<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشگاه علوم پزشكي اراك </title>
<link>http://jams.arakmu.ac.ir</link>
<description>مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک - مقالات نشریه - سال 1399 جلد23 شماره2</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1399/2/12</pubDate>

					<item>
						<title>مدل کاهش سوءمصرف مواد در نوجوانان دیابتی: نقش افسردگی و استرس با میانجیگری مهارت‌های حل مسئله و تعارض</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6182&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: دیابت یکی از شایع ترین بیماری های مزمن در کودکان و نوجوانان است و به دلیل مشکلات خاص خود گاهی از طریق کاهش سلامت و افزایش استرس و افسردگی باعث افزایش سوءمصرف مواد در نوجوانان می شود. بنابراین، مطالعه حاضر با هدف بررسی مدل کاهش سوءمصرف مواد در نوجوانان دیابتی: نقش افسردگی و استرس با میانجیگری مهارت های حل مسئله و تعارض انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt;: این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش شامل نوجوانان دیابتی عضو انجمن دیابت شهر ارومیه و مراجعه کننده به بیمارستان امام خمینی (ره) و مراجعه کننده به پزشکان متخصص دیابت شهر ارومیه در فصل بهار سال 1398 بود. از میان اعضای جامعه، 206 نفر با روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس غربالگری سوءمصرف مواد-نسخه نوجوانان (میلر و لازوسکی، 2001) و پرسش نامه های افسردگی (بک و همکاران، 1988)، استرس (کوهن و همکاران، 1983)، مهارت های حل مسئله (هپنر و پترسن، 1982) و مهارت های حل تعارض (ویکز، 1994) بود. داده ها با استفاده از روش های ضرایب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS و LISREL تحلیل شدند.&lt;br&gt;
ملاحظات اخلاقی در این پژوهش، تمامی اصول اخلاق در پژوهش رعایت شده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: یافته ها نشان داد که افسردگی و استرس به طور مستقیم بر مهارت های حل مسئله و تعارض اثر منفی و معنادار دارند، اما بر سوءمصرف مواد اثر مستقیم و معناداری نداشتند؛ همچنین مهارت های حل مسئله و تعارض به طور مستقیم بر سوءمصرف مواد اثر منفی و معنادار داشتند. علاوه براین، افسردگی و استرس به طور غیرمستقیم از طریق مهارت های حل مسئله و تعارض بر سوءمصرف مواد اثر معنادار داشتند (0/05&gt;P).&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: نتایج نشان داد که افسردگی و استرس از طریق کاهش مهارت های حل مسئله و تعارض می توانند باعث افزایش سوءمصرف مواد در نوجوانان دیابتی شوند؛ بنابراین برای کاهش سوءمصرف مواد در نوجوانان دیابتی باید به دنبال راهکارهایی برای کاهش افسردگی و استرس و افزایش مهارت های حل مسئله و تعارض بود که برگزاری کارگاه های آموزشی برای این منظور توصیه می شود.</description>
						<author>علی زینالی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اضطراب مرتبط با درد و تنظیم شناختی هیجان در بیماران سرطان سینه= مطالعه کارآزمایی بالینی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6144&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; سرطان سینه بیماری شایعی در بین زنان است که تأثیر عمیقی بر سلامت روان، تجربه درد می گذارد و باعث می شود بیماران از افکار مرتبط اجتناب کنند؛ بنابراین هدف از این طرح، ارزیابی اثربخشی روش گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تهعد بر اضطراب مرتبط با درد و تنظیم شناختی هیجانی در بیماران سرطان سینه است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; این پژوهش از نوع بررسی های نیمه تجربی از نوع آزمایشی بود. ۶۸ زن مبتلا به سرطان سینه به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و پس از اعلام آمادگی، پرسش نامه اضطراب درد و تنظیم شناختی هیجان را تکمیل کردند. سپس به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش (۳۴ نفر گروه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد) و گروه کنترل (۳۴ نفر) تقسیم شدند. افراد گروه آزمایش در فرایند ۸ جلسه گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد قرار گرفتند. گروه کنترل درمانی دریافت نکرد. پیش از درمان و یک هفته پس از آن، پرسشنامه های اضطراب درد و تنظیم شناختی هیجان در اختیاران گروه آزمایش و کنترل قرار گرفت. داده های جمع آوری شده با کمک آزمون های t، x2 و تحلیل کوورایانس تک متغیره و چندمتغیره &amp;nbsp;با نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; در این پژوهش، تمامی اصول اخلاق در پژوهش رعایت شده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج تحلیل نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد موجب بهبود اضطراب درد (5/1&amp;plusmn;44/8:Mean&amp;plusmn;SD)، تنظیم شناختی هیجان منفی (1/5&amp;plusmn;40/8:Mean&amp;plusmn;SD) مثبت (5/7&amp;plusmn;39/8:Mean&amp;plusmn;SD) شده است (0/001=P).&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; نتایج این مطالعه نشان می دهد که درمان های روان شناختی بر مؤلفه های روانی مرتبط با بیماری های سرطان تأثیرگذار است و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد می تواند به بیمار کمک کند تا افکار منفی و شرایط بیماری خود را بپذیرد.&lt;/div&gt;</description>
						<author>شیرین زینالی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه اثربخشی و سرعت اندانسترون با مپریدین در درمان لرز بعد از بیهوشی عمومی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6104&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; لرز از عوارض شایع پس از بیهوشی و جراحی است و به دلیل عوارض متعدد متعاقبش، پیشگیری و درمان آن اهمیت ویژه ای برای متخصصان بیهوشی دارد. در این مطالعه، اثربخشی و سرِعت اثر داروی مپریدین که بالقوه عامل بروز عوارض همودینامیک و تنفسی است، با داروی اندانسترون مقایسه شده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; در این مطالعه کارآزمایی بالینی، بیماران دچار لرز پس از بیهوشی در ریکاوری پس از تعیین اسکور لرز به صورت تصادفی در دو گروه قرار گرفتند و با داروی مپریدین یا اندانسترون درمان شدند. اسکور لرز آن ها هر دقیقه تا 10 دقیقه ثبت شد و در انتهای 10 دقیقه در صورت عدم بهبود بیماران از داروی مپریدین در هر دو گروه برای کنترل لرز استفاده شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; این پژوهش در کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی ایران تأیید و در سامانه کارآزمایی بالینی ایران با شماره IRCT201109224969N3 &amp;nbsp;ثبت شده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: 27 بیمار در گروه مپریدین و 29 بیمار در گروه اندانسترون تحت آنالیز آماری قرار گرفتند. تعداد بیماران کاملاً درمان شده در دقیقه دهم در گروه مپریدین بیشتر بود (P=0.05) و همچنین کاهش میانیگن اسکور لرز در گروه مپریدین سریع تر اتفاق افتاد. (P=0.047)&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; گرچه اندانسترون در درمان لرز مؤثر نشان داده شده، ولی اثربخشی و سرعت اثر مپریدین در کنترل این عارضه به طور واضح بهتر بوده است.&lt;/div&gt;</description>
						<author>علیرضا پورنجفیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثرات ال‌دوپا، SCH23390 هیدروکلراید و سولپرید بر آدیپونکتین و هورمون لوتئینه‌کننده در مدل حیوانی در سندروم تخمدان پلی‌کیستیک</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6202&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; در افراد مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک (PCOS) ترشح هورمون لوتئینه کننده (LH) افزایش و ترشح آدیپونکتین و آزادسازی دوپامین کاهش می یابد. دوپامین و آدیپونکتین اثرات مهاری بر ترشح LH دارند. در تحقیق حاضر اثرات تزریق ال دوپا و آنتاگونیست های گیرنده &amp;nbsp;دوپامین بر ترشح LH و بیان ژن آدیپونکتین در موش های صحرایی PCOS بررسی شد تا مشخص شود که آیا ممکن است مسیر دوپامینرژِیکی از طریق تأثیر بر آدیپونکتین در کاهش LH دخیل باشد.