<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشگاه علوم پزشكي اراك </title>
<link>http://jams.arakmu.ac.ir</link>
<description>مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک - مقالات نشریه - سال 1384 جلد8 شماره3</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1384/10/11</pubDate>

					<item>
						<title>مقایسه اختلالات عملکرد جنسی زنان قبل و بعد از یائسگی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=169&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه&lt;/strong&gt;: غریزه جنسی که منشأ بسیاری از تحولات در زندگی انسان می باشد می تواند در اثر عوامل متعددی دچار اختلال شود که یکی از این عوامل، پدیده یائسگی و افزایش سن است. این مطالعه با هدف مقایسه اختلالات عملکرد جنسی زنان قبل و بعد از یائسگی طراحی گردید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار&lt;/strong&gt;: این مطالعه از نوع تحلیلی - مقطعی می باشد که در آن اطلاعات مربوط به فعالیت های جنسی قبل و بعد از یائسگی 174 زن همسردار یائسه مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر اصفهان در سال 82 که دارای مشخصات ورود به پژوهش بودند جمع آوری و مورد بررسی قرار گرفت. روش جمع آوری داده ها پرسشنامه اختلالات جنسی خود ساخته بود که روایی و پایائی آن با روش اعتبار محتوا و ضریب آلفای کرونباخ تعیین شد. نتایج حاصله با استفاده از روش  های آماری توصیفی و استنباطی (مک نمار) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتایج&lt;/strong&gt;: نتایج این پژوهش نشان دادکه فراوانی نسبی اختلالات جنسی در دوران باروری 38 درصد و در دوران یائسگی 72/4 درصد می باشد. هم چنین ارتباط آماری معنی داری بین اختلالات جنسی قبل و بعد از یائسگی وجود داشت (0/001&gt;P). توزیع فراوانی اختلالات جنسی در دوره باروری این زنان بر اساس شدت اختلال عبارت بود از اختلال در فاز تمایل (49/2 درصد)، دیسپارونی (34/3 درصد)، اختلال در فاز برانگیختگی (26/8 درصد)،اختلال در فاز ارگاسم (23/8 درصد) و واژینیسموس (16/4 درصد). هم چنین توزیع فراوانی این اختلالات در دوره یائسگی آنان به ترتیب عبارت بود از اختلال در فاز برانگیختگی (75/3 درصد)، اختلال در فاز تمایل (62/2 درصد)، اختلال در فاز ارگاسم (56/3 درصد)، دیسپارونی (34/9 درصد) و واژینیسموس (15/8 درصد).&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: همان طور که نتایج پژوهش نشان داد درصد قابل توجهی از زنان در سنین باروری و یائسگی اختلالات جنسی را تجربه می کنند و پدیده یائسگی می تواند عاملی در جهت ایجاد، تداوم و یا مضاعف شدن اختلالات جنسی باشد. لذا بر نقش متخصصین مربوط به این امور در زمینه مشاوره و آموزش تأکید می شود.</description>
						<author>سرور آرمان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر تزریق داخل هیپوکمپی وراپامیل بر روند ایجاد کیند لینگ شیمیایی با پنتیلن تترازول در موش‌های صحرایی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=170&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه&lt;/strong&gt;: تحقیقات نشان داده است که به دنبال صرع خود به خودی در موش های صحرایی میزان نفوذ پذیری نورون های ناحیه CA1 هیپوکمپ نسبت به کلسیم افزایش پیدا می کند. در این تحقیق نقش کانال های کلسیمی حساس به ولتاژ ناحیه CA1هیپوکمپ بر روی کیندلینگ ایجاد شده با پنتیلن تترازول مورد بررسی قرار گرفته است. &lt;strong&gt;روش کار&lt;/strong&gt;: در این تحقیق تجربی ابتدا حیوانات به شکل تصادفی به دو گروه تقسیم بندی شدند. در گروه تحت آزمایش داروی وراپامیل (4میکروگرم در 4 دقیقه) به داخل هیپوکمپ تزریق شد و پس از 20 دقیقه به منظور ایجاد