<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشگاه علوم پزشكي اراك </title>
<link>http://jams.arakmu.ac.ir</link>
<description>مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک - مقالات نشریه - سال 1387 جلد11 شماره3</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1387/6/11</pubDate>

					<item>
						<title>بهینه سازی روش زنجیره‌ای پلی مرآز در تشخیص آلودگی آب به کلی فرم</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=196&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>چکیده مقدمه: در تشخیص عوامل میکروبی با استفاده از روش های ملکولی، تخلیص کروموزوم مرحله بسیار مهمی است. در این تحقیق با افزایش مدت زمان مرحله دناتوراسیون بدون تخلیص کروموزوم باکتری، با تخریب سلول، تکثیر DNA انجام می شود. روش کار: در این مطالعه تجربی، رقت های100/8 ، 100/4 ، 100/2 ، 100/1 ، 200/1 ، 400/1 ، 800/1 و 1600/1 از باکتری در آب مقطر تهیه گردید. پس از آن باکتری ها به روش فیلتراسیون از نمونه جدا گردید. بدون خالص سازی کروموزوم باکتری، با استفاده از روش زنجیره ای پلی مرآز و به کمک پرایمرهای طراحی شده، ژن 16sRNA تکثیر یافت. شناسایی آلودگی 15 حلقه چاه آب شهر اراک و مقایسه آن با روش MPN جهت بررسی حساسیت روش فوق انجام گرفت. نتایج: کشت رقت های تهیه شده نشان دهندۀ تأیید تعداد باکتری ها در این رقت ها بود. نتیجه واکنش زنجیره ای پلی مرآز رقت ها (پس از فیلتراسیون) نشان داد که این سیستم قادر است وجود باکتری در این رقت ها را شناسایی کند. علاوه بر آن مقایسه تشخیص آلودگی آب به دو روش MPN وPCR انجام گرفته در این تحقیق، نشان دهنده حساسیت بالای روش اخیر بود. نتیجه گیری: نتایج به دست آمده از این بررسی حاکی از آن است که با روش مذکور علاوه بر این که امکان بروز نتیجه منفی کاذب کمتر می شود نیاز به انجام مراحل سخت، پیچیده و وقت گیر تخلیص کروموزم نیز نمی باشد. </description>
						<author>حمید ابطحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر روش گفتگوی زوجین بر ارتباط آنها و تأثیر آن بر رفتار فرزندانشان</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=197&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: : اختلاف بین زوج ها اثرات نا مطلوب همه جانبه بر خود زوج ها، فرزندانشان و جامعه دارد. روش Imago Relationship Therapy(IRT) روش نوینی است که از میزان کارایی آن برای حل اختلافات زوج ها در جامعه ایران اطلاعی در دست نیست. روش کار: در این کارآزمایی بالینی 80 زوج که به دلیل مشکل کودک خود به درمانگاه های عمومی اطفال مراجعه کرده بودند به صورت تصادفی در دو گروه با درمان IRT و کنترل (درمان معمول مراکز مشاوره) قرار گرفتند. دو پرسشنامه «جدایی و فاصله» و « مقیاس عشق و احترام گوتمن» قبل، بعد از دوره و 3 ماه بعد از آن تکمیل شد. مشکلات رفتاری کودک توسط «چک لیست رفتار کودک» اندازه گیری شد. نتایج: در این مطالعه احترام متقابل در روابط زناشویی (نمره گوتمن) و نمره خرده آزمونهای درجه دوری، احساس انزوا در زندگی مشترک، مبارزه با مشکلات در زندگی (پرسشنامه جدایی و فاصله) بلافاصله پس از اتمام دوره گروه IRT به میزان قابل توجهی وضعیت بهتری داشته است اما پس از 3 ماه از مداخله تفاوت بین دو گروه تنها معنی داری مرزی نشان می دهند (1/0p&lt;). در خرده آزمون موازی بودن زندگی زوجین تفاوت مشاهده شده بلافاصله پس از مداخله معنی دار نبوده است ولی پس از گذشت 3 ماه گروه IRT به صورت قابل توجهی نمره پایین تری داشته است. از نظر مشکلات رفتاری کودک بین دو گروه تفاوت معنی داری دیده نشد. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد که تکنیک گفتگوی زوجین می تواند روشی قابل قبول در حل اختلافات زوج ها در فرهنگ  مردم ایران باشد. اما تاثیر آن بر دورنمای رفتاری فرزندان نیازمند مطالعات جامع تری است. </description>
