و رد سایر بیماری های اولسراتیو پوستی است. بیماری به طور شایع با اختلالات سیستمیک زمینه ای همراهی دارد که شایع ترین آنها شامل بیماری های التهابی روده،  لوکمیا، میلوما، گاموپاتی مونوکلونال، هپاتیت مزمن فعال، لوپوس سیستمیک و التهاب مفاصل می باشد. همراهی با آنمی همولیتیک بسیار نادر بوده و تاکنون تنها دو مورد در دنیا گزارش شده است و بیمار معرفی شده سومین مورد این همراهی است. مورد: بیمار دختر 19 ساله، مورد شناخته شده آنمی همولیتیک از 15 سال پیش می باشد که با اولسری به ابعاد 3×2 سانتی متر با حاشیه بنفش رنگ در ناحیه قدامی ساق پای راست و ضایعه تاولی به ابعاد 6×4 سانتی متر حاوی مایع خونی در قسمت قدامی ساق پای چپ همراه با درد زیاد مراجعه کرده است. نتیجه گیری:  به علت همراهی زیاد پیودرماگانگرنوزوم با بیماری های سیستمیک زمینه ای، در این بیماران جستجو جهت یافتن اختلالات زمینه ای ضروری می باشد. </description>
						<author>مینا میرنظامی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
