<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشگاه علوم پزشكي اراك </title>
<link>http://jams.arakmu.ac.ir</link>
<description>مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک - مقالات نشریه - سال 1386 جلد11 شماره1</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1386/12/11</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی ارتباط بین مولتیپل اسکلروز و سردردهای اولیه</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=179&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: رابطه بین مولتیپل اسکلروز(MS) و سردرد به خوبی شناخته نشده است. مطالعات مختلفی که رابطه بین این دو را بررسی کرده اند نتایج متفاوتی در برداشته اند. لذا بر آن شدیم تا در این مطالعه به بررسی رابطه سردردهای اولیه و MS در بیماران ایرانی مبتلا به MS بپردازیم. روش کار: در این مطالعه کوهورت تاریخی، 117 مورد از بیماران مبتلا به MS بالینی قطعی، در گروه مورد و351 نفر از افراد سالم در گروه کنترل قرار گرفتند. شیوع سردردهای اولیه در دو گروه براساس پرسش نامه ای که توسط پزشک معاینه کننده تکمیل می شد مورد ارزیابی قرار گرفت. متغیرهای مورد بررسی عبارت بودند از: سن، جنس، نوع MS ، درجه ناتوانیEDSS، مدت بیماری M‏S ، داروی مورد مصرف و خصوصیات سردرد براساس معیارهای انجمن بین ا لمللی سردرد (IHS). برای آنالیز آماری از آزمون های کای دو، تست تی و تست دقیق فیشر، همبستگی و رگرسیون خطی استفاده شد. نتایج: در این مطالعه، 8/53 درصد از افراد مبتلا به MS و 4/27 درصد از افراد گروه کنترل، سردرد مزمن داشتند(0001/0=p). فراوانی سردرد میگرن و سردرد تنشی در بیماران مبتلا به MS به ترتیب 01/73 درصد و 98/26 درصد و در گروه کنترل به ترتیب 6/40 درصد و 7/58 درصد بود. هم چنین بین نوع عودکننده - فروکش کنندهMS (RR) و سردرد میگرن ارتباطی معنی دار وجود داشت(0001/0=p). سردرد با مصرف اینترفرون و مدت بیماری و درجه EDSS ارتباطی نداشت(05/0&lt;p ).  &gt; </description>
						<author>علیرضا رضایی اشتیانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر مصرف خوراکی روغن مارگارین بر تولید مثل موش‌های صحرایی نژاد ویستار</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=180&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: تا کنون تحقیقات زیادی در زمینه اثرات فیزیولوژیک اسیدهای چرب ترانس موجود در مارگارین بر روی انسان ها و حیوانات انجام گرفته است. هدف از این مطالعه بررسی اثر روغن مارگارین بر روی تولید مثل موش های صحرایی نژاد ویستار است. روش کار: این مطالعه از نوع تجربی است. برای بررسی اثر مارگارین بر روی تولید مثل، 46 موش صحرایی نر و ماده نژاد ویستار به چهار گروه تقسیم شدند. در سه گروه آزمون، به غذای استاندارد آنها روغن مارگارین به میزان 3 درصد اضافه شد و به گروه کنترل یا گروه چهارم فقط غذای استاندارد داده شد. در گروه آزمون اول موش های نر و ماده مارگارین دریافت کردند. در گروه آزمون دوم فقط موش های ماده مارگارین دریافت کردند. و در گروه آزمون سوم فقط موش های نر مارگارین دریافت کردند. یک ماه پس از شروع مصرف غذا، عمل جفت گیری و تولید مثل در آنها انجام گرفت و در تمام طول حاملگی حیوانات از همان رژیم غذایی قبلی استفاده می کردند. پس از زایمان؛ تعداد کل نوزادان و تعداد نوزادان نر و ماده، وزن نوزادان و میزان مرگ و میر نوزادن در گروه های مختلف مورد ارزیابی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده ازآنالیز واریانس یک طرفه انجام شد. نتایج: نتایج به دست آمده از مقایسه داده ها در چهار گروه مورد آزمون نشان دهنده افرایش معنی دار وزن نوزادن و نسبت نوزادان ماده در گروه دوم نسبت به گروه کنترل و گروه اول بود. هم چنین مقایسه میزان مرگ و میر نوزادان در گروه های چهار گانه نشان دهنده افزایش معنی دار مرگ و میر نوزادان در گروه دوم نسبت به گروه های دیگر بود. از طرف دیگر بین تعداد نوزادان در گروه های مختلف اختلاف معنی داری وجود نداشت. نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان داد که تجویز روغن های مارگارین حاوی اسیدهای چرب ترانس به موش های ماده می تواند به شکل معنی داری سبب افزایش وزن، افزایش نسبت نوزادان ماده و افزایش میزان مرگ و میر در نوزادان گردد. </description>