						<author>غزال زاهد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی نقش عامل زمان در پیشرفت کیندلینگ شیمیایی با پنتیلن تترازول در موش‌های صحرایی نژاد ویستار</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=199&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: امروزه کیندلینگ شیمیایی با پنتیلن تترازول به عنوان یکی از مدل های ایجاد صرع به شکل وسیعی مورد استفاده قرار می گیرد. برای رسیدن به کیندلینگ در حیوانات، نیاز به تزریقات مکرر دارو در طی زمان وجود دارد. در این مقاله، نتایج حاصل از آزمایشاتی ارائه شده که این فرضیه را مورد آزمون قرار می دهند که پس از چهار بار تزریق ابتدایی پنتیلن تترازول فقط گذشت زمان می تواند سبب پیشرفت کیندلینگ گردد. روش کار: این تحقیق تجربی بر روی 32 موش نر نژاد ویستار انجام گرفته است. موش ها به دو گروه تقسیم شدند، گروه کنترل که با تزریق پشت سر هم پنتیلن تترازول (دوز 5/37 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن حیوان، هر 48 ساعت یک بار) کیندل شدند و گروه آزمون که پس از دریافت 4 دوز پنتیلن تترازول برای مدت 32 روز، وارد استراحت زمانی بدون تزریق دارو شدند. در انتها دو گروه دوزهای یکسانی از پنتیلن تترازول را به شکل هم زمان دریافت کرده و متغیرهای تشنجی در دو گروه ثبت شده و داده ها با استفاده از آزمون تی دانش آموزی و آزمون آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون توکی مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج: نتایج نشان داد که بین گروه های کنترل و آزمون در پارامترهای تشنجی همانند مرحله حمله (کنترل26/0±75/4، آزمون 29/0 ± 75/4) مدت زمان لازم برای رسیدن حیوان به مرحله دوم تشنج (کنترل60/16±72/165، آزمون 68/38±22/216)، مدت زمان رسیدن حیوان به مرحله پنجم تشنج (کنترل38/0±13/2، آزمون 64/0±47/3) و مدت زمانی که حیوان در مرحله پنج تشنج بسر می برد(کنترل42/2 ± 15/21، آزمون 20/1±42/23) اختلاف معنی داری وجود ندارد. نتیجه گیری: نتایج این تحقیق درک جدیدی را در پیشرفت کیندلینگ شیمیایی با پنتیلن تترازول در طول زمان ارائه می کند. </description>
						<author>محمدرضا پالیزوان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیر تن آرامی بر کاهش ترس و انجام زایمان طبیعی در زنان نخست زا</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=200&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: تعداد زنانی که به علت ترس از زایمان خواهان سزارین هستند افزایش یافته است. به نظر می رسد که تن آرامی روش خوبی برای حذف یا کاهش ترس زایمان باشد. این تحقیق با هدف بررسی تاثیر تن آرامی بر ترس زایمان و انجام زایمان طبیعی در زنان نخست زا طراحی گردیده است. روش کار: مطالعه حاضر کارآزمایی بالینی است که از بهمن سال1385 لغایت مهر 1386 در بیمارستان میلاد بر روی 100 زن نخست زا انجام شده است. ترس زایمان بوسیله پرسش نامه نگرش زایمان بررسی شد. زنان شکم اول با حاملگی کم خطرکه درسه ماهه دوم بارداری بودند و نمره ترسشان 28 یا بیشتر بود به طور تصادفی در دو گروه مورد و شاهد، هر کدام 50 نفر قرار گرفتند.