<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشگاه علوم پزشكي اراك </title>
<link>http://jams.arakmu.ac.ir</link>
<description>مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک - مقالات نشریه - سال 1385 جلد9 شماره2</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1385/3/11</pubDate>

					<item>
						<title> اثرات تابش امواج الکترومغناطیس ضعیف بر غدد تناسلی و باروری موش ماده </title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=234&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه:کاربرد وگسترش روز افزون وسایل و لوازم خانگی مولد میدان الکترومغناطیسی (یخچال،کامپیوتر، تلویزیون و… ) باعث توجه فراوان مراکز تحقیقاتی نظیر سازمان بهداشت جهانی به بررسی اثرات زیان بار آن بر سلامتی انسان شده است. در این مطالعه اثرات تابش امواج الکترومغناطیسی ضعیف بر غدد تناسلی و باروری موش ماده بررسی شده است. روش کار: در این پژوهش تجربی با طراحی یک سیستم مولد میدان الکترومغناطیسی با شدت 15 گاؤس به بررسی اثرات امواج مذکور بر غدد تناسلی و باروری موش ماده نژاد Balb/C پرداخته شده است. برای انجام کار موش های ماده باکره بالغ به مدت چهار روز و هر روز شش ساعت درسیستم مذکورتحت تاثیر امواج قرار داده شدند و تغییرات سطوح هورمونیFSH,LH، استرادیول و پروژسترون به روش رادیوایمنواسی بررسی و نیز به کمک مطالعات میکروسکوپی نوری و الکترونی گذاره، ساختار و فراساختار تخمدان ها و تعداد و انواع فولیکول های تخمدانی در موش های ماده تیماری و موش های ماده بالغ نسل اول، مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: یافته های حاصل نشان داد، میدان الکترومغناطیسی با شدت 15 گاؤس بر وزن و اندازه تخمدان ها در موش های ماده تیمار شده و فرزندان نسل اول تغییرات معنی دار ایجاد ننمود. لیکن مطالعه آماری تعداد فولیکول های تخمدانی افزایش معنی داری را در موش های ماده تیماری نشان داد(05/0p&lt;). بررسی میکروگراف های تهیه شده بیان گر هتروکروماتینی شدن شدید اووسیت ها و سلول های فولیکولر، افزایش پلی زوم و تجمع میتوکندری ها و شکاف دار شدن هسته ها بود. هم چنین کاهش مقادیر FSH,LH وکاهش درصد موفقیت جفت گیری از دیگر نتایج بود. نتیجه گیری: یافته های حاصل از این پژوهش بیان گر تاثیر گذاری میدان های الکترومغناطیسی برساختار غدد تناسلی، افزایش تعداد فولیکول های تخمدانی و تاثیر بر سیستم آندوکرین و نیز کاهش باروری می باشد </description>
						<author>جواد بهارآراء</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین اثر پایگاه توسعه تحقیقات بالینی بر روند پژوهش‌های بالینی دانشگاه علوم پزشکی اراک</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=235&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: تحقیقات صحیح و اصولی در ابعاد مختلف جامعه و از جمله علوم پزشکی می تواند راه گشای بسیاری از مشکلات باشد. به منظور آشنایی سیستماتیک اعضاء هیئت علمی با روش تحقیق و ایجاد توانایی و مهارت لازم جهت تدوین پورپوزال های کاربردی و اجرای صحیح پژوهش، پایگاه توسعه تحقیقات بالینی در دانشگاه علوم پزشکی اراک شکل گرفت. این بررسی به منظور تعیین تاثیر کار این پایگاه بر ارتقاء پژوهش بالینی دانشگاه صورت گرفته است. روش کار: این مطالعه HSR از نوع