<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشگاه علوم پزشكي اراك </title>
<link>http://jams.arakmu.ac.ir</link>
<description>مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک - مقالات نشریه - سال 1400 جلد24 شماره5</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1400/8/10</pubDate>

					<item>
						<title>چالش‌های روانی‌اجتماعی بیماران سرطانی طی همه‌گیری کرونا‌ویروس در سال 2019</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6955&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;سردبیر محترم&lt;/strong&gt;&lt;br&gt;
از دسامبر 2019، بیماری همه گیر کروناویروس-19 (کووید-19) بر تمام جنبه های زندگی ما در سراسر جهان تأثیر گذاشته است. این بحران مرگبار که هیچ سیستم بهداشتی و درمانی ای کاملاً برای آن آماده نشده بود، باعث ایجاد فشارهای عظیم در ارائه خدمات بهداشتی شده و به طور مستقیم و غیرمستقیم بر روند درمان بسیاری از بیماری های شایع تأثیرگذار بوده است. بیماران سرطانی به دلیل وضعیت نقص ایمنی ناشی از سرطان و درمان های مختلف ضدسرطانی، یک گروه بسیار آسیب پذیر در همه گیری فعلی هستند [1]. پژوهش ها نشان می دهند بیماران مبتلا به سرطان در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به عفونت شدیدتر و عوارض بعدی هستند، به خصوص اگر جراحی یا شیمی درمانی در ماه قبل از ابتلا به کرونا ویروس انجام شود [2] و این شرایط منجر به افزایش قابل توجه میزان مرگ و میر ناشی از کروناویروس در بیماران سرطانی شده است [3].&lt;br&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;</description>
						<author>ابراهیم رهبر کرباسدهی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>استفاده از فعال‌کننده‌های فاکتور اریتروئید هسته‌ای به عنوان راهکاری برای بهبود عوارض کووید-19</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6931&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>کروناویروس-19 (کووید-19)یکی از اعضای جدید خانواده کرونا ویروس هاست که سبب عفونت حاد تنفسی می شود. بیماران مبتلا به کووید-19، در طی دوران عفونت، ریسک بالایی برای توسعه استرس اکسیداتیو دارند. ویروس در درون سلول برای تکثیر خود نیازمند تولید گونه های واکنشگر اکسیژن و القای استرس اکسیداتیو است و فاکتور 2 مرتبط با فاکتور اریتروئید هسته ای با تنظیم دفاع آنتی اکسیدانی نقش مهمی در حفاظت علیه ویروس بر عهده دارد. در این مقاله پیشنهاد می شود که استفاده از القا کننده های فاکتور اریتروئید هسته ای ممکن است برای پیشگیری از استرس اکسیداتیو در بیماران مبتلا به کووید-19 مؤثر باشد. کروناویروس ها گروه بزرگی از ویروس ها هستند که در انسان و حیوان ها ایجاد بیماری می کنند. این ویروس طیف وسیعی از بیماری های تنفسی، مانند ویروس سرماخوردگی معمولی تا عامل بیماری های شدیدتری همچون سارس ، مرس و کووید-19 را شامل می شود. کووید-19 یک بیماری ویروسی جدید است که توسط سندرم حاد تنفسی ویروس کرونا 2 ایجاد می شود. مهم ترین علائم بیماران مبتلا به کووید-19 شامل تب، سرفه خشک، خستگی و گاهی مشکلات تنفسی مثل تنگی نفس، گلو درد و عفونت است [1].</description>
						<author>فریده جلالی مشایخی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پتانسیل استفاده از فلاونوئید فیستین بر درمان کروناویروس از طریق مهار آنژیوتانسین 2</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6362&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در دسامبر 2019 نوعی جدید از کروناویروس به نام Covid-19 در شهر ووهان چین به عنوان عامل جدید ذات الریه شناخته شد. این ویروس پاندمیک از یک نوع غذای دریایی به انسان سرایت کرد که توانست در مدت زمان کمی بین انسان ها شیوع چشمگیری داشته باشد. علائم بالینی کروناویروس ها شامل تب به همراه تعرق شدید، سرفه، التهاب ریه و همچنین ضعف سیستم ایمنی بدن است که موارد حاد باعث مرگ بیمار می شود. یکی از مهم ترین گیرنده های کروناویروس در سلول میزبان آنزیم مبدل آنژیوتانسین 2 است. طی مهار آنزیم مبدل آنژیوتانسین 2 روند بهبودی بیمار افزایش می یابد. از این رو تجویز داروهای مهارکننده این آنزیم می تواند در بهبودی بیمار مبتلا به کروناویروس مؤثر باشد. فلاونوئیدها یکی از مهارکننده های آنزیم مبدل آنژیوتانسین هستند که در میوه و سبزیجات به وفور یافت می شوند. فیستین، یکی از انواع فلاونوئیدهای شناخته شده در طبیعت است که می تواند به عنوان یک آنتی اکسیدان و عامل ضد التهابی در درمان کروناویروس از طریق مهار آنزیم مبدل آنژیوتانسین 2 مؤثر واقع شود.</description>