گروه مورد، تحت آموزش 9 جلسه ای تن آرامی و گروه شاهد تحت مراقبت روتین بارداری قرار گرفتند. نتایج: میانگین نمرات گروه مورد و شاهد قبل از مداخله به ترتیب 96/6±35/39 و23/6±71/40 بود و اختلاف معنی داری مشاهده نگردید. مقایسه نمره ترس زایمان در دو گروه در سه ماهه سوم بارداری نشان دهنده کاهش ترس زایمان در گروه آزمون بود که نسبت به گروه شاهد اختلاف معنی داری را نشان داد. 27/9±03/ 38 و18/7±82/29 ، (001/0p&lt;). از نظر انجام زایمان طبیعی نیز بین گروه آزمون و شاهد اختلاف معنی داری مشاهده گردید(001/0p&lt;). نتیجه گیری: زنان نخست زایی که تحت آموزش تن آرامی قرار گرفتند نمره ترس زایمان پایین تری نسبت به گروه شاهد داشتند. نتایج تحقیق اهمیت آموزش مهارت تن آرامی را در کاهش ترس زایمان و افزایش زایمان طبیعی تایید می نماید. </description>
						<author>فضل الله غفرانی پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>رویکردی کیفی بر مشکلات اجتماعی افراد دارای بدشکلی سوختگی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=201&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: صورت، کانال اصلی برقراری ارتباط و محل زیبایی و جذابیت است. جذابیت جسمی ماهیتی کلیشه ای دارد. با توجه به این که محتوی دقیق کلیشه ای بودن جذابیت جسمی بستگی به ارزش های فرهنگی دارد، مطالعه ای به منظور کسب اطلاعاتی در خصوص مسائل روانی - اجتماعی تجربه شدۀ افراد دارای بدشکلی سوختگی پس از ترخیص از بیمارستان جهت طراحی برنامه های حمایت روانی - اجتماعی مبتنی بر شواهد انجام شد. روش کار: این مقاله بخشی از اطلاعات یک مطالعه کیفی بزرگ تر با رویکرد گراندد تئوری را گزارش می کند. در این مطالعۀ کیفی با 21 مشارکت کننده مصاحبۀ عمیق انفرادی صورت گرفت. مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل محتوایی تجزیه و تحلیل شدند. نتایج: در این بررسی پس از تجزیه و تحلیل اطلاعات پنج طبقه محوری اصلی پدیدار شد که شامل این موارد بود: رفتارها و پندارهای اجتماع (شماتت، کناره گیری، افکار و باورهای نادرست، انگشت نما شدن، و ترحم)، مشکلات روحی (تأثر و اندوه، شرمساری، ترس از طرد شدن، بی میلی و انزجار، و نومیدی)، ارزیابی واکنش ها (ارزیابی های منفی و مثبت)، رهیافت  (اختفا، انفصال، خودنمایی ، خشونت) و فرسودگی. نتیجه گیری: یافته ها بیان گر آن هستند که رفتارها و پندارهای منفی مردم زمینه ساز برخی مشکلات روحی در افراد بدشکل و اتخاذ تدابیر نامناسب جهت مقابله با آنهاست. بنابراین نیاز به طراحی برنامه های حمایتی مناسب جهت آموزش جامعه، فرد و خانواده به منظور ارتقاء سطح آگاهی، بینش و عملکرد آنان ضروری به نظر می رسد. </description>
						<author>کبری راهزانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تاثیر حرکات ساده ورزشی و وضعیت صحیح انجام کارهای روزانه در پیشگیری از بروز کمر درد در دوران بارداری</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=202&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: کمردرد یک مشکل شایع بالینی دوران بارداری می باشد. محققان ورزش را بعنوان یک روش پروفیلاکسی در کاهش کمردرد مادران باردار مطرح می کنند . این مطالعه با هدف تعیین تاثیر انجام ورزش مناسب و وضعیت بدنی صحیح در هنگام فعالیت های روزانه دوران بارداری از طریق آموزش و انجام آن توسط خانم های باردار طراحی شده است . روش کار: این پژوهش یک مطالعه کارآزمایی بالینی است که 138نفر از خانم های بارداری در آن شرکت کردند . پژوهش در چهار مرحله: 1- اخذ شرح حال 2- تعلیم 3- اجراء (افرادمورد پژوهش در طی 30 هفته و هر هفته سه جلسه و هر جلسه 60 دقیقه 10 نوع حرکت ورزشی سبک وهوازی را زیر نظر یک فیزیوتراپ انجام می دادند) 4- ارزیابی نهایی، اجراء شد . نتایج با استفاده از آزمونهای آمارهای و