<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشگاه علوم پزشكي اراك </title>
<link>http://jams.arakmu.ac.ir</link>
<description>مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک - مقالات نشریه - سال 1399 جلد23 شماره4</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1399/6/11</pubDate>

					<item>
						<title>مداخلات رفتاری والدمحور برای درمان رفتارهای اضافه در کودکان دارای اختلال طیف اُتیسم: یک مرور نظام‌مند</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6142&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:14px;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; یکی از مشکلات کودکان دارای اختلال طیف اُتیسم، رفتارهای اضافه است که باعث می شود به بسیاری از برنامه های آموزشی توان بخشی مقاوم باشند. به نظر می رسد که مداخلات رفتاری والدمحور شیوهای مؤثر برای فائق شدن به این مشکلات باشد؛ هرچند که این شیوه ها به درستی معرفی نشده اند. هدف از انجام این مطالعه، مرور سیستماتیک این مطالعات و نتایج اولیه و ثانویه آن ها، تحلیل مؤلفه های درمان رفتاری والدمحور و بررسی ضرورت گسترش این برنامه ها در خانواده های ایرانی است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; پژوهش حاضر از نوع مطالعات مروری نظام مند است. در این مطالعه مقالات معتبر در پایگاه های داده های داخلی مرکز اطلاعات علمی دانشگاهی و مگ ایران در بازه زمانی 1385 تا 1397 و پایگاه های خارجی مدلاین، پابمد، اسپیرینگر، ساینس دایرکت، Online library و PsycINFOT در بازه زمانی 1378 تا 1395 در زمینه مداخلات رفتاری والدمحور برای درمان رفتارهای اضافه اختلال اُتیسم جست وجو شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; این مطالعه با کد اخلاق IR.SBU.ICBS.97/1013 در کمیته اخلاق پژوهش های زیستی دانشگاه شهید بهشتی به تصویب رسیده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج نه مطالعه بیانگر تأثیر مثبت درمان رفتاری والدمحور بر رفتار های اضافه مانند رفتارهای تکراری، بی قراری (چرخش خلقی، پرخاشگری، خود جرحی)، پژواک گویی و رفتارهای مخرب بود (نتایج اولیه). همچنین این مداخلات سبب بهبود رفتارهای انطباقی کودکان و کارکردهای والدین چون خودکارآمدی، سبک والدگری و مشکلات روان شناختی شده بودند (نتایج ثانویه). مؤلفه های برنامه های درمانی شامل انواع مداخلات پیامد محور (مانند توقف پاسخ و باز راهنمایی)، مداخلات پیشایند محور الف (مانند طراحی برنامه روزانه) و مداخلات پیشایند محور ب (مانند غنی سازی محیط با بازی) بودند. سه مطالعه دارای قطعیت شواهد متوسط و شش مطالعه دارای قطعیت شواهد بالا بودند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;نتایج این مطالعه حاکی از اثربخشی مداخلات رفتاری والدمحور بر رفتارهای اضافه در کودکان دارای اُتیسم است. مطالعات آینده باید بر جامعیت تمامی مؤلفه های اثربخش در برنامه رفتاری والدمحور و امکان قابلیت اجرای مداخله در مکان های مختلف تأکید داشته باشند. پیشنهاد می شود در داخل کشور نیز برنامه های درمانی والدمحور در مورد رفتارهای اضافه کودکان دارای اُتیسم طراحی شود.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;span style=&quot;font-family:B Nazanin;&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>حمیدرضا پوراعتماد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثربخشی آموزش تاب‌آوری بر میزان عاطفه مثبت و منفی و کاهش آشفتگی‌های روان‌شناختی مادران دارای کودک مبتلا به اختلال بیش‌فعالی ـ نقص توجه</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6216&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش تاب آوری بر میزان عاطفه مثبت و منفی و کاهش آشفتگی های روان شناختی مادران دارای کودک مبتلا به اختلال بیش فعالی ـ نقص توجه &amp;nbsp;بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه