<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشگاه علوم پزشكي اراك </title>
<link>http://jams.arakmu.ac.ir</link>
<description>مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک - مقالات نشریه - سال 1387 جلد11 شماره2</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1387/3/12</pubDate>

					<item>
						<title>مقایسه آلرژی زایی گرده‌های بالغ و نابالغ گیاه بومادران در خوکچه هندی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=213&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: دانه های گرده، گامتوفیت های نر گیاهان گلدار هستند که با دخالت خود در لقاح، نقش بنیادی در باروری گیاهان، ازدیاد محصول و بهبود کیفی آن دارند. گرده ها از عوامل مهم آلرژی زای گیاهی هستند و حدود 80 تا 90 درصد از آلرژن های گیاهی خاستگاه گرده ای دارند. گیاه بومادران از گیاهان دارای کاربردهای دارویی است که در مناطق مختلف کشور می روید و مورد استفاده می باشد. پژوهش حاضر به منظور کسب آگاهی های علمی در مورد آلرژی زایی دانه های گرده این گیاه در مراحل تکوین گرده ها، و مقایسه آلرژی زایی دانه های گرده نا بالغ و بالغ آنها انجام شده است. روش کار: در این پژوهش تجربی (آزمایشگاهی) ابتدا دانه های گرده گیاه بومادران در مراحل مختلف تکوین گل ها از مناطق اطراف شهر اصفهان جمع آوری شدند. بررسی مقایسه ای ویژگی های گرده شناختی دانه های گرده به کمک میکروسکوپ های نوری و الکترونی و با استفاده از روش های شفاف سازی و نیز استولیز گرده ها انجام شد. فراساختار اسپورودرم و ویژگی های ریختی تکمیلی گرده ها به کمک میکروسکوپ های الکترونی نگاره بررسی شد. عصاره های گرده ای با استفاده از بافر فسفات نمکی در 4/7 PH: تهیه شدند. آزمون های آلرژی زایی بر روی خوکچه های هندی نر نژاد هارتلی با وزن تقریبی 500-350 گرم و سن 4 تا 6 هفته انجام شد و الکتروفورز پروتئین ها بر روی ژل پلی آکریل آمید 12 درصد صورت گرفت. در تحلیل اطلاعات از آنالیز واریانس یک عاملی و آزمون دانکن استفاده شد. نتایج: تصاویر گرفته شده توسط میکروسکوپ های نوری و الکترونی، گرده ها را از نوع بیضی –کروی، دو شیاری با اگزینی دارای آراستار خاردار نشان دادند. در آزمون های پوستی برروی خوکچه های هندی تحت تیمار با عصاره های گرده ای، قطر تورم افزایش قابل ملاحظه ای را نسبت به نمونه های شاهد نشان داد. هم چنین درآزمون های کلینیکی با بررسی تعداد ائوزینوفیل ها، نوتروفیل ها و میزان ایمونوگلوبولین E در خوکچه های هندی تحت تیمار با عصاره های گرده ای، تغییرات معنی داری نسبت به نمونه های شاهد وجود داشت. در نیمرخ های الکترو فورزی پروتئین ها، در گرده های نابالغ، حدود 5 باند پروتئینی کم رنگ تر در محدوده 4/14 تا 45 کیلو دالتون و در گرده های بالغ، حدود 6 باند پروتئینی مشخص تر در محدوده 4/14 تا 66 کیلو دالتون دیده شد. نتیجه گیری: مجموعه نتایج این پژوهش، تغییرات ریخت شناسی گرده های نابالغ از حالت بیضی به حالت کروی در گرده های بالغ، افزایش نسبی تراکم و بلندی خارهای سطح اگزین، تغییرات کمی و کیفی پروتئین های محلول دانه های گرده نابالغ و بالغ و نیز تفاوت در شدت آلرژی زایی آنها را نشان می دهد. </description>
						<author>لیلا امجد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تأثیر ضد عفونی کردن سوند و مئای ادراری با پماد پویدون آیوداین 10درصد بر میزان بروز باکتریوری در مردان بستری در بخش داخلی اعصاب</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=214&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: عفونت ادراری یکی از شایع ترین عفونت های بیمارستانی است که غالباً پس از وسیله گذاری در مجرای ادرار و عموماً پس از سوندگذاری ایجاد می گردد. این پژوهش به منظور بررسی تأثیر ضد عفونی سوند و مئای ادراری بر میزان بروز باکتریوری در بیماران بستری در بخش داخلی اعصاب بیمارستان شهدای تجریش انجام شد. روش کار: .