کیندلینگ شیمیایی، پنتیلن تترازول با غلظت هایی که در ابتدا تشنج زا نیستند (5/37 میلی گرم بر کیلوگرم, داخل صفاقی) به موش ها تزریق گردید. پس از تزریق دارو رفتار های حیوان به مدت 20 دقیقه تحت نظر گرفته شد و پاسخ های تشنجی بر اساس معیار پنج رتبه ای طبقه بندی گردید. حیوانات گروه کنترل از نظر سن و روند ایجاد کیندلینگ همانند گروه آزمون بودند به جز اینکه در این گروه به جای وراپامیل از حلال آن یعنی مایع مغزی نخاعی مصنوعی استفاده شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتایج&lt;/strong&gt;: وراپامیل به شکل معنی داری (0/01&gt;P)تعداد تحریکات لازم برای رسیدن حیوانات از مرحله صفر به مرحله پنج تشنج را کاهش داد. از سوی دیگر وراپامیل به شکل معنی داری مدت زمانی که حیوان در مرحله پنجم تشنج بسر می برد را افزایش داد(0/05&gt;P). همچنین این دارو مدت زمانی که طول می کشد که حیوان به مرحله پنج تشنج برسد را کاهش داد ولی این کاهش معنی دار نبود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: تزریق موضعی وراپامیل به داخل هیپوکمپ روند ایجاد کیندلینگ شیمیایی با پنتیلن تترازول را تسهیل کرده ولی بر روی کیندلینگ ایجاد شده اثر مهاری داشت.</description>
						<author>محمدرضا پالیزوان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه اثر پروپرانول و نیمودیپن در پیشگیری از سردرد های میگرنی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=171&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه&lt;/strong&gt;: امروزه داروهای زیادی در پیشگیری از حملات میگرن مورد استفاده قرار می گیرند که در مورد تاثیر مثبت آنها در کاهش حملات اتفاق نظر وجود ندارد و ارجحیت یکی بر دیگری نیز مورد تردید است. این تحقیق به منظور مقایسه تأثیر دو داروی نیمودیپین و پروپرانولول در پیشگیری از حملات میگرن بر روی بیماران مراجعه کننده به کلینیک تخصصی اعصاب در شهرکرد صورت گرفت.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار&lt;/strong&gt;: مطالعه حاضر یک مطالعه کارآزمایی بالینی یک سوکور بود که بر روی 102 بیمار انجام شد. بیماران مورد مطالعه بطور تصادفی ساده به دو گروه تقسیم شدند. در گروه اول جهت درمان پروفیلاکتیک میگرن داروی نیمودیپین و در گروه دوم از داروی پروپرانولول استفاده شد. درمان به مدت 6 ماه پیگیری شد. هر بیمار موظف بود روزانه پرسش نامه مربوطه را پر کند. این پرسش نامه شامل اثر دارو بر شدت سر درد، مدت سردرد و تعداد دفعات سر درد در یک ماه بود. در نهایت تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تی انجام پذیرفت.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتایج&lt;/strong&gt;: شدت و طول مدت حملات در گروه مصرف کننده پروپرانولول در مقایسه با گروه مصرف کننده نیمودیپین کمتر بود(0/01&gt;P)، ولی از نظر تعداد حملات تفاوت معنی داری در بین دو گروه مشاهده نشد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: به نظر می رسد مصرف پروپرانولول در مقایسه با نیمودیپین در پیشگیری از حملات سردرد میگرنی مؤثرتر باشد. بنابر این مصرف این دارو در پیشگیری از حملات میگرن توصیه می شود.</description>
						<author>محمود رفیعیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه اثر آویشن شیرازی و مفنامیک اسید بر دردهای قاعدگی اولیه</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=172&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه&lt;/strong&gt;: قاعدگی دردناک اولیه یکی از شایع ترین شکایات در زنان می باشد که به علت آزاد شدن پروستاگلاندین ها ایجاد شده و اغلب با داروهای شیمیایی درمان می گردد. امروزه با توجه به عوارض این داروها، محققین به سمت استفاده از داروهای