مادران دارای کودک مبتلا به اختلال نقص توجه ـ بیش فعالی شهر تبریز در سال 1398 بود که از میان آن ها با روش نمونه گیری دردسترس سی نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس عاطفه مثبت و منفی و پرسش نامه اضطراب، افسردگی و استرس بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; این مطالعه با کد اخلاق IR.IAU.TABRIZ.REC.1398.062 به تصویب کمیته اخلاق پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز رسید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج نه جلسه 90 دقیقه ای آموزش گروهی تاب آوری (برگرفته از برنامه هندرسون و میلشتاین، 2003) نشان داد آموزش تاب آوری منجر به افزایش عاطفه مثبت و کاهش عاطفه منفی و همچنین کاهش آشفتگی های روان شناختی مادران دارای کودک مبتلا به اختلال نقص توجه ـ بیش فعالی می  شود.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; این نتایج نشان می دهد آموزش تاب آوری می تواند به عنوان یک روش آموزشی ـ درمانی در افزایش عواطف مثبت و کاهش عواطف منفی و آشفنگی های روانی مادران دارای کودک مبتلا به اختلالات کودکی مؤثر واقع شود.&lt;br&gt;
&lt;span style=&quot;font-family:B Lotus;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;</description>
						<author>سید محمود طباطبائی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه کار‌آمدی پماد گیاهی چله‌داغی و ژل پیروکسیکام بر پیچ‌خوردگی مچ پا (کارآزمایی بالینی دوسوکور)</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6246&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:14px;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; آسیب های مچ پا یکی از شایع ترین آسیب های اسکلتی عضلانی در فعالیت های ورزشی است که به طور کلی10 الی 15 درصد از کل آسیب ها را شامل می شود. از آنجایی که کنترل درد و التهاب در پیچ خوردگی مچ پا از اهداف اصلی درمان است، بنابراین بر آن شدیم تا اثرات درمانی گیاه چله داغی، با عنوان پماد چله داغی را با یک ژل متداول درمانی نظیر پیروکسیکام مقایسه کنیم.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; این مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی دوسوکور و با روش نمونه گیری متوالی به مدت شش ماه از مرداد سال 1397 تا دی سال 1397 انجام شد.کلیه بیماران پس از مراجعه رضایت نامه را تکمیل کردند و مشخصات بیماران و متغیرهای مطالعه توسط ارزیابی کننده در فرم تحقیق ثبت شد. برای سنجش التهاب مفصل، مچ پا با متر نواری در ناحیه قوزک ها اندازه گیری (برحسب سانتی متر) شد. برای اندازه گیری درجه حرکات مچ پا هم از گونیامتر استفاده شد. علامت خون مردگی مچ پا نیز از طریق معاینه فیزیکی، مشاهده و بررسی و در چک لیست ثبت شد. پس از جمع آوری داده ها و ورود اطلاعات در نرم افزار آماریSPSS &amp;nbsp;نسخه 18، با استفاده از آزمون های آماری (من ویتنی یو ، آنووا و کای دو)تجزیه و تحلیل اماری صورت گرفت.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; این مطالعه با کد اخلاق IR.ARAKMU.REC.1396.55 در کمیته اخلاق پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی اراک و کد ثبت کارآزمایی بالینی IRCT2017071720258N53 به تصویب رسید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; میانگین سن در گروه کنترل 8/6&amp;plusmn;34/2 سال و در گروه مورد 8/9&amp;plusmn;35/4 سال بود که با توجه به نوع آزمون من ویتنی یو اختلاف معنادار آماری وجود نداشت (0/05&lt;p).&gt;P).&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; نتایج مطالعه حاضر نشان داد که پماد چله داغی در سه هفته می تواند در کاهش درد موضعی، و التهاب نسبت به درمان با ژل پیروکسکام مؤثرتر باشد.&lt;br&gt;
&lt;span style=&quot;font-family:B Nazanin;&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p).&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;</description>