پژوهش حاضر یک کارآزمایی بالینی است. تعداد 70 بیمار سوندگذاری شده مبتلا به سکته مغزی که عفونت ادراری نداشتند، به روش نمونه گیری در دسترس، انتخاب شدند (گروه مداخله=35 مورد، گروه شاهد=35 مورد). در گروه مداخله روزانه یک بار ناحیه مئای ادراری، محل اتصال سوند به لوله کیسه ادرار و دو بار در روز محل پیچ تخلیه ادرار با پماد پویدون آیوداین 10 درصد ضد عفونی می گردید. در گروه شاهد محل های مذکور توسط سرم نرمال سالین شستشو می شد. سپس از هر دو گروه مورد و شاهد روز دوم، پنجم، هشتم، یازدهم و چهاردهم یک نمونه ادراری جهت کشت به آزمایشگاه فرستاده می شد. حداکثر زمان مطالعه 14 روز بود. نتایج : میزان بروز باکتریوری در گروه مداخله و شاهد به ترتیب20 و 9/42 درصد بود. خطر نسبی بروز باکتریوری 14/2 بود ( 14/2 = RR ). در بیماران مبتلا به باکتریوری در گروه مداخله و شاهد به ترتیب در7/85 و 6/86 درصد موارد پیوری و در 6/28 و3/33 درصد موارد علائم بالینی عفونت ادراری دیده شد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد استفاده از پماد پویدون آیوداین 10 درصد جهت ضدعفونی کردن محل اتصال سوند به لوله کیسه ادرار، محل پیچ تخلیه ادرار سوند و مئای ادراری باعث کاهش میزان باکتریوری در مردان می شود. </description>
						<author>کوروش باسامی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر میدان الکترومغناطیسی با فرکانس بسیار پایین(50 هرتز) بر القای آسیب های کروموزومی در اریتروسیت های مغز استخوان موش نر کوچک آزمایشگاهی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=215&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: کاربرد روزافزون دستگاه های مولد امواج الکترومغناطیس در زندگی روزمره باعث نگرانی های بسیاری در ارتباط با اثرات این امواج بر سلامت انسان شده است. در پژوهش حاضر اثر تابش امواج الکترومغناطیس با فرکانس بسیار پایین بر القای آسیب های کروموزومی در اریتروسیت های مغز استخوان موش نر نژاد بالب سی بررسی شده است. روش کار: این مطالعه از نوع تجربی است که در آن برای انجام تجربیات از سیستم آزمایشگاهی مولد میدان الکترومغناطیس با فرکانس بسیار پائین (50 هرتز) استفاده شد. موش های نر 5 هفته ای در سه گروه کنترل، شاهد آزمایشگاهی و تجربی تقسیم بندی شدند. موش های گروه تجربی به مدت 4 روز و هر روز 12 ساعت در معرض تابش دهی امواج الکترومغناطیس با فرکانس 50 هرتز و شدت 50 گاؤس قرار داده شدند. پس از انجام تیمار، آسیب های کروموزومی با استفاده از آزمون میکرونوکلئوس در اریتروسیت های پلی کروماتیک بررسی شد. داده های کمی حاصل با استفاده از آزمون تی و من ویتنی در سطح 05/0p&lt; تحلیل شد. نتایج: یافته های این پژوهش نشان داد که فراوانی اریتروسیت های پلی کروماتیک میکرونوکلئوس دار در موش های نر تیمار شده با امواج الکترومغناطیس با فرکانس بسیار پائین (589/1±35/14) در مقایسه با گروه شاهد آزمایشگاهی(049/1±958/8) و کنترل (768/0±65/7) افزایش معنی دار یافته است(05/0p&lt;). نتیجه گیری: میدان الکترومغناطیس با فرکانس بسیار پایین باعث القای آسیب های کروموزومی در اریتروسیت های پلی کروماتیک مغز استخوان موش نر نژاد بالب سی می شود. </description>
						<author>جواد بهارآراء</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی فرضیه منحنی شکل ارتباط کیفیت زندگی و کنترل قند در بیماران دیابتیک</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=216&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: کیفیت زندگی اکنون به عنوان یک مفهوم با اهمیت در تحقیقات پزشکی مطرح می باشد. برخی تحقیقات یک ارتباط منحنی بین کیفیت زندگی و کنترل قند مطرح نموده اند. در حالی که سایر تحقیقات چنین ارتباطی را نشان نمی دهند. هدف این مطالعه ارزیابی ارتباط بین ابعاد مختلف کیفیت زندگی و بررسی این فرضیه در بیماران دیابتیک می باشد. روش کار: 110 بیمار مبتلا به دیابت نوع II به روش نمونه گیری آسان انتخاب شدند. پرسش نامه 26 WHOQOL-BREF جهت اندازه گیری کیفیت زندگی و آزمون HbA1c به عنوان معیار کنترل قند خون مشخص گردیدند. بیماران در سه گروه کنترل مطلوب، بینابینی و ضعیف دسته بندی شدند. برای آنالیز داده ها از آنالیز واریانس یک طرفه، آزمون Post Hoc، کای دو من ویتنی و همبستگی استفاده شد. نتایج: همبستگی معنی داری بین شاخص توده بدنی و کنترل قند، بعد جسمانی و اجتماعی، بعد جسمانی و محیطی، بعد روانی و محیطی، بعد اجتماعی و روانی دیده شد. هیچ گونه تفاوت معنی داری بین میانگین های ابعاد مختلف پرسش نامه کیفیت زندگی نسبت به تغییرات سطح HbA1c دیده نشد ولی ارتباط بر اساس میانگین هر بعد نسبت به کنترل قند نشان داد که بعد روانی، محیطی و اجتماعی بهتر، در افرادی دیده می شود که در کنترل بینابینی قند قرار دارند ولی در کل کیفیت زندگی، این مسئله کاملا معکوس می باشد. میانگین بعد جسمانی با افزایش میزان HbA1c کاهش یافته و دارای سیر نزولی می باشد. هیچ گونه همبستگی بین سایر ابعاد کیفیت زندگی و وضعیت کنترل قند خون در بیماران دیده نشد. نتیجه گیری: در این مطالعه، کیفیت زندگی بالاتر در رابطه با سطح بینابینی کنترل قند خون بین ابعاد اجتماعی، روانی، و محیط مشاهده شد ولی بعد جسمانی با بدتر شدن وضعیت کنترل قند بیماران کاهش می یابد. با نگاهی به امتیاز کل کیفیت زندگی بیماران مشاهده می شود که کمترین میزان کیفیت زندگی در بیمارانی وجود دارد که در کنترل بینابینی قند قرار گرفته اند که این مسئله با فرضیه منحنی شکل کاملا در تضاد می باشد . </description>