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; بعد از ایجاد PCOS با تزریق استرادیول والرات، پانزده موش صحرایی PCOS به سه گروه شامل گروه های دریافت کننده سالین، mg/kg 100 ال دوپا یا تزریق هم زمان mg/kg 10 سولپرید، mg/kg 1 SCH23390 هیدروکلراید و mg/kg 100 ال دوپا تقسیم شدند. پنج موش صحرایی سالم به عنوان کنترل منفی، سالین را دریافت کردند. غلظت سرمی LH با روش رادیوایمنواسی و بیان نسبی ژن آدیپونکتین در تخمدان و هیپوتالاموس با روش ریل تایم PCR اندازه گیری شد.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; این تحقیق در کمیته پژوهشی دانشگاه محقق اردبیلی (کد: 1- 125 - 95) تأیید شده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: القای PCOS سبب افزایش معنی دار میانگین غلظت سرمی LH و کاهش معنی دار میانگین بیان نسبی ژن آدیپونکتین در تخمدان و هیپوتالاموس در مقایسه با گروه کنترل شد. تزریق ال دوپا سبب کاهش معنی دار غلظت سرمی LH و افزایش معنی دار بیان ژن آدیپونکتین در هیپوتالاموس در مقایسه با گروه PCOS شد؛ ولی آن بیان ژن آدیپونکتین در تخمدان را به طور معنی داری افزایش نداد. آنتاگونیست های گیرنده دوپامین اثرات ال دوپا بر LH و بیان نسبی ژن آدیپونکتین در هیپوتالاموس را مهار کردند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: مسیر پیام رسانی دوپامینرژیکی ممکن است تاحدودی از طریق افزایش بیان ژن آدیپونکتین در هیپوتالاموس در کاهش ترشح LH در موش های صحرایی PCOS دخیل باشد.&lt;/div&gt;</description>
						<author>فریبا محمودی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی اثر مهارکنندگی و ضدمیکروبی اسانس گیاه نعناع فلفلی بر پاتوژن‌های بیماری‌های پریودنتال</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6165&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; اگرچه راه هایی ازجمله استفاده از دهان شویه برای جلوگیری از بیماری های پریودنتال وجود دارد، اما این بیماری ها همچنان از شایع ترین بیماری های دهان و دندان هستند. با توجه به عوارض روش های شیمیایی، مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر احتمالی ضدباکتریال گیاه نعناع فلفلی علیه پاتوژن های پریودنتال انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; بررسی اثر ضدمیکروبی اسانس نعناع فلفلی با استفاده از روش های دیسک دیفیوژن و میکروپلیت دایلوشن بر چهار باکتری انتروکوکوس فکالیس، استرپتوکوکوس سانگوئیس، ایکنلا کورودنس و اکتیتومایسس ویسکوز انجام شد؛ همچنین حداقل غلظت مهارکنندگی و حداقل غلظت کشندگی اسانس نیز برای هر چهار باکتری تعیین شد. میزان بیوفیلم از طریق محاسبه میانگین بیوفیلم تشکیل شده سه چاهک و مقایسه آن با جذب نوری کنترل منفی و با استفاده از دستگاه الایزاریدر به دست آمد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; این مطالعه با کد اخلاق1397.15 IR.ARAKMU.REC. به تصویب کمیته اخلاق معاونت پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی اراک رسید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج تست دیسک دیفیوژن بیان داشت که اسانس با غلظت 0/1 گرم بر میلی لیتر از گیاه، اثر مهاری بر رشد انتروکوک فکالیس و استرپتوکوک سانگوئیس دارد. اسانس خالص گیاه به ترتیب از قوی ترین اثر به ضعیف ترین روی استرپتوکوک سانگوئیس ، انتروکوک فکالیس، اکتینومایسس ویسکوز و ایکنلا کورودنس اثر مهاری نشان داد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; نتایج این مطالعه نشان داد که گیاه نعناع فلفلی دارای خاصیت آنتی باکتریال بر باکتری های ایکنلا کورودنس ، اکتینومایسس ویسکوز، استرپتوکوک سانگوئیس و انتروکوک فکالیس است. اثر مهاری اسانس این گیاه نیز نشان داده شد؛ لذا می توان گفت که گیاه نعناع فلفلی به عنوان یک آنتی باکتریال طبیعی و مؤثر، کاربرد احتمالی در پیشگیری از بیماری های پریودنتال دارد.&lt;/div&gt;</description>