						<author>بهمن صادقی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شیوع دردهای اسکلتی‌عضلانی در دانشجویان دانشکده‌های توان‌بخشی، دندان‌پزشکی و پرستاری</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6224&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; اختلالات اسکلتی عضلانی در دانشجویانی که در تماس مستقیم با بیماران هستند از شیوع نسبتاً بالاتری برخوردار است. بنابراین مطالعه حاضر با هدف تعیین شیوع دردهای اسکلتی عضلانی در دانشجویان دانشکده های توان بخشی، دندان پزشکی و پرستاری دانشگاه علوم پزشکی اراک انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; در این مطالعه مقطعی از نوع توصیفی ـ تحلیلی، 538 نفر از دانشجویان دانشکده های توان بخشی، پرستاری و دندان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اراک به صورت نمونه گیری غیراحتمالی و از نوع سرشماری مورد بررسی قرار گرفتند. متغیرهای مورد بررسی سن، جنس، شاخص توده بدنی، رشته تحصیلی و مدت زمان استفاده ار تلفن هوشمند در طی روز و دردهای اسکلتی عضلانی در نُه ناحیه از بدن (گردن، شانه ها، آرنج ها، مچ و دست ها، پشت، نشیمن و کمر، ران ها، زانوها و پاها) بودند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسش نامه جمعیت شناختی و پرسش نامه نوردیک بود. تجزیه و تحلیل داده های آماری با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 18 انجام گرفت.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; این پژوهش با کد اخلاق &amp;nbsp;IR.ARAKMU.REC.1397.253 در کمیته اخلاق پژوهش دانشگاه علوم پزشکی اراک تأیید شده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; در این مطالعه 538 دانشجو (205 مذکر و 333 مؤنث) مورد بررسی قرار گرفتند که میانگین سنی آن ها 2/53 &amp;plusmn; 22/04 بود. فراوانی شیوع دردهای اسکلتی عضلانی در ستون فقرات (گردن 29/4 درصد، پشت 24/3 درصد و کمر 37/2 درصد) بیشتر از اندام های فوقانی و تحتانی بود. دردهای اسکلتی عضلانی در شانه، پشت، کمر و ران بر اساس جنس و دردهای اسکلتی عضلانی &amp;nbsp;در گردن و مچ پا و پا بر اساس سن اختلاف معنی داری نشان داد (0/05&gt;P). دردهای اسکلتی عضلانی در نواحی پشت و مچ پا و پا بر اساس ساعات استفاده از تلفن هوشمند در روز اختلاف معنی داری نشان داد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; نتایج این مطالعه نشان می دهد دانشجویان رشته های توان بخشی، پرستاری و دندان پزشکی در معرض دردهای اسکلتی عضلانی، به ویژه در نواحی ستون فقرات کمری، گردنی و پشت هستند.&lt;br&gt;
&lt;gdiv&gt;&lt;/gdiv&gt;</description>
						<author>حمید دالوند</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی ساختار عاملی مقیاس فارسی مقابله با استرس کوتاه‌شده کارور در دانشجویان دانشگاه بیرجند</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6247&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; مقابله در برابر استرس یکی از مهم ترین حوزه های پژوهش در روان شناسی سلامت است. انجام پژوهش در این راستا مستلزم وجود ابزاری با ویژگی های روان سنجی پرقدرت و رواسازی در فرهنگ ایرانی است. هدف از این مطالعه بررسی ساختار عاملی پرکاربردترین مقیاس خلاصه شده یعنی فرم کوتاه مقابله کارور بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; این پژوهش یک مطالعه مقطعی و روش شناختی از نوع آزمون سازی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان مشغول به تحصیل در سال 1397-1398 دانشگاه بیرجند بودند. نمونه گیری به روش در دسترس بود. شرط ورود به پژوهش تجربه یک استرس در خلال حداقل شش ماه گذشته بود. پس از کسب نمره متوسط یا زیاد در میزان استرس ادراک شده، 629 دانشجو فرم 28 سؤالی را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از