						<author>محمد رضا پالیزوان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیر میزان اکسیژن تجویزی در حین بیهوشی بر میزان بروز عفونت زخم در جراحی‌های تمیز- آلوده </title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=181&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: به رغم تمهیدات به کار رفته هم اکنون عفونت زخم جراحی یکی از عوامل مهم افزایش مورتالیتی وموربیدیتی بیماران و تحمیل هزینه های هنگفت بر سیستم بهداشتی –درمانی محسوب می گردد. بر اساس مطالعات اخیر به صورت بالینی و آزمایشگاهی، دریافت اکسیژن اضافی حین عمل با مکانیسم افزایش فشار اکسیژن بافتی و در نتیجه بهبود مکانیسم کشتن اکسیداتیو باکتری ها، سبب کاهش عونت زخم می گردد. این مطالعه با هدف تاثیر میزان اکسیژن تجویزی در حین بیهوشی بر میزان بروز عفونت زخم در جراحی های تمیز- آلوده صورت گرفته است. روش کار: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی دو سویه کور است که روش نمونه گیری آن تصادفی ساده با استفاده از جدول اعداد تصادفی می باشد. 584 نفر که کاندید جراحی های کلاس زخم تمیز-آلوده بوده و معیارهای شرکت در مطالعه را داشتند، به طور تصادفی به دو گروه مساوی تقسیم شدند. به یک گروه FIO240 درصد و به گروه دیگر FIO280 درصد حین بیهوشی داده شد. سپس دو گروه در طی یک دوره دو هفته ای از نظر علایم عفونت زخم تحت بررسی قرار گرفتند. نتایج: از 292 نفری کهFIO280 درصد دریافت کرده بودند 11نفر(9/3 درصد) و از 292 نفری کهFIO2 40 درصد دریافت نموده بودند 25 نفر(1/8 درصد) دچار عفونت زخم شدند. با احتمال خطای 5 درصد از نوع آلفا، شیوع عفونت زخم در گروهی که اکسیژن با FIO2 بیشتر گرفته بود به طور معنی داری از شیوع عفونت در گروهی که اکسیژن با FIO2 کمتر دریافت نموده بود، کمتر بود. نتیجه گیری: این مطالعه همانند مطالعات مشابه، موید اثر مثبت اکسیژن اضافی حین عمل در کاهش عفونت زخم در جراحی های تمیز آلوده است. بنابر این با توجه به بدون عارضه، کم هزینه و موثر بودن این روش در کاهش عفونت زخم برای بیمار، تجویز اکسیژن اضافی حین اعمال جراحی تمیز-آلوده توصیه می گردد. </description>
						<author>محمدعلی حسامی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر اولتراسوند متناوب بر میزان آلکالین فسفاتاز سرمی در روند جوش خوردگی تیبیای خرگوش نیوزیلندی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=182&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: آلکالین فسفاتاز (ALP) سرمی، گلیکو پروتئین مترشحه اوستئو بلاستی است. در شکستگی ها میزان ALP تغییر می کند. امواج اولتراسوند متناوب و با شدت پایین، رشد و بازسازی استخوا ن را در شکستگی ها تسریع می کنند. با این حال ارتباط بین اولتراسوند متناوب و تغییرات میزان ALP سرمی در خرگوش نیوزیلندی مورد بررسی قرار نگرفته است. هدف از انجام این  مطالعه بررسی اثرات اولتراسوند متناوب با شدت پایین، بر سطح سرمی ALP در خلال روند جوش خوردگی تیبیای خرگوش نیوزیلندی است. روش کار: این مطالعه تجربی بود. تعداد 54 سر خرگوش نر بالغ نژاد نیوزیلندی به طور تصادفی در شش گروه (سه گروه آزمایش و سه گروه کنترل) قرار داده شدند. تمام شش گروه برای ایجاد یک مدل شکستگی تحت جراحی قرار گرفتند. بعد از ترمیم زخم ها، ساق پای حیوانات گروه های آزمایش به ترتیب به مدت2، 4 و6 هفته، تحت