از طریق نرم افزار آماری spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج: با توجه به نتایج حاصله ، 2/18 درصد از زنان گروه تجربی و 6/36 درصد از زنان باردار گروه کنترل مبتلا به کمردرد در دوران بارداری شدند . آزمون کای اسکویر ، تفاوت معنی دار آماری را بین دو گروه از نظر ابتلا به کمر درد در دوران بارداری نشان داد(05/0p&lt; ، 5/36= χ²). هم چنین نسبت احتمال در گروه شاهد نسبت به مورد 2 به دست آمد(91/1- 04/4 CI%95 = و05/0p&lt; ) . نتیجه گیری: نتایج بدست آمده نشان می دهد که ورزش در دوران بارداری موجب حذف کمر درد نمی شود ولی می تواند بروز کمر درد را در این دوران کاهش داده یا به تاخیر اندازد . </description>
						<author>سلیمان زند</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه تأثیر دارو درمانی و دارو-شناخت درمانی در کاهش افسردگی زنان مبتلا به سرطان پستان</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=203&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: سرطان پستان شایع ترین نوع سرطان در میان زنان می باشد. از بین روشهای درمان افسردگی در سرطان می توان به دارودرمانی و شناخت درمانی اشاره نمود. این مطالعه با هدف مقایسه تأثیر دارودرمانی ودارو-شناخت درمانی در کاهش افسردگی زنان مبتلا به سرطان پستان انجام شده است. روش کار: این پژوهش یک کارآزمایی بالینی است. 78 زن مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به بخش و کلینیک انکولوژی بیمارستان ولیعصر به روش آسان انتخاب شدند که با استفاده از تست افسردگی بک 42 نفر از آنان با تشخیص افسردگی به عنوان نمونه های پژوهش انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه مداخله و شاهد تقسیم گردیدند. هر دو گروه داروی ضد افسردگی را دریافت نمودند اما گروه مداخله علاوه بر دارو درمانی در جلسات شناخت درمانی نیز شرکت نمود. در هر دو گروه پس از 6 ماه، افسردگی مجدداً بررسی گردید. تجزیه و تحلیل اطلاعات توسط SPSS با استفاده از آزمون های آماری تی مستقل و زوج صورت گرفت. نتایج: در این پژوهش میانگین نمره افسردگی قبل از درمان بین دو گروه مداخله و شاهد تفاوت معنی داری نداشت. هم چنین بین میانگین نمره افسردگی قبل و بعد از درمان در گروه شاهد تفاوت معنی داری وجودنداشت اما میانگین نمره افسردگی گروه مداخله قبل و پس از درمان دارای تفاوت معنی دار بود(05/0&gt;p). مقایسه میانگین نمره افسردگی پس از درمان در گروه مداخله و گروه شاهد تفاوت معنی داری را نشان داد. نتیجه گیری: در مطالعه حاضر شناخت درمانی کاهش معنی داری را در نمره افسردگی گروه مداخله ایجاد نمود. </description>
						<author>محبوبه سحادی هزاوه</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر مترونیدازول بر میزان چربی‌های سرم بیماران دارای چربی خون بالا</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=204&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: مترونیدازول عملکرد آنتی باکتریال و ضد انگلی دارد. هم چنین در درمان بیماری های التهابی روده مثل کرون نیز کار برد دارد. اثر مترونیدازول بر روی چربی های خون انسان به صورت کاهش سطح LDL وVLDI و افزایش سطح HDL قابل بررسی می باشد. با توجه به این که چربی خون بالا می تواند منجربه بیماری های مرگباری هم چون بیماری عروق کرونر شود، ضرورت بررسی اثر این دارو روی هایپر لیپیدمی مشخص می شود. روش کار: این مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی سه سوکور بر روی 100 نفر داوطلب 65-25 ساله مبتلا به هایپرلیپیدمی و بدون هیچ گونه عامل خطر انجام شده است. نمونه ها در دو گروه 50 نفری قرارگرفته اند.