نسخه 15 نرم افزار SPSS و نرم افزار لیزرل نسخه 8/8 تجزیه و تحلیل شدند. تحلیل عاملی اکتشافی به منظور تعیین ساختارعاملی پرسش نامه انجام شد. به منظور تأیید عوامل به دست آمده از تحلیلی عاملی تأییدی استفاده شد. پایایی از طریق بازآزمایی و همسانی درونی انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; این مطالعه بخشی از پایان نامه دکتری است که با کد اخلاقIR.UM.REC. 3/50099 در دانشگاه فردوسی مشهد به ثبت رسیده است. قبل از ورود به پژوهش رضایت آگاهانه از شرکت کنندگان کسب شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; پس از تأیید روایی صوری و محتوایی به صورت کمی و کیفی، نتایج حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی پس از چرخش واریماکس نشان داد 139/55 درصد از واریانس کلی توسط هشت عامل اول با ارزش ویژه بالاتر از یک تبیین شده اند. اما در تحلیل عاملی تأییدی مرحله اول دو عامل چهار و هفت به دلیل عدم قدرت کافی در تبیین متغیرهای مکنون حذف شدند و نهایتاً شاخص های نیکویی برازش RMSEA ,PNFI, GFI, IFI, CFI, AGFI، برازندگی ساختار شش عاملی با داده ها را تأیید کردند. پایایی ابزار با روش همسانی درونی (0/73=&amp;alpha;) و بازآزمایی (0/59=r) نیز مورد تأیید قرار گرفت.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; فرم کوتاه شده شش عاملی ترجیح اعمال مقابله ای کارور، از روایی و پایایی مطلوب در نمونه دانشجویی برخوردار بود و می توان از این ابزار در مطالعات حوزه روان شناسی سلامت بهره جست.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
						<author>حمیدرضا آقامحمدیان شعرباف</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثربخشی درمان ذهن‌آگاهی مبتنی بر شناخت، بر خودتنظیمی زناشویی، دلزدگی زناشویی و خودانتقادی زنان نابارور</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6221&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div id=&quot;_com_4&quot; uage=&quot;JavaScript&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت، بر خودتنظیمی زناشویی، دلزدگی زناشویی و خودانتقادی زنان نابارور بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; روش پژوهش آزمایشی &amp;nbsp;با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری کلیه زنان نابارور مراجعه کننده به مراکز ناباروری شهرستان چالوس و نوشهر در سال 1397-1398 بودند که با استفاده از روش نمونه گیری غیراحتمالی آسان سی نفر از زنان نابارور در دو گروه درمان ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت (پانزده نفر) و کنترل (پانزده نفر) قرار گرفتند. گروه  آزمایش تحت درمان ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت (هشت جلسه 90  دقیقه ای) قرار گرفت. گروه کنترل در طی این مدت هیچ گونه مداخله  خاصی دریافت نکرد. از پرسش نامه های خودتنظیمی زناشویی ویلسون و همکاران، دلزدگی زناشویی پاینز و خودانتقادی تامپسون و زاروف به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. تجزیه  و تحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسش نامه ها از طریق نرم افزار SPSS نسخه 24 در دو بخش توصیفی و استنباطی (تحلیل کوواریانس چندمتغیره) انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; این پژوهش با کد IR.IAU.TON.REC.1397.030 توسط کمیته اخلاق پژوهشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تنکابن به تصویب رسیده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج نشان داد که نمرات خودتنظیمی زناشویی زنان نابارور پس از درمان ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت در گروه آزمایش، نسبت به گروه کنترل به طور معناداری افزایش و همچنین نمرات دلزدگی زناشویی و خودانتقادی کاهش یافته است(0/01&lt; P&amp;nbsp;).&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; بنابراین، به مشاوران و درمانگران، استفاده از درمان ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت برای بهبود خودتنظیمی زناشویی، دلزدگی زناشویی و خودانتقادی زنان نابارور پیشنهاد می شود.&lt;/div&gt;</description>
