<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشگاه علوم پزشكي اراك </title>
<link>http://jams.arakmu.ac.ir</link>
<description>مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک - مقالات نشریه - سال 1399 جلد23 شماره3</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1399/5/11</pubDate>

					<item>
						<title>اثر 6 هفته تمرین هوازی بر بیان ژن‌های TGF-β1، میوستاتین و ماتریکس متالوپروتئیناز 9 در تاندون عضلات تند و کند‌انقباض موش‌های نر ویستار</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6261&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt; تاندون، همانند عضله اسکلتی، سازگاری های مکانیکی و مورفولوژیکی ناشی از تمرینات ورزشی را نمایان می کند؛ با این حال، درباره سازوکارهای اساسی سلولی و مولکولی ای که این پاسخ ها را تنظیم می کنند، اطلاعات زیادی در دسترس نیست. از این رو، هدف از مطالعه حاضر، بررسی اثر شش هفته تمرین هوازی بر بیان mRNA ژن های TGF-&amp;beta;1، میوستاتین و MMP9 در تاندون عضلات تند و کند انقباض بود.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt; بدین منظور، دوازده سر رت نر بالغ نژاد ویستار هشت هفته ای به روش تصادفی ساده به دو گروه ورزش (تعداد = شش) و کنترل (تعداد = شش) تقسیم شدند. گروه ورزش به مدت شش هفته و پنج جلسه در هفته تمرین هوازی را اجرا کردند. 48 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرینی، تمامی رت ها کشته شدند و تاندون عضلات نعلی و بازکننده بلند انگشتان (EDL) استخراج شدند. بیان mRNA ژن های TGF-&amp;beta;1، میوستاتین و MMP9 با استفاده از روش RealTime-PCR مورد سنجش قرار گرفت. همچنین، برای تجزیه و تحلیل آماری، از آزمون تی مستقل استفاده شد.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی&lt;/strong&gt; کلیه مراحل مطالعه با توجه به دستورالعمل اخلاقی و مجوز معاونت پژوهشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی با شماره IR.IAU.PS.REC.1398.296 انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt; نتایج نشان داد بیان mRNA ژن TGF-&amp;beta;1 در تاندون عضلات EDL و نعلی به طور معنی داری افزایش یافت (0/001 &amp;ge; P)، در حالی که بیان mRNA ژن میوستاتین در تاندون عضله EDL به طور معنی داری کاهش نشان داد (0/001&amp;ge;P). افزایش بیان mRNA ژن MMP9 در عضلات EDL و نعلی از لحاظ آماری معنی دار نبود (0/05&lt;p).&gt; نتیجه گیری به نظر می رسد تمرین هوازی می تواند بیان ژن های درگیر در تنظیم کلاژن بافت تاندون را در یک روش وابسته به نوع عضله تعدیل کند.&lt;/p).&gt;</description>
						<author>حسن متین همائی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>فراوانی ناقلین استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متی‌سیلین در کارکنان اورژانس بیمارستان ولی‌عصر اراک</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6113&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; استافیلوکوکوس اورئوس به  عنوان یک پاتوژن شایع عفونت های بیمارستانی به شمار می رود. ناقلین بینی در کارکنان بیمارستان، از منابع اصلی عفونت های بیمارستانی محسوب می شوند. هدف از انجام این مطالعه، تعیین میزان شیوع ناقلین نازوفارنکس استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متی سیلین و آلودگی باکتریایی سطوح تلفن های همراه در کارکنان اورژانس بیمارستان ولی عصر اراک است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; در این مطالعه توصیفی سواب بینی و همچنین سطح تلفن های همراه هفتاد نفر از پرسنل اورژانس بیمارستان ولی عصر بررسی شد. ابتدا نمونه های سواب از بینی روی محیط مانیتول سالت آگار کشت داده شد، سپس سویه های استافیلوکوکوس ایزوله و با روش های استاندارد میکروب شناسی (کاتالاز، کواگولاز، تخمیر مانیتول و DNase) شناسایی شدند. در ادامه حساسیت نمونه ها نسبت به دیسک سفوکسیتین و اگزاسیلین بررسی شد و وجود ژن mecA در سویه های مذکور با روش واکنش زنجیره ای پلیمراز ارزیابی شد.&lt;br&gt;