مداخله ای قبل و بعد بوده که جامعه آماری آن اعضاء هیئت علمی بالینی دانشگاه علوم پزشکی اراک می باشند. ابتدا اطلاعات موجود در خصوص دوره قبل ازمداخله به صورت کامل جمع آوری گردید ( دی 80 تا دی 82)، سپس مداخله به صورت ایجاد و تجهیز پایگاه تحقیقات بالینی در بزرگ ترین بیمارستان دانشگاهی شهر اراک، برگزاری کارگاه های سریال روش تحقیق، کنفرانس های پژوهشی، مشاوره های حضوری و آموزش طراحی بانک اطلاعات پژوهشی در طی دو سال ( دی 82 تا دی 84 ) انجام گرفت و نتایج این دوره دو ساله با دوره قبل از مداخله مقایسه گردید. نتایج: مقایسه وضعیت طرح های تحقیقاتی در دو دوره قبل و بعد از مداخله نشان می دهد که در دو سال قبل از مداخله از 38 طرح پیشنهادی 30 طرح و در دوره بعد از مداخله از 89 طرح پیشنهادی 76 طرح مصوب شده است. در این دو دوره به ترتیب 14 (6/46 درصد) و 50 (8/65 درصد) طرح تصویب شده بالینی بودند. در خصوص مقایسه طرح ها از لحاظ کیفی، به ترتیب 11 و 15 طرح HSR ، 2 و 22 کارآزمایی بالینی و 8 و 8 طرح توصیفی قبل و بعد از مداخله تصویب گردیده است. مجموع مقالات چاپ شده دردوره اول 45 و در دوره دوم 84 مورد می باشد. ارائه مقاله در کنگره ها داخلی و خارجی در کل به ترتیب 33 و 59 مورد می باشد که به ترتیب 25 و 51 مورد در کنگره های داخلی و 8 و 8 مورد در کنگره های خارجی در دو دوره ارائه شده است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده در این پژوهش به نظر می رسد، ایجاد پایگاه توسعه تحقیقات بالینی در این دانشگاه و دانشگاه های مشابه، با اجرای مداخلات مشابه با این تحقیق، بر روند تحقیقات بالینی آن دانشگاه تاثیر به سزایی خواهد داشت. </description>
						<author>علی چهرئی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تأثیر استفاده از ماسک حنجره ای به جای لوله تراشه بر زمان اقامت بیماران در ریکاوری</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=236&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: اقامت بیماران در ریکاوری دارای ریسک و عوارض خاص خود بوده و هزینه بر است. کاهش زمان ریکاوری می تواند ضمن بالا بردن ضریب اطمینان، هزینه های بیمارستانی را کاهش دهد. در این رابطه ماسک حنجره ای(LMA) وسیله ای جدید است که کاربرد روز افزونی در کنترل راه هوایی پیدا کرده و در این تحقیق اثر آن روی زمان ریکاوری بررسی می گردد. روش کار: در یک مطالعه بالینی دو سو کور شاهددار،62 بیمار در کلاس ASA І و ІІ، به طور تصادفی به دو گروه 31 نفری (ماسک حنجره ای و لوله تراشه) تقسیم شدند. داروهای مورد استفاده برای القا و نگهداری بیهوشی در تمام بیماران یکسان بود. بیماران مبتلا به عفونت های تنفسی فوقانی و نیز بیماران انتخاب شده جهت اعمال جراحی توراکس و بالای شکم وارد مطالعه نشدند. بیماران با زمان بیهوشی بالای یک ساعت و نیز زمان لوله گذاری بالای 30 ثانیه از مطالعه خارج شدند. زمان های بیهوشی و ریکاوری (بر حسب دقیقه) و نیز عوارض ریکاوری (بر اساس معیارهای مشخص و استاندارد) اندازه گیری و ثبت گردیدند. یافته ها با آزمون های مربع کای و من ویتنی یو آنالیز شدند. نتایج: براساس نتایج ثبت شده، بیماران دو گروه از نظر سن، جنس و میانگین زمان بیهوشی تفاوت معنی داری با یکدیگر نداشتند، اما میانگین زمان ریکاوری در گروه LMA برابر با 65/10 دقیقه و در گروه لوله