<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشگاه علوم پزشكي اراك </title>
<link>http://jams.arakmu.ac.ir</link>
<description>مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک - مقالات نشریه - سال 1400 جلد24 شماره2</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1400/2/11</pubDate>

					<item>
						<title>تغییرات در بیان ژن‌های SGO1 و SGO1-AS1 در بافت‌های توموری کلورکتال در مقایسه با بافت‌های سالم</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6385&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; پروتئین کدگذاری شده با ژن SGO1 عضو خانواده پروتئین shugoshin است و در هنگام میتوز از سانترومر محافظت می کند. lncRNAها، RNAهای غیرکننده ای با طول بیش از دویست نوکلئوتیدی هستند که در تنظیم بیان ژن ها نقش دارند. هدف از این مطالعه بررسی بیان SGO1 و SGO1-AS1 در مراحل متفاوت پیشرفت بیماری و مقایسه الگوی بیانی آن ها در بافت های توموری در مقایسه با بافت های سالم در بیماران سرطان کلورکتال است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; چهل نمونه بافت بیماران مبتلا به سرطان کلورکتال با تأییدیه پزشک متخصص پاتوبیولوژیست طبق معاینه و معیار گزارش شده و چهل بافت نرمال از بخش کاملاً سالم روده همان افراد بیمار نمونه گیری بافت به عمل آمد. پس از استخراج RNA و سنتز cDNA برای بررسی بیان ژن های موردنظر، از تکنیک Real time RT-PCR در گروه های مطالعه شده استفاده شد. همچنین آنالیز ROC curve در راستای تعیین توانایی هرکدام از ژن های انتخاب شده برای تشخیص بیماری استفاده شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;در همه مراحل این تحقیق کدهای اخلاق تحقیق و نشر رعایت شده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; در این پژوهش نشان داده شد که SGO1 در نمونه های توموری سرطان کلورکتال کاهش معنی دار (0/001&gt;P) و SGO1 -AS1 LncRNA افزایش معنی داری در مقایسه با بافت های سالم مجاور پیدا می کنند. همچنین در گروه سنی کمتر از ۶۰ سال در مقایسه با گروه سنی بیشتر از ۶۰ سال بیماران، بیان SGO1 افزایش و بیانSGO1-AS1 کاهش نشان داد. بر اساس AUC به دست آمده از نمودار ROC، مشخص شد که ژن SGO1 با 0/8041=AUC وSGO1-AS1 با 0/6364=AUC به طور معنی داری قابلیت تشخیص جمعیت سالم از بیمار را در سرطان کلورکتال دارند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; با توجه به نتایج حاصل از این مطالعه می توان گفت که SGO1-AS1 و SGO1 به طور چشمگیری در بافت توموری به ترتیب کاهش و افزایش می یابند ولی تنها ژن SGO1 به منزله یک مارکر خوب برای تشخیص سرطان کلورکتال معرفی می شود.</description>
						<author>مریم پیمانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تحلیل بقای HIV در بیماران ایرانی: یک مدل چندحالتی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6253&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; سندرم نقص ایمنی انسان که ناشی از ویروس HIV است، یک بیماری مزمن و بالقوه تهدیدکننده زندگی به شمار می آید. عوامل متعددی در ابتلا و پیشرفت آن اثرگذار هستند، بنابراین مطالعه حاضر سعی می کند عوامل مؤثر بر پیش آگهی و پیشرفت بیماری HIV را با استفاده از مدل های چندحالتی شناسایی کند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; مطالعه گذشته نگر حاضر متشکل از ۲۱۸۵ بیمار مبتلا به HIV مراجعه کننده به مراکز مشاوره بیماری های رفتاری شهر تهران از سال ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۲ است. ما حالات چندگانه ایدز، سل و سل/ ایدز را در سیر طبیعی بیماری (از زمان شروع بیماری HIV تا رخداد مرگ) در نظر گرفتیم، سپس با به کارگیری مدل های چندحالتی اثر متغیرهای جمعیت شناختی و بالینی را بر زمان بقا و سپس احتمالات گذار HIV بررسی کردیم.