گیاهی گرایش پیدا کرده اند. با در نظر گرفتن خاصیت ضد پروستاگلاندینی آویشن شیرازی، این مطالعه با هدف مقایسه اثر آویشن و مفنامیک اسید بر کاهش میزان درد قاعدگی طراحی گردید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار&lt;/strong&gt;: این تحقیق یک کارآزمایی بالینی یک سوکور می باشد که جامعه هدف آن خانم های مبتلا به درد قاعدگی و جامعه مورد مطالعه، خانم های مراجعه کننده به مرکز مشاوره ازدواج می باشند. تعداد نمونه بر اساس 0/5= &amp;alpha; و 0/20=&amp;beta;&amp;nbsp; نفر محاسبه گردید که به صورت تصادفی ساده در دو گروه مفنامیک اسید و آویشن قرار گرفتند. از افراد خواسته شد که شدت درد را قبل از مصرف دارو با معیار آنالوگ بینایی(10- 0 سانتی متر) مشخص کنند. سپس در گروه مطالعه 15 گرم برگ گیاه آویشن که در یک لیوان آب دم شده بود و در گروه شاهد، کپسول 250 میلی گرمی مفنامیک اسید مصرف  شد و مجدداً شدت درد 2،1و3 ساعت بعد از مصرف دارو تعیین  گردید. اطلاعات با استفاده از شاخص های میانگین و انحراف معیار و تست های کی اس، من ویتنی یو وکای اسکوئر تجزیه وتحلیل شد. در کلیه مراحل تحقیق مفاد بیانیه هلسینکی رعایت گردید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتایج &lt;/strong&gt;: میانگین شدت درد قبل از مصرف دارو در گروه آویشن و مفنامیک اسید تفاوت معنی داری نداشت. در هر یک از گروه های مفنامیک اسید و آویشن بعد از مصرف دارو میانگین شدت درد به طور معنی داری کاهش یافت(0/00001&gt;P). ولی میزان کاهش درد دو گروه، در مقایسه با هم تفاوت معنی دار آماری نداشت.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: با توجه به نتایج به دست آمده به نظر می رسد که مفنامیک اسید و آویشن به یک اندازه درد قاعدگی را کاهش می دهند که به نظر می رسد به علت اثرات ضد پروستاگلاندینی و ضد انقباضی آویشن باشد.</description>
						<author>نسرین روزبهانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه میزان مایع درمانی جهت احیاء شوک خونریزی در رت‌های سالم و رت‌های هیپوترم مبتلا به قطع عصب کلیوی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=173&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه&lt;/strong&gt;: اکثر مطالعات اخیر نشان داده اند که هیپوترمی پس از شوک خونریزی نیاز به مایع درمانی را کاهش داده و فشار شریانی را افزایش می دهد که درنتیجه شانس زنده ماندن را بالا می برد. اما مشخص نشده که هیپوترمی با چه مکانیسمی این اثرات را ایجاد می کند. این مطالعه به طور وسیع تری اثرات هیپوترمی را در این امر بررسی می کند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار&lt;/strong&gt;: این تحقیق یک مطالعه تجربی است که برای انجام آن 24 عدد رت به 4 گروه تقسیم شدند. در دوگروه 1 و 3 پس از انجام بیهوشی با تزریق پنتو باربیتال، عصب سمپاتیک کلیوی دو طرف قطع شد ولی در دو گروه 2 و 4 عصب دست نخورده باقی ماند و فقط برش پهلو انجام شد تا شرایط همه گروه ها یکسان شود. سپس رت ها وارد مرحله شوک خونریزی شدند (مرحله یک) که 90 دقیقه طول داشت و برای آن از حیوان 4 تا6 سی سی، خون به مدت 10 دقیقه گرفته شد. بعد از ایجاد شوک فقط در گروه های 1 و 2 دمای بدن در طول 10-5 دقیقه از حدود 37/5 به 32 درجه سانتی گراد رسید. سپس در پایان مرحله یک، حیوان وارد مرحله احیا (مرحله دو) شد که برای آن، خون گرفته شده از حیوان و یا مایع اضافی رینگر به حیوان تزریق شد تا فشار به حد طبیعی اش برگردد. مرحله دو 60 دقیقه به طول انجامید. فشار شریانی و حجم مایع مورد نیاز در گروه ها محاسبه و مقایسه گردید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتایج&lt;/strong&gt;: درگروه های هیپوترمیک 1 و 2 ، نسبت به گروه های نورموترمیک 3و 4 برای احیاء شوک خونریزی به حجم کمتری از مایعات و یا خون نیاز بود (0/05&gt;P) . فشار شریانی قبل ازشوک در بین 4 گروه یکسان بود, اما در پایان مرحله دو (مرحله احیاء) در گروه های هیپوترمیک بالاتر از گروه های نورموترمیک بود (0/05&gt;P).