ملاحظات اخلاقی این مطالعه با کد اخلاق IR.ARAKMU.REC.1396.282 به تصویب کمیته اخلاق معاونت پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی اراک رسید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; بر اساس نتایج، استافیلوکوکوس اورئوس از شانزده نفر از پرسنل جداسازی شد که در نفر نفر حساس به متی سیلین (MSSA) و در یازده نفر مقاوم به متی سیلین (MRSA) بود. همچنین سه تلفن همراه آلوده به استافیلوکوکوس اورئوس بود که یک نمونه مقاوم به متی سیلین و دو نمونه حساس به متی سیلین بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; این مطالعه نشان داد فراوانی سویه های استافیلوکوکوس مقاوم به متی سیلین در کارکنان اورژانس بیمارستان ولی عصر اراک قابل  توجه است؛ بنابراین با توجه به خطر عفونت های بیمارستانی ناشی از آن، برنامه ریزی جهت شناخت حاملین در میان کارکنان به منظور کنترل و پیشگیری از عفونت های بیمارستانی ضروری به نظر می رسد.&lt;/div&gt;</description>
						<author>رامین پرویزراد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر 8 هفته تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) با و بدون محدودیت کالری بر بیان ژن پروتیئن‌های کاسپاز 3 و 9 موش‌های نر صحرایی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6125&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;آپوپتوز یا مرگ برنامه ریزی شده یک فرایند زیستی فعال و برگشت پذیر است که در تنظیم تعادل بین رشد و مرگ سلولی در بافت  های مختلف به ویژه بافت میوکارد نقش اساسی دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر هشت هفته تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) با و بدون محدودیت کالری بر بیان ژن پروتیئن  های کاسپاز سه و نه موش  های نر صحرایی بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر در قالب یک طرح تجربی چند گروهی با گروه کنترل روی 30 سر موش صحرایی نر دو ماهه انجام شد. آزمودنی  ها در پنج گروه کنترل پایه، کنترل، محدودیت غذایی، تمرین و تمرین + محدودیت غذایی جایگزین شدند. گروه  های تمرینی برای پنج روز در هفته به مدت هشت هفته در برنامه  تمرین تناوبی با شدت بالا شرکت کردند. میزان بیان پروتئین  های کاسپاز سه و نه با استفاده از روش RT-PCR بررسی شد. داده  ها توسط آزمون آنالیز واریانس یک طرفه در سطح معنی  داری (05/0&gt;P) تحلیل شدند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; پروتکل این مطالعه در کمیته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی سنندج به شماره مرجع IR.MYK.REC.1397.5022 به تایید رسیده است.&lt;br&gt;
یافته ها یافته  ها نشان داد گروه تمرین کاهش معنی  داری در بیان پروتئین کاسپاز سه نسبت به گروه محدودیت غذایی+ تمرین (0/05&gt;P) داشت. همچنین گروه تمرین و تمرین+ محدودیت غذایی کاهش معنی  داری در میزان بیان پروتئین کاسپاز نُه نسبت به گروه محدودیت غذایی، کنترل پایه و کنترل (0/05&gt;P) و کاهش معنی  داری در میزان بیان پروتئین کاسپاز سه نسبت به گروه کنترل پایه و کنترل داشت (0/05&gt;P).&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;با توجه به نتایج، به نظر می رسد که تمرین تناوبی با شدت بالا با و بدون محدودیت کالری سازگاری های لازم برای مهار یا توقف آپوپتوز ناشی از تمرینات هوازی را فراهم می کند.&lt;br&gt;
&lt;span style=&quot;color:black;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:B Nazanin;&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;</description>