						<author>مجتبی بیانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تغییرات بیان ژن‌های دخیل در خودخواری شبکه آندوپلاسمی در مدل‌های حیوانی بیماری آلزایمر با استفاده از ابزارهای زیست داده‌ورزی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6123&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; بررسی ارتباط بین خودخواری شبکه آندوپلاسمی (ER-phagy) و بیماری آلزایمر با استفاده از تجزیه وتحلیل الگوهای بیان ژن های مرتبط با آن در مدل های حیوانی.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;داده های به دست آمده از روش ریزآرایه بافت های مغز آلزایمز از پایگاه داده GEO استخراج و با نرم افزار آنلاین GEOR2 آنالیز شد؛ سپس بیان ژن های مرتبط با ER-phagy جدا شده و برای ژن هایی که افزایش بیان داشتند، از طریق پایگاه داده STRING شبکه پروتئینی رسم شد. درنهایت کل ارتباطات ژن هایی که افزایش بیان معنادار داشتند، طراحی و بیان ژن های جدید یافت شده در هر مطالعه بررسی شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; تمامی ملاحظات اخلاقی در انجام این پژوهش رعایت شده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; ژن های دخیل در ER-phagy بیان پراکنده ای را در مدل های مختلف بیماری آلزایمر نشان دادند. در ژن تنظیم کننده ER-phagy1 (FAM134B) در مطالعات دارای جهش در ژن پروتئین مرتبط با میکروتوبول تائو (MAPT) و دارای جهش در ژن پروتئین پیشساز آمیلوئیدبتا (APP) افزایش بیان مشاهده شد؛ همچنین در دو مطالعه که دارای جهش در ژن های APP، پرسینیلین 1 (PSEN1) و MAPT بودند، افزایش ژن منتقل کننده کلسترول داخل سلولی ۱ (NPC1) مشاهده شد. از طرف دیگر، ژن های همولوگ شبکه آندوپلاسمی ((Sec62 و پیشرفت چرخه سلولی ۱ (Ccpg1) هر دو در یک مطالعه کاهش بیان را نشان دادند. درنهایت، ژن رتیکولون ۳ (Rtn3) در هیچ مطالعه ای بیان معنی داری نشان نداد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; مشخص شد که ژن های دخیل در ER-phagy بیان پراکنده ای در مدل های مختلف بیماری آلزایمر دارند. از ژن های دخیل در ER-phagy تنها افزایش دو ژن FAM134B و NPC1 احتمالاً در بیماری آلزایمر نقش دارند. به نظر می رسد که ژن &amp;nbsp;FAM134B در قسمت هیپوکامپ و مغز قدامی با ژن Wnk1 که در بقا و تکثیر سلولی نقش خود را ایفا می کند و تنها در قسمت مغز قدامی با ژن Map1lc3b که در حذف فاگوزوم ها و یوبی کوئیتینه کردن پروتئین ها عمل می کند، همکاری دارد. به نظر می رسد NPC1 &amp;nbsp;در ناحیه زیربطنی با ژن Abcg1 که هومئوستاز لیپیدها را فعال می کند، همکاری دارد.&lt;/div&gt;</description>
						<author>ناصر سنچولی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بهبود دیس‌لیپیدمی و کاهش خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی-عروقی با استفاده از پروبیوتیک بیوفلورا و عصاره دارچین در رت‌های دیابتی‌شده با استرپتوزوتوسین</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6172&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; دیابت یکی از مهم ترین عوامل مرگ و میر در انسان هاست که با تغییر شیوه زندگی، شیوع آن به سرعت رو به گسترش است. از علائم این بیماری متابولیک، افزایش قند خون و دیس لیپیدمی است. کنترل این بیماری با استفاده از محصولات طبیعی در دنیا بسیار مورد توجه قرار گرفته است. هدف از این تحقیق، بررسی تأثیر پروبیوتیک بیوفلورا و عصاره آبی دارچین در بهبود سطح گلوکز و دیس لیپیدمی حاصله از دیابت و کاهش خطر ابتلا به بیماری های قلبی-عروقی بود.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; 35 رت نر نژاد ویستار به صورت تصادفی در 5 گروه کنترل منفی، کنترل مثبت دیابتی، پروبیوتیک، عصاره دارچین و پروبیوتیک توأم با عصاره دارچین، گروه بندی شدند. القای دیابت با تزریق درون صفاقی استرپتوزوتوسین انجام شد. گروه های تیمار به مدت 30 روز CFUs 108&amp;times;2/3 پروبیوتیک و یا mg/kg 200 عصاره آبی دارچین دریافت کردند. در پایان دوره آزمون، تغییرات وزنی رت ها، قند خون، الگوی لیپیدی، hs-CRP و شاخص آتروژنی به منظور پیش بینی خطر ابتلا به بیماری های قلبی-عروقی تعیین شد.