گروه اول مترونیدازول را 500 میلی گرم دو بار در روز به مدت ده روز و گروه دوم پلاسبو را با همان دوز دریافت کرده اند. لیپیدهای سرم آنها قبل و بعد از مصرف دارو سنجیده و سپس داده ها با نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شد. نتایج: میزان کل کلسترول،LDL و تری گلیسرید در گروهی که مترونیدازول دریافت کرده بودند، به طور معنی داری از گروهی که فقط پلاسبو دریافت کرده بودند، کمتر بود و میزان HDL نیز در گروه مصرف کننده مترونیدازول به طور معنی داری بالاتر از گروه دریافت کننده پلاسبو بود. نتیجه گیری: چون تأثیرمترونیدازول درپایین آوردن لیپیدهای مضرخون وافزایش لیپیدمفیدخون قابل توجه و معنی دار است، شاید بتوان از این دارو با این کاربرد استفاده نمود. البته مطالعات وسیع تری به صورت متا آنالیز لازم است تا این اثر به صورت معتبرتر ارائه گردد. </description>
						<author>حسین سرمدیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی مدل هندسی ترمیم زخم در خرگوش نژاد نیوزیلندی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=205&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: یکی از بهترین مثال های ترمیم اپی مورفیک واقعی در پستانداران، جایگزینی مجدد انواع بافت های پایه در سوراخ های ایجاد شده در لاله ی گوش خرگوش است که از طریق تمایز بافت بلاستما ایجاد می گردد. هدف اصلی این پژوهش بررسی سرعت و درصد ترمیم سوراخ های ایجاد شده با اشکال هندسی متفاوت در لاله گوش خرگوش می باشد. روش کار: در این تحقیق با استفاده از انبرهای مخصوصی که به همین منظور ساخته شده بودند سوراخ هائی با اشکال هندسی متفاوت (دایره، مربع و مثلث) با مساحت یکسان (50 میلی متر مربع) در نواحی متفاوت لاله گوش (نزدیک سر، میانی و دور از سر) خرگوش ایجاد گردید. بعد از ایجاد سوراخ، به فاصله هر سه روز و به مدت 36 تا 40 روز زخم ها مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته و با اندازه گیری سطوح ترمیم شده وترمیم نشده، درصد ترمیم زخم محاسبه گردید. نتایج: نتایج به دست آمده نشان داد که سرعت و درصد ترمیم در سوراخ های به شکل دایره نسبت به سوراخ های به شکل مربع و مثلث به طور معنی داری بیشتر بود. علاوه بر آن سورا خ های ایجاد شده در بخش های نزدیک به سر در لاله گوش، سرعت ترمیمی بیشتری را نسبت به سوراخ های حاشیه ای نشان دادند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصل از این مطالعه، ترمیم زخم های لاله گوش خرگوش با شکل هندسی سوراخ ایجاد شده بستگی دارد، به طوری که سرعت و درصد ترمیم در اشکال دایره ای شکل بیشتر در حالی که در اشکال زاویه دار کمتر می باشد. </description>
						<author>سید محمد علی شریعت زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر تزریق داخل بطنی رتینوئیک اسید بر آستانه درد در موش صحرایی نر</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=207&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: در مطالعه حاضر، با استفاده از مدل درد حاد و مزمن اثر تزریق داخل بطنی رتینوئیک اسید در موش های صحرایی بر آستانه درد مورد ارزیابی قرار گرفت. روش کار: در این مطالعه از آزمون tail - flick و آزمون فرمالین جهت تعیین آستانه درد استفاده شد. در هر آزمون آستانه درد حاد و مزمن (یک و دو هفته) 252 سرموش صحرایی نر بالغ با وزن(25±275)ﮔرم مورد ارزیابی قرار گرفت. در مدل حاد، 30 دقیقه قبل از تست رفتاری دارو به صورت تک دوز و در مدل مزمن، دارو بمدت یک یا دو هفته تزریق می شد. حیوانات در هر مدل، به صورت تصادفی در 6 گروه هفت تایی تقسیم بندی