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;کمیته اخلاق پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی همدان این مطالعه را با کد IR.UMSHA.REC.1396.117 به ثبت رسانده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;مرگ ناشی از HIV در افراد با سابقه زندان ۴۰/۲ برابر افراد بدون سابقه زندان بود. این خطر در افراد 25 تا 44 سال و بیشتر از ۴۴ سال نیز به ترتیب ۱/۷۰ و ۱/۸۰ برابر افراد کمتر از ۲۵ سال بود. رابطه معکوسی هم بین سطوح CD4 و مرگ در بین شرکت کنندگان در مطالعه ما مشاهده شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; درمان ضدرتروویروسی، تعداد سلول های CD4، سن و سابقه زندان از مهم ترین عوامل در پیشرفت بیماری و مرگ بیماران HIV بود، بنابراین جلوگیری از گسترش بیشتر بیماری به جامعه و کنترل بیماری در مبتلایان نیازمند مداخلات آموزشی و درمانی هدفمند است که در آن هم افراد جامعه با راه های انتقال و پیشگیری از بیماری آشنا شوند و هم بیماران برای مراجعه زودهنگام به مراکز درمانی رغبت پیدا کنند.&lt;br&gt;
&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;/span&gt;</description>
						<author>رسول نجفی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی حساسیت، ویژگی، ارزش اخباری مثبت و منفی سطح CA-125برای وجود سرطان تخمدان</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6161&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; سرطان تخمدان یکی از شایع ترین سرطان های بانوان در دنیا است. CA-125 بیشترین بیومارکر استفاده شده در غربالگری سرطان تخمدان است. با اینکه بر اساس مطالعات انجام شده، CA-125 حساسیت و ویژگی چندان بالایی ندارد که به عنوان تست غربالگری در جامعه پزشکی استفاده شود، ولی به دلیل ساده و غیر تهاجمی بودن تقریباً همیشه انجام می شود و خصوصاً نقش مهمی در فرایند درمان، بعد از درمان و تعیین پیش آگهی و بازگشت بیماری ایفا می کند. هدف از این مطالعه، تعیین ارتباط سطح بالای تومور مارکر CA-125 با وجود سرطان تخمدان، تعیین حساسیت، اختصاصی بودن و ارزش اخباری مثبت و منفی این تست در بیماران ایرانی است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;در این مطالعه مقطعی همه موارد تست CA-125 انجام  شده در بیمارستان ولایت قزوین طی سال های 1394 تا 1397(چهارصد مورد) از نظر ابتلا به سرطان تخمدان بررسی شدند. به علاوه میزان CA-125 در میان افراد سالم و بیماران مبتلا به سرطان تخمدان مقایسه شد. در نهایت داده های حاصل با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21 تحلیل شد.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; این مطالعه با کد اخلاق شمارهIR.QUMS. REC.1396.316 به تأیید شورای اخلاقی و پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی قزوین رسیده است.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; در این مطالعه 35/3 درصد دارای تشخیص قطعی بیماری سرطان تخمدان بودند. به طور کلی مقادیر CA-125 در 41/8 درصد منفی و در 58/2 درصد مثبت گزارش شد. حساسیت آزمون 80/1 درصد، ویژگی 53/6 درصد، ارزش اخباری مثبت 48/4 درصد و ارزش اخباری منفی 83 درصد به دست آمد. سن و وجود سرطان تخمدان با سطوح سرمی CA-125 از ارتباط آماری معنادار داشتند.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; نتایج این مطالعه نشان داد که سن و سطوح سرمی CA-125 ارتباط آماری معناداری داشتند و در نهایت مشخص شد که سطوح CA-125 با وجود سرطان تخمدان ارتباط آماری معناداری دارد. این تست حساسیت و ویژگی متوسط و ارزش اخباری مثبت پایین و ارزش اخباری منفی بالا دارد. پس به عنوان یک تومور مارکر، برای غربالگری مناسب نیست، ولی برای از بین بردن تومور ارزش دارد.</description>
