<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشگاه علوم پزشكي اراك </title>
<link>http://jams.arakmu.ac.ir</link>
<description>مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک - مقالات نشریه - سال 1400 جلد25 شماره1</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1400/12/10</pubDate>

					<item>
						<title>تأثیر آموزش مهارت حل مسئله بر تنش اخلاقی پرستاران تازه‌کار</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6448&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt; تنش اخلاقی زمانی اتفاق می افتد که فردی تصمیم اخلاقی گرفته باشد، اما نتواند به آن عمل کند و اغلب به محدودیت های داخل یا خارج سازمانی مربوط می شود. آموزش مهارت حل مسئله به عنوان یکی از اصول مدیریت تنش ممکن است در کنترل تنش اخلاقی پرستاران مؤثر باشد. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر آموزش مهارت حل مسئله بر تنش اخلاقی پرستاران تازه کار انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt; این پژوهش یک کارآزمایی بالینی است که بر روی 70 پرستار تازه کار شاغل در بیمارستان شهدای خرم  آباد انجام شد. نمونه ها به صورت دردسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در 2 گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزار جمع آوری داده ها، فرم اطلاعات جمعیت شناختی و پرسش نامه تنش اخلاقی کورلی بود. مداخله شامل برگزاری کارگاه آموزشی مهارت حل مسئله برای گروه آزمایش طی 6 جلسه 2 ساعته بود. تنش اخلاقی در 2 مرحله قبل و بعد از مداخله اندازه گیری شد. نهایتاً داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 16 و با آزمون های آماری کای اسکوئر و تی  مستقل و تی زوجی تجزیه و تحلیل شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی&lt;/strong&gt; کمیته اخلاق پژوهشی دانشگاه علوم  پزشکی اراک این مطالعه را با کد اخلاق IR.ARAKMU.REC.1395.449 به تصویب رسانده است. رضایت آگاهانه بودن آزمون از شرکت کنندگان دریافت و به آن ها اطمینان داده شد که اطلاعات ایشان محرمانه خواهد بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt; در این مطالعه، میانگین سن شرکت کنندگان 25 سال بود. همچنین 98/5 درصد نمونه ها دارای مدرک تحصیلی لیسانس و 1/5 درصد نمونه ها دارای مدرک کارشناسی ارشد بودند. مطالعه نشان داد میانگین تنش اخلاقی در نمونه های گروه آزمایش پس از مداخله در مقایسه با قبل تفاوت آماری معناداری داشت (05/P&lt;0).&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt; نتایج نشان داد به کارگیری آموزش مهارت حل مسئله در روند کاهش تنش اخلاقی پرستاران تازه کار در محیط بالین تأثیر زیادی دارد.&lt;/p&gt;</description>
						<author>محبوبه سجادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی و مقایسه میزان بیان ژن‌های PBK و E2F7 در سرطان کلورکتال بین مراحل اولیه و مراحل پیشرفته بیماری</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=7024&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;pre style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;
&lt;span style=&quot;font-size:14px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt; PBK یک پروتئین کیناز فعال شده با میتوژن (MAPKK) بین MEK1/2 و MEK7 است و می تواند P38 ،JNK و ERK را در بسیاری از عملکردهای سلولی فسفوریله کند. خانواده عوامل رونویسی E2F نیز به گروهی از کلاس تنظیم کننده های سلولی متعلق هستند که هم به صورت انکوژن و هم به شکل سرکوب کننده تومور عمل می کنند. هدف از این مطالعه بررسی بیان PBK و E2F7 در مراحل اولیه سرطان روده بزرگ یا کلورکتال در مقایسه با مراحل بالاتر بر اساس مطالعات آزمایشگاهی و اطلاعات پایگاه اطلس ژنوم سرطان است.
