Azadegan R, Sohrabi F, Khanipour H, Robatmili S, Sabet M. The Mediating Role of Mentalization in the Relationship between Attachment Styles and Obsessive-Compulsive Disorder. J Arak Uni Med Sci 2026; 29 (1) :52-58
URL:
http://jams.arakmu.ac.ir/article-1-8012-fa.html
آزادگان رحمانه، سهرابی فرامرز، خانی پور حمید، رباط میلی سمیه، ثابت مهرداد. نقش میانجی ذهنیسازی در رابطه بین سبکهای دلبستگی و اختلال وسواسی- جبری ارتباطی. مجله دانشگاه علوم پزشكي اراك. 1405; 29 (1) :52-58
URL: http://jams.arakmu.ac.ir/article-1-8012-fa.html
1- دانشجوی دکتری روانشناسی عمومی، گروه روانشناسی عمومی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2- استاد، گروه روانشناسی بالینی، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران ، sohrabi@atu.ac.ir
3- دانشیار، موسسه تحقیقات تربیتی، روان شناختی و اجتماعی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
4- استادیار، دانشکده حکمرانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
5- دانشیار، گروه روانشناسی، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، رودهن، ایران
چکیده: (263 مشاهده)
مقدمه: اختلال وسواسی- جبری ارتباطی (Relationship obsessive-compulsive disorder) ROCD نوعی از اختلال وسواسی- جبری است که با وسواسها و اجبارهایی در مورد روابط صمیمانه مشخص میشود. پژوهش حاضر به بررسی نقش میانجی ذهنیسازی به عنوان یک سازوکار روان شناختی مهم در ارتباط بین سبکهای دلبستگی و علائم اختلال وسواسی- جبری ارتباطی میپردازد.
روش کار: این پژوهش توصیفی- همبستگی با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس بر روی 281 زوج متأهل در شهر تهران انجام شد. شرکتکنندگان پرسشنامههای سبکهای دلبستگی، مقیاس ذهنیسازی و پرسشنامه علائم وسواسی- جبری مرتبط با شریک زندگی (PROCSI) را تکمیل کردند. دادهها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدلیابی معادلات ساختاری تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که سبکهای دلبستگی ناایمن (اجتنابی و اضطرابی) با نمرات پایینتر ذهنیسازی و نمرات بالاتر علائم اختلال وسواسی- جبری ارتباطی همبستگی مثبت و معنادار داشتند، در حالی که سبک دلبستگی ایمن با نمرات بالاتر ذهنیسازی و نمرات پایینتر علائم اختلال وسواسی- جبری ارتباطی همبستگی منفی و معناداری نشان داد. تحلیل مدلیابی معادلات ساختاری حاکی از آن بود که ذهنیسازی به طور معناداری رابطه بین سبکهای دلبستگی و اختلال وسواسی- جبری ارتباطی را میانجیگری میکند. به عبارت دیگر، سبکهای دلبستگی ناایمن از طریق کاهش ظرفیت ذهنیسازی، به افزایش علائم اختلال وسواسی- جبری ارتباطی منجر میشوند.
نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش، نقش کلیدی ذهنیسازی را به عنوان یک مکانیسم روانشناختی در ارتباط بین سبکهای دلبستگی ناایمن و تجارب آسیبزای دوران کودکی با افزایش علائم اختلال وسواسی- جبری ارتباطی برجسته میسازد. این نتایج بر اهمیت ارزیابی و تقویت ظرفیت ذهنیسازی در کنار پرداختن به الگوهای دلبستگی و تاریخچه تروما در مداخلات درمانی برای زوجین مبتلا به اختلال وسواسی- جبری ارتباطی تأکید دارد.
نوع مطالعه:
پژوهشي اصیل |
موضوع مقاله:
روانپزشکی دریافت: 1404/2/28 | پذیرش: 1404/8/18