						<author>طاهر تیزدست</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر بازتوانی قلبی بر سطوح اندوستاتین در بیماران مبتلا به آترواسکلروز پس از بای‌پس عروق کرونر</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6236&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; بیماری عروق کرونر قلب یکی از علل اصلی مرگ و میر افراد در جوامع امروز است. فعالیت های ورزشی سبب افزایش برخی فاکتورهای تأثیرگذار بر این بیماری می شود. هدف از این پژوهش تأثیر هشت هفته تمرین مقاومتی ـ هوازی بر سطوح اندوستاتین در بیماران بای پس عروق کرونر (CABG) بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; شرکت کننده های این پژوهش را 24 مرد بیمار تشکیل می دادند که به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش (دوازده نفر) و کنترل (دوازده نفر) با میانگین سن 6/90 &amp;plusmn; 55/37 سال، وزن 5/87 &amp;plusmn; 75/45 کیلوگرم، قد 3/36 &amp;plusmn; 173/27 سانتی متر و شاخص توده بدن1/55&amp;nbsp;&amp;plusmn; 25/11 کیلوگرم / مربع تقسیم شدند. گروه آزمایش هشت هفته تمرین مقاومتی ـ هوازی را با توجه به ارزیابی ها (وضعیت قلبی ریوی و تست تحمل ورزش) به مدت یک الی یک ساعت و نیم انجام دادند (سه جلسه در هفته) و گروه کنترل در این مدت بدون تمرین بودند. جهت اندازه گیری سطوح اندوستاتین، نمونه گیری خونی 48 ساعت قبل از شروع پروتکل و همچنین 48 ساعت پس از آخرین جلسه پروتکل در حالی که همه آزمودنی ها ناشتا بودند، انجام شد. برای تحلیل داده ها از آزمون شاپیرو ویلک جهت نرمال کردن داده ها و از آزمون تی استودنت در گروه های مستقل و همبسته در سطح معنی داری 0/05 استفاده شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; این پژوهش پس دریافت کد اخلاق IR.IAU.NEYSHABUR.REC.1398.018 و همچنین کد بالینیIRCT20191228045916N1 انجام شده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; پژوهش حاضر نشان داد گروه تمرینات مقاومتی ـ هوازی، کاهش معنی داری در سطوح اندوستاتین (1/672=P=0/001) (T)، در مقایسه با گروه کنترل داشته است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; بر اساس یافته ها، به نظر می رسد که تمرین مقاومتی ـ هوازی سطوح آندوستاتین را کاهش می دهد که به عنوان یک عامل ضد رگ زایی شناخته می شود.
&lt;pre dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align:right;line-height:150%;background:#F8F9FA;direction:rtl;unicode-bidi:embed;&quot;&gt;
&lt;span style=&quot;font-size:18.0pt;&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/pre&gt;</description>
						<author>رامبد خواجه ای</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اطلاعات جمعیت‌شناختی و بالینی بیماران تحت عمل با سونوگرافی در کانولاسیون ورید ژگولار داخلی نیازمند کاتتر ورید مرکزی مراجعه‌کننده به بیمارستان رازی رشت</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6238&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; کاتترگذاری ورید ژوگلار داخلی اقدامی معمول جهت دسترسی به ورید مرکزی به منظور پایش همودینامیک، تجویز بلند مدت مایعات، آنتی بیوتیک ها، تغذیه تزریقی و انجام همودیالیز در بیماران تحت مراقبت های ویژه است. ما در این تحقیق به بررسی اطلاعات جمعیت شناختی و بالینی بیماران تحت عمل با سونوگرافی در کانولاسیون ورید ژگولار داخلی نیازمند کاتتر ورید مرکزی مراجعه کننده به بیمارستان رازی رشت در سال 1396 پرداخته ایم. هدف از این مطالعه، بررسی اطلاعات جمعیت شناختی و بالینی بیماران تحت عمل با سونوگرافی در کانولاسیون ورید ژگولار داخلی نیازمندکاتتر ورید مرکزی بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; پس از تصویب طرح در کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی گیلان این مطالعه در بخش جراحی عمومی بیمارستان رازی در سال 1396 روی صد بیماران نیازمند تعبیه کاتتر ورید مرکزی انجام شد. مشخصات جمعیت شناختی (سن، جنس، نمایه توده بدنی، محل تعبیه کاتتر، نوع گردن، فاصله دو ناحیه تعیین شده) در فرم مخصوص ساخته شده توسط محقق، وارد شد و پس از اتمام طرح، مورد بررسی و آنالیز آماری قرار گرفت.