&lt;strong&gt;مواد و روش ها &lt;/strong&gt;تعداد 32 نمونه بافت بیماران مبتلا به سرطان کلورکتال با تأییدیه پزشک متخصص پاتوبیولوژیست طبق معاینه و معیار گزارش شده از استیج های مختلف، جمع آوری شد. پس از استخراج RNA و سنتز cDNA برای بررسی بیان ژن های موردنظر، از تکنیک RT-qPCR در گروه های مطالعه استفاده شد. همچنین از آنالیز ROC curve درجهت تعیین توانایی هرکدام از ژن های انتخاب شده برای تفکیک دو جمعیت Stage I+II وStage III+IV &amp;nbsp;استفاده شد.
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی&lt;/strong&gt; این پژوهش در کمیته اخلاق دانشگاه آزاد شهرکرد با کد IR.IAU.SHK.REC.1399.022 به تصویب رسیده است.
&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt; در این پژوهش نشان داده شد PBK و E2F7 در نمونه هایStage I+II در مقایسه با Stage III+IV سرطان کلورکتال افزایش بیان معنا دار پیدا می کنند. این داده ها با اطلاعات آزمایشگاهی و اطلاعات استخراج شده از اطلس ژنوم سرطان تأیید شد. همچنین بر اساس AUCی به دست آمده از نمودار ROC مشخص شد این دو ژن، به طور معنا داری در دو جمعیت Stage I+II و Stage III+IV و در سرطان کلورکتال تفکیک شدنی هستند.
&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt; با توجه به نتایج حاصل از این مطالعه می توان گفت دو ژن PBK و E2F7 مارکرهای خوبی در تشخیص بیماری در مراحل اولیه سرطان کلورکتال هستند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;
&lt;/pre&gt;</description>
						<author>مریم پیمانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثر محلول جنتامایسین 80 میلی‌گرم در ترکیب با آلوگرافت بر بازسازی دیفکت‌های استخوانی رت</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6918&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt; استفاده از آلوگرافت به تنهایی و یا همراه با مواد استخوانی دیگر، پیشرفت های چشمگیری در پروسه های آگمنتاسیون استخوان نشان داده است. بر این اساس، هدف از این پژوهش، ارزیابی اثر محلول جنتامایسین 80 میلی گرم موضعی همراه با آلوگرفت در بازسازی هدایت شده استخوان در دیفکت های موجود در جمجمه رت است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها &lt;/strong&gt;&amp;nbsp;در این پژوهش 12 سر موش ویستار به صورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. در هر گروه 6 سر موش وجود داشت. 3 عدد دیفکت در جمجمه آن ها ایجاد شد. یکی از آن دیفکت ها به تنهایی با آلوگرافت استخوانی انجمادی خشک شده غیرمعدنی پر شد و دیگری با آلوگرفت همراه با محلول جنتامایسین 80 میلی گرم و دیفکت سوم هم به عنوان گروه کنترل خالی گذاشته شد. بعد از گذشت 4 و 10 هفته موش ها برای تهیه نمونه های هیستولوژیک کشته شدند. ارزیابی های هیستولوژیک و هیستومورفومتریک برای اندازه گیری کیفی و کمی تشکیل استخوان، نوع استخوان جدید ساخته شده، وایتالیتی استخوان جدید، واکنش التهابی، نوع بافت هم بندی و آنژیوژنز انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی&lt;/strong&gt; این مطالعه با کد اخلاق به شمارهIR.REC.ARAKMU.1397.30 &amp;nbsp;از کمیته اخلاق دانشگاه اراک تصویب شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt; در پایان هفته های 4 و 10، پس از جراحی، درصد متوسط استخوان سازی در ناحیه دیفکت های ایجادشده، در گروهی که آلوگرفت همراه با جنتامایسین بود، بیشتر نشان داده شد. در این مدت تفاوت چشمگیری بین این گروه و گروه کنترل بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری &lt;/strong&gt;طبق مطالعه حاضر، استفاده از جنتامایسین همراه با آلوگرافت استخوانی انجمادی خشک شده غیر معدنی اثر زیادی بر بازسازی استخوان در دیفکت های ایجادشده در جمجه رت دارد.&lt;/div&gt;</description>