						<author>محمدرضا زارعلی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر تمرین هوازی مقاومتی بر سطوح پلاسمایی BFGF در بیماران کرونری پس از بای‌پس عروق کرونر</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6204&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; بیماری عروق کرونر قلب از مهم ترین علل مرگ ومیر است. فعالیت های ورزشی بعد از عمل بای پس عروق کرونر، باعث افزایش چگالی مویرگی عضله قلبی با عنوان آنژیوژنز و بهبود عملکرد قلبی عروقی می شود. عامل رشد فیبروبلاست پایه، از خانواده عوامل رشدی است و در آنژیوژنز، درمان زخم ها، توسعه جنینی و فرایندهای گسترش و تمایز نقش کلیدی دارد. هدف مطالعه حاضر، تأثیر تمرینات هوازی قاومتی بر سطوح پلاسمایی فاکتور رشدی فیبروبلاست پایه در بیماران پیوند بای پس عروق کرونری است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; نمونه های این پژوهش را سی نفر از مردان با محدوده سنی 60-45 سال که تحت عمل جراحی بای پس قرار گرفتند، تشکیل می دادند که به طور تصادفی به دو گروه آزمایش (پانزده نفر) و گروه کنترل (پانزده نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایش به مدت هشت هفته تمرین مقاومتی هوازی را انجام دادند (سه جلسه در هفته ) و گروه کنترل در این مدت بدون تمرین بودند. به منظور بررسی اندازه گیری در لنفوسیت، نمونه گیری خونی 24 ساعت قبل از شروع اولین جلسه تمرینی و همچنین 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی در حالی که همه آزمودنی ها ناشتا بودند به عمل آمد. به منظور اندازه گیری BFGF از روش آزمایشگاهی الایزا استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آزمون آماری تی استودنت مستقل و هم بسته و از آزمون شاپیرو ویلک جهت نرمال کردن داده ها در سطح معنی داری 0/05 در نرم افزار SPSS نسخه 21 استفاده شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; این پژوهش در کمیته اخلاق دانشگاه آزاد اسلامی واحد نیشابور تأیید و در سامانه کارآزمایی بالینی ایران با شماره&lt;br&gt;
IRCT20191228045919N1 ثبت شده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; هشت هفته تمرین مقاومتی هوازی سبب افزایش معنی داری در سطوح BFGF در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد (0/002=P). همچنین تغییرات قبل و بعد آزمودنی ها در گروه آزمایش نیز افزایش معناداری را در سطوح پلاسمایی BFGF نشان داد (0/002=P) که در گروه کنترل معنادار نبو د (0/758=P).&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; براساس یافته های پژوهش حاضر می توان چنین نتیجه گیری کرد که تمرین ترکیبی (مقاومتی هوازی) ممکن است با افزایش سطوح پلاسمایی BFGF سبب افزایش رگ زایی و تراکم مویرگی در بیماران پس از CABG شود.&lt;/div&gt;

&lt;div&gt;&lt;div id=&quot;ftn1&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;

&lt;div&gt;&lt;div id=&quot;ftn1&quot;&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>امیر رشیدلمیر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر حذف میکروفلور طبیعی روده بر استعداد ابتلا به تشنج در موش‌های صحرایی نر نژاد ویستار</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6243&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; صرع یک اختلال شایع مغزی است. عملکرد مغز می تواند تحت تأثیر میکروفلور طبیعی روده باشد. میکروفلورطبیعی روده نقش اساسی در تعدیل پاسخ های ایمنی، تولید متابولیت های ضروری و میانجی های عصبی ایفا می کند. این توانایی ها می تواند با حذف میکروفلور، به واسطه مصرف آنتی بیوتیک ها مختل شود. هدف مطالعه حاضر بررسی اثر حذف میکروفلور طبیعی روده بر استعداد ابتلا به تشنج و تعدیل رفتار تشنجی با مصرف پروبیوتیک های جایگزین در موش های صحرایی نر نژاد ویستار است.