						<author>سیده سارا آزاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر شش هفته تمرین مقاومتی منتخب با استراحت فعال و غیرفعال، با و بدون محدودیت جریان خون بر سطوح پروتئین واکنشگر C، لاکتات دهیدروژناز و استقامت عضلانی مردان جوان</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6270&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; تمرین مقاومتی با محدودیت جریان خون می تواند اثرات مشابه با تمرین مقاومتی سنتی داشته باشد. هدف از مطالعه حاضر تعیین تأثیر شش هفته تمرین مقاومتی منتخب با استراحت فعال و غیرفعال، با و بدون محدودیت جریان خون بر سطوح پروتیئن واکنشگر C و لاکتات دهیدروژناز و استقامت عضلانی مردان جوان بود.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;از نمونه های دردسترس و داوطلب، 24 سرباز جوان سالم نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در سه گروه هشت نفره (تمرین مقاومتی سنتی، تمرین مقاومتی با محدودیت جریان خون و استراحت غیرفعال، و تمرین مقاومتی با محدودیت جریان خون و استراحت فعال قرار گرفتند. برنامه تمرینی به مدت شش هفته، سه جلسه در هفته با شدت 70-80 درصد یک تکرار بیشینه برای گروه مقاومتی سنتی (سه ست ده تایی)، 20-30 درصد یک تکرار بیشینه برای گروه محدودیت با استراحت غیرفعال(30-15-15-15) و 20-30 درصد یک تکرار بیشینه برای گروه محدودیت با استراحت فعال (30-7-15-7-15) اجرا شد. قبل و بعد از شش هفته شاخص های فیزیولوژیکی، انتروپومتریکی، استقامت عضلانی و سطوح هورمونی از آزمودنی ها گرفته و نمونه های خونی به شیوه الایزا و رنگ سنجی آنزیمی اندازه گیری شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون کوواریانس و آزمون تعقیبی بونفرویی و برای مقایسه درون گروهی از تحلیل تی زوجی استفاده شد.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; در انجام پژوهش، اصول بیانیه هلسینکی، راهنمای عمومی اخلاق در پژوهش های دارای آزمودنی انسانی و مقررات حاکم بر آن رعایت شده و کد اخلاق به شناسه IR.SSRC.REC.1398.129 از سوی پژوهشگاه تربیت بدنی و علوم ورزشی و کد کارآزمایی بالینی به شناسه IRCT20191207045644N1 از سوی مرکز ثبت کارآزمایی بالینی ایران صادر شد.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;نتایج نشان داد که شش هفته تمرین اثر متفاوت و معناداری بر استقامت عضلانی (0/001=P) دارد، اما بر سطوح پروتئین واکنشگر C (0/43=P) و لاکتات دهیدروژناز (0/44=P) اثر متفاوت و معناداری ندارد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; با توجه نتایج این تحقیق به نظر می رسد ترکیب تمرینات مقاومتی با محدودیت جریان خون و اینتروال (استراحت فعال) می تواند جایگزین مناسبی برای تمرینات سنتی و همچنین در مواردی جایگزین تمرینات مقاومتی با محدودیت و استراحت غیرفعال شود.</description>