تراشه برابر با 71/16 دقیقه بود که از نظر آماری معنی دار بود(007/0=p). در گروه LMA دو نفر (45/6 درصد) از بیماران و در گروه لوله تراشه 11نفر(48/35 درصد) از بیماران دچار عارضه شدند که به لحاظ آماری این اختلاف هم معنی دار است (004/0=p). بحث: ماسک حنجره ای زمان ریکاوری را در مقایسه با لوله تراشه کاهش می دهد. از سوی دیگر عوارض ریکاوری (استریدور، نگهداشتن تنفس، لارنگواسپاسم، افت اشباع اکسیژن خون شریانی) و شدت این عوارض هم در گروه ماسک حنجره ای به طور قابل توجهی از گروه لوله تراشه کمتر بوده است. لذا می توان به منظور کاهش زمان اقامت بیماران و نیز کاهش عوارض آنان در ریکاوری از ماسک حنجره ای به جای لوله تراشه استفاده نمود. </description>
						<author>محمد خلیلی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه مشکلات روانی مردان و زنان نابارور مراجعه کننده به درمانگاه ناباروری بیمارستان فاطمیه همدان در سال 1383</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=237&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: تجربه ناباروری که برخی آن را بحران ناباروری نام نهاده اند با استرس فیزیکی، اقتصادی، روان شناختی و اجتماعی همراه است که تمام جنبه های زندگی افراد را تحت تاثیر قرار می دهد. این رویداد، تنشی جدی در زندگی محسوب شده و ضربه روانی شدیدی را بر زوجین وارد می سازد. این مطالعه به منظور مقایسه مشکلات روانی مردان و زنان نابارور مراجعه کننده به درمانگاه ناباروری بیمارستان فاطمیه همدان در سال 1383 صورت گرفت. روش کار: این پژوهش از نوع تحلیلی- مقطعی است. که در آن 400 زوج نابارور (200 مرد و200 زن) به روش در دسترس از بین زوجین ( زوجی که تشخیص ناباروری برای او داده شده است) انتخاب شدند. اطلاعات لازم به وسیله پرسش نامه اطلاعات دموگرافیک و پرسش نامه SCL90 در قالب یک مصاحبه فردی با جلب همکاری و اعتماد آزمودنی جمع آوری گردید. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آمار توصیفی و آزمون تی مستقل تجزیه و تحلیل شد. نتایج: نتایج نشان داد که زنان نابارور اختلال روانی شدیدتری را نسبت به مردان نابارور تجربه می کنند. هم چنین با 05/0p&lt; ، زنان نابارور در 9 مقوله SCL90 از جمله افسردگی، اضطراب، ترس، جسمی سازی، حساسیت بین فردی، خصومت، افکار پارانوئید و سایکوتیک تفاوت معنی داری را نسبت به مردان نابارور نشان دادند. نتیجه گیری: می توان گفت زنان استرس بیشتری را در زندگی شخصی، اجتماعی و جنسی خود تجربه کرده و زنان از پدیده ناباروری تاثیر پذیر تر بودند که می تواند به دلیل مسائل فرهنگی، یا آسیب پذیری روانی بیشتر آنها و یا شکل خاص تعاملات اجتماعی حاکم باشد. </description>
						<author>عفت صادقیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثر سابقه سل بر ناباروری زنانه در مراجعه کنندگان به مرکز درمان ناباروری رویان</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=238&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: نوع عامل ایجاد کننده ناباروری خصوصاً ناباروری در زن می تواند بر نتایج درمان و شانس موفقیت آن در ایجاد باروری موثر باشد. هدف از این مطالعه بررسی رابطه وجود سابقه سل با ناباروری زنانه و اندازه اثر این عامل بر ناباروری زنانه است. روش اجرا: مطالعه حاضر یک مطالعه مورد شاهدی است