						<author>ندا نصیریان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر ویتامین ث موضعی بر بهبود زخم سوختگی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6269&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; استفاده از مکمل ها و ویتامین های موضعی جهت تسریع بهبود در زخم های سوختگی مکرراً اتفاق افتاده است. این پژوهش با به کارگیری ویتامین ث موضعی بر زخم های سوختگی تأثیر این محلول را بررسی کرده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; این پژوهش با مشارکت سی بیمار دچار سوختگی درجه دو در یک اندام وسیع یا دو اندام با سوختگی مشابه انجام شد. زخم های بیماران به طور تصادفی به گروه های آزمایش و کنترل تقسیم شدند. در ناحیه آزمایش محلول ویتامین ث علاوه بر پماد سیلورسولفادیازین استعمال شد و در ناحیه کنترل به طور روتین تنها پماد سیلورسولفادیازین استفاده شد. زخم ها در روزهای اول، سوم، هفتم و چهاردهم توسط چک لیست بیتز جنسن بررسی و به آنها امتیاز داده شد. پس از جمع آوری اطلاعات، داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 16 و آزمون آماری تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر تحلیل شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; این پژوهش با کسب اجازه از کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی سبزوار انجام شد (Code: IR.MEDSAB.REC.1394.60).&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; از تعداد سی بیمار بستری در بخش، هشت نفر مرد و دوازده نفر خانم بودند. میانگین سنی آنها 11/90&amp;plusmn;43/03 و شاخص توده بدنی بیماران 4/08&amp;plusmn;27/ 82 بود. نتایج آزمون تحلیل واریانس اندازه های تکراری نشان داد. میانگین نمره نهایی زخم بین دو نوع درمان از نظر آماری معنادار است (0/047= P). به عبارتی میزان بهبود زخم در دو گروه تفاوت معنا داری دارد و ویتامین C موضعی تأثیر معنا داری بر بهبود زخم داشته است. میانگین نمره نهایی زخم در دو گروه آزمایش و کنترل، در روزهای یکم و سوم تقریباً برابر بوده و در این زمان وضعیت زخم در دو گروه تفاوتی نداشته است، اما از روز سوم بهبود زخم در گروه آزمایش افزایش یافته و در روز چهاردهم به حداکثر رسیده است که نشان می دهد سرعت بهبود در گروه دریافت کننده ویتانین ث افزایش یافته است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; سرعت بهبودی زخم در گروه دریافت کننده ویتانین ث افزایش یافته است.</description>
						<author>حمید رباط سرپوشی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر آنتی‌اکسیدانی عصاره زنجبیل بر افزایش توان زیستی و کاهش آپوپتوز ناشی از استرس اکسیداتیو در سلول‌های بنیادی مزانشیمی بافت چربی انسان و مغز استخوان موش صحرایی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6474&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; قدرت تکثیر، پتانسیل تمایز به رده های سلولی مختلف و خودنوسازی بالای سلول های بنیادی مزانشیمی (MSCs) باعث شده تا این سلول ها به عنوان ابزار مناسبی برای طب ترمیمی مورد توجه قرار گیرند، ولی یکی از مشکلاتی پیش رو، ایجاد استرس اکسیداتیو در بافت هدف و آپوپتوز سلول های بنیادی منتقل شده پیش از ترمیم بافت مورد نظر است. پیش تیمار سلول های بنیادی با آنتی اکسیدان ها ممکن است آنها را نسبت به شرایط استرس اکسیداتیو مقاوم سازد. زنجبیل از گیاهان دارویی مهم با خاصیت آنتی اکسیدانی است. در مطالعه حاضر، اثر آنتی اکسیدانی عصاره زنجبیل بر توان زیستی و القاء آپوپتوز ناشی از استرس اکسیداتیو در سلول های بنیادی مزانشیمی مشتق از بافت چربی انسان و مغز استخوان موش صحرایی بررسی شد.