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; این پژوهش مورد تأیید کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی گیلان است (IR.GUMS.REC.1396.20).&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; میانگین سنی بیماران مورد مطالعه در کل 16/09&amp;plusmn; 58/72 سال بود. فاصله دو ناحیه لند مارک آناتومیک و سونوگرافی در مردان در مقایسه با زنان بیشتر بود، اما اختلاف معنی دار آماری وجود نداشت (P&gt; 0/05). ولی مابین دیگر متغیر های مورد مطالعه هیچ تفاوت معنی دار آماری وجود نداشت (P&gt; 0/05).&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; یافته های این مطالعه نشان داد که در کاتتریزاسیون ورید ژوگولار داخلی با هدایت سونوگرافی زمان دسترسی کمتر و میزان عوارض کمتر بود.</description>
						<author>حسین همتی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر دونپزیل و هیوسیاموزید بر بهبود حافظه فضایی در رت های مبتلا به آلزایمر</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6263&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; بیماری آلزایمر یک بیماری مغزی ازبین برنده اعصاب است که به مرور حافظه و مهارت های شناختی را تخریب می کند. در این بیماری تجمع بتا آمیلوئید، استرس اکسیداتیو، نقص در سیستم کولینرژیک و التهاب منجر به مرگ نورون ها و نهایتاً  انحطاط مغزی می شود. دونپزیل و هیوسیاموزید دارای تأثیرات مهاری بر این عوامل بیماری زا هستند. هدف این مطالعه، بررسی تأثیر این دو ترکیب بر حافظه و یادگیری موش های صحرایی آلزایمری بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; در مطالعه تجربی حاضر، شصت رت نر نژاد ویستار با سن تقریبی هفت هفته در گروه های کنترل (آب و غذای معمولی دریافت کردند)؛ PBS (تحت عمل جراحی قرار گرفته و PBS دریافت کردند)؛ آلزایمر اول (تحت عمل جراحی آلزایمری، بتا آمیلوئید دریافت کردند)؛ آلزایمر دوم (پس از جراحی آلزایمری روزانه یک سی سی نرمال سالین دریافت می کردند) و گروه های تیمار که پس از آلزایمری شدن به مدت 28 روز، روزانه 10 میلی گرم بر کیلوگرم هیوسیاموزید (گروه هیوسیاموزید) و 4 میلی گرم بر کیلوگرم دونپزیل (گروه دونپزیل) به صورت گاواژ دریافت کردند، تقسیم شدند. برای ارزیابی یادگیری و حافظه از آزمون ماز آبی موریس استفاده شد. داده ها توسط آزمون آنالیز آماری وان وی آنووا (One way) و آزمون Post Hoc (پست هاک) بررسی شدند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; مجوز تحقیق توسط کمیته اخلاق در پژوهش های زیست پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات با کد IR.IAU.SRB.REC 1397.057 صادر شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; تزریق بتا آمیلوئید موجب آسیب بسیار به حافظه شد. گروه های تیمار با هیوسیاموزید و دونپزیل نسبت به گروه آلزایمری، زمان و مسافت کمتری را برای یافتن سکوی پنهان سپری کردند (001/P&lt;0) و در مرحله یادآوری که قبلاً سکوی پنهان قرار داشت نیز زمان بیشتری را در ربع محلی گذراندند (001/P&lt;0).&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;تیمار با هیوسیاموزید و دونپزیل موجب بهبود حافظه فضایی در موش های آلزایمری می شود. به نظر می رسد این ترکیبات در پیشگیری و درمان بیماری آلزایمر نقش بارزی داشته باشند.&lt;br&gt;