تاثیر امواج اولتراسوند قرار داده شد. حیوانات گروه های کنترل نیز بدون هیچ گونه دخالتی طی همین دوره زمانی نگه داری شدند. بعد از طی این زمان ها، پس از بیهوش کردن حیوانات از قلب آنها خون گیری و کشته شدند. سپس سرم آنها جدا گردید و آنزیم ALP سرم توسط اسپکتروفتومتر قرائت گردید. داده ها با آزمون های من ویتنی یو و کروسکال والیس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج: نتایج نشان داد که میانگین سطح سرمی ALP در گروه آزمایشی که به مدت 4 هفته امواج اولتراسوند متناوب را دریافت کردند نسبت به گروه کنترل خودش، به طور معنی داری افزایش یافته بود (03/0p=). در سایر گروه ها تغییرات معنی داری مشاهده نشد. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که امواج اولتراسوند متناوب و با شدت پایین، سطح سرمی ALP را افزایش داده وجوش خوردگی استخوان را تسریع می نماید. </description>
						<author>ابوالحسن سخایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه اثر پماد موپیروسین داخل بینی و سیپروفلوکساسین خوراکی تک دوز در درمان و عود ناقلین استافیلوکوک طلائی در پرسنل بیمارستان ولیعصر( عج) اراک در سال 1384</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=183&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: از آنجا که استافیلوکوک اورئوس یکی از مهم ترین عوامل بیماری زای انسان می باشد و با توجه به کلونیزاسیون این باکتری در بینی، پرسنل ناقل، این باکتری می تواند باعث افزایش میزان بروز عفونت های بیمارستانی شود. این مطالعه جهت مقایسه اثر دو رژیم ضد میکروبی (موپیروسین موضعی داخل بینی و سیپروفلوکساسین خوراکی) در درمان و عود ناقلین استافیلوکوک طراحی شده است. روش کار: این کار آزمایی بالینی به صورت سه سویه کور بر روی 366 نفر از پرسنل بیمارستان ولیعصر(عج) اراک انجام شد. پس از انجام کشت بینی از تمام پرسنل، 45 نفر که کشت مثبت داشتند به عنوان ناقل استافیلوکوک اورئوس شناخته شده و در دو گروه A و B به ترتیب تحت درمان با رژیم سیپروفلوکساسین خوراکی تک دوز 1500 میلی گرم، به علاوه پماد ویتامین A+D به عنوان دارونما به مدت 5 روز و رژیم پلاسبوی خوراکی تک دوز به علاوه پماد موپیروسین داخلی بینی به مدت 5 روز قرار گرفتند. کشت مجدد بینی جهت بررسی تاثیر درمان پس از اتمام درمان انجام شد. هم چنین کشت مرحله آخر جهت بررسی میزان عود، 5 هفته پس از مصرف داروها انجام گرفت. اطلاعات به دست آمده دو گروه توسط آزمون کای دو مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج: مشخص شد که 9/12 درصد از پرسنل بیمارستان ولیعصر(عج) اراک، ناقل استافیلوکوک اورئوس در بینی خود می باشند. تاثیر درمانی رژیم موضعی موپیروسین داخل بینی( درمان در 5/89 درصد موارد) به طور معنی داری بالاتر از رژیم خوراکی سیپروفلوکساسین تک دوز (درمان در 55 درصد موارد) بود(019/0 =p). اما میزان عود پس از مصرف رژیم موضعی 3/13 درصد و پس از مصرف رژیم خوراکی 20 درصد بود که تفاوت معنی داری مشاهده  نشد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده در این مطالعه، رژیم موضعی پماد موپیروسین تأثیر بیشتری نسبت به رژیم خوراکی سیپروفلوکساسین تک دوز بر روی درمان ناقلین بینی استافیلوکوک اورئوس دارد. هم چنین در این مطالعه تفاوت معنی داری در میزان عود ناقلی استافیلوکوک اورئوس پس از مصرف هر کدام از دو رژیم دارویی فوق مشاهده نشد. </description>