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; در این مطالعه، سلول های بنیادی مزانشیمی مشتق از بافت چربی انسان و مغز استخوان موش در محیط کشت DMEM با 20 درصد سرم جنین گاوی کشت داده شدند. سلول ها جهت پیش تیمار به مدت چهار و شش ساعت با غلظت های مختلف عصاره زنجبیل (۵۰، ۱۰۰، ۲۰۰ و ۴۰۰ میلی گرم/ میلی لیتر) انکوبه و سپس با غلظت ۲۰۰ میکرومولار H2O2 به مدت دو ساعت تیمار شدند. توان زیستی با استفاده از دستگاه الایزا ریدر با روش رنگ سنجی MTS و القای آپوپتوز با استفاده از دستگاه فلوسیتومتری و کیت انکسین- پروپیدیوم یدید (Annexin-PI) طبق دستورالعمل، در هر دو زمان بررسی شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری spss، ورژن 18 و آزمون آنالیز واریانس یک طرفه (ANOVA) به انجام رسید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; این مطالعه، با کد اخلاق IR.IAU.SHK.REC.1397.028به تصویب کمیته اخلاق معاونت پژوهشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرکرد رسید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;نتایج تست MTS، حاکی از افزایش وابسته به دوز و زمان توان زیستی سلول های بنیادی مزانشیمی تحت تیمار، مشتق از بافت چربی انسان است. همچنین تیمار با عصاره زنجبیل، سبب کاهش وابسته به دوز و زمان، میزان آپوپتوز در سلول های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان موش صحرایی شد.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; عصاره زنجبیل با کاهش استرس اکسیداتیو در سلول های بنیادی مزانشیمی طول عمر آنها در بافت هدف و کارایی این سلول ها در ترمیم های بافتی را افزایش می دهد.&lt;br&gt;
&lt;span style=&quot;font-family:B Nazanin;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;</description>
						<author>لیلا روحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پیش‌بینی استحکام روانی بر اساس رگه‌های تاریک شخصیت و بهزیستی روان‌شناختی در دانشجویان ورزشکار</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6281&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; به مفهوم استحکام روانی طی سال های اخیر در زمینه مطالعات ورزشی بسیار توجه شده است، به طوری که در اکثر پژوهش های کیفی برای کشف دیدگاه های مربیان، ورزشکاران و روان شناسان ورزشی از استحکام روانی استفاده می کنند. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف پیش بینی استحکام روانی در دانشجویان ورزشکار بر اساس رگه های تاریک شخصیت و بهزیستی روان شناختی انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش را همه دانشجویان مرد دانشکده تربیت بدنی دانشگاه گیلان در نیمسال اول تحصیلی سال 99-1398 تشکیل می دانند. نمونه ای به حجم دویست نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد و سپس داده ها با استفاده از مقیاس استحکام روانی شیرد و همکاران، پرسش نامه رگه های تاریک شخصیت جوناسون و وبستر و مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف-18 گویه ای جمع آوری شدند. تجزیه و تحلیل داده ها در نرم افزار SPSS نسخه 24 و با استفاده از روش های همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; کسب رضایت آگاهانه و اشتراک گذاری نتایج از اصول اخلاقی در این پژوهش بود. این مطالعه با کُد IR.GUMS.REC.1398.121 به تصویب کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی گیلان رسیده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;نتایج به دست آمده نشان داد رابطه استحکام روانی دانشجویان ورزشکار با خودشیفتگی (0/495=P&lt;0/001 ، r)، پذیرش خود (0/598=P&lt;0/001 ، r)، هدفمندی در زندگی (0/598=P&lt;0/001 ، r)، رشد شخصی (0/648=P&lt;0/001 ، r)، تسلط بر محیط (0/645=P&lt;0/001 ، r)، ارتباط مثبت با دیگران (0/569=P&lt;0/001 ، r) و استقلال (0/381=P&lt;0/001 ، r) مثبت و معنادار است. از سویی دیگر، همبستگی منفی و معناداری نیز بین رفتار ضداجتماعی (0/577=P&lt;0/001 ، r) و ماکیاولیسم (0/604=P&lt;0/001 ، r) با استحکام روانی دانشجویان ورزشکار به دست آمد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه مشخص کرد رگه های تاریک شخصیت و بهزیستی روان شناختی 62 درصد از استحکام روانی را پیش بینی می کنند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; نتایج حاکی از ارتباط و همبستگی معنادار رگه های تاریک شخصیت و بهزیستی روان شناختی با استحکام روانی در دانشجویان ورزشکار است. با توجه به این یافته ها، لازم است مربیان و استادان به نقش بهزیستی روان شناختی و ابعاد گوناگون شخصیت ورزشکاران در ارتقای سلامت و عملکرد ورزشی دانشجویان توجه بیشتری داشته باشند.</description>