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; این پژوهش با کد اخلاق IR.IAU.ARAK.REC.1397.005 در مرکز پژوهش های زیست پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی اراک به تصویب رسیده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; یافته های پژوهش نشان داد ابتلا به دیابت سبب کاهش شدید وزن رت ها شد، اما در گروه های دریافت کننده پروبیوتیک کاهش وزن کمتری مشاهده شد. به کارگیری پروبیوتیک و دارچین به صورت مؤثری سبب کاهش قند خون شد. پروبیوتیک بیوفلورا سبب کاهش میزان تری گلیسرید، کلسترول و LDL-C &amp;nbsp;سرمی خون شد. در گروه تیمار شده با دارچین، تری گلیسرید خون نسبت به گروه کنترل مثبت، کاهش معنی دار داشت. شاخص آتروژنی و مارکر التهابی hs-CRP در گروه های تیمار شده با پروبیوتیک، کاهش معنی داری نسبت به گروه کنترل منفی و مثبت نشان داد. هیچ گونه سینرژی در استفاده توأم پروبیوتیک و عصاره آبی دارچین دیده نشد.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; بیوفلورا با بهبود الگوی میکروبیوتای روده، کاهش قند خون و بهبود الگوی لیپیدی، به صورت مؤثری از دیس لیپیدی ناشی از دیابت ممانعت می کند و درنتیجه خطر ابتلا به بیماری های قلبی-عروقی را کاهش می دهد.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;</description>
						<author>پروانه جعفری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه تأثیر روش‌های مختلف آگاهی‌بخشی بر پذیرش روش‌های کنترل رفتاری کودکان توسط والدین  (یک مطالعه نیمه‌تجربی)</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6176&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; پذیرش والدین یک اصل مهم در انتخاب روش کنترل رفتاری مناسب در درمان دندان پزشکی کودکان است. هدف از این مطالعه، بررسی تأثیر روش های مختلف آگاهی بخشی بر پذیرش والدین در خصوص روش های کنترل رفتاری مورد استفاده در دندان پزشکی کودکان بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; در این مطالعه نیمه تجربی، 162 نفر از والدین کودکان 7-3 ساله غیرهمکار کاندید درمان دندان پزشکی وارد مطالعه شده و با نمونه گیری تصادفی ساده به 3 گروه تقسیم شدند؛ سپس پذیرش آن ها در خصوص 6 تکنیک کنترل رفتاری شامل بیهوشی عمومی، کنترل صدا، جدایی والدین، قرار دادن دست روی دهان کودک، محدودیت فیزیکی فعال و غیرفعال با استفاده از پرسش نامه ارزیابی شد. پس از تعیین میزان پذیرش، آگاهی بخشی والدین در مورد روش های کنترل رفتاری کودکان با استفاده از 3 روش مختلف شامل روش های کتبی، شفاهی و نمایش فیلم انجام شد و درنهایت پذیرش آن ها نسبت به هر تکنیک و دلایل عدم پذیرش آن ها مجدداً ارزیابی شد. نتایج پرسش نامه ها نیز با استفاده از آزمون های آماری ANOVA و t-test و نرم افزار SPSS23 آنالیز شد.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; این مطالعه با کد اخلاق IR.ARAKMU.REC.1398.102 در کمیته اخلاق پژوهش دانشگاه علوم پزشکی اراک به ثبت رسیده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; روش های آگاهی بخشی به طور معناداری موجب افزایش پذیرش والدین نسبت به روش های کنترل رفتاری کودکان شد. طبق نتایج حاصل از این مطالعه، تأثیر نمایش فیلم در بیهوشی عمومی به طور معناداری کمتر از سایر روش ها بود (P&lt;0.05)؛ درحالی که در روش محدودسازی فعال، تأثیر نمایش فیلم بیشتر از سایر روش ها بود (P&lt;0.05) و در سایر روش های کنترل رفتاری، تفاوت آماری معناداری بین تأثیر روش های آگاهی بخشی مختلف مشاهده نشد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; آگاهی بخشی به والدین به طور چشم گیری، پذیرش روش های کنترل رفتاری را افزایش می دهد. آگاهی بخشی به کمک فیلم در روش کنترل رفتاری محدودسازی فیزیکی، مؤثرترین روش در افزایش پذیرش والدین است، درحالی که به نظر می رسد در روش کنترل رفتاری بیهوشی &amp;nbsp;عمومی، سایر روش های آگاهی بخشی مؤثرتر هستند.&lt;/div&gt;</description>