						<author>وحید فکری کورعباسلو</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر تمرینات تقویت ثبات مرکزی تنه و تمرینات تقویتی زانو بر بهبود درد زنان سالمند ورزشکار مبتلا به سندرم درد کشککی‌رانی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6416&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;سندرم درد کشککی رانی یکی از شایع ترین مشکلات عضلانی اسکلتی در افراد سالمند است که می تواند روی فعالیت روزانه آن ها تأثیرگذار باشد. هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی یک دوره تمرینات تقویت ثبات مرکزی تنه با تمرینات تقویتی زانو بر بهبود درد زنان ورزشکار سالمند مبتلا به سندرم درد کشککی رانی است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; در این تحقیق بیست بیمار زن ورزشکار سالمند مبتلا به سندرم درد کشککی رانی شرکت کردند. آزمودنی ها به طور تصادفی در دو گروه تمرینات تقویتی ثبات مرکزی (ده نفر) و گروه تمرینات تقویتی زانو (ده نفر) قرار گرفتند. میزان درد آزمودنی ها پیش و پس از انجام هشت هفته مداخلات تمرینی به وسیله مقیاس سنجش دیداری درد اندازه گیری شد. آزمون های آماری تی زوجی و مستقل با سطح معنی داری 0/05˂P جهت تحلیل آماری مورد استفاده قرار گرفت.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; این مطالعه با کد اخلاق IR.BASU.REC.1398.032 به تصویب کمیته اخلاق در پژوهش دانشگاه بوعلی سینا همدان رسید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج نشان دهنده کاهش معنادار میزان درد در هر دو گروه پس از انجام تمرینات تقویتی ثبات مرکزی (P=0/006) و تمرینات تقویت زانو (P=0/000) ) بود. در جایی که مقایسه بین گروهی تفاوت معناداری را بین دو گروه نشان نداد (P=0/064). اما محاسبه اندازه اثر به دست آمده حاکی از تأثیر بیشتر تمرینات تقویتی زانو (8/1 ES=) بر بهبود درد در مقایسه با گروه تقویت ثبات مرکزی بود (ES=0/7).&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; به نظر می رسد استفاده از تمرینات تقویتی زانو و تمرینات ثبات مرکزی تنه باعث کاهش درد شده است. اما با توجه به بالاتر بودن اثربخشی انجام تمرینات تقویتی زانو بر بهبود درد، استفاده از این پروتکل درمانی جهت کاهش درد این بیماران پیشنهاد می شود.</description>
						<author>زهرا فیاضی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثربخشی تمرین کنترل توجه بر سوگیری توجه به مرگ، اضطراب مرگ، و حساسیت نسبت به برجستگی میرایی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6859&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p).&lt;br&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt; تمرین کنترل توجه، مداخله شناختی نوینی است که با کاهش سوگیری توجه نسبت به اطالعات منفی، تنظیم هیجان را بهبود میدهد. با توجه به ارتباط معنادار اضطراب مرگ با بدتنظیمی هیجان و سوگیری توجه نسبت به مرگ، هدف این مطالعه بررسی تمرین کنترل توجه به عنوان مداخلهای برای کاهش اضطراب مرگ بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt; در این کارآزمایی بالینی، پنجاه نفر از دانشجویان دانشگاه های شهر تهران به روش نمونهگیری دردسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل گماشته شدند. تمرین کنترل توجه با استفاده از محرکهای مربوط به مرگ برای گروه آزمایش یک و محرکهای منفی غیرمرتبط با مرگ برای گروه آزمایش دو ارائه شد. گروه کنترل مداخلهای دریافت نکرد. در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری سه ماهه، سوگیری توجه نسبت به مرگ، اضطراب مرگ و حساسیت نسبت به برجستگی میرایی به ترتیب از طریق آزمون استروپ تغییریافته، پرسشنامه چندبعدی ترس از مرگ و پرسشنامه گرایش به عدم تعهد اخلاقی در پی ایجاد برجستگی میرایی سنجیده شدند&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی&lt;/strong&gt; این مطالعه در مرکز ثبت کارآزماییهای بالینی ایران با کد IRCT20190406043181N1 ثبت شد و در کمیته اخالق در پژوهشهای زیستپزشکی دانشگاه علومپزشکی شهید بهشتی با کد 539.1398.REC.MSP.SBMU.IR تأیید شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt; یافته های پژوهش نشان داد که سوگیری توجه نسبت به مرگ، اضطراب مرگ و حساسیت نسبت به برجستگی میرایی در گروه آزمایش یک پس از انجام تمرین کنترل توجه به طرز معناداری کاهش یافت (P&lt;0/05) و این کاهش معنادار در پیگیری سهماهه همچنان مشهود بود. در دو گروه دیگر، تغییر معناداری دیده نشد(P&gt;0/05)&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt; طبق یافته های حاصل از انجام این پژوهش میتوان نتیجه گرفت که تمرین کنترل توجه میتواند سوگیری توجه نسبت به&amp;nbsp;مرگ را کاهش داده و&amp;nbsp;متعاقبا&amp;nbsp;منجر به کاهش اضطراب مرگ و حساسیت نسبت به برجستگی میرایی میشود.&lt;br&gt;