						<author>عباس ابوالقاسمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر آموزش مدل رضایت جنسی بر کاهش دل‌زدگی زوجین مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6297&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; با توجه به اینکه کیفیت رضایت جنسی زوجین، در بروز دل زدگی زناشویی نقش بسیار مهمی دارد، بنابراین آموزش رضایت جنسی می تواند در کاهش این معضل زناشویی مؤثر باشد. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش مدل رضایت جنسی بر کاهش دل زدگی زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره بود.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; روش پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی و با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش، شامل همه زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر سنندج در سال تحصیلی 98-1397 است. در این پژوهش از ابزار پرسشنامه دل زدگی زناشویی (CBM)استفاده شد. پس از انتخاب افراد نمونه و تشکیل دو گروه 30 نفری آزمایشی و کنترل به صورت تصادفی، هر دو گروه در پیش آزمون شرکت کردند. طی 8 جلسه 90 دقیقه ای به گروه آزمایش، مدل رضایت جنسی آموزش داده شد. داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزارSPSS نسخه 22 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; این پژوهش دارای کد کمیته اخلاق IR.MUK.REC.1397.5037 از پژوهش دانشگاه علوم پزشکی کردستان است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج نشان داد که بین آزمودنی های گروه آزمایش و گروه کنترل از لحاظ متغیر دل زدگی زناشویی (581/F=35) و ابعاد آن شامل خستگی جسمی (074/F=25)، از پا افتادن عاطفی (031/F=39) و از پا افتادن روانی (020/F=35) تفاوت معناداری (0/001&amp;ge;P) وجود داشت و میزان تأثیر برنامه آموزشی به ترتیب برابر 0/42، 0/31، 0/41 و 0/39 بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; به طور کلی، یافته های این پژوهش نشان داد که آموزش مدل رضایت جنسی بر کاهش دل زدگی زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره مؤثر بود و می توان از این آموزش برای بهبود روابط زناشویی زوجین استفاده کرد.</description>
						<author>امید مرادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه تغییرات میکروهاردنس مینای دندان‌های شیری دچار پوسیدگی اولیه پس از کاربرد سه ماده متفاوت حاوی فلوراید (خمیر دندان، وارنیش و دهانشویه) در شرایط آزمایشگاهی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6310&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span style=&quot;font-size:16px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt; افزایش میکروهاردنس سطحی ضایعه پوسیدگی اولیه یکی از فاکتورهای مهم جهت جلوگیری از پیشرفت ضایعه و ایجاد حفره است. چندین دهه است که استفاده از فلوراید جهت پیشگیری از ایجاد و پیشرفت ضایعات پوسیدگی اولیه معرفی شده است. هدف از این مطالعه، مقایسه تغییرات میکروهاردنس ضایعات پوسیدگی اولیه درمان شده با سه محصول حاوی فلوراید (وارنیش، خمیر دندان و دهانشویه) در دندان های شیری بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt; در این مطالعه از 45 دندان مولر شیری کشیده شده انسان استفاده شد. با استفاده از