<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشگاه علوم پزشكي اراك </title>
<link>http://jams.arakmu.ac.ir</link>
<description>مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک - مقالات نشریه - سال 1383 جلد7 شماره2</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1383/3/12</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی اثر آموزش بر سطح آگاهی، نگرش و عملکرد پزشکان شهر اراک نسبت به بیماری زایی، تشخیص و درمان هلیکوباکترپیلوری</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6790&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:16px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه&lt;/strong&gt;: اگرچه بیش از دو دهه از کشف هلیکوباکترپیلوری و نقش آن در پاتوژنز بیماری های گوارشی می گذرد اما در جهان و ایران تناقضات و نقایص زیادی در برخورد با این بیماری وجود دارد. این تحقیق به منظور تعیین اثر آموزش بر اگاهی، نگرش، پیگیری و درمان هلیکوباکترپیلوری توسط پزشکان شهر اراک طراحی و انجام شده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار&lt;/strong&gt;: این مطالعه به صورت مداخله ای طراحی گردید و با استفاده از متون معتبر داخلی و گوارشی، مقاله فشرده ای در مورد هلیکوباکترپیلوری و بیماری های مرتبط تهیه شد و از این مقاله سی سوال با محتوای ارزیابی دانش، نگرش و عملکرد پزشکان نسبت به پاتوفیزیولوژی، تشخیص و درمان و پیگیری بیماران استخراج گردید. پس از جلب توافق نظر همکاران پزشک ارزیابی اولیه و سپس مقاله جهت آموزش در اختیار آنها قرار گرفت، یکماه بعد ارزیابی دوم انجام و داده ها با نرم افزار &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;SPSS &lt;/span&gt;&amp;nbsp;مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتایج&lt;/strong&gt;: با مطالعه در شهر اراک 349 نفر پزشک عمومی و متخصص دست اندرکار درمان هلیکوباکترپیلوری حضور داشتند که جمعا (87/1%) 304 نفر حاضر به همکاری با طرح شدند. میانگین سطح آگاهی گروه های مختلف پزشکی نسبت به اپیدمیولوژی و بیماری زایی هلیکوباکترپیلوری قبل از آموزش حداقل 49/64 و حداکثر 58/75 ارزیابی شد که پس از آموزش به حداقل 57/94 تا حداکثر 74/14 تغییر یافت &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(P&lt;0/05) &lt;/span&gt;. میانگین سطح نگرش و عملکرد پزشکان در بکارگیری روش های صحیح تشخیص، درمان و پیگیری قبل از آموزش از حداقل 53/01 تا حداکثر 71/61، پس از آموزش به حداقل 61/54 تا حداکثر 80/83 تغییر یافت &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.(p&lt;0.05)&lt;/span&gt;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;بحث&lt;/strong&gt;: با ارزیابی اولیه روشن گردید که از روش تست و درمان ناقص و بدون اندیکاسیون به فراوانی استفاده می شود که ضمن هزینه بری، ضرورت آن جای سوال دارد. این مطالعه ضمن ارزیابی دانش و نگرش و عملکرد پزشکان نسبت به هلیکوباکترپیلوری با مداخله از طریق آموزش به روش ارائه مقاله مکتوب توانست تغییرات قابل توجهی را در آگاهی، نگرش و عملکرد پزشکان ایجاد نماید.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>علی فانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تاثیر ماساژ گردن بر سردرد تنشی مزمن</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6788&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:16px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; سردرد تنشی شایع ترین نوع سردرد است که تنش، اضطراب و افسردگی نقش عمده ای در ایجاد آن دارند. برای درمان این نوع سردرد از روش های دارویی و غیر دارویی استفاده می شود. امروزه علاقه به استفاده از روش های غیردارویی جهت درمان رو به رشد است. این در پاسخ به مصرف بی رویه داروها، عوارض و هزینه های زیاد ناشی از مصرف آنهاست. این مطالعه به منظور بررسی تاثیر ماساژ در درمان سردرد تنشی مزمن انجام شده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار&lt;/strong&gt;: پژوهش حاضر یک مطالعه کارآزمایی بالینی است. تعداد 25 نفر زن مبتلا به سردرد تنشی