						<author>فضل الله غفرانی پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه اثر مصرف متناوب دیازپام با مصرف مداوم فنوباربیتال در پیشگیری از عود تب و تشنج</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=217&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: علیرغم این که اکثر کودکان مبتلا به تب و تشنج پیش آگهی خوبی دارند، والدین همواره از عود تب و تشنج نگران می باشند. با توجه به اختلاف نظرهای محققین، لازمه انتخاب نوع درمان و پیش گیری، دانستن دقیق اثرات و عواقب کوتاه مدت و دراز مدت داروها می باشد. در این مطالعه اثر دیازپام متناوب و فنوبار بنتال مداوم در پیش گیری از عود تب و تشنج مقایسه گردیده است. روش کار: در این مطالعه کارآزمایی بالینی 100 بیمار مبتلا به تب و تشنج تحت درمان با دیازپام متناوب به میزان 1 میلی گرم بر کیلوگرم روزانه سه بار در روز در مدت تب با 100 بیمار تحت درمان فنوباربیتال روزانه به میزان 5-3 میلی گرم بر کیلوگرم روزانه دو بار در روز از نظر میزان عود تب و تشنج و عوارض دارویی با هم مقایسه گردیدند. این اطلاعات توسط آزمون های کای دو و تی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج: بیماران به مدت میانگین 19 ماه پی گیری شدند که در این مدت در هر دو گروه 14 درصد بیماران دچار عود تشنج شدند. در گروه فنوباربیتال 74 درصد و در گروه دیازپام 26 درصد عوارض دارویی دیده شد(0001/0=p). میانگین حملات تب در سال در گروه فنوبار بنتال 4/1±2/3 و در گروه دیازپام 1/1±0/3 بود(48/0=p) که اختلاف معنی داری نداشت. نتیجه گیری: دیازپام خوراکی هنگام تب مانند فنوباربیتال در پیش گیری از عود تب وتشنج موثر است و نسبت به فنوباربیتال عوارض کمتری دارد. </description>
						<author>فاطمه دره</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین ارتباط بین وقوع پره اکلامپسی و میزان سهم مصرفی میوه و سبزی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=218&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: پره اکلامپسی یکی از سه علت عمده مرگ و میر مادران می باشد که محققان در مطالعات متعدد در صدد یافتن راه حلی برای پیش گیری از آن بوده اند. محققان بر این باورند که استفاده صحیح از مواد غذایی می تواند یکی از راه حل ها باشد. در چندین سال گذشته، اثر اجزا مختلف میوه و سبزی بر پیش گیری از پره اکلامپسی بررسی شده است، اما هنوز این سوال مطرح می باشد که مصرف چند سهم میوه وسبزی می تواند تاثیر پیش گیری کننده داشته باشد؟ محققین در این مطالعه در صدد یافتن پاسخ این سوال بوده اند. روش کار: این مطالعه مورد– شاهدی بر روی خانم های باردار مراجعه کننده به بیمارستان آیت ا... طالقانی شهر اراک انجام گرفت. روش نمونه گیری به این صورت بود که کلیه خانم های مبتلا به پره اکلامپسی بستری شده دارای شرایط ورود به مطالعه، وارد مطالعه شدند تا تعداد نمونه به 35 نفر رسید. هم چنین در همین مدت از بین خانم های باردار سالم واجد شرایط، تعداد 70 نفر به صورت تصادفی به عنوان گروه شاهد انتخاب شدند. دو گروه به صورت گروهی هم سان سازی شدند ابزار ارزشیابی، پرسش نامه ای بود که از طریق مصاحبه تکمیل گردید. پرسش نامه شامل دو قسمت اطلاعات دموگرافیک و اطلاعاتی در رابطه با میزان مصرف میوه و سبزی، بود. از هر خانم اطلاعات غذاهای مصرف شده در طی سه ماه قبل از بارداری و سه ماهه دوم بارداری پرسیده شده و میزان سهم میوه و سبزی در هفته استخراج شد و بین دو گروه مقایسه گردید. در تحلیل داده ها از آزمون های من ویتنی یو، لون، کی اس و کای دو استفاده گردید. نتایج: میانگین میزان میوه و سبزی مصرفی در سه ماهه قبل از بارداری در گروه مبتلا به پره اکلامپسی 16/1± 69/7 سهم در هفته و در گروه سالم 87/1±43/12 سهم در هفته به دست آمد که اختلاف معنی دار آماری بین دو گروه وجود داشت(029/0 p=). این میانگین در سه ماهه دوم بارداری