&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: به نظر می رسد که هیپوترمی ملایم اثرات مفیدی بر بقاء حیواناتی که دچار شوک خونریزی شده اند دارد. با وجود این که کلیه های سالم نقش حیاتی در حفظ مایعات بدن در طول شوک دارند ولی ظاهراً در رت هایی که دچار قطع عصب کلیوی شده اند در حضور هیپوترمی به مایع درمانی کمتری برای احیاء شوک خونریزی نیاز است و این یکی از اثرات مفید هیپو ترمی است. هم چنان مطالعات گسترده تری برای تأیید این موضوع لازم است.</description>
						<author>حمید فراهانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه اثر پرل شوید و دارونما در درمان هیپرلیپیدمی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=176&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه&lt;/strong&gt;: هیپرلیپیدمی یکی از عوامل خطر اصلی شناخته شده بیماری عروق کرونر است. با توجه به اهمیت هیپرلیپیدمی و لزوم درمان طولانی مدت آن، استفاده از دارویی که بتواند ضمن استفاده طولانی مدت عوارض کمتری داشته باشد، اهمیت پیدا می کند. این مطالعه به منظور مقایسه اثر پرل شوید با پلاسبو در درمان هیپرلیپیدمی صورت گرفته است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار&lt;/strong&gt;: این مطالعه به صورت یک کارآزمایی بالینی تصادفی دو سوکور بود که بر روی 65 بیمار مبتلا به هیپرلیپیدمی صورت گرفت. بیماران به صورت تصادفی به دو گروه مورد و شاهد تقسیم شدند. گروه مورد به مدت یک ماه رژیم غذایی توأم با پرل شوید و گروه شاهد یک ماه رژیم غذایی توأم با پلاسبو دریافت کردند. سطح چربی های سرم قبل و بعد از مطالعه اندازه گیری شد. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آزمون تی تجزیه و تحلیل گردید. 0/05&gt;P معنی دار در نظر گرفته شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتایج&lt;/strong&gt;: در این مطالعه اختلاف میانگین کلسترول، تری گلیسرید، HDL و LDL قبل و بعد از مداخله در گروه مورد از نظر آماری معنادار بود. اما در گروه شاهد فقط سطح HDL قبل و بعد از درمان تفاوت آماری معناداری داشت.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: نتایج این مطالعه نشان می دهد که شوید می تواند به عنوان یکی از داروهای مفید و مؤثر در درمان هیپرلیپیدمی مورد استفاده قرار گیرد.</description>
						<author>طوبی کاظمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>فراوانی آنتی ژن‌های لکوسیتی در بیماران دیابتی وابسته به انسولین در اراک</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=177&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: دیابت وابسته به انسولین یا دیابت نوع1 جزء بیماری های خود ایمن می باشد. فاکتورهای ژنتیکی از جمله برخی از ژن های کد کننده آنتی ژن های لکوسیتی در استعداد ابتلا به آن دخالت دارند. البته ارتباط بین دیابت و نوع آنتی ژن های لکوسیتی، به جمعیت (نژاد) مورد مطالعه بستگی دارد. هدف از این مطالعه تعیین آنتی ژن های لکوسیتی است که در استعداد ابتلا به دیابت وابسته به انسولین در جمعیت این منطقه جغرافیایی(اراک) نقش دارند. روش کار:در این مطالعه توصیفی که در آن از روش نمونه گیری آسان استفاده شده است، فراوانی آنتی ژن های لکوسیتی کلاس I وII در سال 1382 در31 بیمار مبتلا به دیابت وابسته به انسولین ( مراجعه کننده به کلینیک دیابت بیمارستان ولیعصر اراک) و 57 فرد سالم با زمینه نژادی و جغرافیایی مشابه، با روش