						<author>حمید سرلک</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی همراهی تغییر ژنتیکی rs8506 C&gt;T در توالی lincRNA-NR_024015 در جایگاه اتصالی miR-526b انسانی با خطر وقوع سرطان پستان</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6111&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; RNA های بلند غیرکدکننده (lncRNA) به عنوان یک کلاس مهم از RNA ها با نقش های بنیادی در تنظیم بیان ژن گزارش شده اند و بنابراین در تکوین انواع سرطان ها درگیر هستند. مطالعه گسترده ژنومی GWAS برای شناسایی لوکوس های وابسته به فنوتیپ در توالی های غیرکدکننده استفاده می شود. باوجوداین عملکردهای بیولوژیک و ارتباطات دقیق میان لوکوس های وابسته به فنوتیپ و lncRNA ها هنوز به طور کامل شناسایی نشده اند. تاکنون هیچ داده ای در ارتباط با همراهی میان پلی مورفیسم lincRNA-NR_024015 (rs8506C&gt;T) در جایگاه اتصالی miR-526b و استعداد ابتلا به سرطان پستان (BC) و فاکتورهای بالینی گزارش نشده است. بنابراین، هدف مطالعه حاضر ارزیابی اثر rs8506 روی ریسک سرطان پستان است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; در این مطالعه همراهی میان پلی مورفیسم rs8506 C&gt;T و استعداد ابتلا به BC در یک مطالعه مورد-شاهدی (120 نمونه سرطانی و 120 شاهد سالم) بررسی شده است. ژنوتیپ پلی مورفیسم با روش واکنش زنجیره ای پلیمراز-پلی مورفیسم طولی قطعات محدودشونده (PCR-RFLP) بررسی شد. در مرحله بعد میان کنش بین پلی مورفیسم و فاکتورهای بالینی ارزیابی و میزان OR برای محاسبه خطر مشخص شد.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; نمونه های مورد بررسی در مطالعه از سوی کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد با کد 0215-91 تأیید شده اند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج ما ارتباطی بین پلی مورفیسم rs8506 C&gt;T و خطر وقوع BC در مدل غالب را نشان داد (CC در برابر CT+TT؛ 0/027=P؛ 1/84=OR؛ 95%CI، 067/3/1-201). در مدل هم غالب، ژنوتیپ CT یک همراهی معناداری را با BC نشان داده است (0/038 =P). علاوه براین مشخص شد که افراد با آلل T در rs8506 خطر افزایش یافته ای برای سرطان پستان دارند &amp;nbsp;(0/031=P؛ 1/69=OR؛ 95%CI، 047/1-731/2). هیچ نوع ارتباطی میان rs8506 و فاکتورهای بالینی شامل متاستاز، درجه توموری و HER2 مشاهده نشد.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; به طورکلی، حضور پلی مورفیسم rs8506 در توالی lincRNA-NR_024015 ممکن است به خطر وقوع سرطان پستان نسبت داده شود. آلل T در این واریانت، افزایش خطر برای وقوع سرطان پستان را ارائه می کند؛ بنابراین برای آشکارسازی مکانیسم جزئی همراهی مشاهده شده، آنالیزهای کاربردی بیشتری نیاز است.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;</description>
						<author>سمیه رئیسی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پاسخ منتخبی از شاخص‌های آنتروپومتریک، نیم‌رخ لیپید پلاسما و فشار خون به تمرین ایروبیک و مصرف دوغ کفیر در زنان غیرورزشکار دارای اضافه وزن شهر اراک</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6151&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; هدف از این مطالعه، بررسی تأثیر هشت هفته تمرین ایروبیک و مصرف دوغ کفیر بر شاخص های آنتروپومتریک، نیم رخ لیپید پلاسما و فشار خون در زنان غیرورزشکار و دارای اضافه وزن بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; این مطالعه نیمه تجربی است و آزمودنی ها تعداد 32 نفر زن غیرورزشکار دارای اضافه وزن شهر اراک بودند. میانگین سنی آن ها 8/58&amp;plusmn;33/94 سال، قد 0/05&amp;plusmn;1/59 سانتی متر ، وزن 6/88&amp;plusmn;70/715 کیلوگرم و شاخص توده بدن 50150&amp;plusmn;327/35 کیلوگرم بر متر مربع بود که به صورت داوطلبانه انتخاب و به صورت کاملاً تصادفی به چهار گروه 8 نفره (گروه کنترل، گروه تمرین، گروه تمرین-دوغ کفیر و گروه دوغ کفیر) تقسیم شدند. گروه کنترل برنامه غذایی معمولی و بدون تمرین داشتند؛ گروه مکمل 8 هفته و روزانه 3 وعده و هر وعده به میزان 100 میلی لیتر از دوغ کفیر استفاده کردند؛ گروه تمرین ایروبیک به مدت 8 هفته و هر هفته سه جلسه و هر جلسه 50 دقیقه تمرین کردند؛ گروه تمرین-مکمل نیز هر دو پروتکل تمرین و مکمل را انجام دادند. در ابتدا و انتهای دوره اندازه گیری های متغیرهای خونی و آنتروپومتریک انجام شد. از آزمون t نمونه های زوجی برای بررسی تغییرات درون گروهی و از آزمون انوا یک طرفه برای بررسی تغییرات بین گروهی استفاده شد. کلیه آزمون های آماری در سطح معناداری (p&lt;0/05) اجرا شد.