						<author>مجتبی بیانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر برنامه آموزشی مبتنی ‌بر مدل اعتقاد بهداشتی بر رفتارهای پیشگیری‌کننده از عفونت‌های بیمارستانی توسط ماماهای شاغل در بیمارستان‌های بابل</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6821&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt; عفونت بیمارستانی معضل بهداشتی تمام کشورهاست و با توجه  به نقش ماماها در کنترل عفونت های بیمارستانی، این پژوهش با هدف تعیین تأثیر مداخله آموزشی مبتنی بر مدل رفتارهای پیشگیری کننده از عفونت های بیمارستانی توسط ماماهای شاغل در بیمارستان های شهر بابل انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها &lt;/strong&gt;پژوهش حاضر یک مطالعه مداخله ای نیمه تجربی با گروه آزمایش وکنترل است. مداخلات به صورت 3 جلسه 40 دقیقه ای در بیمارستان شهید یحیی نژاد در ماه فروردین و اردیبهشت سال 1398 انجام شد. ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسش نامه مبتنی بر سازه های مدل اعتقاد بهداشتی (آگاهی، سازه های مدل و رفتار) بود که روایی و پایایی آن انجام شد و ماما ها آن را در دو نوبت قبل و یک ماه بعد از آموزش تکمیل کردند. اطلاعات جمع آوری و با نرم افزار SPSS نسخه 24 و آزمون های تحلیل واریانس، تی زوجی و تحلیل کوواریانس یک طرفه تجزیه و تحلیل شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی&lt;/strong&gt; این مقاله پژوهشی دارای تأییدیه کمیته اخلاق با کد IR.IAU.TMU.REC.1398.068 است. از شرکت کنندگان در پژوهش رضایت نامه آگاهانه گرفته شد؛ در ضمن اطلاعات افراد محرمانه باقی خواهد ماند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها &lt;/strong&gt;قبل از انجام مداخله دو گروه ازنظر میانگین نمرات سازه های مختلف، الگوی متفاوت معناداری با هم نداشتند. بعد از مداخله آموزشی، تفاوت معناداری در میانگین و انحراف معیار نمره آگاهی (0/3&amp;plusmn;1)، حساسیت درک شده (1/5&amp;plusmn; 2/8)، شدت درک شده (1/7&amp;plusmn; 3/6)، موانع درک شده (1/3&amp;plusmn; 6/4-)، منافع درک شده (4 &amp;plusmn; 5/1)، خودکارآمدی (2/6&amp;plusmn; 4/6) و رفتار (1/1 &amp;plusmn; 3/1) گروه آزمایش دیده شد (05/P&lt;0).&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt; با افزایش میزان نمرات حاصل از سازه ها، به خصوص خودکارآمدی و کاهش موانع درک شده، طراحی و اجرای برنامه آموزشی مبتنی بر مدل در ماما ها می تواند سبب افزایش عملکرد آنان در انجام رفتارهای پیشگیری کننده از عفونت بیمارستانی شود.</description>
						<author>رضا توکلی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ارتباط بین آموزش مدیریت استرس با اخلاق کاری کارکنان</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=7155&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span style=&quot;font-size:14px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt; محیط حرفه ای، نوع کار، افراط یا تفریط در کار، خطرهای جسمانی، چگونگی تطبیق فرد با محیط کار و رویارویی خانواده کار، منابع استرس یا تنش های حرفه ای محسوب می شوند. استرس شغلی هنگامی پدیدار می شود که کار و وظایفی بیش از توان افراد به آن ها سپرده شود. این امر بر تندرستی افراد (جسمانی و روانی) تأثیرگذار است. پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط بین آموزش مدیریت استرس با اخلاق کاری کارکنان انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt; هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط بین آموزش مدیریت استرس با اخلاق کاری کارکنان بوده است. این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر داده ها آمیخته اکتشافی (کیفی و