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; این مطالعه روی 32 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با محدوده وزنی 200 تا 250 گرم انجام شد. حیوانات به چهار گروه تقسیم بندی شدند: گروه کنترل، گروه آنتی بیوتیک، گروه پروبیوتیک و گروه آنتی بیوتیک + پروبیوتیک. جهت حذف میکروفلور، آنتی بیوتیک ها به مدت سه هفته و جهت جایگزینی میکروفلور، پروبیوتیک ها به مدت چهارهفته تجویز شد. ایجاد تشنج با تزریق درون صفاقی پنتیلن تترازول انجام شد. بررسی میکروفلوردر محیط MRS Agar و با روش پور پلیت صورت گرفت. اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم افزارگراف پد نسخه 8 و آزمون آنالیز واریانس یک طرفه و پس آزمون توکی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت (0/05&gt;P).&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; این پژوهش در کمیته اخلاقی دانشگاه علوم پزشکی اراک با کد IR.ARAKMU.REC.1395.176 تصویب شده است.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; مصرف آنتی بیوتیک ها موجب کاهش در تعداد باکتری های روده شد (0/0001&gt;P). همچنین باعث افزایش شدت و پایداری مراحل تشنج (0/05&gt;P) وکاهش تأخیر زمان شروع تشنج (0/05&gt;P) در مقایسه با گروه کنترل شد. مصرف پروبیوتیک با تعدیل میکروفلور روده (0/0001&gt;P) شدت تشنج را کاهش و تأخیر زمانی شروع تشنج را افزایش داد (0/05&gt;P).&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; حذف میکروفلور باعث استعداد ابتلا به تشنج شده واین عارضه با مصرف پروبیوتیک قابل جبران است.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;</description>
						<author>شهربانو عریان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی علل فوت در بیماران حوادث ترافیکی مراجعه کننده به بیمارستان ولی عصر اراک بر اساس اتوپسی ‌شفاهی و اتوپسی پزشکی قانونی در سال 1395‌</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6152&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; تلفات ناشی از تصادفات رانندگی یکی از سه عامل اصلی مرگ ومیر در ایران است. با توجه به اینکه تمام مرگ و میر ناشی از تصادفات در سازمان پزشکی قانونی اتوپسی می شوند و همچنین در مراکز درمانی، اتوپسی شفاهی انجام و علت مرگ مشخص می شود، بر آن شدیم تا به بررسی علت فوت گزارش شده از اتوپسی شفاهی و اتوپسی پزشکی قانونی پرداخته و نتایج حاصل از آن را با هم مقایسه کنیم.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; در این مطالعه که به صورت توصیفی انجام شد، بیماران فوتی که بر اثر صدمات ناشی از تصادفات رانندگی طی سال 1395 در بیمارستان ولی عصر اراک بستری شده بودند و سپس جهت انجام کالبد شکافی به مرکز پزشکی قانونی ارجاع داده شده بودند، وارد مطالعه شدند و علت فوت تعیین شده در بیمارستان ولی عصر با نتیجه کالبد شکافی پزشکی قانونی بررسی و با هم مقایسه شدند.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; این پژوهش با کد IR.ARAKMU.REC.1395.226 توسط کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی اراک تصویب شده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; از مجموع 8153 بیمار دچار حوادث ترافیکی ارجاع شده به بیمارستان ولی عصر اراک، 109 بیمار (1/33 درصد) فوت شدند. همچنین 59/6 درصد از بیماران فوت شده در طی 24 ساعت اول تصادف جان خود را از دست داده بوده اند. بیشترین علت مرگ بر اساس نتیجه اعلام شده از اتوپسی شفاهی &amp;laquo;آسیب متعدد&amp;raquo; بوده است که در 45 بیمار معادل 49/5 درصد از بیماران وجود داشته است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; فراوانی مرگ در بین بیمارانی که دچار حوادث جاده ای شده بودند و به مرکز آموزشی درمانی ولی عصر اراک مراجعه کرده بودند برابر 1/33 درصد بوده است که با توجه به استانداردهای موجود و با توجه به اینکه میزان مرگ و میر در این مرکز کمتر از 1/5 درصد است، به نظر می رسد که سطح ارائه خدمات در این مرکز مطلوب است.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;</description>