&lt;span style=&quot;font-family:B Nazanin;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;</description>
						<author>مجید خیرالهی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتباط پلی‌مورفیسم ژن rs104893674&quot;A/C&quot;) ZAP-70) با خطر ابتلا به لوسمی میلوئیدی حاد</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6276&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; در بیماری لوسمی میلوئیدی حاد مقدار زیادی سلول نابالغ ایجاد می شود که می تواند مرتبط با حضور برخی از چندشکلی های تک نوکلئوتیدی در موقعیت های ژنی رمزکننده آنزیم های دخیل در مسیرهای سیگنالی هدایت کننده تکامل و فعال سازی سلول ها باشد. هدف این مطالعه، بررسی ارتباط پلی مورفیسم A/C)&amp;nbsp; rs104893674) ژن &amp;nbsp;ZAP-70 با خطر ابتلا به لوسمی میلوئیدی حاد در نمونه های تهیه شده از بیمارستان های دو استان فارس و اصفهان بود.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; در این مطالعه مورد ـ شاهدی که در سال 1398 در دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون انجام شد، 94 فرد مبتلا به لوسمی میلوئیدی حاد به عنوان مورد و 99 فرد سالم به عنوان کنترل (همسان سازی شده از لحاظ سن و جنس)، انتخاب شدند. پس از نمونه گیری و استخراج DNA، پلی مورفیسم مذکور با روش Tetra Primer ARMS PCR مورد بررسی قرار گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزار&lt;br&gt;
&amp;nbsp;SPSS نسخه 23 و آزمون آماری مجذور کای تجزیه و تحلیل شدند.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; این مطالعه با کد اخلاق IR.IAU.KAU.REC.1398.051 به تصویب کمیته اخلاق معاونت پژوهشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون رسید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج حاصل از این تحقیق حاکی از وجود ارتباط معنی دار همراه با اختصاصیت ژنوتیپی و آللی پلی مورفیسم A/C) rs104893674) با استعداد ابتلا به لوسمی میلوئیدی حاد بود. بدین صورت که افراد با ژنوتیپ AC و دارای آلل A در این موقعیت پلی مورفیک، بیشتر مستعد ابتلا به لوسمی میلوئیدی حاد هستند (P=0/000).&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; ارتباط لوسمی میلوئیدی حاد با چندشکلی موقعیت ژنتیکی رمزکننده پروتئین ZAP-70، می تواند به عنوان گزینه ای برای پیش آگهی این عارضه در افراد مستعد مدنظر قرار گیرد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;font-family:B Nazanin;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;</description>
						<author>سیروس نعیمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شناسایی عوامل کیفی مؤثر بر کیفیت آموزش بالینی در بیمارستان‌های شهر ساوه در سال‌های 1397 و 1398</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6299&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; آموزش های بالینی، آموزش هایی هستند به واسطه آن ها دانشجویان بالینی در بیمارستان ها، دروس تئوری آموخته شده را به صورت عملی فرا می گیرند و نقش مهمی در بهبود فرایند های درمانی و ارائه بهتر خدمات به بیماران دارند. بنابراین هدف این پژوهش شناسایی عوامل مؤثر بر کیفیت آموزش بالینی در بیمارستان های شهر ساوه بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; این پژوهش از نوع مطالعات ترکیبی و از جمله طرح های اکتشافی است. در مرحله کیفی برای تبیین موضوع کیفیت آموزش های بالینی از روش کیفی گراندد اشتراوس و کوربین 1998 استفاده شد. با توجه به جدول کرجسی و مورگان حجم نمونه 140 نفر تعیین شد که 20 نفر در مصاحبه شرکت کرده و 120 نفر نیز پرسش نامه کاغذی و الکترونیکی را تکمیل کردند. مصاحبه های نیمه ساختارمند و پرسش نامه محقق ساخته با ضریب آلفای کرونباخ 0/958 به عنوان ابزار جمع آوری داده ها انتخاب شدند. با استفاده از نرم افزارهای MAZQDA نسخه 10 و SPSS