شدند. در چهار گروه اول دوزهای 6 ،3 ، 1، 5/0 میکروگرم داخل بطنی رتینوئیک اسید، در گروه پنجم حلال رتینوئیک اسید (DMSO + آب مقطر) و در گروه ششم محلول ACSF به صورت داخل بطنی تزریق شد. نتایج: نتایج نشان داد که تزریق حاد داخل بطنی رتینوئیک اسید آستانه درد را به روش tail - flick تغییر نمی دهد اما تجویز مزمن رتینوئیک اسید در مقادیر 6 ،3 ، 1، 5/0 میکروگرم داخل بطنی به مدت یک و دو هفته به طور معنی داری آستانه درد را در مقایسه با گروه DMSO کاهش می دهد(05/0&gt;p). هم چنین تزریق دوز 3 میکروگرم داخل بطنی رتینوئیک اسید به مدت دو هفته آستانه درد را در فاز اول آزمون فرمالین کاهش می دهد. نتیجه گیری: چنین نتیجه گیری شد که تزریق داخل بطنی رتینوئیک اسید به مدت طولانی به طور معنی داری سبب افزایش واکنش های درد در موش های صحرایی می شود. </description>
						<author>محمد رضا افرینش خاکی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پردازش سیگنال‌های الکتروآنسفالوگرافی به منظور تشخیص انواع تشنجات صرعی پتی مال وگراندمال با استفاده از شبکه‌های عصبی مصنوعی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=208&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: تشنج مهم ترین تظاهر بیماری صرع بوده و آنالیز دقیق آن نیز از طریق انجام الکتروآنسفالوگرافی امکان پذیراست. به وسیله آشکار سازی دشارژهای صرعی شکل (امواج سوزنی ) امکان تشخیص بیماری صرع در سیگنال EEG وجود دارد. یک درصد افراد در زندگیشان این بیماری را تجربه می کنند. پیش از این قابلیت تشخیص هوشمندانه امواج سوزنی بررسی شده اما هدف این تحقیق تشخیص صرع های پتی مال (غایب) و گراندمال از طریق پردازش سیگنال های EEG توسط سیستم هوشمند (شبکه عصبی) می باشد. روش کار: در این مقاله توصیفی از تعداد 100 عدد سیگنال EEG مربوط به افراد مختلف در شرایط سلامت، فواصل تشنج و درحین تشنج مربوط به دو نیمکره مغزی استفاده شده است. با استفاده از تکنیک های نرم افزاری نویز50 هرتزو آرتیفکت آن حذف شده سپس توسط نرولوژیست این سیگنال ها به سه دسته سالم، تشنجات صرعی پتی مال (تپیک 3 هرتز) وگراندمال (درفازکلونیک با فرکانس 4 هرتز) به قطعات 6 ثانیه جداسازی شده است. اطلاعات این سیگنال ها شامل امواج سوزنی-آهسته، پلی اسپایک و پلی شارپ می باشد که استخراج و توسط تکنیک های نرم افزاری شبکه های عصبی به سه دسته سالم، پتی مال و گراندمال طبقه بندی گردیده است. نتایج: در نرم افزار طراحی شده، دقت تشخیص صرع های پتی مال و گراندمال در حدود 80 درصد می باشد. نتیجه گیری: به علت پیچیدگی در امواج مغزی و سختی تشخیص دیداری نوار مغزی این روش کمک زیادی در تشخیص بیماری صرع به پزشکان می کند. این پژوهش فعلا برای تشخیص دو نوع صرع شایع به کار رفته و قابل گسترش به انواع مختلف صرع می باشد. </description>
						<author>محمد رضا عرب</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>کاربرد متاآنالیز برای مشخص کردن عوامل موثر بر بیماری در همه گیری وبای تابستان سال 1384 در ایران</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=209&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: از اواخر تیرماه سال 1384 براساس گزارش مرکز مدیریت بیماری ، یک همه گیری ناشی از ویبریوکلرا سروتیپ Inaba از اواخر تیرماه شروع شد. هدف از اجرای مطالعه حاضر استفاده از مطالعات انجام شده به صورت یک جا برای مشخص کردن منبع عفونت بوده است. روش کار: مطالعه حاضر یک متاآنالیز است مطالعات انجام شده در استان های قم، مرکزی، گلستان، کرج و قزوین که همگی به صورت مورد شاهدی بودند، انتخاب و وارد