در گروه مبتلا به پره اکلامپسی 60/1±03/11 سهم در هفته و در گروه سالم 98/0±95/13 سهم در هفته بود که بین دو گروه بار 03/0 p= ، اختلاف معنی دار آماری دیده شد. فراوانی نسبی پره اکلامپسی در گروهی که قبل از حاملگی کمتر از 25 درصد مصرف میوه و سبزی (کمتر از 5 سهم در هفته) داشتند بیشتر از گروهی بود که در بالای این درصد قرار داشتند(24/7،70/1 : CI 95% ، 32/2=OR ، 05/0= p) هم چنین این تفاوت به طور معنی داری در سه ماهه دوم (26/4،54/1 : CI 95% ،57/2=OR ، 031/0 p&lt;) نیز مشاهده شد، به طوری که افرادی که کمتر از 8 سهم در هفته میوه و سبزی مصرف کرده بودند بیشتر به پره اکلامپسی مبتلا شده بودند. نتیجه گیری: از نتایج این مطالعه می توان این گونه نتیجه گیری کرد که به نظر می رسد مصرف بیشتر میوه وسبزی، با کاهش احتمال ابتلا به پره اکلامپسی ارتباط دارد. بنابراین پیشنهاد می شود که گروه های در معرض خطر مشخص شده و به آن ها در رابطه با مصرف بیشتر میوه و سبزی های تازه آموزش داده شود. </description>
						<author>نسرین روزبهانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تأثیر جراحی کاتاراکت به روش فیکوسکشن با برش فراون در کاهش آستیگماتیسم قرنیه‌ای </title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=219&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: کاتاراکت کدورتی است که در لایه های مختلف تشکیل دهنده لنز ایجاد می شود و به انسداد یا پراکندگی شعاع های نورانی منجر می گردد. لزوم درمان جراحی برای کاتاراکت و همراهی بالای آن با آستیگماتیسم قرنیه ای ما را بر آن داشت تا با اتخاذ شیوه جدید در برش و نوع جراحی کاتاراکت، تغییرات آستیگماتیسم قرنیه ای بعد از عمل را در این بیماران بسنجیم و به نتایج کاربردی در این زمینه برسیم. روش کار: این مطالعه یک مطالعه مداخله ای است که بر روی 58 بیمار (73 چشم مورد مطالعه) مراجعه کننده به درمانگاه شماره دو بیمارستان امیرکبیر اراک انجام شده است . این بیماران به روش فیکوسکشن با تانل اسکلرا تحت عمل جراحی کاتاراکت قرار گرفتندکه در برش 7 میلی متری فراون (frown) روی اسکلرا از بخیه استفاده نشد. این بیماران در چهار نوبت قبل از عمل، یک هفته، یک ماه و سه ماه بعد از عمل جراحی، کراتومتری شدند. در تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تی مستقل و تی زوجی استفاده شد. نتایج: در این مطالعه، سن، جنس، چشم راست یا چپ در میزان آستیگماتیسم ایجاد شده، بی تأثیر بودند. براساس نتایج به دست آمده از تحلیل داده ها، میانگین آستیگماتیسم قبل از عمل جــراحی، 1 هفته، 1 ماه و 3 ماه بعد از عمل جراحی به ترتیب 87/084/0، 88/027/0، 82/006/0 و 85/003/0- دیوپتر بود. قبــل از عمل 80 درصد بیماران آستیگماتیسم کمتر از 1 دیوپتر داشتند که به عدد 94 درصد در سه ماه بعد از عمل افـزایش پیدا کرد. در 89 درصد موارد تغییر نهایی آستیگماتیسم کمتر از 1 دیوپتر بوده است. اطلاعات به دست آمده نشان داد که اختلاف معنی داری در میانگین آستیگماتیسم قبل از عمل با یک هفته، یک ماه و سه ماه بعد از عمل وجود دارد(0001/0 =p). نتیجه گیری: در نهایت مطالعه حاضر نشان داد که جراحی بدون بخیه فیکوسکشن با برش فراون می تواند باعث کاهش میزان آستیگماتیسم قرنیه ای قبل از عمل در بیماران شود. گرچه به دلیل القای آستیگماتیسم کنترل شده و ناچیز می توان از این روش در کلیه بیماران کاتاراکت سود جست. </description>
						<author>احمد سروریان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین اثر داروی کتامین خوراکی به عنوان درمان کمکی بیماران مبتلا به رنال کولیک</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=220&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: داروی کتامین خوراکی به عنوان یک ضد درد کم عارضه نسبت به مخدرها، در سندرم های مختلف مورد استفاده قرار گرفته است ولی تأثیر آن در درمان رنال کولیک بررسی نشده است. این مطالعه جهت بررسی این موضوع طرح ریزی شد. روش کار: دراین کارآزمایی بالینی 104 بیمار مبتلا به رنال کولیک بستری در بخش اورژانس به روش بلوک بندی تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. گروه B پتیدین(1 میلی گرم بر کیلوگرم تا حداکثر 100 میلی گرم) و دارونما و گروه A پتیدین با همان دوز و کتامین (5/0 میلی گرم بر کیلوگرم) دریافت نمودند. بیماران از نظر شدت درد بر اساس چارت VAS، شدت تهوع براساس مقیاس 3-0 و تعداد دفعات استفراغ در ساعت 1 , 2 و 