						<author>حسین سرمد یان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثرتجویز مورفین خوراکی بر تکوین پیاز بویایی در جنین رت</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=184&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: مصرف اوپیوئیدها در کشور ما گسترش زیادی دارد. با توجه به توان این مواد در عبور از جفت و تاثیرگذاری بر رشد و تکامل جنین، امکان بروز مشکلات در نسل دوم نیز در افراد استفاده کننده از این مواد زیاد است. این تحقیق به بررسی اثر مصرف مورفین توسط مادر بر تکوین جنینی پیاز بویایی در موش های بزرگ آزمایشگاهی نژاد ویستار پرداخته است. روش کار: این مطالعه از نوع تجربی بود و به این منظور موش های بزرگ آزمایشگاهی ماده با محدوده وزنی300-250 گرم مطالعه شدند. گروه آزمایشی پس از بارداری، مورفین را با دوز 05/0 میلی گرم بر میلی لیتر در آب آشامیدنی دریافت کردند. 19 روز پس از بارداری، موش های آبستن با استفاده از کلروفرم بیهوش شده و جنین ها به همراه رحم طی عمل جراحی از بدن حیوان ماده خارج گردیده، وزن جنین ها با ترازوی دیجیتالی با دقت 0001/0 گرم و طول قدامی- خلفی آنها به عـنوان معـیاری از طول جنین با کولیس ورنیه با دقت 05/0 میلیمتر اندازه گیری شد. سپس جنین ها مراحـل پردازش بافتی را طی کرده و پس از برش گیری و رنگ آمیزی به روش هماتوکسیلین ائوزین(H&amp;E) و نیترات نقره، از نظر رشد پیاز بویایی مورد بررسی میکروسکوپی قرارگرفتند. برای تعیین تفاوت بافت پیاز بویایی در گروه های شاهد و آزمایش از نرم افزار موتیک استفاده شد. اطلاعات با استفاده از آزمون تی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج: کاهش وزن جنین هایی که مورفین دریافت کرده بودند نسبت به گروه کنترل، معنی دار بود. در حالی که کاهش طول جنین ها در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل معنی دار نبود. در هر دو گروه سه لایه سلولی مجزا در پیاز بویائی مشخص بود به طوری که در گروه آزمایشی، ضخامت لایه های میانی و خارجی افزایش و ضخامت لایه  داخلی کاهش یافته بود. هم چنین، فضای بین سلولی در لایه های میانی و خارجی زیاد شده بود که این ممکن است به معنای اثر مورفین در کاهش مهاجرت سلولی در این ناحیه باشد. در هر دو گروه سه نوع سلول کروی، هرمی و تیره قابل تشخیص بود. شمارش سلولی نیز نشان داد که تعداد سلول های کروی، هرمی و تیره در گروه آزمایشی کاهش یافته بود. نتیجه گیری: از این مشاهدات نتیجه گیری می شود که مصرف مورفین دردوران بارداری، باعث بروز نقائصی درتکوین پیاز بویایی جنین می گردد که با کاهش تعداد سلول ها و نیز کاهش مهاجرت آنها مشخص می شود. </description>
						<author>هدایت صحرائی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین اثر شاخص توده بدنی و بعضی از عوامل آزمایشگاهی بر هیپرتروفی بطن چپ در بیماران با فشارخون بالا</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=187&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: هیپر تروفی بطن چپ(LVH) یکی از عوارض قلبی فشارخون بالا است که در آن احتمال بروز آریتمی  های قلبی و حوادث عروق قلبی افزایش می یابد. برخی از محققین علاوه برفشارخون بالا عوامل دیگری مانند اختلال لیپیدهای خون، قندخون بالا و نارسایی کلیوی را نیز در بروز هیپر تروفی بطن چپ مؤثر می دانند. این مطالعه به منظور تعیین اثر شاخص توده بدنی و بعضی از عوامل آزمایشگاهی بر هیپرتروفی بطن چپ در بیماران با فشارخون بالا صورت گرفته است. روش کار: این مطالعه یک مطالعه مورد- شاهدی است که طی آن بیماران گروه مورد (بیماران با فشارخون بالا و دچار هیپرتروفی بطن چپ) با بیماران گروه شاهد (بیماران با فشارخون بالا و بدون هیپرتروفی بطن چپ)، از نظر شاخص توده بدنی، لیپیدهای سرم، قندخون، اوره و کراتی نین؛ مورد مقایسه قرار گرفتند. اطلاعات به دست آمده به وسیله آزمون آماری کای دو و رگرسیون لجستیک تجزیه و تحلیل گردید. نتایج: در این مطالعه؛ شاخص توده بدنی، گلوکز بالا، BUN و کراتی نین بالا بر روی ظهور LVH در بیماران با فشارخون بالا اثر قابل توجه ای داشته اند اما اختلال لیپیدهای خون بر ظهور LVH اثر قابل توجهی نداشته است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج این مطالعه مشخص می شود که علاوه بر هیپر تانسیون؛ شاخص توده بدن بالا ، قندخون بالا و هم چنین بالا بودن اوره و کراتی نین بر ظهور LVH مؤثر می باشند. لذا لازم است که در بیماران با هیپر تانسیون این فاکتورها با دقت کنترل شده و جهت اصلاح آنها اقدام گردد. </description>