نسخه 26 گویه های حاصل از تحقیقات کیفی تجزیه و تحلیل شد و جهت شناسایی عوامل از تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; این پژوهش طبق نامه شماره 1809/30/د/98 جزو اولویت های پژوهشی معاونت درمان دانشکده علوم پزشکی ساوه است و همچنین طی نامه شماره127/44/د/99 اجازه انجام این پژوهش در دانشکده علوم پزشکی ساوه داده شده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; پنج عامل به عنوان عوامل مؤثر بر کیفیت آموزش بالینی به دست آمد. عامل اول، فضا و امکانات شامل امکانات رفاهی جهت دانشجویان و ایجاد اتاق های آموزشی در هر بخش و اجازه استفاده دانشجویان از تجهیزات و لوازم مصرفی، عامل دوم، بهبود فرایندهای آموزشی برای رسیدن به اهداف بیمارستان و رضایتمندی و ایمنی بیمار، عامل سوم، کمبودهای آموزشی و مدیریتی شامل عدم وجود طرح درس مشخص، کمبود هیأت علمی و عدم مشارکت دانشجو و استاد در فرایند تدریس، عامل چهارم، ارزیابی استاد شامل کمبود استادان باتجربه و ایجاد روحیه مشارکتی در تدریس و عامل پنجم، ارتقای کیفی آموزش شامل ایجاد انگیزه مادی و معنوی در دانشجویان و استادان و امکانات جدید آموزشی و توانمندسازی استادان بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; پنج عامل شامل فضا و امکانات، پیامدهای بهبود فرایندهای آموزشی، کمبودهای آموزشی و مدیریتی، ارزیابی استاد و ارتقاء کیفی آموزش و بهبود فرایندهای آموزشی به عنوان عوامل مؤثر بر کیفیت آموزش بالینی در بیمارستان های شهر ساوه شناسایی شدند که توجه به آن ها می تواند در بهبود فرایند آموزش و بهبود کیفیت ارائه خدمات به مردم مفید باشد.</description>
						<author>غلامرضا شریفی راد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر یک دوره بی‌تحرکی اندام تحتانی بر بیان ژن‌های mir-1 و mir-206 عضله نعلی رت‌های تمرین‌کرده استقامتی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6120&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt;  microRNAs های متعددی در تنظیم توده عضلانی دخیل هستند که در هایپرتروفی و آتروفی عضلات اسکلتی نقشی اساسی را ایفا می کنند. پژوهش حاضر بیان برخی از ژن ها را به عنوان تنظیم گرهای آتروفی عضلانی در پی یک دوره کوتاه بی تحرکی در رت های تمرین کرده استقامتی مورد بررسی قرار می دهد.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; به همین منظور هجده سر رت نر اسپراگ داولی به سه گروه (کنترل، تمرین + بی تحرکی و بی تحرکی) تقسیم شدند. رت های گروه تمرین طی شش هفته و هر هفته پنج جلسه روی تردمیل دویدند. اندام تحتانی حیوانات برای هفت روز با روش قالب گیری بی تحرک شد. عضله  نعلی استخراج و میزان بیان ژن های موردنظر به روش RT-PCR اندازه گیری شد. جهت تعیین تفاوت ها از روش آنووا یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی در سطح معنی داری (0/05&amp;ge;&amp;alpha;) استفاده شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; این پژوهش با کد اخلاق IR.SUMS.REC.1396.S463 توسط کمیته اخلاق پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی تهران به تصویب رسید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج نشان می دهد، در گروه ورزش + بی تحرکی و گروه بی تحرکی نسبت به گروه کنترل، شاهد افزایش بیان ژن های (miR-1(P=0/010)، FOXO3a (P=0/001 و کاهش بیان (miR-206 (P=0/007 و (IGF-1 (P=0/001 بودیم که این اختلافات از لحاظ آماری معنادار بود.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; با توجه به یافته های پژوهش حاضر، می توان عنوان کرد که احتمالاً تغییرات بیان میکروRNAها در شرایط بی تحرکی موجب تغییر بیان ژن های تنظیم گر توده عضلانی  می شود. تمرینات استقامتی اثر محافظتی دارند، اما موجب پیشگیری از این تغییرات نمی شوند.</description>
						<author>محمد رضا کردی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