3 پس از دریافت دارو مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات توسط آزمون آماری تی مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. نتایج: میانگین میزان درد در گروه کتامین در کلیه ساعات و میانگین شدت تهوع در ساعات اول و سوم در گروه کتامین نسبت به گروه پلاسبو کاهش معنی دار داشت(05/0 p&lt;) تعداد دفعـــات استفراغ نیز در گروه کتامین به میزان معنی داری کمتر از گروه دیگر بود (05/0 p&lt;). در گروه دریافت کننده کتامین فقط در یکی از بیماران عارضه خفیف به صورت علائم سایکوتومیمتیک تظاهر نمود. نتیجه گیری: با توجه به تأثیر قابل ملاحظه کتامین در کاهش درد، تهوع و استفراغ بیماران و عدم عارضه جانبی می توان از این دارو به عنوان درمان کمکی در بیماران مبتلا به رنال کولیک و در جهت کاهش میزان مصرف داروی مخدر مصرفی استفاده کرد. </description>
						<author>علی سیروس</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه اثرات چای سیاه و چای سبز بر رشد و تشکیل بیوفیلم در میکروارگانیسم های خانوادۀ انتروباکتریاسه</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=221&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: برگ سبز چای (L Camellia sinensis) حاوی ترکیبات پلی فنلی با اثرات ضد میکربی می باشد. از آنجا که چای از نوشیدنی های بسیار پرطرفدار در ایران می باشد لذا تاثیر آن بر تشکیل بیوفیلم و کلونیزه شدن عوامل ایجاد عفونت های روده ای و عفونت های فرصت طلب بیمارستانی اهمیت زیادی دارد. هم چنین با جدا کردن ترکیبات بازدارندۀ تشکیل بیوفیلم می توان از آنها به عنوان نگهدارندۀ مواد غذایی در صنایع استفاده نمود. در این پژوهش اثر ممانعت کنندگی عصاره های چای سیاه و سبز از تشکیل بیوفیلم، در 5 باکتری از خانوادۀ انتروباکتریاسه شامل اشریشیا کلی انتروپاتوژن، سالمونلا انتریکا سرووار تایفی موریوم، کلبسیلا نومونیه، پروتئوس میرابیلیس و شیگلا فلکسنری سنجیده شد و با هم مقایسه گردید. روش کار: در این مطالعه تجربی پس از عصاره گیری نمونه ها توسط عصاره گیر Soxhlet با استفاده از حلال متانول 50 درصد و جدا نمودن مجدد در فاز اتیل استات، عصاره ها پس از استریل شدن توسط فیلتر 44/0 میکرون تا زمان استفاده در یک فانل استریل در 4 درجۀ سانتی گراد نگهداری شدند. از روش انتشار چاهک (طبق روش کربی بائر) برای محاسبۀ حداقل غلظت بازدارندگی و از روش تهیۀ رقت در محیط مایع برای بررسی تشکیل بیوفیلم در کشت های تیمار شده با غلظت های مختلف عصاره ها استفاده شد. ارزیابی تشکیل بیوفیلم با نمونه برداری از جدار ارلن مایر حاوی محیط های تیمار شده و کشت آن روی تریپتیکاز سوی آگار و شمارش کلنی ها و سپس مقایسه آن با کشت های شاهد صورت گرفت. تحلیل آماری داده ها با آزمون آنالیز واریانس انجام شد. نتایج: اثر ممانعت کنندگی از تشکیل بیوفیلم در چای سیاه بیشتر از چای سبز بود. غلظت 5/4 میلی گرم در میلی لیتر از عصارۀ چای سیاه و 5 میلی گرم در میلی لیتر از عصارۀ چای سبز، اثر باکتریسایدی بر این میکروارگانیسم ها داشت. در میان این باکتری ها پروتئوس میرابیلیس بیشترین حساسیت به چای سیاه و اشریشیا کُلی انتروپاتوژن بیشترین حساسیت را به چای سبز داشتند و کلبسیلا نومونیه بیشترین مقاومت را نسبت به هر دوی این عصاره ها نشان داد. نتیجه گیری: از آنجا که چای به طور مستقیم پس از نوشیدن بر دستگاه گوارشی تاثیر می گذارد، منجر به کاهش انتروباکتریاسه ها و کاهش کلونیزاسیون آنها بر سطح سلول های اپی تلیال دستگاه گوارشی، کاهش خطر عفونت های روده ای و کاهش تولید مواد سرطان زا از قبیل اسکاتول در اثر متابولیسم این باکتری ها در روده می شود. هم چنین می توان از پلی فنل های چای به عنوان نگهدارندۀ مواد غذایی در صنایع نیز بهره گرفت. </description>
						<author>امیر قائمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی زمان انتظار و مدت اقامت بیماران در بخش فوریت‌های مرکز درمانی- آموزشی ولیعصر اراک درسال1385</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=222&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: انتظار اصلی جامعه از بخش های فوریت ها، ارائه مداخلات درمانی فوری و متناسب با شدت وضعیت بالینی مراجعه کنندگان می باشد. زمان انتظار و مدت اقامت مراجعه کنندگان در بخش فوریت ها یک عامل کلیدی در ارزیابی کیفیت مراقبت دربخش های فوریت هاست. این مطالعه با هدف تعیین زمان انتظار و مدت اقامت مراجعه کنندگان به فوریت