مزمن طی 5 هفته تحت مطالعه قرار گرفتند. از افراد تحت مطالعه خواسته شد طی این 5 هفته شاخص های سردرد را چهار مرتبه در روز (قبل از صبحانه، قبل از ناهار، قبل از شام و قبل از خواب) در چک لیست ثبت نمایند. اطلاعات به دست آمده از هفته اول و پنجم به عنوان اطلاعات قبل و بعد از مداخله (ماساژ) ثبت گردید. اطلاعات هفته دوم، سوم و چهارم پژوهش به عنوان داده های حین مداخله ثبت گردید. افراد تحت مطالعه حین مداخله هفته ای 2 بار هرنوبت به مدت 20 دقیقه تحت درمان با ماساژ سایشی در ناحیه پشت گردن و شانه ها قرار گرفتند. شاخص های سر درد شامل شدت، تکرار و مدت زمان سردرد بود. شدت با استفاده از معیار 11 نقطه ای ثبت شد. تکرار با محاسبه تعداد روزهای ابتلا به سردرد و مدت زمان از طریق مجموع ساعات سردرد در هفته بخش بر تکرار حملات محاسبه گردید. اطلاعات با استفاده از آنالیز واریانس و آزمون توکی تجزیه و تحلیل شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتایج&lt;/strong&gt;: نتایج حاصله نشان دهنده تاثیر مثبت ماساژ بود بطوری که شاخص های سردرد اختلاف معنی داری را در سه مرحله قبل، حین و پس از مداخله نشان دادند&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(p&lt;0/01)&lt;/span&gt;. میزان بهبودی برای هر شاخص (شدت، تکرار و مدت زمان سردرد) به ترتیب 52، 28 و 57% بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: ماساژ درمانی منجر به کاهش شدت، تکرار و طول مدت سردرد تنشی شده و می تواند باعث بهبود سردرد تنشی شود.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>کبری راهزانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی استرس اکسیداتیو و فعالیت آنزیم استیل کولین استراز در کارگران در تماس با سموم ارگانوفسفره و افراد سالم</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6789&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:16px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه&lt;/strong&gt;: استرس اکسیداتیو یکی از عوامل ایجاد سمیت در تماس مزمن با سموم ارگانوفسفره می باشد. در این بررسی وضعیت استرس اکسیداتیو و مهار آنزیم استیل کولین استراز &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(ACHE)&lt;/span&gt; کارگران کارخانه فرموله کننده آفت کش های ارگانوفسفره بررسی گردید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار&lt;/strong&gt;: این پژوهش مطالعه ای مقطعی تحلیلی است که بر روی 45 کارگر دارای حداقل سابقه کاری یکسال و محدوده سنی 23 تا 55 سال صورت گرفت. گروه کنترل نیز کارگران کارخانه بسته بندی مواد غذایی بودند که از نظر سنی با آنها همسان شدند. استرس اکسیداتیو در این افراد به صورت موادی که با تیوباربیتوریک اسید واکنش می دهند &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(TBARS)&lt;/span&gt;&amp;nbsp;نشان دهنده میزان پراکسیداسیون لیپیدی &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(LPO) &lt;/span&gt;، توانایی پلاسما در احیای یون های فریک به فرو&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(FRAP) &lt;/span&gt;&amp;nbsp;نشان دهنده ظرفیت آنتی اکسیدان های تام سرم، گروه های تیول پلاسما و همچنین فعالیت آنزیم گاماگلوتامیل ترانس پیتیدار پلاسما&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(GGT) &lt;/span&gt;&amp;nbsp;و فعالیت آنزیم استیل کولین استراز &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;ACHE&lt;/span&gt;&amp;nbsp;در ایتروسیت ها بررسی گردید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتایج&lt;/strong&gt;: یافته ها نشان داد که فعالیت آنزیم &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;ACHE &lt;/span&gt;&amp;nbsp;و میزان &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;FRAP &lt;/span&gt;&amp;nbsp;و همچنین گروه های تیول در گروه مورد در مقایسه با گروه کنترل کاهش معنی داری دارد. همچنین میزان &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;TBARS &lt;/span&gt;&amp;nbsp;نیز در این کارگران در مقایسه با گروه کنترل افزایش معنی