دیسک برنده الماسی بلوک های مینایی با ابعاد 1&amp;times;4&amp;times;4 میلی متر از سطح باکال دندان ها که کاملاً سالم و فاقد نقایص ساختاری بود، تهیه و در آکریل سلفکیور مانت شدند. تست اولیه میکروهاردنس (Vicker&amp;rsquo;s) با نیروی سیصد گرم و Dwell time پانزده ثانیه روی نمونه ها انجام شد. در مرحله بعد پوسیدگی مصنوعی با استفاده از محلول استاندارد در تمام نمونه ها ایجاد و میکروهاردنس نمونه ها نیز در این مرحله ثبت شد. نمونه ها که به طور تصادفی به سه گروه پانزده تایی تقسیم شده بودند، به ترتیب تحت درمان با وارنیش فلوراید، دهانشویه و خمیر دندان قرار گرفته، سپس میکروهاردنس آنها مجدداً اندازه گیری شد. مقدار میانگین میکروهاردنس سطحی بین سه گروه با آزمون آماری Independent t-test و بین سه مرحله با آزمون Bonferroni مقایسه شد. تمام آنالیزها با نرم افزار آماری SPSS نسخه 23 انجام و حد معناداری مقادیر کمتر از 0/05 در نظر گرفته شد (0/05&gt; P).&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;این مطالعه با کد اخلاق IR.ARAKMU.REC.1397.264 در کمیته اخلاق پژوهش دانشگاه علوم پزشکی اراک به ثبت رسیده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;افزایش میکروهاردنس سطحی ضایعه پوسیدگی اولیه در گروه وارنیش فلوراید V-Varnish در مقایسه با دو گروه دیگر، از لحاظ آماری معنادار و در گروه های خمیر دندان حاوی فلوراید GC MI paste plus و دهانشویه حاوی فلوراید Oral B غیرمعنادار گزارش شد. نمونه های درمان شده با وارنیش فلوراید در مقایسه با خمیر دندان و دهانشویه به طور معناداری میکروهاردنس سطحی بالاتری داشتند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; با توجه به نتایج مطالعه حاضر وارنیش فلوراید نسبت به کاربرد دهانشویه فلوراید و خمیر دندان در بهبود میکروهاردنس پوسیدگی های اولیه دندان های شیری بهتر عمل می کند.&lt;br&gt;
&lt;span style=&quot;font-size:14.0pt;&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;</description>
						<author>شیما نورمحمدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>آگاهی و نگرش دندان‌پزشکان عمومی اراک از فالوآپ ایمپلنت‌های دندانی در سال 1397</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6347&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; با توجه به استفاده روزافزون از ایمپلنت های دندانی در جایگزین کردن دندان های ازدست رفته، احتمال وقوع شکست این درمان در گذر زمان، مشابه سایر درمان های دندان پزشکی، اجتناب ناپذیر است و جهت کاهش این مشکلات نیاز به فالوآپ های دقیق و منظم است. از این رو، مطالعه حاضر با هدف تعیین آگاهی و نگرش دندان پزشکان عمومی درباره فالوآپ ایمپلنت های دندان به منظور ایجاد پایه ای از اطلاعات برای برنامه ریزی دوره های بازآموزی ایمپلنت های دندانی انجام شده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; در این مطالعه تحلیلی مقطعی، 98 نفر از دندان پزشکان عمومی شهر اراک در سال 1397 بررسی شدند. پرسش نامه ها در سه بخش جمعیت شناختی، آگاهی و نگرش طراحی شدند. بعد از بررسی روایی و پایایی، پرسش نامه ها در اختیار شرکت کنندگان قرار گرفت. داده های جمع آوری شده با استفاده از آنالیز توصیفی و آزمون های کای اسکوئر و تی مستقل آنالیز آماری شدند. حد معناداری 05/0 در نظر گرفته شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; این مقاله مورد تأیید کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی اراک است (کد: IR.ARAKMU.REC.1397.283).&lt;br&gt;