که در آن گروه مورد زنان مراجعه کننده به مرکز رویان که تشخیص ناباروری زنانه برای آنها داده شده و گروه شاهد زنان مراجعه کننده به همان مرکز که علت ناباروری آنها ناباروی شوهران آنها بوده است، می باشند. ارتباط عوامل مختلف با استفاده از مدل رگرسیون لجستیک آزمون شد و میزان خطر منتسب نیز تخمین زده شد. نتایج: برای انجام کار تعداد 308 نفر به عنوان مورد و 314 نفر به عنوان شاهد که واجد شرایط ورود به مطالعه بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. با به دست آوردن نسبت شانس (OR) و حدود اطمینان 95 درصد آن مشخص می شود بین وجود سابقه سل و ابتلا به ناباروری زنانه رابطه مستقیم وجود دارد (91/29-01/1 CI: 95% ، 7/4=OR). هم چنین مقدار AR برای عامل سل 04/0±023/0 به دست آمد. نتیجه گیری: با در نظر گرفتن نتایج فوق به نظر می رسد در صورت پیش گیری از ایجاد سل در جامعه تحت مطالعه، به توان به میزان حدود 2 درصد از ایجاد ناباروری زنانه پیش گیری نمود. </description>
						<author>بابک عشرتی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تغییرات سدیم ادراری و فشار خون پس از کاشت ضربان سازهای دائمی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=239&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: ضربان سازهای دائمی در درمان گروهی از بلوک های درجه دوم و سوم به کار می روند. بر اساس نتایج مطالعات قبلی، تغییرات همودینامیک ناشی از نصب ضربان سازها به اثبات رسیده است. در این مطالعه سعی بر آن بوده که این تغییرات همودینامیک از منظر دیگری به صورت اندازه گیری سطح سدیم ادراری و فشار خون مورد بررسی قرار گیرند. روش کار: 30 بیمار که طی سه سال جهت گذاشتن ضربان ساز دائمی برای اولین بار در مرکز قلب تهران بستری شده بودند (شامل 12 زن با میانگین سنی 92/62 سال و 18 مرد با میانگین سنی 07/60 سال) از نظر سطح سدیم ادراری، وزن مخصوص ادرار، فشار خون، سدیم و پتاسیم خون، قبل و بعد از نصب ضربان ساز تحت بررسی قرار گرفتند. اطلاعات مزبور با استفاده از آزمون های تی زوجی و کااسکوئر، تجزیه و تحلیل شد. نتایج: میزان فشار خون سیستولی پیش از نصب ضربان ساز 50/136 میلی متر جیوه و پس از آن 60/120 میلی متر جیوه بود که کاهش آن معنی دار بود(001/0 p&lt;). هم چنین سطح سدیم ادراری پس از نصب ضربان ساز افزایش قابل ملاحظه ای یافت (45/83 میلی اکی والان در لیتر پیش از نصب ضربان ساز و 61/106 میلی اکی والان در لیتر پس از نصب ضربان ساز)(018/0=p). نتیجه گیری: این مطالعه نیز یافته های مطالعات قبلی را که حاکی از تغییرات همودینامیک به صورت کاهش فشارخون و افزایش نوروپپتیدها پس از نصب ضربان سازهای دائمی هستند، تائید می کند. </description>
						<author>علی کاظمی سعید</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه اثر تجویز خوراکی مورفین برتکوین عقده‌های قاعده‌ای در جنین رت</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=240&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: تحقیقات نشان داده است که مصرف مورفین قبل از تولد می تواند در نوزادان رت منجر به بروز وابستگی دارویی و عوارض رفتاری گردد. در این تحقیق به بررسی اثر مصرف مورفین توسط مادر بر تکوین جنینی عقده های قاعده ای در رت پرداخته شده است. روش کار : در این مطالعه تجربی 36 رت