مطالعه گردیدند. تعداد موارد بیمار که از این دانشگاه ها در این همه گیری گزارش شده، 531 نفر بوده است. در این مطالعه اندازه اثر هر یک از مواجهه های مورد نظر با محاسبه نسبت احتمال، یک کاسه شده با روش های Random و Fixed اندازه گیری شدند. در این مطالعه از نرم افزار Stata ویرایش 8 استفاده گردید. نتایج: مقدار نسبت شانس محاسبه شده برای سابقه مسافرت به خارج از استان 64/1 (حدود اطمینان 95%: 98/0 تا 88/1) بود. نسبت شانس محاسبه شده برای مواجهه های استفاده از بستنی غیر پاستوریزه، نشستن دست ها پس از توالت، خوردن غذای خارج از منزل، خوردن میوه و مصرف سبزی خام به  ترتیب 88/. (حدود اطمینان 95%: 48/0 تا 61/1) ، 72/3 (حدود اطمینان 95%: 86/0 تا 05/16)، 38/2 (حدود اطمینان 95%: 46/1 تا 90/3)، 97/0 (حدود اطمینان 95%: 42/0 تا 18/2) ، 36/5 (حدود اطمینان 95%: 4/2 تا 12) به دست آمد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده در بالا به نظر می رسد که در استان هایی که مطالعه انجام شده، بین استفاده از غذای بیرون و بیماری و نیز بین مصرف سبزی خام و بیماری رابطه معنی دار وجود داشته است. </description>
						<author>بابک عشرتی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه شاخص های استرس اکسیداتیو در افراد مبتلا به سکته مغزی و افراد سالم</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=210&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: در سال های اخیر استرس اکسیداتیو به عنوان فاکتور زمینه ساز بسیاری از بیماری ها از جمله سکته مغزی مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به نقش فاکتورهای ژنتیکی، جغرافیائی و نژادی در شیوع متفاوت سکته مغزی در دنیا بر آن شدیم تا به مقایسه شاخص های استرس اکسیداتیو در افراد مبتلا به سکته مغزی و افراد سالم، در این منطقه جغرافیائی بپردازیم. روش کار: در این مطالعه مورد-شاهدی 36 نفر از افراد بالای 50 سال با تشخیص سکته مغزی حاد به عنوان گروه مورد و 45 نفر از افراد سالم همسان از نظر سن و جنس به عنوان گروه شاهد،  در صورت داشتن معیارهای ورود، وارد مطالعه شدند. از تمامی افراد 5 سی سی خون گرفته شد و پس از سانتریفوژ و جدا کردن پلاسمای آنها به بررسی میزان ظرفیت آنتی اکسیدانی تام پلاسما، پراکسیداسیون لیپیدی و میزان گروه های تیول پلاسما به ترتیب با روش های FRAP ، TBA و HU پرداخته شد. سپس نتایج با استفاده از آزمون تی مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. نتایج: نتایج مقایسه آماری نشان داد که ظرفیت آنتی اکسیدانی تام و گروه تیول پلاسما در گروه مورد نسبت به گروه شاهد کاهش داشت که تنها در گروه تیول از نظر آماری معنی دار بود(001/0=p) در حالی که میزان پراکسیداسیون لیپیدی در گروه مورد نسبت به گروه شاهد افزایش داشت که از نظر آماری معنی دار نبود. نتیجه گیری: به نظر می رسد کاهش سیستم دفاع آنتی اکسیدانی در سکته مغزی در افزایش آسیب ناشی از رادیکال های آزاد موثر است و لذا شاید مصرف هر چه بیشتر مواد غذائی و داروئی حاوی آنتی اکسیدان در کنترل و کاهش روند تخریب بافتی موثر باشد. </description>