داری نشان داد. کاهش فعالیت آنزیم &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;ACHE &lt;/span&gt;&amp;nbsp;با افزایش &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;TBARS &lt;/span&gt;&amp;nbsp;و کاهش &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;FRAP &lt;/span&gt;&amp;nbsp;در کارگران فرموله کننده ارگانوفسفره ارتباط داشت. این نتایج نشان داد که در کارگران فرموله کننده ارگانوفسفره که در تماس با این مواد هستند استرس اکسیداتیو افزایش می یابد. البته اندازه گیری فعالیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;ACHE &lt;/span&gt;&amp;nbsp;اریتروسیت در کارگران فرموله کننده ارگانوفسفره نیز نشان دهنده تماس مزمن این افراد با مواد مذکور می باشد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: با توجه به نتایج فوق می توان به افرادی که در تماس مزمن با سموم ارگانوفسفره هستند توصیه نمود که علاوه بر فعالیت آنزیم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;ACHE &lt;/span&gt;&amp;nbsp;ارزیابی استرس اکسیداتیو به طور مرتب انجام گیرد و این افراد برای کاهش آسیب ناشی از استرس اکسیداتیو آنتی اکسیدان های&amp;nbsp; بیش تری مصرف نمایند.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>اکرم رنجبر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین ارتباط بین وقوع زایمان زودرس و مصرف میوه و سبزی قبل و حین بارداری</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6787&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:16px;&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه&lt;/strong&gt;: به نظر می رسد یکی از علل زایمان زودرس، استرس اکسیداتیو باشد. آنتی اکسیدان ها که به وفور در میوه و سبزی یافت می شوند، از عواملی هستند که مانع از بروز استرس اکسیداتیو می شوند. این مطالعه با هدف پاسخ به این سوال که آیا بین زایمان زودرس و میزان مصرف میوه و سبزی قبل و حین بارداری ارتباطی وجود دارد، انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار&lt;/strong&gt;: در این مطالعه مورد-شاهدی از بین خانم هایی که در بیمارستان های شهر اراک زایمان کرده بودند، به صورت تصادفی 43 خانم با زایمان زودرس در گروه مورد و در 86 نفر با زایمان ترم در گروه شاهد قرار گرفتند. (حجم نمونه با 5%=&amp;alpha; و 20% =&amp;beta;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;و فرمول مقایسه میانگین ها محاسبه گردید) . همسان سازی گروهی از نظر وضعیت اقتصادی-اجتماعی، سن مادر، تعدا حاملگی و میزان مصرف مکمل های ویتامینی انجام شد. سپس با پرسشنامه ای (استخراج شده از پرسشنامه عادات و تاریخچه تندرستی) مشتمل بر اطلاعات فردی و میزان مصرف میوه و سبزی (سهم در هفته ) اطلاعات جمع آوری گردید و با نرم افزار &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;SPSS &lt;/span&gt;&amp;nbsp;و آزمونهای کی-اس، لون، من-ویتنی، تست تی، مربع کای و گرسیون لجستیک تجزیه و تحلیل آماری انجام شد. در تمام مراحل تحقیق، مفاد بیانیه هلسینکی رعایت گردید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتایج&lt;/strong&gt;: بر اساس یافته های حاصل از پژوهش میانگین مصرف میوه و سبزی قبل از بارداری در گروه شاهد 2/48&amp;plusmn;20/64 و در گروه مورد 1/52&amp;plusmn;32/23 محاسبه گردید که بین دو گروه تفاوت معنی دار اماری وجود داشت &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(p&lt;0/00001)&lt;/span&gt;. این میانگین طی سه ماهه دوم در گروه شاهد 4/75&amp;plusmn;21/84 و در گروه مورد 5/58&amp;plusmn;34/84 محاسبه شد که در این مورد نیر اختلاف معنی دار آماری وجود داشت &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(p&lt;0.00001)&lt;/span&gt;دقت، حساسیت و ویژگی مدل رگرسیونی که جهت پیش بینی احتمال زایمان زودرس بر اساس مصرف میوه و سبزی طراحی شده بود، به ترتیب برابر 90%، 87% و 9/91% می باشد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: براساس یافته های حاصل از این پژوهش، به نظر می رسد مصرف مناسب میوه و سبزی با کاهش بروز زایمان زودرس ارتباط دارد. پس پیشنهاد می گردد که گروه های در معرض خطر مشخص شوند و به آنها در رابطه با مصرق بیش تر میوه و سبزی های تازه آموزش داده شود.