ماده با میانگین وزنی 300-250 گرم به صورت تصادفی انتخاب و پس از باروری، به شش گروه 12روزه کنترل ومورفینی،14روزه کنترل ومورفینی و17روزه کنترل ومورفینی تقسیم شدند. گروه های مورفینی، مورفین را بادوز 01/0میلی گرم در میلی لیتر در آب آشامیدنی (20میلی لیتر آب برای هر رت) دریافت کردند. در روزهای12،14و17 بارداری رت های آبستن با استفاده ازکلروفرم بیهوش و جنین ها از رحم خارج گردید. وزن و طول فرق سری- نشیمنگاهی آنها اندازه گیری وفیکس شدند. بعد از مراحل پردازش بافتی، برش های 5 میکرونی تهیه و با روش H&amp;E رنگ آمیزی انجام شد. برای اندازه گیری رشد عقده های قاعده ای، برش های رنگ شده به کمک نرم افزار موتیک مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج: کاهش وزن و طول جنین هایی که مادرشان مورفین دریافت کرده بودند نسبت به گروه کنترل درروزهای 12و14 معنی دار بود. هم چنین مشاهده شد که مصرف روزانه مورفین تکوین عقده های قاعده ای را در روزهای12، 14و17 به تأخیر می اندازد. نتیجه گیری: از این مشاهدات نتیجه گیری می شود که مصرف مورفین در دوران بارداری باعث بروز نقص هایی درتکوین عقده های قاعده ای جنین می گردد. </description>
						<author>ملک سلیمانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین اثر پیش داروی کلونیدین بر میزان الکترولیت‌های خون و ادرار و برون ده ادراری</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=241&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: کلونیدین به عنوان پیش داروی بیهوشی, به دلیل تأثیر در کاهش نیاز به داروهای بیهوشی و آرام بخشی از اهمیت خاصی برخوردار است. اما به دلیل تأثیر آن برهمودینامیک و الکترولیت های بدن و اهمیت آن در بیهوشی, بر آن شدیم تا با انجام مطالعه ای این عوارض را بررسی نماییم. روش کار: این پژوهش یک کارآزمایی بالینی تصادفی و دو سویه کور است که بر روی 106 بیمار40 – 20 ساله با ASA کلاس I و II تحت عمل جراحی انتخابی با بیهوشی عمومی انجام گرفته است. بیماران به دو گروه مساوی تقسیم شدند. 90 دقیقه قبل از القا بیهوشی، به گروه مورد قرص کلونیدین 5 میکروگرم بر کیلوگرم و به گروه شاهد دارونما داده شد. نمونه خون قبل از تجویز دارو و چهار ساعت پس از آن گرفته شد. ادرار 24 ساعته آنها نیز جمع آوری و حجم و میزان سدیم و پتاسیم دفعی اندازه گیری شد. تحلیل آماری با استفاده از جداول و نمودارهای توزیع فراوانی و آزمون تی مستقل انجام شد. نتایج: میانگین سدیم و پتاسیم خون قبل و بعد از دریافت دارو بین دو گروه مورد و شاهد تفاوت معنی داری نداشت. اما میانگین سدیم ادرار 24 ساعته در گروه مورد به طور معنی داری بیشتر بود( 022/0 =p). میانگین پتاسیم ادرار 24 ساعته نیز در گروه مورد بیشتر بود( 003/0 = p) هم چنین حجم ادرار 24 ساعته نیز در گروه مورد بیشتر بود(008/0 =p). نتیجه گیری: گر چه میزان دفع ادراری سدیم و پتاسیم و حجم ادرار با تجویز کلونیدین افزایش می یابد ولی غلظت خونی این دو الکترولیت تغییر قابل توجهی پیدا نمی کند. </description>