یافته ها میانگین نمره آگاهی برای تمام نمونه های مورد مطالعه 10/8 (بر اساس نمره صفر تا نوزده) و میانگین نمره نگرش 12/8 (بر اساس نمره هفت تا 21) بود. 53 نفر از دندان پزشکان قبلاً درمان ایمپلنت را انجام داده بودند که آگاهی و نگرش آنها از فالوآپ درمان ایمپلنت به طور معناداری بالاتر از دندان پزشکانی بود که درمان ایمپلنت را انجام نداده بودند (0/0005=P). تجربه کاری اثر معناداری روی آگاهی و نگرش دندان پزشکان نداشت (0/05&lt;p).&lt;br&gt; &lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; دندان پزشکان عمومی نسبت به فالوآپ ایمپلنت آگاهی و نگرش کمی دارند و از آنجا که فالوآپ نقش مهمی در موفقیت طولانی مدت درمان ایمپلنت دارد، برنامه های آموزشی / بازآموزی دندان پزشکان در این زمینه باید مورد بازنگری و تأکید بیشتر قرار گیرد.&lt;/p).&lt;br&gt;</description>
						<author>وحیده نظری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه عادات تغذیه‌ای رفتاری و سبک زندگی کودکان چاق و غیرچاق: یک مطالعه مورد شاهدی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6371&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;با توجه به اهمیت چاقی کودکان و همچنین اصلاح آسان تر عوامل مرتبط با آن در این دوره سنی، مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش برخی از عوامل مربوط به خانواده، تغذیه و سبک زندگی بر چاقی کودکان انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر یک مطالعه مورد شاهدی همسان شده سنی است که بر 150 کودک چاق و 150 کودک با وزن طبیعی 2 تا 15 سال مراجعه کننده به بیمارستان امیرکبیر شهر اراک انجام شده است. چاقی بر اساس شاخص توده بدنی محاسبه شد. اطلاعات مورد نیاز شامل اطلاعات مربوط به عوامل خانواده، عوامل تغذیه ای و عوامل مربوط به سبک زندگی از طریق یک چک لیست جمع آوری شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; این مطالعه دارای کد اخلاق از کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی اراک به شماره IR.ARAKMU.REC.1396.119 است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج نسبت شانس برای سن 25 تا 35 و بیشتر از 35 سال پدر 0/24، اضافه وزن و چاقی پدر به ترتیب 3/87 و 3/57، اضافه وزن و چاقی مادر به ترتیب 3/81 و 5/57، تعداد بیشتر از سه فرزند خانوار 3/33، مصرف کم و زیاد میوه و سبزی به ترتیب 0/3 و 0/19، خوردن صبحانه 0/43، مصرف مکمل غذایی 2/68، خوردن فست فود 3/98، بازی رایانه ای بیش از دو ساعت 3/5، خوب جویدن غذا 0/38، استفاده از غذا به شکل جایزه 1/89 و مشارکت در تهیه و چیدن غذا 3/14 به دست آمد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; چاقی با برخی از عوامل مربوط به خانواده، تغذیه، انجام بازی های رایانه ای و عوامل مربوط به سبک زندگی ارتباط دارد. با توجه به وجود داشتن عوامل مختلف خطر و محافظت کننده تعدیل شونده لازم است آموزش صحیح به خانواده ها و کودکان در راستای کاهش چاقی داده شود.&lt;br&gt;
&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:11.0pt;&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;/span&gt;</description>
						<author>یزدان قندی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه‌ی کارآمدی رفتار درمانی شناختی، زولپیدم 10 میلی‌گرم و لیست انتظار بر ادراک‌ بیماری و بازدهی خواب در افراد مبتلا به اختلال بی‌خوابی مزمن</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6400&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; هدف از این مطالعه مقایسه ی کارآمدی رفتار درمانی شناختی، زولپیدم 10 میلی گرم و لیست انتظار روی ادراک بیماری و بازدهی خواب در افراد مبتلا به اختلال بی خوابی مزمن بود.