میکرولیمفوسیتوتوکسیسیتی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: نتایج نشان داد که فراوانی آنتی ژن های لکوسیتی A2 (04/0p&lt;)، A3 (05/0p&lt;)، B21 (05/0p&lt;)، DR3 (01/0p&lt;) وDQ2(01/0p&lt;) در بیماران مبتلا به دیابت وابسته به انسولین در مقایسه با گروه کنترل به طور معنی داری بیشتر است. در مقابل فراوانی آنتی ژن های D‏R2 (04/0p&lt;)،DR7 (05/0p&lt;) و B53 (05/0p&lt;) در گروه کنترل بیشتر از بیماران دیابتی بود. نتیجه گیری: بین بروز آنتی ژن های لکوسیتی A2 ، A3 ، B21 ، DR3 و DQ2 و استعداد ابتلا به دیابت به طور مستقل ارتباط مثبت وجود دارد و خطر نسبی ابتلا به دیابت در افراد واجد این آنتی ژن ها بالا است. آنتی ژن های D‏R2 ، DR7 و B53 ممکن است در جلوگیری از ابتلا به دیابت وابسته به انسولین در جامعه مورد مطالعه دخالت داشته باشند. </description>
						<author>قاسم مسیبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی میزان دقت سنجش‌گر نای و مری در تعیین لوله گذاری صحیح</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=178&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه&lt;/strong&gt;: یکی از مهم ترین مهارت هایی که پزشکان و پرستاران باید فراگیرند وبه کار ببرند عمل لوله گذاری داخل تراشه می باشد. پس باید بر آموزش این مهارت تِِأکید کافی صورت گیرد. هدف از این پژوهش طراحی و به کارگیری وسیله ای است که توسط آن افراد غیرمجرب هم که جزو کادر بیهوشی نیستند قادر باشند در موارد اورژانس عمل لوله گذاری داخل تراشه را به طور صحیح انجام دهند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار&lt;/strong&gt;: دریک مطالعه مداخله ای نیمه تجربی ، تعداد 400 نفر بیماردر فاز 1مطالعات مداخله ای مورد لوله گذاری درون تراشه قرار گرفتند. مطالعه دربیمارستان های ولیعصر(عج) و امیرکبیر بر روی بیمارانی که تحت بیهوشی عمومی قرار داشتند صورت گرفت. بیماران در فاصله سنی 75-5 سال بودند. دراین مطالعه ، بیماران مبتلا به آسم و بیماری های انسدادی ریوی مزمن، بیماران قلبی و بیمارانی که تحت جراحی مغز و اعصاب قرار می گرفتند حذف شدند زیرا در بیماران ذکر شده مدت زمان لوله گذاری داخل تراشه حائز اهمیت بسیار است. وسیله ای که در این بررسی طراحی گردید ابتدا به لوله تراشه متصل شد. سپس جهت ارزیابی عملکرد این وسیله، لوله تراشه یک بار داخل مری و بعد داخل نای قرار گرفت. لازم به ذکر است که در طی این مدت به هیچ عنوان اکسیژن رسانی فرد مختل نگردید و میانگین زمان برای انجام این اعمال 12-10 ثانیه بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتایج&lt;/strong&gt;: درنگاه کلی، هر400 بار لوله گذاری درون نای که توسط وسیله مزبور انجام شد، درست صورت گرفته بود و همچنین تمامی مواردی که لوله تراشه درون مری قرار گرفت (400 مورد) نیز توسط این وسیله به درستی ارزیابی شد. در این مطالعه با کمک جریان خروجی هوا از ریه ها راحت ترین شیوه لوله گذاری داخل تراشه نیز ارائه شد. لازم به ذکر است که میانگین زمان لوله گذاری داخل نای از این طریق ، توسط یک فرد ماهر حداکثر 5 ثانیه می باشد و در ضمن هزینه ساخت این وسیله 1000 ریال برآورد شده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: با توجه به نتایج حاصله از این مطالعه می توان چنین بیان نمود که این وسیله در اورژانس بسیار مفید است و لوله گذاری اورژانس توسط آن تسهیل می گردد. این وسیله ارزان قیمت و قابل حمل است وبه نظر می رسد از تمام وسایل و دستگاه های دیگر برای تشخیص درستی یا نادرستی عمل لوله گذاری داخل تراشه که تا به حال گزارش شده، بهتر عمل می کند.</description>
						<author>احمدرضا مهاجرانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