						<author>سید محمد جمالیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ساخت برنامه آموزشی لب‌خوانی و بررسی اثر آن بر بازشناسی گفتار افراد 18تا25‌ساله با شنوایی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6226&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; لب خوانی، استخراج داده های گفتاری از فعالیت قسمت تحتانی چهره به ویژه آرواره ها، لب ها، زبان و دندان هاست که در افراد شنوا مهارتی طبیعی محسوب می شود. هدف اصلی لب خوانی، افزایش استقلال افراد دچار نقص شنوایی است. دیدن حرکات صورت گوینده به طور قابل ملاحظه ای توانایی درک واژگان گفته شده را افزایش می دهد، به خصوص در محیط هایی که نویز در آن وجود دارد. درواقع این نکته نشان دهنده نقش مؤثر سیگنال های دیداری است. در پژوهش حاضر به بررسی اثر آموزش بر مهارت لب خوانی افراد 18 تا 25 ساله با طراحی و ساخت یک برنامه آموزشی لب خوانی پرداختیم.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; از آزمون لب خوانی سارا 1 و 2 برای ارزیابی مهارت لب خوانی و بررسی اثرآموزش لب خوانی بر بازشناسی گفتار نمونه های حاضر در مطالعه استفاده شد. مطالعه مداخله ای نیمه تجربی حاضر روی 27 نفر از دانشجویان پسر که به شیوه نمونه گیری غیرتصادفی و دردسترس انتخاب شدند، انجام شد. برای تحلیل داده ها،آزمون های آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر و آزمون مک نمار مورد استفاده قرار گرفتند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; کسب رضایت آگاهانه و در اختیار قرار دادن نتایج، از اصول اخلاقی در این پژوهش بود. این پژوهش با کد IR.SBMU.REC.1394.144 به تصویب کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی رسیده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; بین امتیازات آزمون لب خوانی سارا 1 در 2 موقعیت قبل از آموزش و بعد از آموزش تفاوت معناداری وجود داشت(P=0/000) و امتیازات آزمون لب خوانی سارا 2 نیز در 2 موقعیت تفاوت معناداری را نشان داد (P=0/000). همچنین بین امتیازات، هم خوان واکه، در موقعیت قبل از آموزش لب خوانی و بعد از آن نیز تفاوت معناداری وجود داشت (P&lt;0/05). بررسی امتیازات لب خوانی شش واکه اصلی نیز نشان دهنده تفاوت معنا دار در دو موقعیت قبل و بعد از آموزش بود (P=0/000).&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; یافته های مطالعه حاضر نشان دادند آموزش لب خوانی اثر مثبتی بر توانایی لب خوانی در افراد دارد و امکان بهبود توانایی لب خوانی بعد از آموزش وجود دارد.&lt;/div&gt;</description>
						<author>علی محمدزاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی عوامل مؤثر بر الگوی باروری شهر اراک در سال 1396 با مدل معادلات ساختاری</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6252&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; الگوی باروری از مهم ترین عوامل تعیین کننده نوسانات جمعیتی است. عوامل فردی و اجتماعی مختلفی این الگو را تحت تأثیر قرار می دهند. مطالعه حاضر با هدف تعیین عوامل مؤثر بر الگوی باروری با استفاده از مدل معادلات ساختاری صورت گرفت.