						<author>سعید صدرنیا</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تاثیر ماساژ بر طول مدت مرحله اول زایمان زنان نخست باردار</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=188&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: یکی از مشکلاتی که مادران در طی زایمان با آن مواجه هستند زایمان طولانی است که با عوارض نا مطلوب مادری و جنینی همراه است. به طوری که کوتاه شدن طول مدت زایمان یکی از آرزوهای همیشگی متخصصین زنان و زایمان بوده است. لذا پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر ماساژ بر طول مدت مرحله اول زایمان زنان نخست باردار مراجعه کننده به زایشگاه بنت الهدی بجنورد در سال 1384 انجام گردیده است. روش کار: اِِِین مطالعه به صورت کار آزمایی بالینی ، بر روی 62 زن نخست باردار با شرایط حاملگی طبیعی از جمله؛ سن حاملگی 42-37 هفته، تک قلو و نمایش قله سر انجام گردید. واحدهای پژوهش به صورت تصادفِِِی در دو گروه ماساژ پشت و مراقبت های معمول قرار گرفتند. گروه ماساژ (32 نفر )؛ ماساژ منظم ، محکم و یکنواخت در ناحیه پشت، به مدت 30 دقِِِیقه به روش افلوراج در هر سه فاز زایمانی دریافت می کردند. گروه کنترل(30 نفر) هیچ گونه ماساژی نداشتند. در هر دو گروه شدت و مدت انقباضات، فواصل انقباضات و طول مدت هر فاز اندازه گیری و ثبت گردید. در تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های تی دانش آموزی، کای دو، من ویتنی و مدل خطی استفاده گردید. نتایج: میانگین طول مدت مرحله اول زایمان در زنان دریافت کننده ماساژ نسبت به گروه مراقبت های معمول کمتر و دارای اختلاف معنی دار آماری بود. به طوری که میانگین طول مدت مرحله اول زایمان در گروه ماساژ پشت، 75/5 ساعت و در گروه مراقبت های معمول، 15/9 ساعت بود (001/0 = p). نتیجه گیری: براساس نتایج این پژوهش، ماساژ طول مدت مرحله اول زایمان را کاهش داده. لذا به نظر می رسد بتوان از این روش، جهت کوتاه نمودن مدت بستری بودن زائو در زایشگاه استفاده نمود. </description>
						<author>زهره عباسی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی فراوانی بیماری سیلیاک در روستاهای شهرستان اراک در سال 1385</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=189&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: بیماری سیلیاک یا آنتروپاتی حساس به گلوتن، سوء جذب مواد غذایی بر اثر ازدیاد حساسیت به گلوتن است. در اتیولوژی این بیماری عوامل محیطی، ایمنی و ژنتیک مطرح هستند. با توجه به این که در منطقه مرکزی و غربی ایران شیوع بیماری سیلیاک بررسی نشده، این مطالعه به منظور تعیین فراوانی بیماری سیلیاک در جمعیت عمومی ساکنین روستاهای شهر اراک در سال 1385، طراحی شده است. روش کار: این مطالعه توصیفی - مقطعی بوده و در آن 700 نفر به صورت تصادفی چند مرحله ای در روستاهای شهرستان اراک در گروه سنی 65-20 سال انتخاب شدند که 336 نفر مرد و 364 نفر زن بودند. بعد از تکمیل پرسش نامه از هر یک از افراد خون گیری شد. سطح IgA سرم در تمامی افراد به منظور حذف افراد دچار کمبود IgA اندازه گیری شد. در همه افراد نمونه سرم از نظر آنتی بادی ترانس گلوتامیناز بافتی از نوع IgA (IgA t-TGA) بررسی شد. در تمام کسانی که سرولوژی مثبت داشتند و نیز در کسانی که شک بالینی سیلیاک در آنها بالا بود و سرولوژی مرزی داشتند، اندوسکوپی و بیوپسی قسمت دوم دئودنوم به عمل آمد و هیستولوژی بیوپسی مطالعه شد.