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; این مطالعه با کد اخلاق 1398.010.IR.QOM.REC در کمیته اخلاق پژوهش دانشگاه قم به ثبت رسید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; ترکیب مکمل دوغ کفیر و تمرین ایروبیک باعث کاهش معنادار میانگین فشارخون (0/003=P) و BMI (0/03=P) شد، ولی بر کلسترول تام (0/27=P)، تری گلیسرید (10/16=P)، HDL (0/61=P)، LDL (0/30=P) و نسبت دور کمر به باسن (0/24=P) تأثیر معناداری نداشت.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; زنان دارای اضافه وزن برای کاهش هایپرتنسیون و BMI می توانند از اثرات مفید تمرینات ایروبیک به همراه مصرف مکمل دوغ کفیر بهره مند شوند و برای تشخیص اثر تمرین ایروبیک و مکمل کفیر بر کلسترول تام سرمی، تری گلیسرید، HDL، LDL و WHR به تحقیقات بیشتری نیاز است.&lt;/div&gt;</description>
						<author>مهدی مرادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پردازش تصاویر ماموگرافی به منظور طبقه ‌بندی توده ‌های سرطان سینه با استفاده از روش ماشین بردار پشتیبان با بکارگیری الگوریتم بهینه ‌‌سازی ملخ</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6190&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: سرطان سینه &amp;nbsp;به دلیل رشد غیرقابل کنترل سلول های غیرطبیعی در سینه ایجاد می شود. در هر دو نوع تومورهای سرطانی خوشخیم و بدخیم، رشد سریع و زیاد سلول ها وجود دارد. امروزه، ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ به ﮔﺴﺘﺮش ﺗﮑﻨﻮﻟﻮژی، ﺗﺸﺨﯿﺺ ﺑﯿﻤﺎریﻫﺎ از ﺣﺎﻟﺖ تهاﺟمی ﺧﺎرج ﺷﺪه و تلاش ﭘﺰﺷﮑﺎن و ﻣﺘﺨﺼﺼﺎن ﺑﺮ ایﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﺸﺨﯿﺺ بیماری را ﺑﺪون ﺟﺮاﺣﯽ و از روی ﺗﺼﺎویﺮ ارﮔﺎنﻫﺎی داﺧﻠﯽ اﻧﺠﺎم دﻫﻨﺪ.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt;: پژوهش حاضر مطالعه &amp;rlm;ای بر اساس بررسی اطلاعات پایگاه داده&amp;rlm;ی تصاویر دیجیتال ماموگرافی ( (DDSM می&amp;rlm; باشد، که روشی جدید برای تشخیص و آشکارسازی توده &amp;rlm;های سرطانی تصاویر ماموگرافی با استفاده از استخراج ویژگی های هندسی و بهینه&amp;rlm; سازی پارامترهای الگوریتم ماشین بردار پشتیبان (SVM)، به منظور طبقه بندی خودکار توده های سرطان سینه ارائه شده است. در ابتدا پیش &amp;rlm;پردازش تصاویر ماموگرافی انجام می شد، سپس با استفاده از روش آستانه&amp;rlm; گذاری، مرزهای توده ها مشخص شد و سپس با عملگرهای مورفولوژی این مرزها بهبود یافته و درنهایت قطعه بندی تصاویر برای طبقه &amp;rlm;بندی نوع توده &amp;rlm;های سرطانی بافت سینه انجام شد. در مرحله نهایی با استفاده از روش بهینه&amp;rlm; سازی پارامترهای طبقه&amp;rlm; بندی کننده&amp;rlm;ی SVM با کمک الگوریتم بهینه &amp;rlm;سازی ملخ، و استفاده از روش اعتبارسنجی 4-fold طبقه بندی داده ها به دو دسته &amp;rlm;ی خوشخیم و بدخیم انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; در این پژوهش از تصاویر پایگاه داده&amp;rlm; ی DDSM استفاده شده است. لازم به ذکر است که تصاویر موجود در این پایگاه داده بصورت رایگان جهت دسترسی وجود دارند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; بهترین نتایج شاخص &amp;rlm;های صحت، حساسیت و اختصاصیت (ویژگی) به ازای به کارگیری تابع کرنل (RBF) پیش از انجام عملیات بهینه&amp;rlm; سازی پارامترهای طبقه &amp;rlm;بندی کننده &amp;rlm;ی SVM به ترتیب برابر با 97%، 100% و %96 بدست آمد. همچنین، بهترین نتایج شاخص&amp;rlm; های صحت، حساسیت و اختصاصیت به ازای به کارگیری تابع کرنل خطی، پس از انجام عملیات بهینه&amp;rlm; سازی