ها برحسب شدت وضعیت بالینی در مرکز درمانی ـ آموزشی ولیعصر شهر اراک درسال 1385 صورت گرفت. روش کار: این مطالعه تحلیلی مقطعی در دو مرحله صورت گرفت. درمرحله اول که از 20 تیر تا 30 مرداد 1385 صورت گرفت، مراجعه کنندگان به بخش فوریت ها در نوبت کاری عصرتوسط یک پرستار آموزش دیده و با تائید پزشک عمومی مقیم فوریت ها، با استفاده از مقیاس سه دسته ای ارائه شده در دستور العمل معاونت سلامت وزارت بهداشت و درمان (1380) بر حسب شدت وضعیت بالینی دسته بندی شدند. هم چنین زمان انتظار مراجعه کنندگان از ورود به فوریت ها تا معاینه توسط پزشک عمومی مقیم از طریق مشاهده و زمان سنجی ثبت شد. در مرحله دوم یک صد پرونده از بیماران دسته یک و دو، که جهت ارزیابی تخصصی در فوریت ها بستری شده بودند از نظر زمان اولین معاینه توسط متخصص و مدت اقامت در بخش فوریت ها مورد بررسی قرار گرفتند. میانگین زمان انتظار بیماران برحسب شدت وضعیت بالینی و تخصص اولین پزشک معاینه کننده با استفاه از آزمون تی و آنالیز واریانس و با در نظر گرفتن 05/0= تجزیه و تحلیل شد. نتایج: در مدت 6 هفته از بین 1963 مراجعه کننده درنوبت عصر، 1393 نفر (71 درصد) از نظرشدت وضعیت بالینی در دسته سه یعنی بیماران سرپایی، 179 نفر(1/9 درصد) در دسته یک یا بیماران فوری و 391 نفر(9/19 درصد) در دسته دو یا بیماران سریع دسته بندی شدند. بررسی یک نمونه صدتایی از بیماران پذیرش شده در فوریت ها نشان دادکه میانه زمان انتظار مراجعه کنندگان تا معاینه توسط پزشک عمومی مقیم 5 دقیقه بوده است. میانه و میانگین زمان انتظار بیماران پذیرش شده در بخش فوریت ها تا معاینه توسط پزشک متخصص در دسته یک(29=n) به ترتیب برابر با 225 و 156±262 دقیقه و در دسته دو (71=n) 220 و 153± 227 دقیقه بود. میانه و میانگین مدت اقامت بیماران پذیرش شده به ترتیب یک و دو روز بود. با استفاده از آزمون t ، اختلاف معنی داری بین زمان انتظار بیماران تا معاینه توسط متخصص در دسته یک و دو مشاهد نشد. نتیجه گیری: با توجه به طولانی بودن زمان انتظار تا معاینه متخصص، اجرای تریاژ بیماران در بخش فوریت ها ضروری به نظر می رسد. این امر مستلزم برنامه ریزی و سازماندهی لازم جهت اقامت متخصصین در مرکز درمانی-آموزشی و ارائه اقدامات تشخیصی در همه اوقات شبانه روز می باشد. با توجه به بخش عمده بیماران سرپایی استقرار یک درمانگاه عمومی شبانه روزی در مرکز، می تواند کاهش بار مراجعه به بخش فوریت ها را به دنبال داشته باشد. </description>
						<author>فرزانه گل آقایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی سرطان‌های شایع در استان مرکزی و نظام ثبت آنها در سال‌های 1385-1380 در مقایسه با آمار کشوری</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=229&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: براساس آخرین بررسی های آماری و اپیدمیولوژیک در ایران بعد از بیماری های قلبی و عروقی و حوادث، سرطان ها سومین عامل مرگ و میر به حساب می آیند. در چنین شرایطی برنامه ریزی کنترل سرطان ها یک ضرورت بهداشتی کشور می باشد. در این رابطه فعالیت ثبت سرطان ها به عنوان جزء اساسی برنامه کنترل سرطان مطرح است زیرا اطلاعات حاصل از آن در حوزه های گوناگون از جمله بررسی های اتیولوژیک، برنامه ریزی های بهداشتی برای پیش گیری در سطوح اولیه و ثانویه و درمان های مراقبتی بیماران، کاربرد فراگیری دارد. روش کار: در این پژوهش توصیفی با توجه به گزارش کشوری ثبت موارد سرطان ها در سال های گذشته، آمار مختلف سرطان ها در سال های 1385-1380 در استان مرکزی از مرکز بهداشت استان مرکزی تهیه و مورد بررسی قرار داده شد. در این رابطه اطلاعات دموگرافیک، شیوع و بروز سرطان ها، سرطان های شایع در گروه های جنسی مختلف و زمینه های مطالعات اپیدمیولوژیک تعیین گردید . نتایج: در این پژوهش مشخص گردید که ده سرطان شایع در بین زنان ساکن در استان مرکزی به ترتیب عبارتند از: 1- پستان 2- پوست 3- معده 4- کولورکتال 5- ریه 6- رحم 7- مثانه 8- لمفوما 9- تیروئید 10- مری. هم چنین ده سرطان شایع بین مردان ساکن استان مرکزی عبارت بودند از: 1- پوست 2- مثانه 3- معده 4- ریه 5- پروستات 6- کولورکتال 7- مری 8- لمفوما 9- بیضه 10- کیسه صفرا. نتیجه گیری: در این پژوهش علاوه بر تعیین ده سرطان شایع در استان مرکزی براساس جنسیت، شایع ترین سرطان ها در زنان و مردان ساکن استان مرکزی با ده سرطان شایع درکشور مقایسه شد که بیان کننده آن بود که در برخی از سال ها فراوانی شماری از سرطان ها در استان با آمار کشوری تطبیق نمی کند و این مسئله با توجه به عوامل مختلف محیطی و اپیدمیولوژیکی تقریبا توجیه پذیر می باشد. </description>