						<author>بیژن یزدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تأثیر هیدروکلروتیازید بر جلوگیری از عفونت ادراری مکرر در کودکان دختر مبتلا به هیپرکلسیوری ایدیوپاتیک </title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=242&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: هیپرکلسیوری ایدیوپاتیک به عنوان یک اختلال شایع، در دوران کودکی شناخته شده است و عامل مهم و شایع در تشکیل سنگ کلیه می باشد. عفونت ادراری مکرر به عنوان تظاهر بالینی هیپرکلسیوری است. با توجه به این که هیدروکلروتیازید داروی مؤثری در درمان هیپرکلسیوری است این مطالعه با هدف بررسی اثر بخشی مصرف هیدروکلروتیازید در کنترل عفونت ادراری مکرر دختران مبتلا به هیپرکلسیوری ایدیوپاتیک طراحی گردید. روش کار: این مطالعه یک کار آزمایی بالینی تصادفی یک سوکور می باشد که بر روی 100 دختر 1 تا 12 ساله مبتلا به هیپرکلسیوری ایدیوپاتیک که با حداقل 2 عفونت ادراری در سال به بیمارستان های امیرکبیر و ولیعصر (عج) اراک مراجعه نموده بودند، انجام شد. بیماران به طور تصادفی ساده به دو گروه درمانی (هر گروه50 نفر) تقسیم شدند. به گروه اول آموزش های لازم از نظر مصرف مایعات فراوان، دفع ادرار هر 2 ساعت، مصرف کم نمک، شستشوی منطقه تناسلی از جلو به عقب، پوشیدن شلوار نخی گشاد و دفع کامل ادرار داده شد. گروه دوم علاوه بر آموزش های لازم، تحت درمان با داروی هیدروکلروتیازید به میزان یک میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن در روز به صورت دوز واحد صبحگاهی قرار گرفتند. سپس عود عفونت ادراری در دو گروه با استفاده از آزمون تی دانش آموزی مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج: کلیه بیمارانی که تحت درمان با هیدروکلروتیازید قرار گرفتند، نرموکلسیوریک شدند. در هر گروه شیوع عدم عود عفونت ادراری 34 درصد (17 نفر) بود که تفاوت آماری معنی داری نداشتند. نتیجه گیری: نتایج حاصل از این مطالعه، وجود تأثیر درمان هیپرکلسیوری در پیش گیری از عفونت را رد نمود. لذا مسأله ارتباط این دو و تصمیم گیری های درمانی مربوطه نیاز به بررسی های دقیق تر، با هدف حذف فاکتورهای مخدوش کننده دارد. </description>
						<author>پارسا یوسفی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>گزارش یک مورد گلومرولونفریت فوکال سگمنتال ناشی از دی پنی سیلامین در یک بیمار مبتلا به اسکلرودرمی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=243&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: استفاده درمانی از دی پنی سیلامین همراه با عوارض گوناگونی می باشد. شایع ترین عارضه آن، پروتئینوری ناشی از دی پنی سیلامین است که اغلب ناشی از گلومرولوپاتی از نوع مامبرانو می باشد. در این مقاله یک مورد گلومرولونفریت نوکال سگمنتال ناشی از دی پنی سیلامین در یک بیمار مبتلا به اسکرودرمی گزارش شده است. مورد: در این مقاله به شرح بیماری پرداخته شده است که به مدت 18 ماه تحت درمان با دی پنی سیلامین بود و به علت درگیری کلیوی از نوع FSGN دچار پروتئینوری در حد سندرم نفروتیک شد. یک ماه پس از قطع درمان و بدون هیچ درمان اضافی دیگر، پروتئینوری بیمار بر طرف شد. بیمار نام برده هیچ علامتی به نفع بحران کلیوی ناشی از اسکلرودرمی نداشت. نتیجه گیری: در این مورد خاص دی پنی سیلامین مسئول ایجاد گلومرولونفریت فوکال و سگمنتال کلیه بیمار بوده است. لازم به ذکر است که تاکنون این نوع پاتولوژیک درگیری کلیوی به دنبال درمان با دی پنی سیلامین گزارش نشده است. </description>
						<author>صهبا چهرئی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