کمی) است؛ ازنظر اجرای پژوهش، ازنوع تحلیل محتوا (مرحله کیفی) و ازنظر کمی، پیمایشی مقطعی است. جامعه مطالعه در بخش کیفی شامل صاحب نظران و خبرگان (متخصصان روان شناسی و مدیریت آموزشی و متخصصان پزشکی اجتماعی) بود که طبق ملاک های ورود و خروج انتخاب شدند. در بخش کمی، جامعه نمونه شامل کارشناسان و مدیران که دوره آموزش مدیریت استرس را دیده بودند، می شد. حجم نمونه و شیوه نمونه گیری در بخش کیفی براساس اصل اشباع نظری 12 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و در بخش کمی، طبق فرمول کوکران 220 نفر با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی &lt;/strong&gt;این پژوهش در کمیته اخلاق مطرح شد و با کد IR.IAU.TNB.REC.1400.121 در سامانه ثبت شده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt; نتایج نشان داد برای مقابله با شرایط پراسترس، از 3 راهبرد اساسی مقابله رویدادمدار، مقابله اضطراب مدار و مقابله امتناع مدارمی توان با الگوی آموزش مدیریت استرس استفاده کرد و درمجموع مؤلفه های ارائه شده برای مقابله با شرایط پراسترس، اعتبار لازم و مناسبی دارند. هر 3 مؤلفه اصلی (راهبرد مقابله رویدادمدار، مقابله اضطراب مدار و مقابله امتناع مدار) برای تبیین و برازش از وضعیت مناسبی برخوردار بودند و در پژوهش حاضر پرسش نامه مقابله با شرایط پراسترس معتبر بود و تأیید می شود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt; راهبردهای مقابله با شرایط پراسترس بر اخلاق کاری افراد تأثیر متفاوتی دارند، به نحوی که راهبرد مقابله رویدادمدار با اخلاق کاری، رابطه مثبت معناداری دارد و اثر راهبرد مقابله رویدادمدار بر اخلاق کاری افزایشی است؛ درمقابل راهبرد مقابله اضطراب مدار و راهبرد مقابله امتناع مدار با اخلاق کاری رابطه منفی وکاهشی دارد. هرچه بر راهبرد مقابله رویدادمدار تأکید شود، اخلاق کاری افراد هم افزایش می یابد و هرچه بر راهبرد اضطراب مدار و راهبرد مقابله امتناع مدارتأکید شود، اخلاق کاری افراد کاهش می یابد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;</description>
						<author>امینه احمدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پیش‌بینی مشکلات هیجانی‌اجتماعی کودکان براساس سبک‌های فرزندپروری با نقش واسطه‌ای حمایت اجتماعی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6985&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;pre style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;
&lt;span style=&quot;font-size:14px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt; در زندگی مدرن امروزی مشکلات هیجانی و اجتماعی بالاترین رتبه را در بین بیماری های روانی به خود اختصاص داده اند. از این رو پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل علّی پیش بینی مشکلات هیجانی اجتماعی کودکان براساس سبک های فرزندپروری با تأکید بر نقش واسطه ای حمایت اجتماعی انجام شد
&lt;strong&gt;مواد و روش ها &lt;/strong&gt;پژوهش حاضر به صورت مقطعی تحلیلی بود. جامعه تحت مطالعه شامل 230 نفر از والدین دارای کودکان زیر 5 سال با مشکلات رفتاری هیجانی و مراجعه کننده به مراکز سلامت شهر پردیس در سال 1399 بود که با روش نمونه گیری دردسترس، 230 نفر انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری شامل پرسش نامه سبک های فرزندپروری، پرسش نامه حمایت اجتماعی و پرسش نامه مشکلات هیجانی -جتماعی بود. برای تحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری و بهره گیری از نرم افزار SmartPLS استفاده شد.&amp;nbsp;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی&lt;/strong&gt; این مقاله در دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم تحقیقات تهران با کد 99527 تصویب و تأیید شده است.