						<author>احمد همتا</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه روش های Agar screen و Duplex- PCR در تعیین سویه های استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متی سیلین جدا شده از بینی پرسنل درمانی بیمارستان هاجر شهرکرد، بهار 1386</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=230&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: سویه های استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متی سیلین (MRSA) معضلی در ایجاد عفونت های بیمارستانی شده اند. تست های روزمرۀ تعیین حساسیت آنتی بیوتیکی به علت خاصیت ناهمگنی این نوع مقاومت، برای تعیین سویه های مزبور توصیه نمی شوند. هدف از این تحقیق مقایسه یک روش فنوتیپی با ژنوتیپی در تعیین سویه های استافیلوکوکوس اورئوس مقاومت به متی سیلین در نمونه های بینی پرسنل درمانی بیمارستان است. روش کار: در این تحقیق تجربی، تعداد 52 استافیلوکوک کواگولاز مثبت جدا شده با روش سرشماری از بینی 204پرسنل درمانی بخش های مختلف بیمارستان آموزشی هاجر وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد، به دست آمد. حساسیت سویه ها نسبت به اگزاسیلین با روش فنوتیپی agar screen ارزیابی شد. سپس در آنها وجود ژن عامل مقاومت به متی سیلین ( mecA) با روش مولکولی duplex PCR بررسی و نتایج مورد مقایسه قرار گرفتند و حساسیت ویژگی روش، تعیین گردید. نتایج: 23 مورد از 52 استافیلوکوکوس اورئوس جدا شده (44درصد) به لحاظ فنوتیپی نسبت به اگزاسیلین مقاوم بودند، ولیکن 27 مورد از52 ایزوله مزبور (52 درصد) واجد ژن mecA بودند. این مطالعه نشان داد که روش فنوتیپی agar screen در مقایسه با روش ژنوتیپی PCR برای تعیین سویه های استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متی سیلین به ترتیب دارای حساسیت و ویژگی 5/81 و 96 درصد می باشد. نتیجه گیری: روش oxacillin agar screen در مقایسه با duplex PCR، روشی فنوتیپی ساده، کم هزینه و کاربردی است که با داشتن جواب های مثبت کاذب نسبتاً پائین، برای تائید سویه های مشکوک مقاوم به متی سیلین مناسب است ولی با داشتن جواب های منفی کاذب نسبتاً بالا، جهت غربال گری اولیه سویه های MRSA از بینی ناقلین سالم شاغل در بیمارستان ها مناسب نمی باشد. </description>
						<author>محمد رضا نفیسی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی خواص ضد جهش‌زایی عصاره الکلی بره‌موم به وسیله سالمونلا تیفی‌موریوم و میکروزوم</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=231&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>چکیده مقدمه: در این تحقیق، اثر ضدجهش زایی عصاره الکلی بره موم (پروپولیس) به وسیله  آزمون ایمز در برابر دو ماده  جهش زای آزید سدیم و پتاسیم پرمنگنات، در غیاب و حضور میکروزوم های کبدی موش (S9) مورد بررسی قرار گرفته است. روش کار: در این مطالعه تجربی ابتدا از غلظت های متفاوتی از عصاره الکلی بره موم (5-1/0) درصد، جهت تعیین محدوده ی اثر باکتریوسایدی (MIC) بر روی سویه های آزماینده استفاده شد. سپس با استفاده از روش آزمون ایمز، اثر ضدجهش زایی در محدوده ی غیرسمی بررسی شد. در این آزمون از سویه های مختلف سالمونلا تیفی موریوم به نام های TA100 و TA97 استفاده شد که هر یک حامل یک جهش انتخابی در اپرون هیستیدین خود می  باشند. سویه های جهش یافته -His بر روی پلیت  حاوی حداقل مواد معدنی و گلوکز در حضور مواد شیمیایی جهش زا مورد آزمایش کشت داده شدند و به این ترتیب فقط آن دسته از باکتری هایی که با جهش برگشتی، His+ شده  بودند، قادر به رشد و تشکیل کلنی بودند. وجود ماده ی ضدجهش (عصاره الکلی بره موم) در کنار ماده ی جهش زا، میزان کلنی های برگشتی را کاهش داده که با شمارش تعداد آن ها می توان با استفاده از فرمول، میزان ممانعت از جهش را محاسبه کرد. اختلاف بین متوسط تعداد کلنی های برگشتی در هر پلیت در ارتباط با ماده ی جهش زا، توسط نرم افزار آماری SPSS و با استفاده از آزمون آنالیز واریانس یک طرفه تجزیه و تحلیل گردید. نتایج: مقادیر MIC به دست آمده به روشنی نشان داد که عصاره ی الکلی بره موم در غلظت 5 درصد دارای خاصیت ضدباکتریایی علیه سالمونلا تیفی موریوم می باشند. از سوی دیگر در مورد غلظت های4-1/0 درصد این خاصیت مشاهده