&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Arial,sans-serif;&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p).&lt;br&gt;</description>
						<author>محمد نوری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه اثربخشی توان‌بخشی شناختی مبتنی بر واقعیت مجازی با توان‌بخشی شناختی کلاسیک بر بهبود کارکردهای اجرایی در کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه-بیش‌فعالی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6874&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; کودکان دارای اختلال نقص توجه-بیش فعالی گروه هدف مناسبی برای توان بخشی شناختی هستند، چراکه مشکلات رفتاری آن ها اعم از بی توجهی، تکانشگری و بیش فعالی خاستگاه شناختی و مغزی مشخصی دارند. این انطباق رفتار با کارکرد شناختی فرصت ترمیم رفتار با تقویت کارکرد شناختی را فراهم می آورد. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی روش توان بخشی شناختی مبتنی بر تکنولوژی واقعیت مجازی به عنوان روشی نوین، با روش توان بخشی شناختی کلاسیک بر بهبود کارکردهای اجرایی کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه-بیش فعالی، انجام شده است.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;این پژوهش از نوع نیمه تجربی بود که با استفاده از طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه کودکان 7 تا 12سال مبتلا به اختلال نقص توجه-بیش فعالی در شهر تهران در سال 1398 بود که با روش نمونه گیری دردسترس، انتخاب شدند و به طور تصادفی در سه گروه دوازده نفری قرار گرفتند. در مرحله پیش آزمون شرکت کنندگان با مقیاس رتبه بندی اختلال نقص توجه-بیش فعالی و آزمون یکپارچگی دیداری و شنیداری رایانه ای مورد ارزیابی قرار گرفتند. گروه اول آزمایش، بسته توان بخشی شناختی مبتنی بر واقعیت مجازی و گروه دوم آزمایش، بسته توان بخشی شناختی رایانه ای کاپیتان لاگ را دوازده جلسه به صورت دو بار در هفته دریافت کردند. در این مدت در گروه کنترل مداخله ای انجام نشد. از هر سه گروه بعد از اجرای مداخله پس آزمون گرفته شد. از تحلیل کوواریانس تک متغیره (آنکووا) با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه26 برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی :&lt;/strong&gt; این مطالعه با شناسه IR.IAU.CTB.REC.1400.001 به تصویب کمیته اخلاق در پژوهش دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی رسیده است.&lt;br&gt;
یافته ها یافته ها نشان دادند که هر دو روش مداخله توان بخشی شناختی بر کارکردهای شناختی (توجه انتخابی، توجه پایدار) کودکان اختلال نقص توجه و بیش فعالی (0/01&lt;p)&gt;P).&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; توان بخشی شناختی مبتنی بر واقعیت مجازی به اندازه توان بخشی شناختی کلاسیک بر توجه انتخابی و توجه پایدار کودکان اختلال نقص توجه و بیش فعالی تأثیرگذار است و روش توان بخشی شناختی مبتنی بر واقعیت مجازی به عنوان رویکردی نوین در توان بخشی این اختلال می تواند مورد استفاده قرار گیرد.&amp;nbsp;&lt;/p)&gt;</description>
						<author>مژگان سپاه منصور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نقش ریتم‌های شبانه‌روزی (صبحگاهی-شامگاهی) بر کیفیت خواب و اضطراب کرونا</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6884&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;نوع ریتم های شبانه روزی فرد در حفظ سلامت جسم و روان و همچنین بهبودی از بیماری اهمیت زیادی دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش ریتم های شبانه روزی بر کیفیت خواب و اضطراب کرونا در زنان و مردان است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; پژوهش حاضر توصیفی از نوع علی مقایسه