پارامترهای طبقه&amp;rlm; بندی کننده &amp;rlm;ی SVM با الگوریتم بهینه &amp;rlm;سازی ملخ، به ترتیب برابر با %100، %100 و %100 بدست آمد که نشان &amp;rlm;دهنده ی دقت بالای روش پیشنهاد شده در این مقاله است.. متوسط مقادیر شاخص &amp;rlm;های صحت، حساسیت و اختصاصیت به ازای بکارگیری هر سه تابع کرنل SVM و پس از اعمال الگوریتم بهینه&amp;rlm; سازی، به ترتیب برابر با 95/83، 100 و 94/81 درصد به دست آمد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; بر اساس روش پیشنهاد شده در این مقاله، ویژگی های هندسی به دست آمده از بافت توده&amp;rlm; های سرطانی سینه جهت آموزش مدل و تشخیص نوع توده سرطان سینه دارای کارایی بالایی است و روش &amp;nbsp;بهینه سازی ملخ &amp;nbsp;با انجام بهینه سازی پارامترهای طبقه &amp;rlm;بندی کننده، دقت کلی تشخیص روش ارائه شده را بهبود بخشیده است. بنابراین نتایج حاصل از این پژوهش نشان &amp;rlm;دهنده &amp;rlm;ی عملکرد بالای روش پیشنهاد شده در مقاییسه با سایر پژوهش های پیشین انجام شده در این زمینه است.&lt;/div&gt;</description>
						<author>ناصر صفدریان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>عوامل خطر مرتبط با پریودنتیت مزمن: مطالعه مورد-شاهدی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=6203&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; پریودنتیت مزمن شایع ترین فرم بیماری پریودنتیت است و به عنوان یک بیماری التهابی با پیشرفت آهسته در نظر گرفته می شود. فاکتور های محیطی و سیستمیک ممکن است پاسخ ایمنی میزبان به بیوفیلم را تغییر دهد و بیماری سیر تخریبی پیشرونده پیدا کند. پریودنتیت مزمن به عنوان یک بیماری عفونی که منجر به التهاب در بافت ساپورت کننده دندان، از دست دادن اتصالات پریودنتال و تحلیل استخوان می شود، تعریف شده است. عوامل خطر مرتبط با این بیماری اهمیت دارد. این مطالعه با هدف ارزیابی برخی از عوامل خطر مرتبط با پریودنتیت ازجمله سیگار، مشروبات الکلی، مسواک زدن و وضعیت اقتصادی و اجتماعی (SES) انجام شده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; این مطالعه مورد-شاهدی روی 120 بیمار مبتلا به پریودنتیت و 120 فرد سالم در اراک انجام شد. برای تخمین SES از پرسش نامه مبتنی بر دارایی و برای ارزیابی سایر متغیرها از پرسش نامه عوامل جمعیتی و عوامل خطر استفاده شده است. علاوه براین، برای تشخیص پریودنتیت از مشخص کردن مناطق تجمع پلاک و معاینه بالینی بهره برده شد. به منظور بررسی ارتباط بین پریودنتیت با سایر متغیرها از رگرسیون لجستیک چندسطحی استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار Stata 11 تجزیه وتحلیل شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;ملاحظات اخلاقی:&lt;/strong&gt; &amp;nbsp;این مطالعه با کد اخلاق 1397.145در کمیته اخلاق پژوهش دانشگاه علوم پزشکی اراک به ثبت رسیده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; برآورد پریودنتیت در سن بالای 30 سال 2/91 (37/8 ،0/01 :CL%95) بود. در مقایسه با افراد با SES پایین، تخمین متغیر نسبت شانس ( (ORاز پریودنتیت در بین افراد مبتلا به SES متوسط 282/2 (4/27 ،1/22 :CL%95) و در بین افراد دارای SES بالا 0/89 (0/98 ،0/79 :CL%95) بود. در مقایسه با بیمارانی که مسواک نمی زنند، برآورد OR از میزان پریودنتیت در بیمارانی که مسواک می زنند، 67/0 (89/0 ،39/0 :CL%95) بود. برآورد OR از پریودنتیت در میان افرادی که مسواک خود را در مدت بیش &amp;nbsp;از 6 ماه تعویض کرده اند، در مقایسه با افرادی که مسواک خود را در مدت زیر 3 ماه تعویض کرده اند، 4/96&amp;nbsp; (11/3 ،2/27 :CL%95) بود. برآورد OR از پریودنتیت 3/09 (4/96 ،1/52 :CL%95) در میان افراد در حال حاضر سیگاری بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; مطالعه ما نقش سیگار و نیز مصرف سابق استعمال دخانیات، مشروبات الکلی، مسواک زدن و SES را در بروز پریودنتیت تشخیص داده است.</description>
						<author>مجتبی بیانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