&amp;nbsp;همچنین بر اساس مدل پیشنهادی، با دانستن میزان مصرف میوه و سبزی می توان زایمان زودرس را با دقت نسبتا بالایی پیش بینی کرد و با مشاوره مناسب به میزان زیادی از آن پیشگیری کرد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>نسرین روزبهانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>فراوانی و شدت استرس های محیطی در نوجوانان نواحی مرکزی ایران در سال 1381  &quot;برگرفته از طرح قلب سالم اصفهان&quot;</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6786&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:16px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه&lt;/strong&gt;: استرس عبارت است از شرایطی که موجب تنش، دگرگونی بدنی و روانی، ناخشنودی و ناراحتی فرد می شود. نوجوانان آسیب پذیرترین قشر جامعه هستند که بسته به سن و نوع رویداد استرس آمیزی که در طول زندگی برای آنها اتفاق می افتد این آسیب پذیری تشدید می یابد. لذا بر آن شدیم این مطالعه را در رابطه با انواع و شدت استرس در نواحی مرکزی ایران به دست بیاوریم.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار&lt;/strong&gt;: این مطالعه یک مطالعه توصیفی می باشد که در تابستان سال 81 بر روی 2000 دانش آموز 18-12 ساله مدارس منتخب مناطق شهری و روستایی اصفهان، اراک و نجف آباد به عنوان بخشی از برنامه ارزش یابی سالانه قلب سالم انجام گردیده است. نمونه گیری به شیوه خوشه ای-تصادفی بوده است و پس از جمع اوری اطلاعات بر اساس پرسشنامه &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;GHQ12 &lt;/span&gt;، در آنالیز داده ها از شاخص های میانگین، انحراف معیار و تست مجذور کای استفاده گردید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتایج&lt;/strong&gt;: از مجموع افراد مورد مطالعه 930 نفر (51/2%) پسر و 887 نفر (48/8%) دختر با میانگین سنی 1/90&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&amp;plusmn;&lt;span style=&quot;font-size:16px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;15/97 و 2/20&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&amp;plusmn;&lt;span style=&quot;font-size:16px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt; 15/52 سال بودند. درصد دختران با نمره &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;GHQ &lt;/span&gt;&amp;nbsp;بالا در کل از پسران بیش تر (38/8% در مقابل 32/7%) می باشد که این افزایش در شهرستان اراک بالاتر از بقیه بوده است. بیش ترین مورد استرس زا نگرانی راجع به آینده شغلی بوده و از نظر موثرترین مورد استرس زا نیز نگرانی راجع به آینده شغلی و سپس فوت والدین بالاترین رویداد استرس زای زندگی قلمداد گردیده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: دامنه استرس در دختران نواحی مرکزی ایران بیش تر از پسران بوده و این افزایش با رده سنی نسبت مستقیم دارد. ضمنا استرس آمیزترین رویداد زندگی نگرانی در مورد آینده شغلی و همچنین تاثیرگذارترین واقعه استرس آمیز در این نواحی نگرانی در مورد آینده شغلی و سپس فوت والدین می باشد.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>بهمن صالحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه اثر گزیلوکایین و سوفنتانیل بر تغییرات فشار خون و ضربان قلب متعاقب لارنگوسکپی و لوله گذاری داخل تراشه</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6784&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:16px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه&lt;/strong&gt;: انجام عمل لارنگوسکپی و لوله گذاری داخل تراشه، یکی از دردناک ترین و محرک ترین اقدامات بوده و واکنش شدید سیستم عصبی هودکار را به دنبال خواهد داشت. برای جلوگیری از این واکنش و عواقب بلقوه خطرناک ناشی از آن، در زمان القاء بیهوشی از داورهای متفاوتی استفاده می شود. این تحقیق جهت بررسی اثر دو داروی گزیلوکایین