درآنالیزنتایج،میانگین،انحراف معیارودرصد فراوانی محاسبه شد. نتایج: سطـح IgA در ســـرم تمـــامی افراد نرمـــال بود. 8 نفر ســرولوژی مثبت داشتند و 38 نفــر ســرولـــوژی با حداکثر مقدار نرمال و سایر افراد سرولوژی کمتر از Au/ml 6 داشتــند. تنها در بین افراد با سرولوژی مثبت، یافته های هیستولوژی مثبت شد. 1 درصد (10 در 1000 نفر جمعیت) از کل جمعیت مورد بررسی تغییرات روده باریک به نفع سیلیاک داشتند. شایع ترین علامت در این افراد بی علامتی بود. نتیجه گیری: شیوع بیماری سیلیاک در روستاهای شهرستان اراک در محدوده سنی 65- 20 سال 10 نفر در 1000 نفر جمعیت بود که این نتیجه مشابه نتایج مطالعات انجام شده در ساری و جنوب کشور بود ولی در مقایسه با سایر نقاط جهان از شیوع بالاتری برخوردار بود، که این مسئله اهمیت غربال گری این بیماری در ایران را می رساند. هم چنین این نکته که در تمامی افراد با هیستولوژی مثبت ، سرولوژی نیز مثبت بود، تأییدی بر اختصاصیت و حساسیت بالای تست t-TGA و مناسب  بودن آن جهت غربال گری بیماری سیلیاک است. </description>
						<author>الهام فرهادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی روند پیشرفت زایمان در زنان چندزا شهرستان فسا در سال 1384</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=190&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: زایمان یک فرآیند فیزیولوژیک است که یک جنین از رحم به فضای بیرون رانده می شود. فریدمن (1954) نوعی الگوی مشخصه سیگموئیدی را برای زایمان توصیف نمود. این مطالعه با هدف بررسی روند پیشرفت زایمان در زنان چندزا طراحی شد. روش کار: مطالعه حاضر بر روی 336 نفر زن چندزا در طی یک سال به صورت همگروهی انجام شد که جهت محاسبه مراحل زایمان، مقدار دیلاتاسیون دهانه رحم در واحد زمان برای هر یک از شرکت کننده ها اندازه گیری شد. شرکت کنندگان به چهار گروه بدون مداخله، القا شده، بی دردی گرفته و هر دو مداخله تقسیم شدند و معیارهای مورد نظر در هر دو گروه ثبت گردید. در تحلیل آماری این مطالعه از آزمون های آنالیز واریانس یک طرفه و از مدل های چند سطحی رگرسیونی جهت رسم منحنی استفاده شد. نتایج: در تمام زیر گروه های زنان چندزا با افزایش اتساع سرویکس، سرعت باز شدگی دهانه رحم نیز افزایش می یابد. ارتباط معنی داری بین زیر گروه های مختلف زنان شرکت کننده در مطالعه، از نظر میانگین سرعت دیلاتاسیون، در فاز فعال مرحله اول و مرحله سوم با القا زایمان دیده شد(05/0&gt;p). اما اختلافی از نظر میانگین مرحله دوم با القا زایمان وجود نداشت. میانگین فاز فعال و مرحله دوم در زنان مورد مطالعه، در این بررسی به شکل معنی داری بیشتر از زنان مولتی پار مورد مطالعه فریدمن بود (به ترتیب56/3 ساعت در مقابل 2/2 ساعت و 25 دقیقه در برابر 18 دقیقه) (001/0&gt; p). به علاوه در این مطالعه، فاز رکود مشاهده نشد. نتیجه گیری: الگوی پیشرفت زایمان در عصر حاضر به شکل بارزی از منحنی فریدمن در دهه 1950 متفاوت است و به شکل سیگموئیدی نمی باشد و مهم ترین فاکتور مؤثر بر مدت زمان فاز نهفته، دیلاتاسیون زمان پذیرش می باشد. لذا تعیین یک منحنی استاندارد و بدون سوگیری در زنان زائو کاری بسیار پیچیده و مشکل است و می بایست از روش های آماری استفاده شود که اثرات ناشی از متغیرهای مخدوش کننده شرکت کنندگان را حذف نماید. </description>
						<author>ابوالفضل محمد بیگی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثر روی خارج سلولی ترانس وکانال های کلسیمی وابسته به ولتاژ بریادگیری شرطی احترازی غیرفعال در موش های صحرایی نر نژاد ویستار</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=191&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: در این مطالعه اثر روی خارج سلولی و کانال های کلسیمی وابسته به ولتاژ بر جنبه های مختلف یادگیری و حافظه شرطی احترازی غیر فعال مورد بررسی قرار گرفت. روش کار: تحقیق حاضر به صورت تجربی انجام شد و اثر هریک از مسدود کننده های کانال های کلسیمی (وراپامیل) و