&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt; میانگین سنی مادران 7/86&amp;plusmn; 32/87 بود. از طرفی 60 درصد کودکان را پسران و 40 درصد را دختران با میانگین سنی0/87&amp;plusmn; 4/12تشکیل دادند. میانگین و انحراف معیار مشکلات هیجانی اجتماعی 4/37&amp;plusmn; 40/16، معیار سبک های فرزندپروری 18/10&amp;plusmn; 152/23و حمایت اجتماعی 6/49&amp;plusmn; 34/66 به دست آمد. سبک های فرزندپروری در پیش بینی مشکلات هیجانی اجتماعی کودکان با واسطه گری حمایت اجتماعی نقش معنا داری داشت (0/05&gt;P). همچنین شا خص های برازش مدل نیز ازطریق پایایی ترکیبی و آلفای کرونباخ نشان از برازش مناسب مدل داشت.&amp;nbsp;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری &lt;/strong&gt;نتایج پژوهش حاضر بر نقش حساس اوایل زندگی انسان (کودک) و لزوم متمرکز کردن امکانات حمایتی برای زوج مادر و کودک در این سن تأکید دارد. به نحوی که تأمین مداخلات روانی و حمایتی برای مادران با استرس بالا به سازگاری و سلامت روان والد و به دنبال آن رشد بهنجار کودک می انجامد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;
&lt;/pre&gt;</description>
						<author>شادی جزایری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه تأثیر درمان پذیرش و تعهد با درمان متمرکز بر شفقت بر شدت نگرانی و تاب‌آوری بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=7026&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt; با توجه به افزایش تعداد بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس و عوارض روان شناختی ای که این گروه را تحت تأثیر قرار می دهد، مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با درمان متمرکز بر شفقت برای این بیماران انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt; این مطالعه یک طرح نیمه آزمایشی با پیش آزمون پس آزمون و گروه کنترل بود که در آن 45 بیمار مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس از بین بیماران ام اس در کلینیک تهران در سال 1399 انتخاب شدند و به طور تصادفی به گروه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و گروه درمان متمرکز بر شفقت و گروه کنترل تقسیم شدند. شرکت کنندگان پرسش نامه تاب آوری کانر و دیویدسون و پرسش نامه نگرانی پنسیلوانیا را در هر 2 مرحله قبل و بعد از مداخله تکمیل کردند. گروه ها به ترتیب در 8 جلسه درمان پذیرش و تعهد و 10 جلسه درمان متمرکز بر شفقت شرکت کردند. گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. پس آزمون در پایان جلسات درمانی انجام شد. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس گزارش شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی&lt;/strong&gt; این پژوهش با کد اخلاق &amp;nbsp;IR.IAU.TJ.REC.1399.012 به تصویب دانشگاه آزاد اسلامی واحد تربت جام رسیده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt; نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیره در سطح آماری P&lt;0/05, F=5/88 برای تاب آوری و 42/60=F برای شدت اضطراب به دست آمد که نشان دهنده اثربخشی بیشتر درمان پذیرش و تعهد است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt; با توجه به اثربخشی هر دو روش درمانی، پیشنهاد می شود این درمان ها در کنترل علائم روان شناختی بیماران بیشتر مورد توجه قرار گیرند.</description>
						<author>محمد حسین بیاضی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی بیان miR-93-5p و miR-17-5p در پلاسما و بافت سرطان پستان به‌عنوان نشانگرهای احتمالی در پیش‌آگهی سرطان پستان</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=7034&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt; miRNAها دسته ای از RNA های کوچک غیررمزگذار (17-25 نوکلئوتید) هستند که در بسیاری از بیماری ها محققان به آن ها توجه کردند. مطالعات miRNA ها در سرطان های مختلف نشان داده است که برخی از آن ها به عنوان انکوژن و برخی مهارکننده تومور عمل می کنند. تا به امروز، بسیاری از مطالعات نشان دادند miR-17-5p و miR-93-5p مولکول های تنظیم کننده مهمی برای برخی رفتارهای بیولوژیکی، ازجمله فرایندهای