نشده و معلوم گشت که عصاره ی الکلی می تواند در این غلظت ها، اثرات جهش زایی مواد شیمیایی فوق را در یک وضعیت دوز- پاسخ خنثی نماید. نتیجه گیری: در پایان ما به این نتیجه رسیدیم که عصاره الکلی بره موم به واسطه ی دارا بودن انواع ترکیبات مهم مانند فلاونوئیدها دارای خواص ضدجهشی بوده و بالاترین میزان ممانعت از جهش، در غلظت 4 درصد مشاهده شد که با نتایج حاصل از به کار بردن مخلوط میکروزومی نیز هماهنگی داشت. مکانیزم عمل ضدباکتریایی بره موم پیچیده بوده و هیچ شباهتی با سایر آنتی بیوتیک های کلاسیک ندارد، اما باید به این نکته اشاره کرد که بره موم، مانع از تقسیم سلول باکتریایی می شود. بعضی از محققین معتقدند که بره موم می تواند مانع از فعالیت RNA پلیمراز وابسته به DNA شود. </description>
						<author>میترا هاتفی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>گزارش یک مورد تیفلیت بلافاصله پس از پایان شیمی درمانی تومر سمینوم بیضه</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=232&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: تیفلیت عارضه ای در دستگاه گوارش و روده است که در اثر نوتروپنی شدید و طولانی ایجاد می شود. بیماری غالباً در بیماران لوسمی که شیمی درمانی های قوی دریافت کرده اند و یا سایر تومرها با شیمی درمانی گروه تاکسان ایجاد می شود. این عارضه با تب، نوتروپنی، درد عمومی شکم، به خصوص ربع تحتانی راست و احتمالاً توده شکمی در این ناحیه همراه است. این عارضه با مرگ و میر نسبتاً بالایی همراه است لذا تشخیص و درمان به موقع آن اهمیت ویژه ای دارد. در این مقاله یک مورد تیفلیت بلافاصله پس از پایان شیمی درمانی تومر سمینوم بیضه گزارش می شود. مورد: بیمار مردی 44 ساله، مورد شناخته شده سمینوم بیضه که دو ماه قبل از بستری شدن با بزرگی بیضه راست مراجعه و پس از جراحی درپاتولوژی تشخیص سمینوم داده می شود. در بررسی های انجام شده در سی تی اسکن یک غده لمفاوی به اندازه 5/3 سانتی متر در ناحیه پاراکاوال گزارش شده بود و بر اساس آن بیمار کاندیدای شیمی درمانی با داروهای اتوپوزاید و سیس پلاتین گردید که با شروع شیمی درمانی بلافاصله یک روز پس از شیمی درمانی بیمار دچار علائم درد شکم، تب و دفع خون زیاد از روده می شود و با تشخیص تب نوتروپنی و سپس تیفلیت بستری و درمان برای وی آغاز می گردد. نتیجه گیری: ایجاد تیفلیت فقط محدود به لوسمی و درمان با تاکسان ها نیست و داروهای دیگر شیمی درمانی هم می توانند باعث تیفلیت شوند. ضمناً نوتروپنی و تیفلیت در افراد حساس می تواند بلافاصله پس از شیمی درمانی اتفاق بیفتد و زمان رسیدن به افت شدید گلبول های سفید بسیار کوتاه باشد. </description>
						<author>جمشید انصاری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>گزارش یک مورد آنوریسم کاذب شریان فمورال سطحی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=233&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: آنوریسم کاذب یک هماتوم ضربان دار است که به صورت عارضه خونریزی دهنده در بافت نرم ایجاد می شود که در اکثر موارد عروق محیطی را درگیر می کند. آنوریسم کاذب شریان فمورال عارضه نادری است که به طور عمده به دنبال کاتتریزاسیون قبلی شریان رخ می دهد اما به ندرت ممکن است با تروما نیز ایجاد شود. در این مقاله یک مورد آنوریسم کاذب شریان فمورال معرفی می شود. مورد : بیمار خانمی است 24 ساله که 10 روز پیش از مراجعه به دنبال سقوط، دچار زخمی در بخش خلفی تحتانی ران پای راست شده و تحت ترمیم پوست قرار گرفته است . بعد از یک هفته به تدریـج درد و تورم پیشرونده ناحیه تحتانی ران و زانو، تب و لرز و لنگش برای بیمار ایجاد شده است. در معاینه فلکسیون 90 درجه زانو، تورم، گرمی وتندرنس ناحیه تحتانی ران مشهود بود. نبض دورسالیس پدیس وتیبیالیس خلفی لمس نمی شد. برای بیمارآزمایش خون، گرافــی ساده، سونوگرافی داپلرو MRI اندام تحتانی راست انجام شد و در نهایت با تشخیص آنوریسم کاذب شریان فمورال، تحت عمل جراحــی برداشتن توده و پیوند از ورید صافن پای مقابل قرار گرفت. نتیجه گیری: در بیماران با سابقه ترومای نفوذی و علائم ناشی از عفونت، بایستی به احتمال ایجاد آنوریسم کاذب توجه داشت. در این موارد انجام سونوگرافی برای تشخیص قطعی ضروری است و اندازه آنوریسم و علایم بیمار تعیین کننده روش درمان می باشند. </description>
						<author>احمد رضا بهروزی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