و سوفنتانیل بر روی تغییرات فشار خون و ضربان قلب در هنگام لارنگوسکپی و لوله گذاری داخل تراشه صورت پذیرفته است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار&lt;/strong&gt;: این بررسی بر روی یک صد بیمار کاندید اعمال جراحی انتخابی که در کلاس (آ اس آ) یک و دو قرار داشته اند انجام شد. بیماران در دو گروه مساوی 50 نفری قرار گرفتند. به یک گروه گزیلوکایین 1/5 میلی گرم بر کیلوگرم وریدی 90 ثانیه و به گروه دوم سوفنتانیل 0/25 میکروگرم بر کیلوگرم وریدی 120 ثانیه قبل از لارنگوسکپی تزریق شد. سپس لارنگوسکپی و لوله گذاری داخل تراشه انجام گرفت. نگه داری بیهوشی در هر دو گروه یکسان بوده است. ضربان قلب و فشار خون از زمان شروع لارنگوسکپی تا نه دقیقه بعد به فواصل هر سه دقیقه ثبت شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتایج&lt;/strong&gt;: نتایج نشان می دهد در زمان لارنگوسکپی سوفنتانیل و گزیلوکایین اثرات نسبتا مشابهی بر تغییرات همودینامیک داشتند. همچنین تفاوت معنی داری بین اثر دو داروی مذکور بر فشار خون دیاستولیک ثبت شده در کلیه زمان ها مشاهده نشد. ولی در زمانهای سوم، ششم و نهم پس از لارنگوسکپی سوفنتانیل بهتر از گزیلوکایین تغییرات ضربان قلب و فشار خون سیستولیک را کنترل نموده که این تفاوت از نظر آماری معنی دار بوده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: نتایج این پژوهش نشان داد که داروی سوفنتانیل بهتر از گزیلوکایین توانسته تغییرات همودینامیک ناشی از لارنگوسکپی و لوله گذاری داخل تراشه را کنترل کند و با توجه به عوارض بسیار اندک آن بهتر است از این دارو در بیماران در معرض خطر استفاده گردد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>هوشنگ طالبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه اثر رژیم های ترکیبی گیاه آویشن با رژیم های معمولی در رشه کنی هلیکوباکترپیلوری در بیماران مبتلا به زخم معده</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6785&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:16px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه&lt;/strong&gt;: در مطالعات مختلف رژیم های چند دارویی در ریشه کنی هلیکوباکترپیلوری مورد بررسی قرار گرفته است. داروی گیاهی آویشن خواص درمانی ضدعفونی کننده و هم چنین اثر ضداسپاسم مجاری گوارشی دارد. در این مطالعه تاثیر افزایش این دارو به رژیم های چهار دارویی رایج در درمان هلیکوباکترپیلوری مورد ارزیابی قرار گرفت.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار&lt;/strong&gt;: در این مطالعه که به صورت کارآزمایی بالینی تصادفی شده انجام گرفت، تعداد 90 بیمار مراجعه کننده با علائم گوارشی تحت آندوسکوپی قرار گرفته و پس از مسجل شدن وجود ضایعه و وجود هلیکوباکترپیلوری وارد مطالعه شدند. این بیماران به طور تصادفی در سه گروه تقشسم شدند. رژیم های درمانی شامل گروه &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;A&lt;/span&gt;: امپرازول، بیسموت، مترونیدازول، تتراسیکلین. گروه &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;B&lt;/span&gt;: امپرازول، بیسموت، مترونیدازول، تتراسیکلین، آویشن.&amp;nbsp; و گروه &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;C&lt;/span&gt;: امپرازول، بیسموت، تتراسیکلین، آویشن بود. مدت درمان 2 هفته بود و پس از درمان به مدت 2 هفته تحت درمان رانیتیدین و سپس 2 هفته بدون درمان قرار داشتند. پس از اتمام این مدت، آندسکوپی مجدد و آزمایش برای هلیکوباکترپیلوری انجام گرفت.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتایج&lt;/strong&gt;: میزان بهبودی علائم بالینی در بیماران گروه B&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;و&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;C&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt; &lt;/span&gt;96/6% گزارش شد که اندکی بیش از گروه &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;A &lt;/span&gt;&amp;nbsp;بود. در آندوسکوپی پس از درمان، بهبودی کامل در گروه &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;C &lt;/span&gt;&amp;nbsp;70% بود که از دو گروه دیگر به طور معنی داری بیش تر بود.