جمع آوری کننده روی خارج سلولی (CaEDTA) به صورت جداگانه و هم زمان و در دوزهای مختلف بر یادگیری احترازی غیرفعال با استفاده از دستگاه شاتل باکس و تزریق مرکزی (درون بطنی) این داروها مورد بررسی قرار گرفت. حیوانات قبل و بعد از آموزش و بعد از تست، تحت این تزریق قرار گرفتند. تعداد نمونه ها در تمام گروه های آموزشی 8 سر مجموعاً 120 سر بود. اطلاعات به دست آمده با استفاده از ازمون آنالیز واریانس یک طرفه تجزیه و تحلیل شد. نتایج: تزریق ماده جمع آوری کننده روی (CaEDTA) با دوز متعارف ( 100 میلی مولار) نشان گر عدم تأثیر جمع آوری روی خارج سلولی ترانس بر اکتساب، تثبیت و به خاطر آوری یادگیری احترازی غیرفعال می باشد. نتایج تزریق وراپامیل به عنوان مسدد کانال های کلسیمی وابسته به ولتاژ با دوزهای100و150 میکروگرم بیان گر تأثیر کاهشی آن بر اکتساب و تثبیت یادگیری احترازی غیرفعال می باشد. اعمال دوزهای فوق هیچ تأثیری بر به خاطرآوری یادگیری احترازی غیرفعال نداشت. در ادامه اثر هم زمان CaEDTA 100 میلی مولار از یک طرف و وراپامیل با دور 100 میکروگرم نیز از طرف دیگر بر اکتساب و تثبیت یادگیری احترازی غیرفعال نشان داد که تنها تثبیت یادگیری احترازی غیرفعال دچار افت گردیده است. نتیجه گیری: به نظر می رسد مکانیزم های مشترکی برای برهم کنش یون های کلسیم و روی و ارتباط آنها با اکتساب و تثبیت یادگیری احترازی غیرفعال مورد انتظار می باشد و می توان احتمال داد که مکانیزم به خاطرآوری حداقل از نظر تعامل یون های کلسیم و روی ( به صورت وابسته به ولتاژ ) متفاوت از اکتساب و تثبیت باشد. </description>
						<author>محمد رضا پالیزوان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>طراحی الگوی مدیریت تجهیزات پزشکی برای بیمارستان های ایران: سال86</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=192&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>چکیده مقدمه: مدیریت بهینه تجهیزات پزشکی در بیمارستان، تاثیر به سزایی در کاهش هزینه  ها و ارائه مطلوب خدمات بهداشتی ودرمانی ایفا می نماید. با این حال در بیمارستان های کشور روش سیستماتیک و مدونی دراین زمینه اعمال نمی گردد. این پژوهش با هدف طراحی الگوی مدیریت تجهیزات پزشکی برای بیمارستان های ایران انجام گرفته است. روش کار: در این پژوهش تطبیقی، مدیریت تجهیزات پزشکی درکشورهای امریکا، انگلستان،آلمان، کانادا، استرالیا، ایرلند، سوئد و ایتالیا که دارای تجارب موفق والگوی مشخص در مدیریت تجهیزات پزشکی بوده اند، از شش بعد ساختار، خرید، کنترل، نگهداری، آموزش و توزیع مورد بررسی قرار گرفت. سپس براساس سازوکارهای مشترک درکشورهای یاد شده، الگویی برای بیمارستان های دولتی ایران طراحی شد و اعتبار آن به روش دلفی، که طی آن از صاحب نظران و خبرگان مسلط به موضوع مکرراً نظرخواهی شده تاکلیه ابعاد مورد بحث از طریق اجماع به تایید آنان برسد، محرز گردید. نتایج: در تمامی کشورهای مورد مطالعه برای انجام مدیریت موثر تجهیزات پزشکی، در بیمارستان، واحد مهندسی تجهیزات پزشکی ایجاد شده و در راستای خط مشی اصلی این واحد که تامین ایمنی و ارتقاء مراقبت از بیمار است، به آموزش مهندسین بالینی پرداخته اند. آموزش ها مطابق با طرح درس فدراسیون بین المللی آموزش مهندسی بالینی «که تلفیقی از واحدهای مهندسی و مدیریتی لازم برای انجام فعالیت های مدیریت تجهیزات پزشکی در بیمارستان است» طراحی می گردد. نیازسنجی دقیق از دستگاه های پزشکی، ترازیابی، استفاده از تکنیک هزینه طول عمر، مدیریت فهرست موجودی، جانمایی و پیش بینی فضای فیزیکی مورد نیاز، انتخاب وخرید از طریق کمیته مربوطه، کنترل های بدو ورود با انجام تست پذیرش، کنترل عملکرد و کنترل ایمنی، مستند سازی فعالیت ها و به کارگیری سیستم کامپیوتری نگهداری پیش گیرانه و توزیع نیمه متمرکز در زمره فرایندهای ضروری در چرخه مدیریت تجهیزات پزشکی در بیمارستان های کشورهای مورد مطالعه قرار داشته است. نتیجه گیری: ایجاد واحد مدیریت و مهندسی تجهیزات پزشکی در بیمارستان ها، تشکیل کمیته انتخاب و خرید، کنترل مستمر عملکرد تجهیزات طی فرایند کالیبراسیون، تعمیر و نگهداری پیش گیرانه دستگاه ها طبق برنامه زمان بندی و تربیت نیروی انسانی مورد نیاز این واحد براساس سر فصل دروس فدراسیون بین المللی آموزش مهندسی بالینی، منجر به افزایش بهره وری تجهیزات پزشکی در بیمارستان ها، خواهد شد. </description>