تکثیر سلولی هستند که در تشکیل سرطان مهم هستند. هدف از این مطالعه بررسی سطح بیان miR-17-5p و miR-93-5p در بافت و پلاسمای بیماران مبتلا به سرطان مجاری پستان در مقایسه با گروه کنترل بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها &lt;/strong&gt;استخراج RNA (مشتمل بر miRNA) از نمونه های بافت پستان و پلاسمای متشکل از نمونه های سرطانی و نرمال انجام شد. درصد خلوص و غلظت آن ها با سنجش میزان جذب نوری تأیید شد. cDNA ساخته شد و سطح بیان miR-17-5p و miR-93-5p به صورت نیمه کمی با روش &amp;nbsp;واکنش PCR در زمان واقعی با استفاده از رنگ سایبر گرین در نمونه های بافت تومور و پلاسما در قیاس با گروه کنترل نرمال و در حضور نرمال کننده SNORD47 بررسی شد. تحلیل آماری با استفاده از نرم افزار Graphpad Prism نسخه 8/0/2 تجزیه و تحلیل شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی&lt;/strong&gt; ملاحظات اخلاقی این مطالعه را کمیته اخلاق مؤسسه پژوهشگاه ملی و مهندسی ژنتیک و زیست فناوری با کد (IRAN 52d/4922, 6.10.2016) تأیید کرد. کلیه افراد شرکت کننده در مطالعه، فرم رضایت نامه  جهت استفاده از نمونه های بالینی و داده های شخصی تحت نظارت پزشک را امضا کردند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt; میزان بیان miR-17-5p در بافت و پلاسمای بیماران مبتلا به داکتال کارسینوما در مقایسه با گروه کنترل افزایش بیان معنا داری را نشان داد به طور قابل توجهی با مرحله تومور و غدد لنفاوی، وضعیت گیرنده پروژسترون و &amp;nbsp;استروژن ارتباط داشت (P&lt;0/0001). این در حالی است که کاهش بیان miR-93-5p در بافت های پلاسما و تومور به طور قابل توجهی با مرحله تومور و درگیری غدد لنفاوی مرتبط است (P&lt;0/0001).&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt; یافته های این پژوهش مبین این امر است که بیان بالای miR-17-5p و کاهش بیان miR-93-5p احتمالاً با پیش آگهی ضعیف سرطان پستان مرتبط است. با وجود این miR-17-5p به دلیل اختلاف بیان بیشتر و سهولت ردیابی در پلاسما، به عنوان یک کاندیدای احتمالی زیست، نشانگر پیش آگهی ضعیف بیماری تلقی می شود. مطالعات فرجام یابی بالینی بیشتر برای تأیید این موضوع لازم است.&lt;/div&gt;</description>
						<author>مهدیه سلیمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتباط بین کلسیم، فسفر و آلکالین فسفاتاز سرمی با تراکم مواد معدنی استخوان کمر در زنان یائسه فعال و غیرفعال</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=7052&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;pre style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;
&lt;span style=&quot;font-size:14px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt; یائسگی، دورانی از زندگی زنان است که ازنظر جسمانی می تواند آسیب رسان باشد. با این حال تأثیر آن بر تراکم مواد معدنی استخوان هنوز قابل بحث است. بنابراین هدف از این مطالعه، بررسی ارتباط بین کلسیم، فسفر و آلکالین فسفاتاز سرمی با تراکم مواد معدنی استخوان کمر در زنان یائسه فعال و غیرفعال بود.
&lt;strong&gt;مواد و روش ها &lt;/strong&gt;تعداد آزمودنی ها 55 نفر زن یائسه فعال و 60 نفر زن یائسه غیرفعال 45 تا 85 سال بود. شاخص های سرمی کلسیم، فسفر و الکالین فسفاتاز و ویژگی های آنتروپومتریک آزمودنی ها بررسی شد. برای تجزیه و تحلیل داده های تحقیق از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و از نرم افزار SPSS نسخه 26 استفاده شد.
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی&lt;/strong&gt; این مطالعه در کمیته اخلاق در پژوهش دانشگاه علامه طباطبابی با شناسه IR.ATU.REC.1399.038 تأیید شده است.
&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt; نتایج نشان داد همبستگی معناداری بین سطح سرمی شاخص های، آلکالین فسفاتاز (P=0/021)، کلسیم (P=0/019) و فسفر (P=0/011) با تراکم مواد معدنی استخوان کمر در گروه زنان یائسه فعال و همچین بین شاخص توده بدنی با تراکم مواد معدنی استخوان کمر در هر 2 گروه زنان یائسه فعال (P=0/014) و غیرفعال (P=0/038) وجود دارد. بین سایر شاخص ها &amp;nbsp;ارتباط معنا داری یافت نشد.