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; در این مطالعه مقطعی، از بین زنان متأهل در سنین فرزندآوری که به عنوان همراه بیمار به بیمارستان های طالقانی، ولیعصر و امیرالمؤمنین اراک مراجعه کرده بودند، 384 خانم به شیوه نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. پس از کسب رضایت شفاهی شرکت در مطالعه، چک لیست محقق ساخته برای آن ها تکمیل شد. برای سنجش اثر متغیرهای مهم فردی و اجتماعی بر الگوی باروری از مدل معادلات ساختاری استفاده شد و تجزیه  و تحلیل اطلاعات با نرم افزارهای AMOUS نسخه 11 و SPSS نسخه 22 انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; این مطالعه با کد اخلاق IR.ARAKMU.REC.1396.4 توسط کمیته اخلاق پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی اراک به ثبت رسید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; میانگین و انحراف معیار سنی افراد شرکت کننده در مطالعه 11/19&amp;plusmn; 40/03 بود. متغیرهای مؤثر بر الگوی باروری با استفاده از مدل معادلات ساختاری به ترتیب شامل نوع فعالیت ورزشی فرد، روش  پیشگیری از بارداری، نوع درمان ناباروری و مدت زمان استفاده از روش های پیشگیری بودند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; نتایج نشان داد فعالیت بدنی، روش  پیشگیری از بارداری و مدت زمان استفاده از این روش و نوع درمان ناباروری با الگو باروری رابطه دارند. با شناخت عوامل مؤثر بر الگوی باروری و افزایش آگاهی زوجین جوان، می توان به اصلاح الگوی باروری کمک کرد.&amp;nbsp;</description>
						<author>رسول نجفی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پیش‌بینی بیوانفورماتیک miRNA‌های هدف‌گیرنده ژن‌های E6 و E7 ویروس پاپیلومای انسانی تیپ 16 و 18 در سرطان دهانه رحم</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6156&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; سرطان دهانه رحم (CC) سومین بدخیمی شایع در خانم هاست که عمده ترین علت ایجاد آن، ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) است. دو انکوژن E6 و E7 این ویروس در روند تومورزایی آن نقش مهمی ایفا می کنند. امروزه، روش های موجود برای غربالگری CC توانایی تشخیص بیماری را در مراحل اولیه ندارند؛ بنابراین، شناسایی بیومارکر های جدید جهت تشخیص به موقع این سرطان حائز اهمیت است. بدین منظور، در مطالعه حاضر، miRNA های هدف گیرنده دو انکوژن E6 و E7 ویروس پاپیلومای انسانی (تیپ 16 و 18) در CC با روش های بیوانفورماتیکی مورد بررسی قرار گرفتند.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; ابتدا با استفاده از پایگاه NCBI توالی ژن های E6 و E7 برای هر دو تیپ 16 و 18 ویروس پاپیلومای انسانی به دست آمد. سپس با استفاده از پایگاه های بیوانفورماتیکی miRBase و RNA22 مناسب ترین miRNA های هدف گیرنده ژن های مذکور انتخاب شدند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; این مطالعه در کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی اراک تصویب شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; با توجه به میزان p-value به دست آمده از پایگاه های بیوانفورماتیکی، miRNA های (p-value=7/51e-2) miR-92a-5p miR-195-3p (p-value=2.24e-1) ، miR-34a-5p (p-value=2.73e-1) و miR-155-5p (p-value=4.95e-2) برای دو ژن E6 و E7 معرفی شدند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; نتایج حاصل از بررسی های بیوانفورماتیکی نشان داد از بین چهار miRNA شناسایی شده، احتمالاً miR-155-5p و miR-92a-5p به ترتیب به عنوان miRNA های هدف گیرنده اختصاصی ژن های E6 و E7 هستند؛ بنابراین، به نظر می رسد این miRNA ها می توانند کاندید مناسبی برای مطالعات آزمایشگاهی در بیماران مبتلا به CC باشند.&lt;br&gt;