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; شرکت کنندگان شامل هفتاد و چهار (43 نفر زن) بیمار مبتلا به اختلال بی خوابی مزمن بودند که با استفاده از نمونه گیری هدفمند در بازه زمانی آذر 1397 تا بهمن 1398 با استفاده از ملاک های ورود و خروج، انتخاب شده و به شکل تصادفی در یکی از سه گروه رفتار درمانی شناختی (25 نفر)، دارو درمانی (زولپیدم 10 میلی گرم؛ 29 نفر) و لیست انتظار (20 نفر) قرار گرفتند. تمامی بیماران در سه نوبت پیش از درمان، پس از درمان و پی گیری سه ماهه توسط نسخه ی فارسی فرم کوتاه پرسش نامه ی ادراک بیماری و شاخص بازدهی خواب مورد سنجش قرار گرفتند. سپس داده ها با استفاده تحلیل واریانس مختلط همراه با آزمون تعقیبی بونفرونی و تحلیل واریانس با تدابیر مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; تمامی مراحل این پژوهش تحت نظارت و تایید کمیته ی اخلاق در پژوهش دانشگاه خوارزمی تهران صورت گرفته است (کد اخلاق: IR.KHU.REC.1398.008).&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; بیمارانی که رفتار درمانی شناختی دریافت کرده بودند، در دو مرحله ی پس از درمان و پی گیری سه ماهه در ادراک بیماری و بازدهی خواب، نمرات به طور معنادار کم تری نسبت به گروه لیست انتظار دریافت کردند. کارآمدی دارو درمانی تنها در مرحله ی پس از درمان مشاهده شد، اما در مرحله ی پی گیری سه ماهه، بین گروه های دارو درمانی و لیست انتظار تفاوت معناداری وجود نداشت.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; رفتار درمانی شناختی برای بی خوابی، ادراک بیماری و بازدهی خواب را در طول مدت 3 ماه به طور معنادار کاهش داد. دستاوردهای درمانی تا 3 ماه پس از پایان درمان همچنان حفظ شدند. عدم دریافت درمان در گروه لیست انتظار و قطع تدریجی درمان در گروه دارو درمانی منجر به کاهش بازدهی خواب و افزایش ادراک بیماری می گردد.&amp;nbsp;</description>
						<author>بهزاد سلمانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه اثر بخشی گروه درمانی شناختی-رفتاری و درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر علائم چندوجهی درد در بیماران مبتلا به سرطان پستان</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6311&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; در هر عصری از تاریخ، بشر گرفتار ترس از یک بیماری بوده است. بی  شک سرطان یکی از نگران کننده  ترین بیماری  ها است. دردهای سرطانی از مطرح  ترین دردها است. هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثر بخشی گروه درمانی شناختی-رفتاری و درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر علائم چندوجهی درد در بیماران مبتلا به سرطان پستان بود.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; پژوهش مذکور از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پی گیری دو ماهه و گروه کنترل است. در سال 1397 جامعه آماری، همه زنان مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به مرکز تحقیقات سرطان تهران بودند که با روش نمونه  گیری در دسترس، مشتمل بر 30 بیمار انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه مداخله درمانی (شناختی-رفتاری و شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی) و گروه کنترل قرار داده شدند. برای تجزیه و تحلیل داده  ها از طرح تحلیل واریانس مختلط با اندازه گیری مکرر استفاده شد. ابزار پژوهش به منظور بررسی شاخص  های چندگانه درد، پرسش نامه چند وجهی درد (وست هیون-ییل) بود.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج نشان داد، درمان شناختی-رفتاری و درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر تجربه درد مؤثر بودند(001/0&gt;P)، اما هیچ تفاوت معناداری بین دو گروه درمان شناختی-رفتاری و درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی از نظر اثربخشی بر میزان تجربه درد مشاهده نشد.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; بر اساس یافته های این پژوهش می  توان نتیجه گرفت، درمان شناختی-رفتاری و درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر مدیریت و شدت درد بیماران مبتلا به سرطان پستان تاثیر داشت.</description>
						<author>جاوید پیمانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