&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt; با توجه به نتایج تحقیق حاضر احتمالاً فعال بودن آثار مفیدی بر متابولیسم استخوانی برجای گذاشته و سبب وضعیت بهتر تراکم مواد معدنی استخوانی شده است. شاید این موضوع بتواند کمک کند تا از متغیرهای خونی و آنتروپومتریکی در شناسایی افراد در معرض خطر پوکی استخوان در دوران بزرگسالی و سالمندی استفاده کرد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;
&lt;/pre&gt;</description>
						<author>لیلا فصیحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی فراوانی کیست هیداتیک در بیماران بستری در بیمارستان‌های امام رضا (ع)، امام حسین (ع) و بیستون شهر کرمانشاه (سال‌های 1393 تا 1397)</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=7064&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;pre style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;
&lt;span style=&quot;font-size:14px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر با هدف بررسی فراوانی بیماری کیست هیداتیک در بیماران بستری در بیمارستان های امام رضا (ع)، امام حسین (ع) و بیستون شهر کرمانشاه طی سال های 1393 تا 1397 انجام شد.
&lt;strong&gt;مواد و روش ها &lt;/strong&gt;در این مطالعه توصیفی، پرونده پزشکی 350 بیمار مبتلا به کیست هیداتیک بستری و تحت درمان جراحی در بیمارستان های شهر کرمانشاه طی سال های 1393 تا 1397 بررسی و تجزیه و تحلیل شد و مشخصات جمعیت شناختی بیماران شامل جنس، سن، شغل، محل سکونت و عضو مبتلا استخراج و ثبت شد.
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی&lt;/strong&gt; کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه این مطالعه را با کد: IR.KUMS.REC.1398.366 تأیید کرد.
&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt; درمجموع، 350 بیمار با میانگین سنی در زنان 19/7&amp;plusmn;43/2 و در مردان 20/7&amp;plusmn;43/3 با تشخیص کیست هیداتیک بستری شدند. بیشترین و کمترین میزان فراوانی کسیت هیداتیک به ترتیب در گروه های سنی 41 تا 50 سال 58 نفر (16/5 درصد) و 1 تا 10 سال 17 نفر (4/8 درصد) بود. میزان فراوانی در زنان 181 مورد (51/7 درصد) و در مردان 169 مورد (48/2 درصد) بود. بیشترین عضو مبتلا به کیست هیداتیک در این مطالعه کبد، ریه و مغز به ترتیب با 241 مورد (68/8 درصد)، 55 مورد (15/7 درصد) و 24 مورد (6/8 درصد) گزارش شد.
&lt;strong&gt;نتیجه گیری &lt;/strong&gt;این بررسی نشان می دهد بیماری کیست هیداتیک به عنوان یک بیماری مهم به ویژه در مناطق روستایی استان کرمانشاه حائز اهمیت است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;
&lt;/pre&gt;</description>
						<author>ناصر نظری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی نقش واسطه‌ای تنظیم شناختی هیجان و ذهن‌آگاهی در رابطه بین نگرانی و اضطراب فراگیر</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=7073&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt; پژوهش های مختلف رابطه بین نگرانی و اضطراب را مطالعه کردند. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای تنظیم شناختی هیجان و ذهن آگاهی در رابطه بین نگرانی و اضطراب فراگیر است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt; پژوهش حاضر پیرو طرحی از مطالعات همبستگی است. نمونه تحقیق، 248 نفر از دانشجویان دانشگاه های شهرستان کاشان را دربر داشت که در سال تحصیلی 1396-1397 مشغول تحصیل بودند. جهت سنجش متغیرهای پژوهش، از مقیاس کوتاه اختلال اضطراب فراگیر، پرسش نامه نگرانی ایالت پنسیلوانیا، فرم کوتاه نسخه فارسی پرسش نامه تنظیم شناختی هیجان و پرسش نامه 5 وجهی ذهن آگاهی استفاده شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی&lt;/strong&gt; این مطالعه با کد اخلاق IR.KAUMS.REC.1397.001 &amp;nbsp;در کمیته اخلاق شورای پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی کاشان به تصویب رسیده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt; یافته ها بیانگر وجود رابطه معنادار بین نگرانی و اضطراب فراگیر، نگرانی و تنظیم شناختی هیجان، نگرانی و ذهن آگاهی، اضطراب فراگیر و تنظیم شناختی هیجان، و اضطراب فراگیر و ذهن آگاهی بود. یافته های معادلات ساختاری نقش واسطه ای متغیر تنظیم شناختی هیجان را در رابطه بین نگرانی و اضطراب فراگیر تأیید کرد. همچنین ضریب مسیر ذهن آگاهی و اضطراب فراگیر معنادار نبود. براین اساس از مدل حذف شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری &lt;/strong&gt;در مجموع می توان گفت در ارتباط نگرانی و اضطراب فراگیر، تنظیم شناختی هیجان نقش واسطه ای دارد. به نظر می رسد این یافته در زمینه های سلامت روان فردی، خانوادگی، تربیتی، درمانی و روابط بین فردی کاربرد داشته باشد.&lt;/div&gt;</description>
						<author>زهرا زنجانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>هم‌سنجی اثربخشی شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی و شفقت‌درمانی بر افکارخودآیند منفی، علائم روان‌شناختی، شدت درد و کیفیت زندگی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=7089&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt; سندرم فیبرومیالژیا یک بیماری مزمن همراه با درد گسترده اسکلتی عضلانی است که در درجه اول زنان را مبتلا می کند و بر بسیاری از ابعاد زندگی روان شناختی و اجتماعی فرد تأثیر منفی می گذارد. این پژوهش با هدف هم سنجی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و شفقت درمانی بر افکارخودآیند منفی، علائم روان شناختی، شدت درد و کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به فیبرومیالژیا انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها &lt;/strong&gt;این مطالعه، یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون ـ پس آزمون با 2 گروه آزمایش و 1 گروه کنترل است. جامعه آماری این پژوهش را تمامی افراد دارای علائم فیبرومیالژیای مراجعه کننده به کلینیک درد مهرگان منطقه 3 میرداماد، کلیلینک درد سیدخندان منطقه 4 تهران و کلینیک درد بیمارستان طالقانی منطقه 1 تهران تشکیل دادند. از این جامعه 30 نفر به صورت دردسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی ساده در 3 گروه آزمایشی 1، گروه آزمایشی 2 و کنترل قرار داده شدند. تعداد افراد نمونه 30 نفر بودند که هرکدام از این گروه ها شامل 10 نفر بودند. ابزارهای به کار رفته در این پژوهش شامل پرسش نامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی، پرسش نامه شدت درد، پرسش نامه علائم روان شناختی (اضطراب، استرس و افسردگی) ، پرسش نامه افکارخودآیند منفی بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی&lt;/strong&gt; این مطالعه با شناسه IR. IAU. ARAK. REC. 1400.005 به تصویب کمیته اخلاق در پژوهش دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک رسیده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها &lt;/strong&gt;تجزیه و تحلیل داده ها به روش تحلیل کوواریانس اثربخشی هر دو مداخله شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و شفقت درمانی بر 4 متغیر شدت درد، علائم روان شناختی، افکار خودآیند منفی و کیفیت زندگی را تأیید کرد (0/05&gt;P). مقایسه دو روش مداخله نشان داد دو مداخله اجرا شده، اثربخشی تقریباً یکسانی بر شدت درد، علائم روان شناختی و افکار خودآیند منفی داشتند (0/05&lt;p)،&gt;P).&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt; نتایج بیانگر آن است که رویکردهای درمانی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و شفقت درمانی برای افراد دارای بیماری فیبرومیالژیای تحت درمان مناسب است.&lt;/p)،&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>محمدرضا بیات</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