&lt;span style=&quot;font-family:Times New Roman,serif;&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>مهدیه موندنی زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر 14 روز مکمل‌‌دهی کوآنزیم Q10 بر شاخص‌‌های آسیب عضلانی و خستگی متعاقب یک وهله فعالیت ورزشی وامانده‌ساز در مردان غیرفعال</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=3653&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; انجام فعالیت  های ورزشی هوازی با افزایش کراتین کیناز و لاکتات خون بلافاصله پس از فعالیت همراه است که باعث افزایش آسیب  های عضلانی و تغییرات نامطلوب بسیاری از شاخص  های آسیب سلولی از جمله کراتین کیناز تام سرمی می  شود. در چنین مواقعی مصرف مواد و مکمل  های تغذیه  ای مانند کوآنزیم Q10 با افزایش توان بافری احتمالاً از آسیب  های فشار متابولیکی پیشگیری می کند. با این حال، در رابطه با اثرات این ماده  غذایی بر شاخص  های آسیب عضلانی و خستگی ناشی از انجام فعالیت  های ورزشی، مطالعات جامعی صورت نگرفته است.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; به همین منظور بیست مرد غیرفعال داوطلب به  طور تصادفی و دوسویه  کور در دو گروه ده نفره مکمل کوآنزیم Q10 (2/5 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن) و شبه  دارو (2/5 میلی گرم دکستروز به ازای هر کیلوگرم وزن بدن) تقسیم شدند. همه آزمودنی  ها پس از چهارده روز مکمل  سازی در قرارداد تمرینی آزمون بروس شرکت کردند. خون  گیری در چهار مرحله شامل حالت پایه، پس از مکمل  سازی، بلافاصله پس از فعالیت ورزشی و دو ساعت پس از فعالیت، انجام شد. شاخص  های کراتین  کیناز، لاکتات و کورتیزول هر دو گروه طی این چهار مرحله اندازه گیری شد. داده ها به صورت میانگین و انحراف استاندارد با استفاده از آزمون های تحلیل واریانس مکرر، تعقیبی بونفرونی و تی  مستقل با کمک نرم افزار SPSS نسخه 17 در سطح معنی داری 0/05 بررسی شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; این مقاله با کد اخلاق IRCT201203104663N8 به تصویب کمیته اخلاق دانشکده علوم پزشکی تبریز رسیده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج حاکی است که مصرف چهارده روزه  مکمل کوآنزیم Q10 در حالت پایه بر میزان کورتیزول تأثیر معنی داری می گذارد (0/05&gt;P). به  علاوه، یک جلسه فعالیت هوازی وامانده ساز باعث افزایش کراتین  کیناز و لاکتات شد (0/05&gt;P). از طرفی، کراتین کیناز دو گروه تفاوت معنی داری پس از فعالیت ورزشی نداشت (0/05&lt;p).&lt;br&gt; &lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; بر اساس نتایج مطالعه  حاضر، مکمل سازی چهارده روزه کوآنزیم Q10 ممکن است بتواند از آسیب سلولی ناشی از فعالیت هوازی وامانده ساز در مردان غیرفعال کاسته و از افزایش میزان لاکتات خون ممانعت به عمل آورد.&lt;/p).&lt;br&gt;</description>
						<author>توحید خانواری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر هشت هفته ماساژ بر میزان فشار خون، ضربان قلب و پروتئین واکنشگر C زنان مبتلا به پرفشاری خون</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6139&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div id=&quot;_com_4&quot; uage=&quot;JavaScript&quot;&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; پرفشاری خون یک بیماری شایع و فراگیر است که می تواند سبب آسیب های قلبی عروقی و نارسایی کلیه شود. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر هشت هفته ماساژ بر میزان فشار خون، ضربان قلب و پروتئین واکنشگر C زنان با پرفشاری خون است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; در این پژوهش نیمه تجربی، 44 زن داوطلبانه با میانگین سن 5/31 &amp;plusmn;42/12 سال از بین زنان مراجعه کننده به پلی کلینیک تخصصی شرکت نفت شهرستان اراک که مبتلا به پرفشاری خون بودند، شرکت کردند. چهار زن بنا به دلایلی از ادامه همکاری در این پژوهش منصرف شدند و بقیه شرکت کنندگان در دو گروه آزمایش (ماساژ) و کنترل قرار گرفتند. در گروه ماساژ، مداخله (سه جلسه در هفته، هر جلسه60-45 دقیقه) در ناحیه پشت و اندام فوقانی و تحتانی، به مدت هشت هفته انجام شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تی وابسته و مستقل با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 25 در سطح معنی داری (P&amp;le; 0/05) انجام گرفت.