&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(P=0/04) &lt;/span&gt;، از لحاظ وجود اریتم معده و دئودنوم در آندوسکوپی پس از درمان، با وجودی که در گروه&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;B&lt;/span&gt;&amp;nbsp;بیش ترین فراوانی این ضایعه (36/6%) مشاهده شده است ولی اختلاف معنی داری بین سه گروه در این خصوص وجود نداشت. پاسخ کامل به درمان در گروه &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;C&lt;/span&gt;، 46/7% بود که به طور معنی داری از دو گروه دیگر بیش تر بود&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.(p=0/03)&lt;/span&gt;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: در مجموع نتایج نشان داد رژیم C که داروی آویشن جایگزین مترونیدازول شده بود بیش ترین اثر را در ریشه کنی هلیکوباکترپیلوری نسبت به دو رژیم دیگر داشت. در نتیجه پیشنهاد می گردد این دارو به همراه رژیم های درمانی چهار دارویی جهت اثر بخشی بیش تر به بیماران تجویز گردد.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>امیرهوشنگ محمد علیزاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه سلول های دنریتیک کبد و طحال موش در القای پاسخ تکثیر لنفوسیتی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6783&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:16px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه&lt;/strong&gt;: سلول های دنریتیک در القاء پاسخ ایمنی سلولی نقش اساسی را ایفا می کنند. مطالعات نشان می دهد که در بافت های مختلف نوع پاسخ ایمنی متفاوت می باشد. این احتمال وجود دارد که توانایی سلول های دنریتیک در القاء پاسخ تکثیری در بافت های مختلف یکسان نباشد و ممکن است خصوصیت تولروژنیک ذاتی کبد نیز بخاطر عدم توانایی سلول های دنریتیک کبدی در القاء پاسخ ایمنی باشد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار&lt;/strong&gt;: در این مطالعه سلول های دنریتیک طحال (بافت لنفاوی) و کبد (بافت غیر لنفاوی) موش نرمال &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;C57BL/6&lt;/span&gt; با روش هضم آنزیمی و محیط گرادیان نایکودنز جدا و در محیط کشت با غلظت مناسبی از پپتنید میلین الیگودندروسیت گلیکوپروتئین 55-35 پالس گردید. حدود 6 ضربدر ده به توان 5 سلول دنریتیک کبدی و طحالی پالس شده به طور مجزا و به صورت زیر جلدی به کف پای هر موش تجویز گردید. به گروه های کنترل نیز سلول های دنریتیک پالس نشده تزریق شد. پس از گذشت 5 روز، سلول های تک هسته ای غدد لتفاوی ناحیه ای پشت زانویی موش های ایمونیزه جدا و میزان پاسخ تکثیری این سلول ها در حضور و عدم حضور پپتید &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;35-55MOG&lt;/span&gt;&amp;nbsp;ارزیابی گردید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتایج&lt;/strong&gt;: نتایج نشان داد که میزان پاسخ تکثیری در موش های ایمونیزه شده با سلول های دنریتیک کبدی یا طحالی پالس شده با پپتید &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;MOG35-55 &lt;/span&gt;&amp;nbsp;در مقایسه با گروه های کنترل مربوطه به طور قابل ملاحظه ای بیش تر بود&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(p&lt;0/004)&lt;/span&gt;. از طرفی تفاوت معنی داری در میزان تکثیر سلولی بیم موش های ایمونیزه شده با سلول های دنریتیک و طحال مشاهده نشد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: این یافته ها نشان می دهد که سلول های دنریتیک کبد و طحال به خوبی قادرند در محیط کشت با آنتی ژن پالس شده و پاسخ تکثیری مناسبی را القاء کنند. عدم تفاوت در توانایی سلول های دندریتیک کبد و طحال در القاء پاسخ تکثیری ممکن است مبین این موضوع باشد که نوع پاسخ در شرایط داخل بدن و خارج بدن متفاوت است و فاکتورهای ریز محیطی بافتی می توانند بر سرنوشت پاسخ ایمنی تاثیرگذار باشند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>قاسم مسیبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