ای است. جامعه آماری شامل کلیه افراد 18 تا 50 ساله بود که به صورت اینترنتی در پژوهش شرکت کردند. جهت نمونه گیری افرادی که پرسش نامه را به صورت آنلاین تکمیل کردند، انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسش نامه ریتم های شبانه روزی هورن و استبرگ (1976)، پرسش نامه کیفیت خواب پتزبورگ (1989) و پرسش نامه اضطراب کرونا علیپور و همکاران (1398) بود. جهت تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره و آزمون شفه استفاده شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; پژوهش حاضر دارای نامه تأییدیه اخلاق از مرکز رشد واحدهای فناوری دانشگاه رازی، مؤسسه مطالعاتی روان پویش به شماره 99133 است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;نتایج نشان داد که میانگین اضطراب روانی و اضطراب بدنی کرونا در زنان و مردان با تیپ شامگاهی بالاتر از سایر تیپ هاست. زنان و مردان با تیپ شامگاهی کیفیت خواب پایین تری نسبت به تیپ صبحگاهی و تیپ میانی دارند. همچنین نتایج نشان داد که تفاوت بین گروه ها بر حسب اضطراب کرونا و کیفیت خواب و جنس در سطح معنادار است و تفاوت میانگین تیپ صبحگاهی با تیپ شامگاهی بیشتر از سایر تفاوت میانگین هاست.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; تفاوت های فردی در تیپ های صبحگاهی-شامگاهی نقش مهمی در کیفیت خواب وتجربه اضطراب کرونا دارد.&amp;nbsp;</description>
						<author>پروانه کریمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی رابطه بین ضایعات پری‌اپیکال با مصرف تنباکو در رادیوگرافی پانورامیک</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6894&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; مطالعات اپیدمیولوژیک نـشان می دهد که مصرف دخانیات علاوه بر بروز عوارض قلبی و تنفسی، خطر پریودنتیت را نیز افزایش می دهد. سیگار خطر پوسیدگی دندان را افزایش داده و عاملی مهم در بیماری پریودنتال است. اختلال فوق بیش از نیمی از موارد پریودنتال در انسان را تشکیل می دهد. یافته های میدانی و کوهورت، استعمال دخانیات را عاملی خطرناک در پریودنتیت اپیکال دانسته، اما هنوز چنین ارتباطی کاملاً قطعی نشده است. بنابراین این مطالعه در راستای تعیین ارتباط بین مصرف تنباکو و پریودنتیت اپیکال در روش تصویربرداری پانورامیک در بندرعباس انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; ۱۹۸ تصویر پانورامیک در گروه فاقد و دارای پریودنتیت مطالعه شدند. تصاویر توسط متخصص از نظر تعداد دندان، دندان با درمان ریشه، کیفیت و طول پُرکردگی ریشه به صورت مناسب یا نامناسب بررسی شدند. سن، جنس، تعداد دندان ها، مصرف سیگار، قلیان و جرم دندان مشخص شدند. داده ها توسط مربع کای، تی مستقل و رگرسیون لجستیک آنالیز شدند.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; با توجه به عدم مداخله درمانی و محفوظ بودن مشخصات بیماران (مشاهده گر و محقق مشخصات بیمار را مد نظر قرار نداده اند) ملاحظات اخلاقی با کد اخلاق IR.HUMS.REC.1399.384 شامل حال این پژوهش نیست.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;تنباکو، قلیان، تعداد دندان و تعداد دندان با درمان نامناسب در بین گروه ها معنی دار (P&lt;0/01) بود، ولی سیگار، جرم دندان، ریشه درمان شده و تعداد آن ها و سن متفاوت نبودند. خانم ها در گروه پریودنتیت، مصرف تنباکو، قلیان و تعداد دندان با درمان نامناسب بیشتری (P&lt;0/05) داشتند. رگرسیون لجستیک نشان داد بر اساس نسبت شانس (Odd Ratio) تعداد دندان با درمان ریشه (7/39)، تعداد دندان با درمان نامناسب (36/8)، قلیان (8/1)، تنباکو (6/57)، جرم دندان (3/62)، سیگار (3/59)، دندان با درمان ریشه (1/4) و تعداد دندان (0/98) بالاترین تأثیر (P&lt;0/01) را داشتند. سن و جنس بدون تأثیر بودند.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; مصرف قلیان در مقایسه با سیگار، بیشترین تأثیر منفی را در بافت پری اپیکال داشت . کاهش تعداد دندان ها، افزایش جرم دندان ها و دندان های با درمان ریشه، از عوارض مصرف دخانیات بر بافت پری اپیکال بود. پریودنتیت اپیکال با سن و جنس مرتبط نیست.&lt;br&gt;