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; این مطالعه با کد اخلاق 26-160-92 توسط کمیته اخلاق پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی اراک به تصویب رسیده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج نشان داد هشت هفته ماساژ باعث کاهش فشار خون (0/001=P) و ضربان قلب (0/001=P) و همچنین پروتئین واکنشگر &amp;nbsp;(0/001=P) در زنان گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل (0/62=P) می شود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; یافته های این پژوهش نشان داد که ماساژ به مدت هشت هفته یک روش مناسب و کارآمد برای بهبود فشار خون سیستولی، دیاستولی، ضربان قلب و پروتئین واکنشگر C در بیماران مبتلا به پرفشاری خون است.&lt;/div&gt;

&lt;div&gt;
&lt;div&gt;&lt;div id=&quot;_com_1&quot; uage=&quot;JavaScript&quot;&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;</description>
						<author>شهناز شهرجردی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>واکاوی تجربه زیست- جهان دختری جوان با بیماری میاستنی گراویس: گزارش مورد کیفی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6280&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; میاستنی گراویس یک بیماری خودایمنی عصبی عضلانی است که با علائم خستگی و کژکارکردی سیستم عصبی ماهیچه ای همراه است. این بیماری به طور وسیعی جنبه های گوناگونی از زندگی بیمار را متأثر می کند و بر ادراک و برداشت فرد از کیفیت زندگی پیرامونش تأثیر دارد. هدف از این مطالعه تبیین و واکاوی تجربه های زندگی با بیماری میاستنی گراویس در دختری جوان است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; این گزارش مورد کیفی از نوع پدیدارشناسی هرمنوتیک است که تجربیات زندگی با بیماری میاستنی گراویس را در یک دختر جوان 27 ساله در سال 1398 بررسی کرده است. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری شده و با استفاده از رویکرد پدیدارشناسی ون منن تحلیل شدند.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; این مطالعه در کمیته اخلاق پژوهشی دانشگاه خاتم با کد مصوب پژوهشی شماره 3299 / 100 /ص/ 98 به ثبت رسیده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; تحلیل مضمامین استخراج شده از مصاحبه، آشکار کرد که بیماری میاستنی گراویس تمام جوانب زیست جهان بیمار را متأثر از خود ساخته است. این چهار جنبه شامل زیست با زمان، جسم، فضا و دیگران بوده است. درنهایت، سه مضمون به هم پیوسته از ادارک و برداشت بیمار از دنیای پیرامونی اش به دست آمد که شامل ضعف جسمانی، ابهام در آینده و ناامیدی بودند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر تصویر و درک روشنی از مشکلات زندگی با این بیماری را در یک دختر جوان نشان می دهد. دنیای پدیداری که آمیخته با ضعف جسمانی، ابهام در آینده و ناامیدی است و نشانگر رنج و ناراحتی ای است که بیمار در پی ابتلا به این بیماری تجربه می کند. نتایج این مطالعه به آگاهی متخصصان درمانی و توان بخشی در زمینه کار و پژوهش در بیماری نورولوژیکی میاستنی گراویس کمک می کند.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;</description>
						<author>آناهیتا خدابخشی کولایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