						<author>امیر اشکان نصیری پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین اثر بخشی قرص دفریپرون در کاهش سطح سرمی فریتین در بیماران تالاسمی ماژور شهر اراک</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=193&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: حیات بیماران مبتلا به تالاسمی وابسته به ترانسفوزیون است. این بیماران متعاقب ترانسفوزیون های مکرر دچار هموسیدروز در ارگان های مختلف می شوند و به استفاده از داروی چلاتور آهن نیاز دارند که بتواند سبب دفع آهن اضافی از بدن گردد. تنها داروی رایج و در دسترس دفروکسامین می باشد که تجویز زیرجلدی آن برای بیمار، بسیار عذاب آور می باشد. در نتیجه ضرورت وجود یک داروی چلاتور آهن خوراکی مثل دفریپرون(L1) احساس می شود. هدف از تحقیق حاضر، تعیین اثر این دارو در کاهش سطح سرمی فریتین در بیماران تالاسمی ماژور شهر اراک می باشد. روش کار: در این مطالعه کارآزمایی بالینی از نوع قبل و بعد، 33 بیمار مبتلا به تالاسمی ماژور، بر روی قرص L1 با دوز 75 میلی گرم بر کیلوگرم در روز قرار گرفتند. روش انتخاب نمونه مبتنی بر هدف بود. بیماران تا قبل از ورود به مطالعه بر روی دفروکسامین تزریقی قرار داشتند و جهت ورود به مطالعه دفروکسامین آنان قطع و به مدت 6 ماه L1 جایگزین گردید. میانگین فریتین سرم در بیماران مذکور، در انتهای درمان با دفروکسامین ( قبل از شروع L1) و در پایان درمان با L1 یعنی بعد از شش ماه محاسبه گردید. در تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون تی زوج استفاده شد. نتایج: میانگین سن بیماران 1±2/17 سال بود. میانگین فریتین سرم قبل از شروع دارو معادل257±1881 نانوگرم در میلی لیتر و بعد از شش ماه درمان با L1 ،384± 2495 محاسبه گردید که اختلاف معنی داری نداشت(05/0&lt;p ).  &gt; </description>
						<author>مژگان هاشمیه</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>گزارش یک مورد آدنوکارسینوم اولیه ناحیه آپاندیس</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=195&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: ادنوکارسینومای اولیه آپاندیس، سرطانی نادر است که تعداد معدودی در جهان گزارش شده است. حدود یک صدم تا دو دهم درصد از سرطان ها وکمتر از نیم درصد از سرطان های دستگاه گوارش را شامل می گردد. در این مقاله یک مورد آدنوکارسینوم اولیه ناحیه آپاندیس معرفی می شود. مورد: بیمار، مرد 38 ساله ای است که با درد شکم و تندرنس در ناحیه مک بورنی و در ربع تحتانی راست شکم، حدود 8 ماه پیش در بیمارستان بستری و با تشخیص آپاندیسیت حاد تحت عمل جراحی آپاندکتومی اورژانس قرار گرفته است. پاتولوژیست، ادنوکارسینوم آپاندیس را گزارش نمود که تومور تا ناحیه سروز آپاندیس گسترش داشته است. پس از جراحی، بیمار از پی گیری منظم امتناع می ورزد و شش ماه بعد با تنگی نفس و درد شکم مراجعه، و براساس سونوگرافی و گرافی های انجام شده، دارای آسیت وسیع شکمی بوده است. بیمار با تشخیص آدنوکارسنوم آپاندیس و درگیری پریتوئن جهت ادامه درمان به بخش آنکولوژی بیمارستان ولی عصر اراک ارجاع گردید. نتیجه گیری: در بیماران آپاندیس حاد، باید احتمال ادنوکارسینوم آپاندیس را نیز در نظر گرفت </description>
						<author>فتح اله محقق</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