&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;/span&gt;</description>
						<author>انیس مرادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی سبک زندگی ارتقادهنده سلامت و بهزیستی روان‌شناختی در زنان مراجعه‌کننده به پایگاه‌های سلامت شهر اراک</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6569&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; زنان ستون اصلی توسعه اجتماعی و محور اصلی سلامت خانواده هستند. موفقیت، بقا و ارتقای جامعه به سلامت زنان جامعه وابسته است. از آنجایی که سبک زندگی ارتقادهنده سلامت و بهزیستی روان شناختی از تعیین کننده های مهم سلامت هستند، این پژوهش با هدف تعیین سبک زندگی ارتقادهنده سلامت و بهزیستی روان شناختی در زنان مراجعه کننده به پایگاه های سلامت اراک در سال 1398 انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; در این مطالعه مقطعی از بین زنان مراجعه کننده به پایگاه های سلامت شهر اراک، 221 خانم که معیار ورود به مطالعه را داشتند به صورت نمونه گیری مستمر وارد مطالعه شده و فرم اطلاعات جمعیت شناختی، پرسش نامه سبک زندگی ارتقادهنده سلامت و پرسش نامه بهزیستی روان شناختی را تکمیل کردند. توصیف داده ها با استفاده از آماره های توصیفی فراوانی، درصد فراوانی، میانگین، انحراف معیار و تحلیل داده ها به وسیله آزمون های آنالیز واریانس، تی مستقل و رگرسیون با استفاده از نسخه 19 نرم افزار نسخه SPSS انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; این مطالعه با کد اخلاقIR.IUMS.REC.1398.609 &amp;nbsp;به تصویب کمیته اخلاق معاونت پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی ایران رسیده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; میانگین سبک زندگی ارتقادهنده سلامت در واحدهای مورد پژوهش 135/96 بود. مؤلفه های فعالیت بدنی با میانگین 16/31 و تغذیه با میانگین 26/41، به ترتیب کمترین و بیشترین امتیاز را داشتند. میانگین بهزیستی روان شناختی در واحدهای موردپژوهش 72/29 بود. مؤلفه های هدفمندی با میانگین 10/76 و رشد فردی با میانگین 13/19 به ترتیب کمترین و بیشترین امتیاز را داشتند. سن، بیماری های مزمن، اشتغال، تعداد فرزندان و مصرف الکل با سبک زندگی ارتقادهنده سلامت ارتباط معنادار منفی و تحصیلات زن و همسرش با سبک زندگی ارتقادهنده سلامت ارتباط معنادار مثبت داشتند. درمجموع، متغیرهای جمعیت شناختی در حد 13 درصد سبک زندگی ارتقادهنده سلامت را پیش بینی می کند. سن، تعداد فرزندان، وجود بیماری های مزمن جسمی و بیماری های اعصاب و روان با بهزیستی روان شناختی ارتباط معنادار منفی و وضعیت اقتصادی، تحصیلات زن و همسرش با بهزیستی روان شناختی ارتباط معنادار مثبت داشت. درمجموع، متغیرهای جمعیت شناختی تا ده درصد بهزیستی روان شناختی را پیش بینی می کنند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt;با توجه به اینکه سبک زندگی ارتقادهنده سلامت و بهزیستی روان شناختی دو تعیین کننده مهم سلامت محسوب می شوند، بررسی این شاخص ها وعوامل مؤثر بر آن ها می تواند به برنامه ریزی مداخلات برای ارتقای سلامت جسمی و روانی زنان کمک کند.</description>
						<author>مهرنوش اینانلو</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی کیفیت زندگی مبتلایان به ویروس نقص ایمنی انسانی و عوامل مؤثر بر آن در استان مرکزی در سال‌های 1399-1398</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6983&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;ایدز بیماری کشنده ای است که سیستم ایمنی بدن انسان را تحت تأیر قرار می دهد این مطالعه با هدف ارزیابی کیفیت زندگی بیماران ویروس نقص ایمنی انسانی &amp;nbsp;در استان مرکزی انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; این مطالعه از نوع مقطعی است که در سال های 1398 تا 1399 در استان مرکزی انجام شده است. برای تعیین کیفیت زندگی در بیماران ویروس نقص ایمنی انسانی از پرسش نامه سازمان جهانی بهداشت استفاده شده است. این پرسش نامه شامل حیطه های جسمانی، حیطه روانی، سطح استقلال، رابطه اجتماعی، محیط و روحی است. تحلیل های آماری در نرم افزار STATA انجام گرفت.