						<author>فردین فرجی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شناسایی و تعیین موقعیت برخی از گلیکوکانژوگیت‌ها در طی تکوین تیموس در جنین های موش Balb/C </title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=211&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: گلیکوکانژوگیت ها نقش های مهمی را در فرآیندهای مختلف تکوینی از قبیل: تکثیر، مهاجرت، چسبندگی و تمایز سلولی بازی می کنند. در این مطالعه از تکنیک لکتین هیستوشیمی برای شناسایی و تعیین موقعیت برخی از گلیکوکانژوگیت ها در طی تکوین تیموس استفاده شده است. روش کار: رویان های 10 تا 15 روزه و جنین 18 روزه موش Balb/C تهیه و در فرمالین فیکس گردیدند و برش هایی به ضخامت 5 میکرون و به صورت سریال برای مطالعات هیستوشیمیایی آماده شدند. برش ها در مجاورت سه نوع لکتین کنژوگه شده با آنزیم HRP شامل: SBA اختصاصی برای قندN - استیل گالاکتوزآمین (α,β-D-GalNAc)، PNA اختصاصی برای دی ساکارید گالاکتوز /N-استیل گالاکتوزآمین (β-D-Gal-(1→3)-D-GalNAc) و MPA اختصاصی برای قند گالاکتوز (D- Gal)، قرار گرفتند. نتایج: لکتین SBA در روزهای مورد مطالعه با شدت های رو به کاهش در نواحی گلژی و سطوح سلول های مزانشیمی، اپیتلیالی و محیط میکروسکوپیک سلول های T واکنش داشته است. سلولهای T در روزهای 12 و 13 واکنش بالایی را با SBA در غشاها و نواحی گلژی نشان داد. لکتین PNA در روزهای مورد مطالعه با شدت های مختلفی در غشاهای پایه، سطوح سلول های مزانشیمی و اپیتلیالی و محیط میکروسکوپیک سلول های T حضور داشته است. لکتین MPA به طور ضعیفی در تمامی روزها در سلول های آندودرمی، مزودرمی و محیط میکروسکوپیک سلول های T حضور پیداکرده اند. نتیجه گیری: گلیکوکانژوگیت های دارای قند انتهایی GalNAc ممکن است در تکوین اولیه غده تیموس و بلوغ اولیه سلول های T نقش داشته باشند. گلیکوکانژوگیت های دارای دی ساکارید انتهایی Gal/GalNAc احتمال دارد در تمامی مراحل تکوین تیموس و بلوغ سلول های T با اهمیت باشند. به علاوه گلیکوکانژوگیت های دارای قند انتهایی گالاکتوز امکان دارد نقش در تکوین تیموس و سلول های T نداشته و یا در مقدار کم موثر باشند. </description>
						<author>آتنا فرخنده کلات</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین اثر کتامین بر میزان درد و تغییرات قلبی عروقی ناشی از تزریق پروپوفل</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=212&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>چکیده مقدمه: شیوع درد به دنبال تزریق پروپوفل بین 28 درصد تا 90 درصد است. از اثرات کتامین تضعیف کمتر سیستم قلبی - عروقی و بی حس کنندگی موضعی است. در مطالعه ای تاثیر آن را بر درد و تغییرات همودینامیک متعاقب تزریق پروپوفل بررسی نمودیم. روش کار : در کارآزمایی بالینی دوسو کور روی120 بیمار 15 تا 65 ساله و ASA I , II کاندید عمل جراحی الکتیو،در نیمی ( به صورت تصادفی) 100 میکروگرم بر کیلو کتامین در حجم 2 میلی لیتر و نیمی دیگر 2 میلی لیتر آب مقطرقبل از تزریق پروپوفل زده شد. 15 ثانیه پس از تزریق 25 درصد دوز پروپوفل شدت درد براساس معیار 4 رتبه ای (بدون درد، خفیف، متوسط و شدید) سنجیده شد. ضربان قلب و فشار خون قبل و بعد از تزریق پروپوفل، بعد از لوله گذاری نای و 3 دقیقه بعد از لوله گذاری ثبت شد. نتایج توسط نرم افزار SPSS نسخه 5/11بر حسب نوع متغیر توسط تست های Mann Whitney U ، Pooled t-Test و Chi square ارزیابی شد. نتایج: در 66/51 درصد گروه شاهد و 75 درصد گروه مورد دردی احساس نشد. در گروه مورد افت فشار خون سیستولیک و دیاستولیک بعد از القا بیهوشی کمتر بود (به ترتیب 012/0=p و 005/0=p) و فشار دیاستولیک بعد از لوله گذاری ( 00/0=p) و 3 دقیقه بعد از لوله گذاری نیز بالاتر بود (000/0=p). تغییرات ضربان قلب بین دوگروه اختلاف معنی داری نداشت. نتیجه گیری: تجویز کتامین قبل از پروپوفل یک روش موثر در کاهش درد پروپوفل بوده و ثبات قلبی- عروقی را به دنبال تجویز پروپوفل ایجاد می کند. </description>
						<author>بیژن یزدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