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; این پژوهش پس از تأیید کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی اراک با کد اخلاق:   IR.ARAKMU.REC.1398.008 اجرا شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; در این مطالعه در کل 126 فرد دارای ویروس نقص ایمنی انسانی در مطالعه وارد شدند. میانگین سنی افراد وارد  شده در مطالعه 2/10 &amp;plusmn; 4/40 سال بوده است. میانگین نمره هر یک از حیطه های جسمانی 3/3 &amp;plusmn; 14/4، روانی 3/2&amp;plusmn; 11/7، استقلال 3/8&amp;plusmn;13/3، اجتماعی 3/1&amp;plusmn; 2/11، محیط 3/0&amp;plusmn; 10/8، روحی 3/3 &amp;plusmn; 13/2و نمره کل کیفیت زندگی 2/6&amp;plusmn; 12/1بوده است. در آنالیز رگرسیون خطی چندمتغیره وضعیت اقتصادی اجتماعی بالاتر و سابقه زندانی نشدن به طور معناداری نمرات بالاتری از کیفیت زندگی کل را پیش بینی کرده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; نتایج این مطالعه نشان داد نمره کل کیفیت زندگی در هر یک از حیطه های آن در افراد دارای HIV در استان مرکزی از میانگین متوسطی برخوردار است. از جمله عوامل مرتبط با افزایش نمره کیفیت زندگی می توان به جنسیت مرد، وضعیت اقتصادی-اجتماعی بالاتر و سابقه زندانی نشدن اشاره کرد. پیشنهاد می  شود ارزیابی کیفیت زندگی این بیماران به پروتکل های مراقبتی آن ها اضافه شود تا بتوان اقدامات مؤثری در جهت ارتقای آن کرد.</description>
						<author>مریم زمانیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>عوامل مؤثر بر مصرف مواد غذایی سالم در زنان پره‌دیابتی شهر اراک در سال 1398؛ کاربرد نظریه رفتار برنامه‌ریزی‌شده</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6661&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; با توجه به اینکه عدم تغذیه سالم ابتدا سبب بروز حالت پره دیابت و سپس دیابت آشکار می  شود و هر ساله حدود پنج تا ده درصد افراد مبتلا به عدم تحمل گلوکز به دیابت نوع2 مبتلا می شوند، این پژوهش با هدف شناخت عوامل مؤثر بر مصرف مواد غذایی سالم (بر اساس هرم غذایی) توسط زنان پره دیابتی بر اساس تئوری رفتار برنامه ریزی شده انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; مطالعه مقطعی تحلیلی حاضر بر روی 99 نفر از زنان میانسال پره دیابتی مراجعه  کننده به مراکز سلامت شهر اراک در سال 1398 انجام شد. روش جمع  آوری اطلاعات در این مطالعه از طریق پرسش نامه  ای مبتنی بر تئوری رفتار برنامه ریزی شده و چک لیست مصرف مواد غذایی سالم بود. داده ها از طریق تحلیل همبستگی اسپیرمن و تحلیل رگرسیون خطی تجزیه و تحلیل شدند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;این مطالعه با کد IR.ARAKMU.REC.1398.07 به تصویب کمیته اخلاق در پژوهش دانشگاه علوم پزشکی اراک رسیده است.&lt;br&gt;
یافته ها میانگین نمره رفتار رژیم غذایی 0/28&amp;plusmn;1/34 بود و 41 درصد از افراد حداقل یک بار در هفته و 35 درصد حداقل یک بار در ماه، مواد قندی مانند کیک، شیرینی و شکلات را مصرف می کردند. تحلیل رگرسیون نشان می دهد با افزایش یک انحراف معیار در نمره قصد رفتاری، نمره رفتار رژیم غذایی سالم 0/22 انحراف معیار افزایش خواهد یافت (0/05&gt;P).&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; برای دست  یابی به سبک زندگی سالم در گروه آسیب پذیر و افراد پیش دیابتی، تأکید بر افزایش توانمندی آنان در زمینه انتخاب غذای سالم و تقویت انگیزه های فردی در راستای نیل به تصمیم گیری صحیح و درنهایت رعایت مصرف صحیح مواد غذایی می تواند در برنامه ریزی های آموزشی مسئولین بهداشتی جهت کاهش ابتلا به دیابت مورد توجه قرار گیرد.&amp;nbsp;</description>
						<author>محسن شمسی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
